به جای گران سازی، ارزها را از مفسدان پس بگیرید !
روزنامه اطلاعات نوشت:
سوال بزرگ این روزها این است: در شرایطی که کشور تحت محاصره اقتصادی است وبه گفته رئیس جمهوری، کشور با کاهش درآمد وکمبودارز روبروست، نرخ تورم وقیمت ها رو به افزایش است وبه گفته بخش خصوصی اثرات این موضوع ممکن است تا سه ماه دیگر روی موجودی برخی کالاهای اساسی و دارو آشکار شود، راه حل فوری وآسان دسترس این مشکلات چیست؟
دولت متاسفانه تاکنون راه حل جبران این کسری بودجه ومنابع ارزی را در گران کردن همه چیز یافته وشاهدیم که بهای همه چیز از کارمزد خدمات بانکی گرفته تا آب وبرق وگاز و گوشت وبرنج ومرغ ولبنیات وروغن ولوازم خانگی وبسته های اینترنت ومکالمه با تلفن همراه وثابت وشاید امروز یا فردا، بنزین وغیره وغیره افزایش یافته یا درحال افزایش است.
درمقابل هم اقدامات حمایتی دولت از مردم یا متوقف شده یا درحال کاهش است که نمونه آن، امروز و فردا کردن در افزایش رقم کالابرگ الکترونیک وبهانه جویی برای کاهش مشمولا ن آن با مسایلی چون احراز محل سکونت ومسایلی شبیه آن است.
بااین همه، راه حل جبران کسری بودجه ومنابع ارزی درست روبروی دولت وسران قوا قرار دارد؛ راه حلی موثر و زودبازده اما دشوار وپرریسک: مبارزه با فساد گسترده.
این راه حل آن قدر موثراست که بلافاصله می تواند میلیاردها دلار ارز رادردسترس دولت قراردهد؛ ارزهایی که درهمین نزدیکی هستند اما اراده ای برای وصول آن وجود نداشته یا قرار نبوده وجود داشته باشد.
مصادیق این موضوع متعدد است که برخی از آنها درپس پرده است اما ارقام همان هایی که از پرده برون افتاده ورسما اعلام شده، آن قدر درشت است که می تواند نیاز ارزی دولت در این روزهای سخت وحساس را به فوریت جبران کرده وقوه مجریه رااز افزایش مدام قیمتها که باعث تحلیل رفتن جدی سرمایه واعتماداجتماعی شده، بینیاز کند.
****
مردی که اعتماد به نفسش هیچوقت کم نمیشود!
وطن امروز نوشت:
حسین مرعشی از آن سیاستمدارانی است که شنیدن حرفهایشان معمولا احساس خوبی به آدم میدهد؛ نه به این دلیل که الزاما با آنها موافقی یا آن حرفها، حرفهای درستی است، به این دلیل که تقریبا هر اتفاقی افتاده باشد، چند دقیقه بعد توضیحی عقلانی، منظم و حسابشده برایش بافته میشود!
اگر پای انتخابات به نفع حزبش در میان باشد، مرعشی میتواند با حرارت توضیح دهد صندوق رأی تنها معیار واقعی سنجش وزن جریانهای سیاسی است اما وقتی مصلحت سیاسیاش اقتضا کند، همان انتخابات میتواند به صحنهای تبدیل شود که به مردم دروغ بگوید. اگر دولت رقیب سر کار باشد، مشکلات اقتصادی قبل از هر چیز نتیجه مدیریت همان دولت است و حواله دادن آنها به گذشته پذیرفتنی نیست اما اگر پای نسخه سیاسی مطلوب خودش در میان باشد، ناگهان تحریم، مناسبات بینالمللی و نبود تعامل با جهان چنان تعیینکننده میشود که هیچ دولتی بدون حل آنها قادر به مهار تورم و رکود نیست! اگر روحانی در آستانه انتخابات باشد، حمایت از او تکلیف عقل سیاسی است، چند سال بعد که کارنامه روی میز قرار گرفت، معلوم میشود حمایت دوباره از او اساسا اشتباه بوده است! اگر مذاکره به نفعش باشد، میتواند با استدلال توضیح دهد چرا عقل حکم میکند مذاکره کنیم و اگر نتواند به خاطر فشار اجتماعی علیه قدرت نظامی موضع بگیرد، باز رنگ عوض میکند. مرعشی در همه این موقعیتها یک ویژگی ثابت دارد؛ موضعش ممکن است عوض شود اما اعتماد به نفسش هیچوقت کم نمیشود!
