حمله برای کنترل تنگه‌ «تحت کنترل»!/ اصلاح شجاعانه یک تصمیم غلط/ نظر علی مطهری درباره صداوسیما

گروه سیاسی الف،   4050611015

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

حمله برای کنترل تنگه‌ «تحت کنترل»!/ اصلاح شجاعانه یک تصمیم غلط/ نظر علی مطهری درباره صداوسیما

حمله برای کنترل تنگه‌ «تحت کنترل»!

روزنامه خراسان نوشت:

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، شب گذشته اعلام کرد نیروهای این کشور حمله به اهدافی متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در داخل ایران را آغاز کرده‌اند. سنتکام مدعی شد این عملیات در واکنش به اقدامات سپاه علیه کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و نیروهای نظامی آمریکا در منطقه انجام شده است.بیانیه تازه سنتکام، پیش از هر چیز، ادعاهای چند روز اخیر دونالد ترامپ را رسوا می‌کند.

رئیس‌جمهور آمریکا بارها مدعی شده بود تنگه هرمز کاملاً در اختیار نیروهای آمریکایی قرار گرفته و واشنگتن کنترل این آبراه را به دست گرفته است؛ اما حمله دوباره به ایران با هدف مهار اقدامات سپاه، نشان می‌دهد کنترل واقعی تنگه همچنان در اختیار ایران است و ادعای ترامپ چیزی جز مصرف تبلیغاتی نداشته است.اگر آمریکا بر هرمز مسلط بود، دیگر نیازی نداشت برای متوقف‌کردن عملیات ایران، اهدافی را صدها کیلومتر دورتر و در داخل خاک کشور بمباران کند. واشنگتن زمانی به خاک ایران حمله می‌کند که نتوانسته در خود تنگه، معادله را تغییر دهد. بنابراین حمله شب گذشته نه نشانه اقتدار آمریکا، بلکه واکنشی عصبی به حفظ ابتکار عمل ایران در هرمز است.

ترامپ تلاش کرده با تکرار روایت «کنترل کامل تنگه»، شکست میدانی آمریکا را پشت یک پیروزی رسانه‌ای پنهان کند؛ اما بیانیه سنتکام عملاً همان چیزی را تأیید کرد که کاخ سفید می‌کوشید انکار کند: ایران همچنان بازیگر تعیین‌کننده تنگه است و آمریکا هنوز برای تغییر این واقعیت می‌جنگد.

راه نجات ترامپ از بن‌بست جنگ ایران

جمهوری اسلامی نوشت:

ترامپ و حزب جمهوريخواه آمريکا علاوه بر مشکلات اقتصادي که در اثر تحميل جنگ غيرقانوني بر ايران دامن‌گيرشان شده اکنون نگران انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره و سنا که قرار است در آبانماه برگزار شود نيز هستند. جنگ عليه ايران، شانس جمهوريخواهان را در اين انتخابات بشدت کاهش داده و اکنون ترامپ نمي‌داند با ادامه جنگ مي‌تواند به يک پيروزي برسد تا بتواند سرنوشت انتخابات را تغيير دهد يا باز هم دچار شکست خواهد شد و شانس رقباي دموکرات خود را افزايش خواهد داد. اين نگراني، ترامپ را از مشکلات ناشي از ناکامي‌هايش در جنگ بيشتر رنج مي‌دهد به ويژه که فرماندهان ارشد ارتش آمريکا در گزارش محرمانه‌شان نسبت به ادامه جنگ نظر منفي داده‌اند و با زبان فني به او فهمانده‌اند که در بن‌بست قرار دارد.

راه نجات ترامپ از اين بن‌بست اينست که به امضاي خود که پاي تفاهم‌نامه اسلام‌آباد گذاشته پاي‌بندي نشان دهد. اجرائي شدن اين تفاهم‌نامه از اين نظر که ترامپ را از بن‌بست جنگ ایران نجات مي‌دهد به نفع او خواهد بود.

