نخستین سخنرانی شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد کجا انجام شد؟

  4050531075

محمدرضا پهلوی نخستین سخنرانی خود پس از کودتای ۲۸ مرداد را سوم شهریور ۱۳۳۲ در اتاق بازرگانی انجام داد؛ انتخابی که در بستر صف‌بندی اجتماعی آن دوره میان صاحبان سرمایه و صنایع با نیروهای کارگری و چپ، قابل تأمل است.

نخستین سخنرانی شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد کجا انجام شد؟

به گزارش فارس، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود؛ رویدادی که می‌توان تاریخ حکومت پهلوی دوم را به پیش و پس از آن تقسیم کرد و از این منظر، اهمیت ویژه‌ای در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران دارد.
 
یکی از مهم‌ترین حامیان کودتای ۲۸ مرداد، طبقه زمین‌دار و صاحبان صنایع بودند؛ گروه‌هایی که در آن مقطع از پایگاه‌های اصلی حمایت از سلطنت به شمار می‌رفتند. اهمیت این حمایت به اندازه‌ای بود که محمدرضا پهلوی پس از بازگشت به ایران، نخستین سخنرانی خود را در سوم شهریور ۱۳۳۲ در جمع اعضای اتاق بازرگانی و شورای عالی اتحادیه بازرگانی انجام داد.
 
محمدرضا پهلوی در این سخنرانی با اشاره به وقایع ۲۸ مرداد اظهار داشت: خداوند مملکت ایران را نگاه داشت و امیدوارم ملت ایران را بیشتر قرین سعادت نماید. خوشبختانه قیام ۲۸ امرداد نشان داد که امتیاز طبقاتی در ایران نیست، یعنی در این روز تمام طبقات ملت ایران، زن و مرد، غنی و فقیر، پاسبان و سرباز و ژاندارم و افسر، همه با هم قیام کردند، در صورتی که هیچ یک از دیگری اطلاعی نداشتند و نقشه قبلی طرح نکرده‌بودند. یک مرتبه قاطبه مردم قیام کردند، و نمی‌خواهم وارد بحث علت قیام شوم.
 
این اظهارات شاه فراری پس از بازگشت به ایران، تلاش می‌کند روایت خود از ۲۸ مرداد را در تقابل با نگاه طبقاتی جریان‌های چپ قرار دهد؛ جریان‌هایی که بر اساس ادبیات مارکسیستی، بر تضاد و نزاع طبقاتی و حمایت از جنبش‌های کارگری تأکید داشتند.
شاه در مقابل، با بهره‌گیری از ادبیاتی پوپولیستی و پیوند زدن آن با مفاهیم و باورهای دینی، ۲۸ مرداد را نه به عنوان یک کودتا، بلکه به عنوان قیامی فراگیر از سوی همه اقشار جامعه معرفی می‌کند. او در همین چارچوب، وقوع این رویداد را به لطف و اراده الهی نسبت می‌دهد و تلاش دارد از آن تصویری فراتر از منازعات سیاسی و طبقاتی ارائه دهد؛ روایتی که در نهایت به توجیه و مشروعیت‌بخشی به نتیجه کودتای ۲۸ مرداد منتهی می‌شود.
تقابل مصدق به همراه جریان‌های کارگری علیه صاحبان صنایع
 
یکی از مسائل مهم، تحولات سال پایانی دولت محمد مصدق و نزدیکی بیشتر او به حزب توده است. مصدق در دوره نخست نخست‌وزیری خود روابط مناسبی با نیروهای مذهبی و روحانیت داشت، اما پس از وقایع ۳۰ تیر و بازگشت به نخست‌وزیری، به‌تدریج به جریان‌های چپ و حزب توده نزدیک‌تر شد.
 
این تغییر رویکرد همزمان با تحولات بین‌المللی و تغییر دولت‌ها در لندن و واشنگتن، از جمله بازگشت وینستون چرچیل به نخست‌وزیری انگلیس و روی کار آمدن دوایت آیزنهاور در آمریکا، صورت گرفت که مصدق سعی داشت خودش را به شوروی نزدیک کند.
 
همچنین، مصدق تلاش داشت با نزدیک شدن به جنبش‌های کارگری و بهره‌گیری از ظرفیت اجتماعی و اعتراضی آنها، زمینه‌ای برای تقویت پایگاه سیاسی خود فراهم کند؛ ظرفیتی که می‌توانست در آینده، در صورت تشدید اختلافات با شاه، به عنوان یک نیروی میدانی در برابر دربار و حامیان سلطنت مورد استفاده قرار گیرد.
 
در یک سال پایانی دولت مصدق، حزب توده و اتحادیه‌های کارگری از ظرفیت اجتماعی و اعتراضی قابل توجهی برخوردار شدند و اعتصاب‌های متعددی در بخش‌های مختلف اقتصادی و صنعتی کشور شکل گرفت. از جمله مهم‌ترین این اعتصاب‌ها می‌توان به اعتصاب کارگران کبریت‌سازی ممتاز، کارگران کفاشی ایران، صنایع پشم اصفهان، کوره‌پزخانه‌های جنوب، صنعت نفت آبادان، کارگران سیلو و کنسروسازی شاهی اشاره کرد.
 
در چنین شرایطی، صاحبان صنایع و بازرگانان نیز به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اجتماعی حامی سلطنت تبدیل شدند. این گروه‌ها که منافع اقتصادی خود را در نهادهایی همچون اتاق بازرگانی دنبال می‌کردند، به حامیان کودتای آمریکا-انگلیسی تبدیل شدند.