چرا الیگارش‌ها قیمت‌گذاری را گردن خدا می اندازند؟! / کیف فرانسوی / ایران به دنبال یک امتیاز بزرگ

  4050525020 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

چرا الیگارش‌ها قیمت‌گذاری را گردن خدا می اندازند؟! / کیف فرانسوی / ایران به دنبال یک امتیاز بزرگ

ضرورت توازن میان دفاع و بازسازی کشور

ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین در روزنامه ایران نوشته است:

پرسش اساسی اینجاست که آیا استمرار منازعه، بهترین راه برای تأمین منافع ملی است یا اینکه باید میان ضرورت دفاع و ضرورت بازسازی کشور توازن برقرار کرد؟ دیدگاهی که بر سازندگی تأکید دارد، معتقد است ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه به ظرفیت‌های داخلی، بازسازی زیرساخت‌ها و تقویت سرمایه اجتماعی است. برخی جریان‌های سیاسی تلاش می‌کنند از این دوگانه‌ها برای پیشبرد اهداف و منافع خود بهره ببرند و با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای، روایت مطلوب خود را به عنوان دیدگاه غالب جامعه معرفی کنند. 
در حالی که واقعیت جامعه ایران بسیار متنوع‌تر از این روایت‌های سیاسی است. بی‌تردید نهادهای مختلف کشور، از مجلس شورای اسلامی گرفته تا شورای عالی امنیت ملی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان، هر یک در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نقش دارند اما در نهایت، آنچه مسیر رسمی کشور را تعیین می‌کند، سیاست‌های کلان نظام و تصمیمات مقام رهبری است. اگر با دقت به مواضع اخیر رهبر انقلاب درباره مذاکرات توجه شود، روشن است که ایشان با وجود برخی ملاحظات که درباره بخش‌هایی از روند مذاکرات وجود داشت، اصل ادامه گفت‌وگوها را مورد تأیید قرار دادند و مجوز ادامه این مسیر صادر شد. بی‌تردید این مسیر خالی از مخاطره نیست. احتمال نقض آتش‌بس، شکست مذاکرات یا حتی بازگشت دوباره به درگیری‌های نظامی همچنان وجود دارد چنانکه در چند هفته گذشته و در پی نقض تفاهمنامه از سوی آمریکا، ایران هم به حملات پاسخ داده است. هیچ کس منکر فواید نقد نیست اما مرز روشنی میان نقد و اختلاف‌نظر با ایجاد اختلال در مسیر رسمی کشور وجود دارد. اختلاف دیدگاه نباید به‌گونه‌ای باشد که روند کلان سیاست خارجی یا اجرای تصمیماتی را که در سطوح عالی نظام اتخاذ شده است، با مشکل روبه‌رو کند. تا زمانی که مسیر مذاکرات و اجرای یادداشت تفاهم، سیاست رسمی کشور محسوب می‌شود، همه جریان‌های سیاسی باید با بیان دیدگاه‌های خود، از آسیب زدن به این روند پرهیز کنند.

****

 حواسمان به دشمنان دین و ایران هست! 

روزنامه قدس نوشت:

