هوش مصنوعی در مدت کوتاهی از یک فنآوری تخصصی به ابزاری قابل استفاده در بسیاری از فعالیتهای روزمره حقوقی تبدیل شده است؛ از جستوجوی منابع و خلاصهسازی اسناد گرفته تا تهیه پیشنویس قراردادها، لوایح و نظریههای حقوقی. تجربه نهادهای حرفهای وکالت نیز نشان میدهد که بحث اصلی دیگر بر سر پذیرش یا رد این فنآوری نیست، بلکه مسئله مهمتر، چگونگی استفاده حرفهای، مطمئن و مسئولانه از آن است.
برای حرفه وکالت، این موضوع از یک جهت اهمیت ویژه دارد: وکیل در جریان انجام وظیفه به اطلاعاتی دسترسی پیدا میکند که گاه خصوصیترین اطلاعات مالی، خانوادگی، تجاری یا شخصی موکل است. بنابراین پرسش اصلی این است که چگونه میتوان از ظرفیت هوش مصنوعی برای افزایش سرعت و کیفیت خدمات حقوقی بهره گرفت، بیآنکه اعتماد موکل، محرمانگی اطلاعات پرونده و استقلال حرفهای وکیل مورد آسیب واقع شود.
محرمانگی؛ اصلی قدیمی با چالشی جدید
حفظ اسرار موکل از اصول دیرینه حرفه وکالت است و در حقوق جمهوری اسلامی ایران نیز صرفاً یک توصیه اخلاقی محسوب نمیشود. ماده ۳۰ قانون وکالت مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۱۵ مقرر میدارد:
«وکیل باید اسراری را که به واسطه وکالت از طرف موکل مطلع شده و همچنین اسرار مربوطه به حیثیات و شرافت و اعتبارات موکل را حفظ نماید.»
مقررات جدیدتر نیز همین اصل را تأکید و تکمیل کردهاند. ماده ۹ آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۴۰۰، روابط کاری وکیل با موکل و مشاوره حرفهای میان آنان را اصولاً محرمانه میداند و بند ۱ ماده ۱۲۵ همان آییننامه، افشای اسرار موکل را ـ اعم از اینکه مربوط به امر وکالت یا شرافت، حیثیت و اعتبار او باشد ـ مستوجب مجازات انتظامی درجه پنج قرار داده است.
بنابراین در حقوق ایران با فقدان «اصل محرمانگی» مواجه نیستیم. مسئله امروز، نحوه اجرای این اصل در محیطی است که قانونگذار سنتی با پدیدههایی مانند هوش مصنوعی مولد، پردازش ابری، ذخیره داده نزد ارائهدهندگان خارجی و انتقال اطلاعات پرونده به سامانههای هوشمند روبهرو نبوده است.
در گذشته، حفظ محرمانگی بیشتر با خودداری وکیل از بازگو کردن اسرار یا نگهداری مطمئن اسناد پرونده معنا پیدا میکرد. اگرچه امروز ممکن است وکیل هیچ قصدی برای افشای اطلاعات نداشته باشد، اما اطلاعات پرونده را وارد سامانهای کند که نحوه نگهداری، پردازش یا استفاده بعدی آن از دادهها برای او روشن نباشد.
ازاینرو، محرمانگی دیجیتال اصل جدیدی نیست؛ صورت جدید اجرای همان تعهد دیرینه وکیل به حفظ اسرار موکل است.
نهادهای حرفهای وکالت در کشورهای مختلف چه کردهاند؟
رویکرد نهادهای حرفهای وکالت در کشورهای مختلف قابل توجه است؛ زیرا عمدتاً به جای منع استفاده از هوش مصنوعی، بر استفاده آگاهانه و حرفهای از آن تأکید نمودهاند.
انجمن وکلای آمریکا (ABA) در نظریه رسمی شماره ۵۱۲ مورخ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۴، استفاده وکلا از هوش مصنوعی مولد را در پرتو تکالیف موجود حرفهای بررسی کرده است: شایستگی حرفهای، حفظ اطلاعات موکل، ارتباط مناسب با موکل، نظارت بر کارکنان و ابزارهای مورد استفاده، صحت مطالب ارائهشده به دادگاه و دریافت حقالوکاله متعارف. این نظریه بهویژه بر ضرورت شناخت نحوه استفاده ابزار هوش مصنوعی از اطلاعاتی که در اختیار آن قرار میگیرد تأکید دارد.
در فرانسه نیز شورای ملی کانونهای وکلا (CNB) در سال ۲۰۲۶، استفاده از هوش مصنوعی را با اصول بنیادین حرفه، از جمله حفظ اسرار حرفهای، حفاظت از داده، شایستگی، احتیاط، استقلال و اطلاعرسانی پیوند داده است.