****
شوراها در برزخ بلاتكليفي
اعتماد نوشت:
شهروندي كه شايد نتواند در بسياري از سطوح تصميمگيري كشور نقش مستقيم داشته باشد در انتخابات شوراها ميتواند درباره كسي كه قرار است در مديريت شهر يا روستاي او نقش داشته باشد تصميم بگيرد، همين ويژگي به شوراها اهميت ويژهاي ميدهد. به همين دليل هرگونه ابهام طولاني درباره انتخابات شوراها ميتواند پيامدهايي فراتر از يك مساله حقوقي داشته باشد. وقتي زمان برگزاري انتخابات مشخص نيست و هر روز اخبار متفاوتي درباره انتخابات منتشر ميشود طبيعي است كه افكار عمومي نسبت به آينده اين نهاد دچار پرسش شود. مساله فقط اين نيست كه انتخابات چه زماني برگزار خواهد شد. پرسش مهمتر اين است كه چرا بايد درباره موضوعي كه ارتباط مستقيم با حقوق سياسي و اجتماعي مردم دارد چنين فضاي مبهمي شكل بگيرد. اگر شرايط اضطراري موجب تعويق انتخابات شده است بايد دلايل و مباني آن براي مردم به صورت روشن توضيح داده شود. اگر شرايط براي برگزاري انتخابات فراهم شده نيز بايد بدون ايجاد ابهام برنامه مشخصي ارايه شود. آنچه بيش از همه به اعتماد عمومي آسيب ميزند نه تاخير به تنهايي بلكه نبود اطلاعرساني روشن و تصميم قطعي است. در چنين شرايطي شوراهاي فعلي نيز در وضعيت خاصي قرار گرفتهاند. اعضاي شورا نميدانند دقيقا تا چه زماني بايد مسووليت خود را ادامه دهند و ازسوي ديگر شهروندان نيز نميدانند چه زماني بايد براي انتخاب نمايندگان جديد خود آماده شوند. اين وضعيت درنهايت ميتواند بر مديريت شهرداريها نيز اثر بگذارد.
****
اسلام دین صلح است یا نه؟
عطاالله مهاجرانی در پاسخ به احمد خاتمی، امامجمعه موقت تهران که گفته بود: « صلح در قرآن پیرامون دعواهای خانوادگی است. صلح در دعواهای خانوادگی ربطی به جنگ ندارد. لذا این استفاده ابزاری از قرآن است… آمریکا هیچگاه در پی صلح با ایران نبوده بلکه در پی تسلیم ایران است.» نوشت:
سالها بلکه قرنها دشمنان اسلام و مسلمانان کوشیدهاند و انبوهی از پژوهشهای جهتدار را منتشر کرده و میکنند که اسلام دین خشونت و شمشیر و جنگ و قتل غیرمسلمانان است. در دهههای اخیر شاهد بودیم که برخی گروههای تروریست رنگارنگ داعشی که در منطقه غرب آسیا بویژه در عراق و سوریه از سوی سازمان سیا و موساد با دلارهای نفتی عربی سازماندهی شدند، یکی از اهداف همین بود که اسلام را دین خشونت و سربریدن غیرمسلمانان معرفی کنند. «برنارد لوییس» تاریخدان صهیونیست و مرشد فکری و سیاسی نتانیاهو و طراح تجزیه ایران، برای واژه تروریست از واژه «اسلامیست» استفاده میکرد. کسانی که بدون توجه به همین راهبرد جنگ روانی غرب، میکوشند از جنگ همیشگی مسلمانان با همه جهان سخن بگویند و داعیه اصلاح تمام جهان را دارند، میخواهند کاخ سفید و کاخ سرخ را تغییر کاربری بدهند! در همین حال و هوایند و ناآگاهانه یا خوشخیالانه در زمین دشمن بازی میکنند.
اسلام دین تفکر و عقلانیت و البته دین جهاد و استقامت و مقاومت است. در تهاجم ارتش بعث عراق به ایران در جنگ هشتساله که با همکاری و مشارکت ورشو و ناتو و به مدیریت آمریکا علیه کشور ما انجام شد، ما در موضع دفاع از ایران و ملت ایران و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودیم. در جنگ دوازدهروزه و چهلروزه و پس از آن، ما همیشه طرفدار صلح و زندگی همراه با عزت و مقاومت بودهایم. از همین زاویه ما پیروز شدهایم. هیچگاه ایران، آمریکا را به تغییر رژیم یا تجزیه یا مردم آمریکا را به شورش علیه نظام حکومتی در آمریکا تهدید نکرده است. شاهد بودیم که ترامپ با سران گروههای تروریستی کُرد تلفنی صحبت کرد تا با همکاری سیا و پنتاگون و موساد، جبههای در غرب ایران علیه نظام باز شود و سناریوی سوریه و نیز عراق در ایران تکرار شود.