عزاداری برای سیدالشهدا(ع) و اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) قرن‌هاست که با مفهوم ادب حضور و حفظ حرمت گره خورده است. با این حال، اجتماعات انسانی همواره ممکن است به دلایل مختلف، شاهد اصطکاک‌های مقطعی باشند. در روزهای پایانی ماه صفر (۲۳ مرداد ۱۴۰۵) در نزدیکی‌های حرم مطهر رضوی، دو هیئت عزاداری بر سر تقدم عبور و مسائل میدانی دچار اختلاف شدند. این درگیری لفظی متأسفانه برای لحظاتی به درگیری فیزیکی انجامید، اما با ورود پلیس و نیروهای انتظامی، موضوع مدیریت شد و درگیری خاتمه پیدا کرد.
اما آنچه این رویداد محلی و کنترل‌شده را به یک آزمون بزرگ بصیرتی برای جامعه ایمانی تبدیل کرد، نه خود درگیری، که روایت جعلی و هیجانی آن در شبکه‌های اجتماعی بود. تصاویری که با کمک ابزارهای نوین و هوش مصنوعی ساخته و پرداخته شده بودند، فضای حرم مطهر رضوی را در دل یک درگیری خشن نشان می‌دادند و با جابه‌جایی مکان واقعه، یک تهدید بزرگ امنیت مذهبی را به مخاطب القا می‌کردند.
محسن هوشمند، رئیس مرکز ارتباطات و رسانه آستان قدس رضوی با نگاهی شفاف به تبیین این ماجرا پرداخته و ابعاد پنهان این فضاسازی را روشن می‌کند. وی با تأکید بر اینکه حادثه یاد شده خارج از محدوده حرم مطهر رخ داده است، تصریح می‌کند: در خصوص اتفاقی که رخ داده، لازم است چند نکته مورد توجه قرار گیرد؛ نخست اینکه این حادثه بیرون از حرم مطهر رضوی اتفاق افتاده و ارتباطی با حرم مطهر و مجموعه آستان قدس رضوی ندارد. متأسفانه در برخی موارد، مشاهده شده برای انتشار این خبر، تصاویری با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده و فضای حرم مطهر رضوی را در تصاویر مربوط به این حادثه نشان داده‌اند؛ در حالی که چنین تصاویری صحت ندارند.
ظاهراً دو هیئت در مسیر حرکت خود به نقطه‌ای رسیده‌اند که به دلیل محدود شدن فضای عبور، بر سر نحوه ورود و تقدم در عبور با یکدیگر دچار اختلاف شده‌اند. این حادثه یک اختلاف میان دو هیئت بوده و مسئله‌ای قومیتی یا درگیری میان اقوام نبوده است. ممکن است گاهی یک مسئله بسیار کوچک میان افراد یا هیئت‌ها ایجاد شود، اما باید توجه داشت که دشمنان دین، اسلام و اهل بیت(ع) ممکن است از همین مسائل کوچک برای ایجاد اختلاف و دامن زدن به تنش‌های اجتماعی و قومی سوءاستفاده کنند.

****

ایران به دنبال یک امتیاز بزرگ

روزنامه اعتماد نوشت:

 برآورد كاخ سفيد احتمالا اين است كه با ادامه فشار اقتصادي بر ايران و حفظ سطح فعلي صادرات نفت از تنگه هرمز و خطوط لوله، بازارها دچار تكان شديد نخواهند شد. از اين رو، مساله ايران مي‌تواند تا حد زيادي از تبديل شدن به عامل اثرگذار در انتخابات ميان‌دوره‌اي دور بماند. فعلا پيش‌بيني‌ها همچنان از حفظ كنترل جمهوري‌خواهان بر سنا حكايت دارد، اما احتمال ازدست رفتن اكثريت آنان در مجلس نمايندگان وجود دارد؛ الگويي كه در انتخابات ميان‌دوره‌اي امريكا مسبوق به سابقه است. با اين همه، حتي چنين رخدادي نيز لزوما دست ترامپ را در سياست ايران نمي‌بندد، زيرا رييس‌جمهور امريكا اختيارات گسترده‌اي در حوزه سياست خارجي دارد و پيامد اصلي آن بيشتر در عرصه داخلي خواهد بود...