*****

رئیس‌جمهور و اصلاح شجاعانه یک تصمیم غلط

روزنامه قدس نوشت:

صحبت‌های چند شب پیش رئیس جمهور نشان داد دولت تصمیمی برای شوک‌درمانی ندارد و به اقدام‌های تدریجی بسنده می‌کند. مسعود پزشکیان در گفت‌وگوی تلویزیونی چند شب پیش اعلام کرد می‌خواهیم نرخ سهمیه سوم را به ۱۰هزار تومان افزایش دهیم. به نظر می‌رسد این تصمیم ادامه همان تصمیم آذر ماه سال گذشته است که بنزین را سه‌نرخی کرد و مقرر شد هر سه ماه یک ‌بار نرخ سوم افزایش پیدا کند.

در عالم سیاست، یکی از مهم‌ترین مخاطرات پیش رو، منیت و لجاجت بر سر تصمیم غلط است. ازاین‌رو هر سیاستمداری که از تصمیم غلط عقب‌نشینی کند نشان داده در دام منیت و غرور نیفتاده است. اقدام رئیس جمهور در اصلاح و تغییر تصمیم غلط بنزینی از جهت سیاسی و اخلاقی بسیار ارزشمند است و متأسفانه کمتر در هیاهوی اخبار ریز و درشت این روزها دیده شد.

جا دارد از دکتر پزشکیان بابت اصلاح تصمیمی که می‌توانست پیامدهای غلطی داشته باشد قدردانی کنیم. صد البته موضوع بنزین فراتر از تصمیم فعلی در افزایش تدریجی نرخ سوم، نیازمند اقدام‌های مکملی است که باید در مدیریت مصرف انجام شود اما در هر حال اصلاح تصمیم غلط و جرئت و شجاعت بازگشت از مسیر غلط، بسیار ارزشمند است و جای قدردانی از رئیس جمهور محترم دارد.

****

استقلال در برابر آمريكا يا استقلال از آمريكا؟

اعتماد نوشت: 

آيا استقلال به معناي ايستادن و ستيز دايمي در برابر امريكاست يا به معناي آنكه بتوانيم مستقل از امريكا تصميم بگيريم؟ اين دو مفهوم، اگرچه در ظاهر نزديك به يكديگرند، در عمل تفاوتي بنيادين دارند. «استقلال در برابر امريكا» ممكن است به اين معنا باشد كه امريكا همچنان محور اصلي تعريف سياست خارجي ما باشد؛ هر تصميم واشنگتن، موضوع اصلي محاسبات تهران شود و بخش مهمي از هويت سياسي ما در مخالفت با آن قدرت شكل بگيرد، اما «استقلال از امريكا» معناي ديگري دارد: امريكا يكي از متغيرهاي مهم محيط بين‌المللي ما باشد، اما تعيين‌كننده تصميم‌هاي ايران نباشد. اين تفاوت را شايد بتوان با تجربه چين بهتر فهميد. چين در دوران مائو، بخش مهمي از سياست خارجي و هويت سياسي خود را مبتني بر راهبرد انقلابي بر مبارزه با امپرياليسم و مقابله با امريكا بنا كرده بود. چينِ انقلابي، خود را در برابر نظامي مي‌ديد كه آن را نماد سلطه جهاني مي‌دانست و در ادبيات سياسي ماركسيست لنينيستي، مبارزه با امپرياليسم به يكي از پايه‌هاي مشروعيت سياسي تبديل شده بود، اما اين رويكرد، در كنار مجموعه‌اي از سياست‌هاي اقتصادي و داخلي، چين را براي سال‌ها در مسير فقر، انزوا، وابستگي به مسكو و انسداد توسعه در داخل قرار داد.

پس از مائو، دنگ شيائوپينگ با يك تغيير بنيادين در پرسش حكمراني روبه‌رو شد. پرسش اصلي ديگر اين نبود كه چگونه امريكا را شكست دهيم؛ پرسش اين بود كه چگونه چين را قدرتمند و مردم را برخوردار از رفاه و آموزش و بهداشت كنيم؟ اين تغيير پرسش، به تغيير راهبرد انجاميد. چين درهاي اقتصاد خود را به روي جهان گشود، سرمايه و فناوري خارجي را جذب كرد، مناسبات اقتصادي خود را گسترش داد و حتي روابط خود با امريكا را از ميدان تقابل ايدئولوژيك به عرصه همكاري، رقابت و تامين منافع ملي منتقل كرد، اما اين گشايش به معناي وابستگي چين به امريكا نبود.