کانون وکلای استان کبک در کانادا «راهنمای عملی استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی مولد» را منتشر کرده و در کنار آن دورههای آموزشی مرتبط با جنبههای فنی، اخلاقی، مدیریت ریسک و تعهدات حرفهای وکلا را مورد توجه قرار داده است.
همچنین تجربه استان انتاریو در کانادا نیز از این جهت قابل توجه است که در راهنمای خود درباره تعهدات حرفهای در استفاده از هوش مصنوعی مولد، شش محور را برای وکلا مشخص کرده است: شایستگی، محرمانگی، صداقت و شفافیت با موکل، نظارت، حقالوکاله متعارف و خودداری از گمراه کردن دادگاه. این نهاد همچنین چکلیستهایی برای انتخاب ارائهدهنده فنآوری، بررسی شرایط استفاده، حفاظت از دادهها و تدوین سیاست داخلی هوش مصنوعی در مؤسسات حقوقی تهیه کرده است.
در سطح اروپایی نیز شورای کانونها و انجمنهای حقوقی اروپا (CCBE) در راهنمای سال ۲۰۲۵ خود توصیه کرده است که وکیل بدون وجود تضمینهای مناسب، اطلاعات شخصی یا محرمانه موکل را در سامانههای هوش مصنوعی وارد نکند، نحوه پردازش داده توسط ارائهدهنده را بشناسد و خروجی هوش مصنوعی را ـ در مواردی که اهمیت حرفهای دارد ـ راستیآزمایی کند. این نهاد در سال ۲۰۲۶ نیز راهنمای فنی جداگانهای برای کمک به وکلا در انتخاب و ارزیابی ابزارهای هوش مصنوعی منتشر کرده است.
پیام مشترک این تجربهها روشن است: وکیل را نباید برای بهرهگیری از فنآوری مورد سوال قرار داد؛ بلکه باید او را برای استفاده مطمئن از فنآوری مجهز نموده و توانمند ساخت.
وظیفه مرکز و کانونهای وکلا در ایران چیست؟
بهتر است ابتکار عمل در حوزه استانداردهای حرفهای استفاده از هوش مصنوعی، تا حد امکان در اختیار خود نهاد وکالت باشد. کانونها میتوانند با تشکیل کارگروه «هوش مصنوعی و حرفه وکالت»، راهنمای عملی استفاده از این فنآوری را تدوین کنند؛ راهنمایی که به پرسشهای واقعی وکلا پاسخ دهد: چه اطلاعاتی بهتر است وارد سامانههای عمومی نشود؟ چگونه میتوان اطلاعات پرونده را ناشناسسازی کرد؟ در انتخاب یک ابزار حرفهای چه معیارهایی باید مورد توجه باشد؟ چه زمانی اطلاعرسانی یا اخذ رضایت موکل ضرورت پیدا میکند؟ و...
همچنین میتوان الگوی «سیاست استفاده از هوش مصنوعی در مؤسسات حقوقی» را تهیه کرد تا مؤسسات و دفاتر وکالت مجبور نباشند هر یک از ابتدا برای خود ضابطهگذاری کنند. تجربه انتاریو نشان میدهد که ارائه چک لیست و راهنمای عملی میتواند از وضع مقررات کلی و مبهم بسیار مفیدتر باشد.
مهمتر آنکه این استانداردها بهتر است در مرحله نخست آموزشی و حمایتی باشند، نه آنکه بلافاصله به مجموعهای تازه از مسئولیتهای انتظامی تبدیل شوند.
وظیفه وکلا در این شرایط چیست؟
از وکیل نمیتوان انتظار داشت متخصص برنامهنویسی یا امنیت سایبری باشد؛ اما شناخت متعارف ابزاری که در کار حرفهای از آن استفاده میکند، انتظار نامعقولی نیست.
پیش از ورود اطلاعات واقعی پرونده، وکیل باید تا حد ممکن بداند دادهها چگونه پردازش و نگهداری میشوند. اطلاعات غیرضروری نباید وارد سامانه شود و در موارد ممکن، نامها و مشخصات هویتی باید حذف یا ناشناسسازی شوند. در پروندههای حساس نیز استفاده از ابزارهایی که تضمینهای قراردادی و امنیتی بیشتری دارند بر سامانههای عمومی ترجیح دارد.
اصل مهم دیگر آن است که خروجی هوش مصنوعی جایگزین قضاوت حقوقی وکیل نشود. این ابزارها ممکن است ماده قانونی نادرست، رأی قضایی غیرواقعی یا استدلالی ظاهراً قانعکننده اما مخدوش تولید کنند. بنابراین بررسی منابع، مستندات و نتیجه نهایی همچنان باید زیر نظر وکیل انجام شود.