«دفاع» متفاوت از راهبرد جنگطلبی است. منطق استوار و مستحکم ایران در همه جنگهای تحمیلی این بوده و هست که ما در موضع دفاع از کشور و ملت و کیان ایران و نظام جمهوری اسلامی هستیم.
****
وحشت صهیونیستها از توان ایران در فلج کردن اقتصادشان
مشرق نوشت:
در ماههای اخیر، رسانهها و محافل امنیتی رژیم صهیونیستی بهطور فزایندهای به موضوعی پرداختهاند که از آن بهعنوان «شریان حیاتی» اقتصاد اسرائیل یاد میکنند: کابلهای فیبر نوری زیردریایی. تحلیلهایی که در رسانههای عبری منتشر شده، آشکارا نشان میدهد که تلآویو تا چه اندازه نسبت به توانایی ایران و نیروهای همسو با آن برای ضربه زدن به این زیرساختها نگران است. این نگرانی نه یک تبلیغات ساده، بلکه بازتاب آسیبپذیری عمیق ساختاری اقتصاد اسرائیل است؛ اقتصادی که بدون اتصال دیجیتال بینالمللی، عملاً فلج میشود.
گزارشی که از وبسایت عبریزبان واللا که این روزها در محافل اقتصادی-امنیتی اسرائیل منتشر شده، با صراحت میگوید: «اسرائیل یک جزیره دیجیتالِ بالفعل است.» این جمله به چه معناست؟ به این معنا که اقتصاد رژیم صهیونیستی، برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، نه بر منابع طبیعی و انرژی، بلکه بر صادرات خدمات فناوری پیشرفته بنا شده است.
بر اساس آمارهایی که در خود این تحلیل عبری آمده، کل صادرات کالا و خدمات سرزمینهای اشغالی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶۹ میلیارد دلار بوده است. از این رقم، صادرات خدمات نرمافزاری، مشاوره رایانهای، جنگ سایبری و خدمات مرتبط، بین ۳۳ تا ۳۸ درصد کل صادرات را تشکیل میدهد و سهم این خدمات از کل صادرات خدمات اسرائیل به ۶۰ تا ۷۰ درصد میرسد.
نکته مهم اینجاست که تقریباً تمام این صادرات، به ارتباطات دیجیتال بینالمللی وابسته است و این ارتباطات نیز بیش از ۹۵ درصد از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی منتقل میشود. به زبان ساده، اگر این کابلها قطع شوند، اقتصاد رژیم صهیونیستی در عرض چند روز از حرکت میایستد. همین واقعیت است که باعث شده تحلیلهای صهیونیستی، کابلهای زیردریایی را «شریان حیاتی بنیادین» و «گزینه نهایی بقای اقتصادی مدرن» اسرائیل بنامند.
****
حمایت نافرجام از جبلی در مجلس
روزنامه آرمان ملی نوشته است:
در شرایطی که انتقادات به عملکرد صدا و سیما بالا گرفته چندی پیش برخی نمایندگان مجلس از تماس معاون پارلمانی این سازمان با نمایندگان برای حمایت سیاسی از جبلی رئیس فعلی صداوسیما خبر دادند تا در کمتر از ۴۱ روز مانده به انتخاب رئیس جدید سازمان تلاشها بر ابقای جبلی بیشتر شود.
این در حالی است که برخی نمایندگان این رفتار را زشت و ناپسند خواندند و عملکرد صداوسیما را بیش از تقویت انسجام ملی در مسیر وحدت شکنی قلمداد کردند.
حالا خبر میرسد طرح مورد اشاره در مجلس هم به فرجامی نرسیده و از ۲۸۵ نماینده فقط ۷۴ نفر، راضی به حمایت از جبلی و صداوسیما شدند و سایرین آن هم پس از ۳ هفته تماس و فشار، حاضر به امضای بیانیه به سود صداوسیما نشدند!