برعكس، چين مي‌خواست از همه ظرفيت‌هاي جهان براي ساختن قدرت نرم و سخت خود استفاده كند. چين نه امريكايي شد و نه از استقلال خود دست كشيد، بلكه از دشمني دايمي با امريكا به ساختن قدرت مستقل خود روي آورد.

****

چین چگونه پای ایران می‌ایستد؟

اطلاعات نوشت: 

 تاکید جدید پکن بر صیانت از منافع خود در ایران و رد قاطع تحریم‌های آمریکا نشان می‌دهد که چین ابعاد ژئوپلیتیک پایداری ایران در برابر آمریکا را به خوبی درک کرده است. جمهوری اسلامی ایران با پایداری در دفاع از خود و جلوگیری از پیروزی آسان و برق آسای آمریکا، نقشی کلیدی در تضعیف اعتبار و جایگاه هژمونیک آمریکا و لطمه به ذخایر راهبردی نظامی- اقتصادی آن به عنوان ابرقدرت اصلی رقیب چین داشته است. این یک واقعیت ژئوپلیتیک غیرقابل انکار است که تا زمانی که ایران در غرب آسیا به‌عنوان یک وزنه قوی، بخش عظیمی از تمرکز نظامی، تسلیحاتی، مالی و دیپلماتیک ایالات متحده را به خود مشغول می‌دارد، آمریکا توان «تمرکز کامل بر مهار چین در شرق آسیا» و طرح جدی موضوع تایوان را ندارد. 
بر این اساس و با تکیه بر موضع قاطع اخیر چین در رد تحریم‌ها، لازم است دستگاه دیپلماسی ایران به طور فعالانه با پکن وارد مذاکره شود. موضع تازه پکن نشان می‌دهد فضای چانه‌زنی ایران ارتقا یافته است؛ لذا ایران باید نه به عنوان یک «بازیگر تحت تنگنا» بلکه به عنوان یک «شریک تعیین‌کننده در موازنه منطقه‌ای» وارد مذاکره شود.

****

موساد، مربی تجزیه‌طلبان

وطن امروزنوشت:

گروهک‌های کرد تروریست تجزیه‌طلب ضدایرانی سال‌ها در محاسبات امنیتی صهیونیست‌ها علیه ایران قرار داشتند تا اینکه سال ۲۰۲۵ تلاش‌های اشغالگران برای آماده‌سازی این گروهک‌ها تشدید شد، طوری که بنا بر گزارش‌های منتشرشده توسط الجزیره، مقام‌های صهیونیست از اردوگاه‌های گروهک‌های مسلح در اقلیم کردستان عراق بازدید می‌کردند و تسلیحات در اختیار آنها قرار می‌گرفت.
بنابراین رابطه رژیم صهیونیستی و گروهک‌های کرد را باید بخشی از یک محاسبه راهبردی قدیمی‌تر دانست. تل‌آویو سال‌ها به این گروهک‌ها به چشم ابزاری برای فشار بر ایران نگاه کرده بود و جنگ اخیر فرصتی ایجاد کرد این همکاری از سطح اطلاعاتی و پشتیبانی محدود، به یک سناریوی نظامی بزرگ‌تر ارتقا یابد.

پیش‌تر نیز رسانه صهیونی وای‌نت در گزارشی فاش کرد موساد صراحتا از گروهک‌های مسلح کرد خواسته بود پرچم سلطنت‌طلبی پهلوی را به اهتزاز درآورند و خود نیز این پرچم‌ها را تأمین کرده بود! این نشان می‌دهد سلطنت‌طلبان و پهلوی، به رغم همه شعارهایی که می‌دهند، در اصل بخشی از همان پروژه تجزیه‌طلبانه‌ای هستند که رژیم صهیونیستی برای ایران می‌خواهد؛ پروژه‌ای که در آن تجزیه‌طلبان و جریان‌های سلطنت‌طلب به عنوان ابزارهای مکمل برای تضعیف یکپارچگی و ایجاد هرج ‌و مرج داخلی به کار گرفته می‌شوند.