به نظر مي‌رسد تهران، باتوجه به تهديدهايي كه ترامپ مطرح كرده اما از اجراي بخشي از آنها عقب‌نشيني داشته، به اين نتيجه رسيده است كه دولت امريكا فعلا تمايل يا آمادگي ورود به جنگي گسترده عليه ايران را ندارد.... گزارش‌هاي مربوط به كمبود سامانه‌هاي دفاع موشكي پاتريوت و تاد در امريكا، يكي از دلايل اين برداشت است. گفته مي‌شود بخشي از اين تجهيزات در جنگ مصرف شده و دشواري جايگزيني آنها مي‌تواند بر رقابت گسترده‌تر واشنگتن با چين اثر بگذارد. از نگاه ايران، اين محدوديت تسليحاتي مي‌تواند مانعي در برابر حمله وسيع امريكا باشد. اين تحليلگر روابط بين‌الملل ادامه داد: انتخابات ميان‌دوره‌اي نيز در محاسبات تهران مهم تلقي مي‌شود و احتمالا ترامپ تا زمان برگزاري آن، از اقدام نظامي فراگير پرهيز خواهد كرد. چنين برداشتي مي‌تواند ايران را به اتخاذ رويكردي تهاجمي‌تر در تنگه هرمز سوق دهد؛ به‌طوري كه براي بازگشايي كامل آن، خواسته‌هاي بيشتري مطرح كند و بدون گرفتن امتياز بزرگ، حاضر به عقب‌نشيني نباشد.

****

 زندگی سگی صهیونیست ها

جوان نوشت:

 قطع درگیری نظامی ایران با امریکا و تمرکز حملات ایران بر اراضی اشغالی، موجب اختلال و نابودی زندگی صهیونیست‌ها و تعمیق زخم‌های دردناک بر پیکره جامعه اشغالگران شده و احساس ناامیدی به آینده را تشدید می‌کند. 
صهیونیست‌ها در مواجهه با سیاست ابهام کاخ سفید و تزلزل و ضعف ترامپ در مواجهه با جنگ، احساس می‌کنند که امریکایی‌ها با آنها هماهنگ نبوده و احتمال می‌دهند که ترامپ برای نجات خود شاید پا روی جنازه آنها هم بگذارد. 
با چنین نگاه و احتمالی است که برخی صهیونیست‌ها اعلام می‌دارند که در این موقعیت دچار زندگی سگی هستند. این نوع زندگی برای کسانی که با توهم رفاه و امنیت به اشغال‌گری پرداخته و در خانه دیگران مستقر شده‌اند، به‌مراتب غیرقابل‌تحمل و دردناک‌تر است. از سوی دیگر، جبران آن با ادامه جنگ علیه ایران بدون امریکا هم وحشتناک است. چراکه صهیونیست‌ها خاطره ویرانی‌ها و خرابی‌های سنگین ناشی از اصابت موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی در گذشته را به‌خاطر داشته و احتمالاً معنای ضربات کوبنده موشکی علیه پایگاه‌های امریکایی در اردن و سوریه و نابودی سامانه‌های پدافندی و کمبود‌های لو رفته مهمات این سامانه‌ها را در پیوند با حملات نظامی متمرکز ایران علیه اراضی اشغالی درک می‌کنند. چنین درکی موجب شکل‌گیری کابوسی هراس‌انگیز و کشنده برای صهیونیست‌ها شده است.

****

کیف فرانسوی

فرهیختگان نوشت:

 ماجرا از آنجا آغاز شد که «سربازان گمنام امام زمان(عج)» در حین رسیدگی به یک پرونده مهم نفوذ خارجی و اجرای دستور قضایی برای بازداشت دو متهم، با حضور غیرقانونی دو دیپلمات فرانسوی در محل قرار مخفی مواجه شدند. دیپلمات‌های مذکور سابقه تخلفات گسترده‌ای داشته و پس از احراز هویت و اطلاع دادن به وزارت خارجه، با حضور پلیس دیپلماتیک به سفیر فرانسه تحویل داده شده‌اند. نکته کلیدی بیانیه، افشای کشف اسنادی از محل جرم است که نشان‌دهنده وجود یک پروژه موذیانه با اهدافی چون نفوذ، مداخله خارجی و شبکه‌سازی پنهان در داخل و خارج از کشور است. نکته مهم بیانیه، اشاره به مشاهده امضای سفیر سابق فرانسه در ایران روی قرارداد‌های مکشوفه است که وزارت اطلاعات را به این نتیجه می‌رساند که دولت فرانسه باید نسبت به اقدامات غیرقانونی خود پاسخگو باشد. از سویی در حالی که وزارت اطلاعات ایران در حال بررسی موضوع در سکوت خبری و رسانه‌ای بود، دولت فرانسه برای سفیدشویی کار امنیتی سفارتخانه خود در تهران، هیاهوی رسانه‌ای را آغاز کرد. 