آموزش؛ مهمترین پیشنهاد
در این میان، آموزش جایگاهی اساسی دارد. اتفاقاً حقوق ایران ظرفیت مناسبی برای این موضوع دارد. ماده ۱۰ آییننامه اجرایی لایحه استقلال مصوب ۱۴۰۰، بهرهمندی وکلا از برنامههای آموزشی مربوط به اصول حرفهای و دانش و مهارتهای عمومی مرتبط را «حق» آنان دانسته و کانون را موظف به برنامهریزی و اتخاذ تدابیر لازم کرده است.
بر این اساس، آموزش هوش مصنوعی را میتوان نه یک تکلیف تازه علیه وکیل، بلکه بخشی از حق وکیل بر آموزش حرفهای روزآمد دانست.
سواد هوش مصنوعی نیز به معنای تبدیل وکیل به متخصص فنی نیست. وکیل باید در حد لازم بداند این فنآوری چه توانایی و چه محدودیتهایی دارد، چرا ممکن است اطلاعات نادرست تولید کند، ورود داده محرمانه چه مخاطراتی دارد و چگونه میتوان نتیجه تولیدشده را راستیآزمایی کرد.
این جهتگیری در سیاستگذاری جدید اتحادیه اروپا نیز دیده میشود و مفهوم سواد هوش مصنوعی به عنوان یکی از موضوعات مهم در استفاده مسئولانه از سامانههای هوش مصنوعی مورد توجه قرار گرفته است.
دولت چه نقشی دارد؟
دولت نیز مسئولیت دارد، اما نقش آن با نقش کانون وکلا متفاوت است. دولت باید زیرساخت عمومی لازم را برای حفاظت از دادههای شخصی، امنیت سایبری، شفافیت ارائهدهندگان خدمات هوش مصنوعی و مسئولیت آنان فراهم کند و از ایجاد ابزارهای امن و قابل اعتماد حمایت نماید.
در مقابل، تنظیمگری دولتی در این حوزه نباید به مسیری برای دسترسی گستردهتر به اطلاعات محرمانه وکیل و موکل یا مداخله در استقلال حرفه وکالت تبدیل شود. تعیین جزئیات رفتار حرفهای وکیل در استفاده از فنآوری، تا آنجا که با قوانین عمومی تعارض ندارد، بهتر است با مشارکت و نقش محوری خود نهادهای وکالتی صورت گیرد.
هوش مصنوعی بخشی گسترده از محیط حرفهای وکالت شده است و پاسخ مناسب به این تحول، نه بایستی ترس از فنآوری باشد و نه استفاده بیضابطه از آن.
کانونهای وکلا باید راهنما و پشتیبان باشند؛ وکلا باید امکان آموزش و استفاده آگاهانه از فنآوری را داشته باشند؛ دانشگاهها و مراکز کارآموزی باید سواد هوش مصنوعی را وارد آموزش حقوقی کنند؛ و دولت باید زیرساخت حقوقی و امنیتی مناسب را فراهم سازد.
هدف نیز نباید افزودن مسئولیتهای مبهم و تازه بر وکیل باشد. پیش از مسئولیتسازی، باید استاندارد روشن، آموزش کافی و ابزار امن در اختیار وکیل قرار گیرد.
در نهایت، فنآوری ممکن است شیوه کار وکیل را تغییر دهد، اما یک اصل همچنان پابرجاست: اعتماد، سرمایه اصلی رابطه وکیل و موکل است.
*عضو هیات علمی دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ
۱. قانون وکالت، مصوب ۲۵ بهمن ۱۳۱۵
۲. آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری، مصوب ۱۴۰۰
۳American Bar Association, Standing Committee on Ethics and Professional Responsibility, Formal Opinion 512: Generative Artificial Intelligence Tools, July 29, 2024.
۴Conseil national des barreaux (France), Guide sur la déontologie et l’intelligence artificielle, 2026.
۵Barreau du Québec, L’intelligence artificielle générative – Guide pratique pour une utilisation responsable, 2024.
۶. Law Society of Ontario, Generative AI: Your Professional Obligations, 2024؛ همچنین: Generative AI: Your Quick-Start Checklist و Building a Generative AI Policy: A Checklist of Key Questions.
۷ Council of Bars and Law Societies of Europe (CCBE), CCBE Guide on the Use of Generative AI for Lawyers, October 2, 2025.
۸ Council of Bars and Law Societies of Europe (CCBE), CCBE Technical Guide on the Use of AI Tools and Models by Lawyers, 2026.
۹. Regulation (EU) 2024/1689, Artificial Intelligence Act، بهویژه مقررات مربوط به AI Literacy