****
دورهمی یک‌چهارم اقتصاد جهان در قرقیزستان

فرهیختگان نوشت:

از منظر اقتصادی، مقیاس کشور‌های عضو قابل‌توجه است. بر اساس داده‌های بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی اسمی چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۹.۵ تریلیون دلار، هند حدود ۴ تریلیون دلار و روسیه حدود ۲.۶ تریلیون دلار بوده است. اقتصاد پاکستان حدود ۴۰۷ میلیارد دلار، ایران حدود ۳۶۳ میلیارد دلار، قزاقستان حدود ۳۰۶ میلیارد دلار و ازبکستان حدود ۱۴۷ میلیارد دلار برآورد شده است. با افزودن اقتصاد‌های کوچک‌تر بلاروس، قرقیزستان و تاجیکستان، مجموع GDP اسمی اعضای شانگهای به حدود ۲۷ تریلیون دلار یا معادل نزدیک به یک‌چهارم اقتصاد جهان می‌رسد. 

این اعداد نشان می‌دهد شانگهای بخش بزرگی از اقتصاد‌های درحال‌رشد و اقتصاد‌های دارای منابع انرژی و مواد خام است که در یک چهارچوب نهادی مشترک گرد هم آمده‌اند. اهمیت بلندمدت سازمان از همین نقطه آغاز می‌شود. شانگهای در حال ایجاد یک شبکه همکاری است که حوزه‌های مختلفی از تجارت و سرمایه‌گذاری تا انرژی، حمل‌ونقل، فناوری، امنیت و اتصال زیرساختی را در برمی‌گیرد. در اسناد رسمی سازمان نیز بر همکاری اقتصادی، اتصال منطقه‌ای، انرژی و ایجاد نظم بین‌المللی و چندقطبی تأکید شده است. بیانیه شورای وزیران خارجه سازمان در سال ۲۰۲۶ صراحتاً از افزایش نقش کشور‌های جنوب جهانی، ظهور مراکز جدید اقتصادی و سیاسی و حرکت به‌سوی یک نظم جهانی چندقطبی سخن می‌گوید.

این مسئله در نشست بیشکک نیز خود را در حوزه زیرساخت نشان داد. برنامه اقدام برای توسعه بنادر و مراکز لجستیکی در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ از جمله اسناد تصویب شده در این نشست بود. این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد، زیرا آینده قدرت اقتصادی در اوراسیا صرفاً به میزان تولید کشور‌ها وابسته نیست، بلکه به توانایی آن‌ها برای جابه‌جایی کالا، انرژی و سرمایه میان بازار‌های بزرگ نیز بستگی دارد. به اعتقاد کارشناسان، اگر همکاری میان اعضای شانگهای در زمینه بنادر، راه‌آهن، جاده، گمرک، لجستیک و کریدور‌های تجاری تقویت شود، این سازمان می‌تواند به‌تدریج نقش بیشتری در شکل‌دهی به جغرافیای تجارت اوراسیا ایفا کند.

****

پخش ویدیوی انتقاد پزشکیان از جبلی کار درستی نبود

علی مطهری به خبرآنلاین گفته است:

در جلسه هیئت دولت... رئیس‌جمهور به خیلی از اعضا تذکراتی می‌دهد و ضرورتی ندارد که در رسانه‌ها مطرح شود. ولی به‌طور کلی، صداوسیما باید مواضع دولت را هم منعکس کند؛ مثلاً درباره همین بحث تفاهم‌نامه، نظراتی که دولت دارد را هم منتشر کند و این‌طور نباشد که بیشتر از یک گروه فکری دعوت کند. برخی افراد، مخالفتشان با صداوسیما جنبه سیاسی دارد تا جنبه محتوایی. صداوسیما در طول دوره جنگ، یعنی از نهم اسفند تا امروز، در مجموع عملکردش خوب بوده و آن شور و هیجان و حماسه را در کشور حفظ کرده و وحدت و انسجام را تقویت کرده است. البته هر کسی که مدیر باشد، بالاخره نمی‌تواند توقعات همه گروه‌ها و افراد را برآورده کند.  