****
لاریجانی از لطمه خوردن جایگاه ریاست جمهوری ناراحت بود
دختر شهید مطهری و همسر شهید علی لاریجای درباره جلسه روز یکشنبه مجلس سال ۹۱ به ریاست لاریجانی گفته است:
حفظ جایگاههای حقوقی و حاکمیتی برای ایشان اهمیت زیادی داشت. در یکشنبه مجلس (بهمن 1391) که ایشان خیلی مسلط پاسخ رئیسجمهوری وقت را دادند و مورد تشویق علما و دانشگاهیان قرار گرفتند، گفتند مجبور به پاسخ بودم ولی از لطمه به جایگاه ریاست جمهوری ناراحت بودند. از کشاندن اختلافات سیاسی به کف جامعه و ایجاد به هم ریختگی امنیت روانی و اجتماعی و قضاوت نادرست افرادِ کم اطلاع و طبیعتاً هرج و مرج، بهشدت پرهیز داشتند.
معتقد بودند مدل نظریه عدالت و توسعه و مدل حکمرانی و ساختارهای ما باید مبتنی بر یک نظریه فکری فلسفی منقّح باشد. کتاب «عقل و سکون» ایشان گواه این مطلب است. میگفتند در روز محشر حساب موذّنین (از عظمت پاداش) و کارگزاران (از سختی حسابشان) جداگانه بررسی میشود. لذا در این میدان(دنیا و آخرتی) تاختن، بسیار سخت و مشقت بار است مگر اینکه نگاه حمایتگرانه و توسعهگرانه در سایه عدالت اجتماعی همراه با عقل و خرد، همفکری و همگرایی سخاوتمندانه داشته باشیم.
****
زامبی ها علیه نوید
فرهیختگان نوشت:
تا سالها این رسانههای سنتی نظیر تلویزیون، رادیو و مطبوعات بودند که شکلدهی به افکار عمومی را در انحصار خویش داشتند، اما با ظهور شبکههای اجتماعی، رفتهرفته این انحصار شکست و میدان جدیدی برای اثرگذاری بر ذهن مخاطبان گشوده شد. در این میدان، آگاهی کاربران از طریق ایفای نقش فعال توسط چتباتها و صفحات جعلی مورد هجمه فراوان و تسخیر گسترده قرار گرفت و به سلاحی خاموش در دست صاحبان قدرت تبدیل شد، تا جایی که سلبریتیها و چهرههای مشهور بهعنوان یکی از بازیگران اصلی دنیای مدرن چندان نتوانستند در مواقع لزوم خودی نشان دهند و در مقام شهروندان مسئولیتپذیر حرف دلشان را بزنند. در واقع این ابزارها نهتنها برای فرایند اطلاعرسانی تعبیه نشدند، بلکه کارکرد اصلیشان در مواقع لزوم و زمان به کنج رفتن تمدن غربی مهندسی ادراک، ساخت اجماع کاذب در باب سوژههای مختلف و عادیسازی ایدههای گوناگون است؛ ایدهها و طرحهایی که شاید هرگز در شرایط عادی پذیرش عموم نصیبشان نخواهد شد. بهتازگی «نوید محمدزاده»، «محسن چاوشی»، «مجید واشقانی»، «پرویز پرستویی» و حتی «داریوش اقبالی» اکتهایی را از خود در فضای مجازی ثبت کردهاند که چندان به مذاق طرفداران زامبیمآب رضا پهلوی خوش نیامده و باعث شده تا با عتاب و خطاب آنها را مورد فحاشی و چرکگویی خویش قرار دهند. اما این تنها ظاهر ماجراست، زیرا اگر ما فقط کمی از پوسته بیرونی ماجرا فاصله گرفته و به سمت عمق برویم، قلابمان به سوژه جالبتری برخورد میکند. در نگاه نخست شاید کاملاً عادی به نظر برسد که تعداد طالبان سلطنت به حدی زیاد باشد که برای خود یک سازوکار اجتماعی دستوپا کنند و جامعه هدف گستردهای داشته باشند، ولی وقتی هویت صفحات همسو با رضا پهلوی و همپالگیهایش را دنبال میکنیم به واقعیت بامزه و توأمان تلخی برمیخوریم، بهطوری که چندی پیش روزنامه صهیونیستی و چپگرای «هاآرتص» با انتشار دادههای فنی مرکز تحقیقاتی «سیتیزن لب» گزارش داد که دولت اسرائیل در ایجاد شبکهای از حسابهای جعلی در فضای مجازی آستینش را برای حمایت از رضا پهلوی بالا زده است
