معادن و مواد اولیه، مؤلفه های قدرت در جهان امروز

عرفان روزبهانی، گروه اقتصادی الف،   4050601037
معادن و مواد اولیه، مؤلفه های قدرت در جهان امروز

معدن و مواد اولیه، «زیربنای مطلق» قدرت وتوسعه اقتصادی در جهان امروز هستند. تبدیل مواد اولیه و عناصر حیاتی معدنی به قدرت ژئوپلیتیک و ابزار توسعه اقتصادی و تجارت، جایگاه کشورها در هرم قدرت جهان امروز را تعیین میکند. بخش عمده ای از عملکرد دولت مدرن از طریق آنها انجام می شود. در قرن بیستم، نفت با نیرو بخشیدن به صنعت،حمل ونقل و جنگ، ژئوپلیتیک را شکل داد. امروزه، عناصر معدنی در حال ایفای نقشی مشابه است. سیستم های هوش مصنوعی و مراکز داده و مراکز محاسباتی به مواد معدنی نظیر مس و عناصر نادر حیاتی برای کارایی بالا متکی هستند.

با توسعه فناوری و تغییر ماهیت رقابتها و فرآیندهای جهانی در عصر حاضر، شاهد تغییر در عناصر قدرت در سطح بین الملل هستیم. قدرت نظامی یا سیاسی و یا نفوذ فرهنگی و نرم دیگر لزوما به عنوان عناصر اساسی قدرت در جهان امروز شناخته نمیشوند. با ایجاد نظم مبتنی بر اقتصاد و تجارت در جهان امروز و تعیین اولویتها، منافع و سیاستهای کشورها بر این اساس، عناصر قدرت در جهان امروز شامل سه عنصر اساسی فناوری-انرژی-مواد می باشد. استفاده از این عناصر به منظور حفظ قدرت داخلی و خارجی و امنیت پایدار در جهان امروزی ضروری است. ناتوانی در تامین پایدار در این سه حوزه و وابستگی به خارج از مرزها منجر به افول قدرت و تهدید امنیت و منافع ملی ملتها و دولتها میشود. بهعنوان مثال به خودروی برقی تسلا فکر کنیم:

امروزه معادن و مواد اولیه نقشی محوری در تعیین مرزهای قدرت در جهان ایفا میکنند و از کالاهای صرفاً اقتصادی به ابزاری راهبردی برای رقابت ژئوپلیتیکی، بویژه در حوزههای فناوری پیشرفته و انرژی، تبدیل شده اند. مواد اولیه، پایهی مادیِ انکارناپذیر انقلاب فناورانه کنونی، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، علوم داده و صنایع نظامی را تشکیل می‌دهند و در این حوزهها با دو مؤلفهی انرژی و فناوری پیوندی تنگاتنگ دارند. مواد اولیه ثابت کردهاند که نه تنها یک کالا، بلکه سنگبنای منازعهی قدرت مدرن میان ابرقدرتها در سطح بینالملل هستند. توانایی تأمین دسترسی به مواد اولیه، کنترل بر زنجیرههای تأمین آنها و حفاظت از زیرساخت های وابسته است که معدن را به شاخصهای کلیدی برای قدرت ملی در جهانی تبدیل کرده است.

در قرن ۲۱، معدن و مواد اولیه بهعنوان پل ارتباطی میان دنیای دیجیتال و دنیای مادی عمل میکنند. راهاندازی مراکز داده یا قطعات با فناوری بالا، به حجم عظیمی از فلزات و مواد اولیه نیازمند است. به عنوان مثال، مس و گالیوم دو عنصر کلیدی در زنجیره تأمین هوش مصنوعی هستند، اما نقش‌های کاملاً متفاوتی ایفا می‌کنند. مس، زیربنای فیزیکی مراکز داده را تشکیل می‌دهد، در حالی که گالیوم، قلب نیمه‌رساناهای پیشرفته است. مس زیرساخت فیزیکی (سیم‌ها، کابل‌ها، خنک‌کننده‌ها) و گالیوم زیرساخت نیمه‌رسانا (تراشه‌های کارآمد و قدرتمند) هوش مصنوعی را تشکیل می‌دهند. کمبود یا اختلال در تأمین هر یک، می‌تواند پیشرفت این فناوری را با چالش جدی مواجه کند. 

یک مجتمع بزرگ مرکز داده ممکن است به اندازه تولید یک معدن متوسط در طول یک سال به مس نیاز داشته باشد. در سال ۲۰۲۶، برآوردها نشان می‌دهد که ساخت خود مراکز داده در سراسر جهان حدود ۳۰۰,۰۰۰ تا ۷۰۰,۰۰۰ تن مس جذب می‌کند. این رقم تقریباً معادل کل رشد سالانه تقاضای مس در جهان است . همچنین پیش‌بینی می‌شود تقاضای مس مراکز داده در سال ۲۰۲۶ حدود ۴۷۵,۰۰۰ تن باشد .

نقش معادن در توسعه هوش مصنوعی و مراکز داده، نقشی زیربنایی و حیاتی است و فراتر از یک تأمین‌کننده ساده مواد اولیه عمل می‌کند. این نقش در دو لایه اصلی قابل بررسی است: تأمین مواد معدنی حیاتی و بازچرخانی زیرساخت‌ها. این نقش، تقاضای فزاینده برای مواد معدنی خاص است که مراکز داده و هوش مصنوعی را می‌سازند. معادن نه‌تنها مواد اولیه مورد نیاز برای عصر هوش مصنوعی را فراهم می‌کنند، بلکه با بازچرخانی زیرساخت‌های موجود و شکل‌دهی به رقابت‌های ژئوپلیتیکی جدید، نقشی محوری در سرعت، هزینه و امنیت این تحول عظیم ایفا می‌کنند.

در نهایت، معادن نه‌تنها مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت عصر هوش مصنوعی را فراهم می‌کنند، بلکه با بازچرخانی زیرساخت‌های موجود و شکل‌دهی به رقابت‌های ژئوپلیتیکی جدید، نقشی محوری در سرعت، هزینه و امنیت این تحول عظیم ایفا می‌کنند.

 این تحولات به ویژه برای کشورهایی که قصد دارند در آینده استقلال و امنیت ملی خود را حفظ کنند بسیار پراهمیت است. درصورت بیتوجهی و عقبافتادگی در رقابت بر سر تامین مواد اولیه معدنی، وابستگی به قدرتهای دیگر در این حوزه باعث افول در مزیت رقابتی اقتصاد ابرقدرتها در عصر جدید خواهد شد.