 شما هرچقدر هم که مدیر عوض کنید، باز یک عده‌ای ناراضی‌اند. تنها ایرادی که من به صداوسیما دارم، همین است که از همه جریان‌های فکری استفاده نمی‌کند؛ بیشتر تریبون یک جریان فکری بوده و این خوب نیست.  اگر یک اصلاحی در این جهت انجام بدهند، به نظر من صداوسیما مشکل اساسی ندارد. البته در مسائل فرهنگی هم عملکرد ضعیفی دارد و خیلی کارها را می‌تواند انجام بدهد که انجام نمی‌دهد.

بسیاری از معضلات فرهنگی و آسیب‌های اجتماعی از طریق صدا و سیما می‌تواند کاهش پیدا کند. در انتقال معارف اسلامی هم می‌تواند قوی‌تر باشد. به طور مثال این همه صوت از شهید مطهری که مورد توصیه مکرر امام خمینی و رهبر شهید بوده است وجود دارد که می‌تواند در مناسبت‌های مختلف آن‌ها را پخش کند اما از این کار خودداری می‌کند. حتی صوت و فیلم از امام خمینی(ره) هم خیلی کم پخش می‌شود. این روش‌ درست نیست.

****

دیوار کوتاه بازنشستگان تامین اجتماعی

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: 

 نمی‌توان این واقعیت تلخ را نادیده گرفت که بی‌توجهی به هزینه کردن صحیح بودجه و خودداری از حذف کردن زوائد یکی از دلایل پدید آمدن مشکلاتی از قبیل به تعویق افتادن مابه‌التفاوت حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی است. همه قبول دارند که به تعویق افتادن 6 ماهه پرداخت مابه‌التفاوت حقوق قشر ضعیف بازنشستگان تأمین اجتماعی و بعد از این مدت طولانی اقدام به پرداخت مابه‌التفاوت یکماه و بلاتکلیف رها کردن مابه‌التفاوت یکماه دیگر بهیچوجه منطقی نیست و مسئولین باید برای چنین مشکلی راهی پیدا کنند که مانع تکرار آن شود.

 ساده‌ترین و در عین حال عملی‌ترین راه اینست که در تقسیم و هزینه کردن بودجه مدیریت شود. منظور از مدیریت اینست که اولاً بودجه‌های غیرضروری مانند آنچه برای دستگاه‌های آویزان، بی‌خاصیت و سفارشی در نظر گرفته می‌شود حذف شود و پول کشور فقط به اموری اختصاص یابد که مفید و ضروری هستند. فعلاً درصدد نام بردن از مصادیق دستگاه‌های آویزان، بی‌خاصیت و سفارشی نیستیم هرچند بارها از آنها نام برده شده و از دولت خواسته شده ردیف مربوط به آنها را حذف کند ولی «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من – آنچه البته به جائی نرسد فریاد است».

ثانیاً در تخصیص بودجه به دستگاه‌ها و تقدم زمانی آنها نیز باید اِعمال مدیریت شود و از سفارشی و فرمایشی عمل کردن در این زمینه اجتناب گردد. می‌دانیم که اِعمال نفوذ در تخصیص بودجه یکی از عوامل اصلی تبعیض‌هاست و در چنین چرخه معیوبی طبعاً قشر بازنشسته که دستش به جائی بند نیست به ردیف آخر صف دریافت‌کنندگان بودجه رانده می‌شود.داستان شستا و شرکت‌های تحت مالکیت سازمان تأمین اجتماعی و امکانات زیادی که متعلق به بازنشستگان هستند ولی در اختیار آنها قرار ندارند، ماجرای غمباری است که پرداختن به آن فرصت دیگری را می‌طلبد.