وزارت اطلاعات با استناد به تصویب قانون جلوگیری از دخالت خارجی در خود فرانسه در سال ۲۰۲۴، به پارادوکس رفتاری پاریس اشاره کرده و توصیف «مداخله‌گری آشکار در زمان جنگ» را در مورد اقدام فرانسه به‌کار می‌برد. این بیانیه با لحنی قاطع هشدار می‌دهد ایران به میهمانان دیپلماتیک خود اجازه رفتار‌های غیرقانونی و مداخله‌آمیز را نخواهد داد و در صورت تکرار، برخوردی درخور متجاوزان با مسببان خواهد شد، یعنی فرانسوی‌های امنیتی در ایران، دیگر مهمان نخواهند بود و متجاوز تلقی می‌شوند. محور اصلی عملیات روانی فرانسه، بر پایه سه اصل «ناکارآمدنمایی نظام»، «ارعاب و فروپاشی‌سازی» و «ایجاد اخلال در وحدت حامیان نظام» استوار است. هدف نخست، القای بن‌بست در اداره کشور و تضعیف اعتماد عمومی به همه ارکان حاکمیت است. دومین هدف، با تمرکز بر هسته سخت نظامی و وفاداران انقلاب اسلامی، به دنبال ایجاد ترس و تردید در توان بازدارندگی است. سومین هدف نیز تلاش برای شکاف میان نیرو‌های حامی و ایجاد اختلاف درونی است. نکته مهم، جابه‌جایی راهبردی در شبکه نفوذ است؛ آمریکا بودجه خود را به سمت مسائل جنگی برده؛ اما فرانسه و انگلیس با هدایت پاریس، پرچم‌دار پروژه نفوذ علیه ایران شده‌اند تا آن جای خالی را بتوانند پر کنند.

سابقه فرانسه در این زمینه روشن است؛ پرونده خون‌های آلوده، بدعهدی توتال در قرارداد‌های نفتی، پناه‌دادن به سران گروهک تروریستی منافقین و میزبانی از مریم رجوی و نقش فعال در تخلیه تلفنی مرتبط با منافع اسرائیل و آمریکا. این مجموعه نشان می‌دهد پاریس بازیگری فعال در جنگ شناختی علیه ایران است.

****

چرا الیگارش‌ها قیمت گذاری را گردن خدا می اندازند !

فرشاد مومنی به خبرآنلاین گفته است:

 من با برچسب زدن مخالفم چون ساخت سیاسی ما بی نهایت بی‌پرنسیب است. مثال بزنم تا روشن شود. احمدی نژاد رادیکال‌ترین شعار ضد امپریالیستی را می‌داد اما وابستگی هر واحد GDP به واردات در دوره‌ی او نسبت به دوره‌ی قبلی پنج برابر شد . یعنی بی‌سابقه‌ترین جهش در وابستگی به امپریالیسم در ان دوره عمل شد. حالا سی سال است آزادسازی افراطی و شوک درمانی افراطی را دنبال می‌کنند اما بعد کسی خواب‌نما می‌شود و می‌گوید هر چه می‌کشیم از چپ است!

