واژه های ممنوعه در کلامِ مسئولان

غلامرضا بنی اسدی، گروه سیاسی الف،   4050607001 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
واژه های ممنوعه در کلامِ مسئولان

صداقت را در گفتار و رفتار مسئولان باید ارج نهاد. هیچ عاملی نباید این صدق را به سمت هرگونه کذبی سوق دهد اما... باز هم یک اما در میان است؛ اما باید همه راست ها را کلمه کرد و به زبان آورد؟ آیا در استخدام کلمات نباید حساسیت ورزید؟

 به گمان من همان طور که در استخدام افراد، حساسیم و هسته گزینش تشکیل می دهیم و زندگی فرد را شخم می زنیم باید در انتخاب کلمات هم حساسیت به خرج دهیم تا عکس مقصود ما را نتیجه ندهد. متاسفانه در گفتار برخی مسئولان محترم، کلماتی به کار گرفته می شود که هرگز نباید بر زبان جاری شود.

 اصلا زلال نیست جریان این کلمات که کدر می کند ذهن مخاطب را. از این جمله است کلمه « گرسنگی» که در شرح وضعیت جامعه در کلام برخی مسئولان محترم سابق و لاحق، به کار رفته است.

 نه دقیق است و نه درست و نه راست. ما « کمبود» داریم یعنی « بود» هامان «کم» است ولی به قحطی که- خدای نکرده- دچار نیستیم که « گرسنگی» شکل بگیرد. داشته هامان گران است اما در میانه« بدتر» که نبود است و « بد» که گرانی است ما گرفتار دومی هستیم. خوب نیست این اما در برابر «نبود» حتما بهتر است. 

یک متاسفانه دیگر هم باید اضافه کرد؛ همان طور که برخی خود خاص پندار های هیجانی و عصبانی، با روایت سازی های دشمن خواسته، پیروزی های درخشان میدان و موفقیت های دیپلماسی را شکست نمایی می کنند، برخی مسئولان هم در بیان صادق، گرفتار ارسال پیام های ناصادق می شوند. صداقت در بیان یعنی دیدن واقعیت ها و چالش ها. یعنی توجه داشتن به تحریم ها و محاصره ها و نتایج ناگزیر جنگ اما پیام های ناصادق این است که تصویری فروریخته از جامعه ارائه کنیم. سفره های کوچک را « گرسنگی» معنا گذاری کنیم. گرسنگی را به هر خطی که بنویسیم، عزتمندانه نیست.

 ما تربیت شدگان نظام معرفتی هستیم که از دیرباز در گوشِ هوشِ ما خوانده است:« مرد غیرت ندهد آبروی فقر به باد/ روزه نیت کند آنجا که نانش نرسد». ما فرزند رمضانیم و روزه را می فهمیم. نسبت معرفتی هم ما را در جایگاه فرزندان عاشورا صاحب شناسنامه می کند. آن روز و در آن محاصره، حسینیان فقط تشنه نبودند، گرسنه هم حتما بودند اما کسی صدای گرسنگی را نشنید چون طلب نان کردن را با کرامت در تضاد می بینیم. نان را دیگران پخته اند اما آب را خدا نازل فرموده است و کسی در خلق آن صنعتگری نکرده است پس حق داریم طلب آب کنیم و این هرگز با عزت در تضاد نیست.

 تشنگی را می شود فریاد زد و آب ندادن را در سیاهه رفتار غیر انسانی دشمن هم فهرست کرد اما سخن از گرسنگی کردن به نوعی پذیرفتن تفوق دشمن است. اما این نیست. نه دشمن توانسته ما را بشکند و نه گرسنه مانده ایم.

 اگر ملت و دولت- حاکمیت، به هم اعتماد کنند با همین سفره های کوچک شده هم می توانیم تا فردای بزرگی، سرپا بایستیم. 

 ما به صداقت نیاز حیاتی داریم. روراستی خود پیشران اعتماد است اما در روایت این راستی باید از ادبیاتی استفاده کرد که نگهبانِ صداقت رفتار ملی ما باشد.....