یک آقایی چنین حرفی را زده بود و من به همراه استاد ارجمند آقای حسین نمازی سخنرانی مشترکی را در فرهنگستان علوم انجام دادیم و با نهایت شفقت و احترام به آن فرد که از نظر فقدان صلاحیت تخصصی آن حرف بی‌ضابطه را زده بود، پاسخ دادیم و مستندات بی‌شماری را همراه با استدلال‌های پرشمارتر مطرح کردیم و گفتیم شما دچار چه حالتی شدید که چنین حسی دارید؟ در حالی که از طریق شوک درمانی و خصوصی‌سازی غارتی و آزادسازی‌های غارتی یک سرمایه‌داری‌ هار و بی‌رحم و بی‌ضابطه و فقیرکش و مافیاپرور نزدیک به چهار دهه است در ایران حکمروایی می‌کند، این را از کجای کشکول بیرون آوردی؟ ...

 از سال 68 تا امروز همه دولت‌هایی که سر کار آمدند از نظر جهت‌گیری سیاسی و اجتماعی و فرهنگی زمین تا آسمان در برخی مواقع فرق داشتند اما همگی به صورت شکسته و بسته از یک بسته سیاستی موسوم به تعدیل ساختاری استفاده کردند .  از طرف دیگر یکی می‌آید و می‌گوید قیمت‌ها را خدا تعیین می‌کند. خیلی این حرف غم‌انگیز است. خود آدام اسمیت می‌گوید شاقول قیمت‌های بازاری رساندن سهم عادلانه به عوامل تولید است بعد در کشوری که الیگارش‌ها و مافیاها موقعیت انحصاری غیر متعارف دارند، با استفاده از قدرت قیمت‌گذاری ظالمانه‌ترین فشارها را به مردم می‌آورند می‌گویی قیمت‌گذاری کار خداست؟ 

 

مقاومت و معیشت

روزنامه اطلاعات نوشت:

 امروز که سرداران و افسران دلاور و به ویژه شهیدان بزرگ ما، رهبر شهید و فرماندهان و دانشمندان و سیاستگران زبده و بسیاری از مردم عزیز میهن جان در راه آزادی و مقاومت و پیروزی هدیه و فدا کرده‌اند؛ فرصت بزرگ برای قطع ریشه‌های فاسد این جریانات پیدا شده و حداقل برای آنکه جامعه و اقتصاد نفسی بکشد و مردم امیدی تازه پیدا کنند، باید دست به کار شد و اجازه نداد رگ و ریشه اجتماع و اقتصاد به مرداب فقر و کمبود و فلاکت بدل شود. 
اکنون موضوع کمبود و گرانی سوخت در میان آمده و مردم سخت نگران و مضطرب شده اند. دولت در محاصره و تحریم با کمبود شدید روبروست و منابع ارزی و ریالی نیز تکافو نمی کند. مردم و جامعه نیز توانایی برخورد با یک شوک تورمی و بلکه انفجار قیمتها را ندارند. پس چاره و تدبیر چیست؟ ...
این بن بست را فعلا می‌باید با مبارزه سرسختانه و بی رأفت با قاچاقچیان سوخت و کشف و افشای انبارها و انشعابهای نهفته و پنهان، کار را اندکی سامان داد و مشکل بنزین و گازوئیل را در تأخیر آورد. اما در هرصورت تله سوخت پیش روی نظام، دولت و ملت است و بهترین چاره آن است که هیئتی از خردمندان و تدبیرگران و افراد مجرب و مدیران پاکدست و میهن دوست در عرصه نفت و سوخت و اقتصاد و بازرگانی بنشینند و طرحی عقلایی با در نظر گرفتن تمام جوانب ارائه دهند. البته بسیار پیچ خطرناکی است ولی چاره نداریم و باید از آن عبور کنیم.
سخن آخر خطاب به تمام مدیران و سیاستگران و کشور از یک سو، و دادگستری و دستگاه محترم و گرامی عدلیه از جانب بالاتر است که مردم را همراه کنید و مفسدان را برانید و مجازات کنید تا اکثریت به خورشید عدالت دلگرم شوند و دولت نیز بتواند از حداکثر منابع موجود برای تدبیر معیشت مردم بهره بگیرد.

****

جبلی و تحولی که نشد!

روزنامه خراسان نوشت:

صداوسیما در دوران جبلی شروعی بسیار طوفانی داشت، به ویژه در بخش خبر. از آن جا که پیمان جبلی خود از بدنه خبر برآمده بود، این امیدواری وجود داشت که بخش خبری تحول یابد. این اتفاق در نخستین روزها رخ داد؛ وقوع رویدادهایی چون هک سامانه سوخت بنزین و اعتراضات مردم اصفهان در مسئله آب، با رویکردی کاملاً متفاوت از سوی تلویزیون مواجه شد. رسانه ملی با ورود از موضع فعال، نمایش نقص‌ها و به دست گرفتن روایت اول، یکی از معدود اتفاقات کم‌نظیر دو دهه اخیر صداوسیما را رقم زد و نمایش اعتراضات خیابانی اصفهان، همه را به احیای یک رسانه قوی و صاحب مرجعیت واقعی امیدوار کرد. اما این رویکرد دوام چندانی نداشت و خیلی زود به پایان رسید. تلویزیون در حوزه خبر به همان رویه محافظه‌کارانه سابق برگشت، حتی برخی افرادی که در ایام تغییرات اولیه کنار گذاشته شده بودند سر کار خود بازگشتند و وضعیت به حالت گذشته برگشت. همین عقب‌نشینی یکی از دلایل اصلی ناکامی تلویزیون در بازآفرینی مرجعیت خبری خود تلقی شد که بسیاری معتقدند از جمله علل رخدادهای امنیتی کشور نیز بوده است.

در روزهای نخست انتصاب جبلی، این تصور در میان افکار عمومی وجود داشت که او می‌تواند قدمی برای بازگرداندن چهره‌های محبوبِ غایب بردارد و در صدر این چهره‌ها عادل فردوسی‌پور قرار داشت. انتظار بازگشت فردوسی‌پور تا جایی پیش رفت که مردم در رویدادهای مختلف با دیدن جبلی، این درخواست را صریحاً مطرح می‌کردند، اما با گذشت زمان مشخص شد ایده اصلی تیم جدید نه تنها بازگرداندن آن‌ها نیست، بلکه اجرای استراتژی سلبریتی‌زدایی از رسانه ملی است! گرچه مدیران تلویزیون هیچ‌گاه رسماً اعلام نکردند که نمی‌خواهند با این افراد کار کنند، اما هم از گوشه و کنار می‌شد شنید که تمایل خاصی برای همکاری با آنان وجود ندارد و هم از خروجی می‌شد دید.

طی مدت کوتاهی، برنامه‌های شاخص و پرمخاطبی چون «خندوانه»، «کتاب‌باز»، «دورهمی» و «عصر جدید» تعطیل شدند و این وضعیت تا جایی پیش رفت که مناسبت‌های ملی و سنتی مانند شب یلدا و نوروز که پیشتر پر از ستارگان هنری و ورزشی بود،بدون حضور چهره‌ها یا با حضور بسیار حداقلی آنان سپری شد. با این حال، با گذشت حدود ۲.۵ سال، تلویزیون ناگهان دنده معکوس کشید و تعداد زیادی از سلبریتی‌ها را به برنامه‌های مختلف گفت وگومحور و رئالیتی‌شو برگرداند، تا جایی که موجی از مجری شدن بازیگران راه افتاد! با این حال، گفته می‌شد این بار ارقام پرداختی به این افراد بسیار بالا رفته و تلویزیون برای کشاندن آن‌ها روی آنتن هزینه‌های گزافی پرداخته است. نکته مهم‌تر این که رسانه ملی باز هم نتوانست چهره‌های درجه‌یکی مثل عادل فردوسی‌پور، مهران مدیری و رامبد جوان را برگرداند و آنتن عمدتاً با چهره‌های درجه‌دو پر شد.