در دویستوپنجاهویکمین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری مطرح شد: راز پایداری ایران را باید در شناخت ظرفیتهای واقعی سرزمین، مشارکت و همبستگی اجتماعی، مصرف مسئولانه منابع و اصلاح گفتمان و الگوی توسعه جستوجو کرد. ایران با وجود اقلیم خشک و نیمهخشک، هزاران سال به پشتوانه خرد بومی، سازگاری با طبیعت و کار جمعی دوام آورده است؛ اما تداوم این مانایی در روزگار کنونی، نیازمند کاهش ردپای اکولوژیک، بهبود بهرهوری انرژی، تنوعبخشی به سبد انرژی و بازسازی اعتماد و مشارکت عمومی است. کتاب «پایداری ایرانی» با مشارکت گروهی از صاحبنظران حوزههای محیطزیست، توسعه، اقتصاد، فرهنگ، آموزش و گردشگری تدوین شده و میکوشد ضمن بیان مخاطرات موجود، ظرفیتهای تاریخی و اجتماعی ایران برای عبور از بحرانها را نشان دهد.
به گزارش الف به نقل از روابط عمومی مرکز، دویستوپنجاهویکمین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری با عنوان «ایران مانا در آیینه کتاب پایداری ایرانی» و همزمان با سیامین رویداد کتاب مرکز برگزار شد. این نشست به معرفی و بررسی کتاب «پایداری ایرانی» و واکاوی ابعاد محیطزیستی راز مانایی ایران اختصاص داشت.
در این نشست، سعید غلامینتاج امیری؛ مدیر تدوین و نشر منابع علمی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری، بهعنوان دبیر علمی نشست و نغمه مبرقعی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و عضو شورای عالی محیط زیست و محمد درویش؛ رئیس کمیته محیطزیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو، بهعنوان سخنرانان نشست، دیدگاههای خود را مطرح کردند.
سعید غلامینتاج امیری در ابتدای نشست با اشاره به اهداف سلسلهنشستهای «ایران مانا» گفت: این نشستها در پی واکاوی راز دوام ایران و شناخت تمهیداتی هستند که این سرزمین را با وجود محدودیتهای طبیعی و تاریخی، به یکی از حوزههای تمدنی دیرپا تبدیل کردهاند. به گفته وی، ایران همواره در پیوند میان کمربندهای کوهستانی و بیابانی قرار داشته و کمبود آب و منابع زیستی، مسئلهای تازه برای این سرزمین نیست؛ ازاینرو باید پرسید ایرانیان در طول تاریخ با چه دانش و سازوکارهایی بر موانع زیستی غلبه کرده و استمرار تمدنی خود را حفظ کردهاند؟
سعید غلامینتاج امیری افزود: سیامین رویداد کتاب مرکز فرصتی برای معرفی آثاری است که با مأموریتهای پژوهشی و آیندهنگرانه مرکز ارتباط دارند. کتاب «پایداری ایرانی» نیز با مشارکت گروهی از صاحبنظران حوزههای محیطزیست، توسعه، اقتصاد، فرهنگ، آموزش و گردشگری تدوین شده و میکوشد ضمن بیان مخاطرات موجود، ظرفیتهای تاریخی و اجتماعی ایران برای عبور از بحرانها را نشان دهد.
در ادامه نشست، محمد درویش؛ رئیس کمیته محیطزیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو در بخش نخست سخنان خود، شکلگیری دغدغه ایران و محیطزیست را حاصل تجربه زیسته در مناطق مختلف کشور دانست و گفت: زندگی در شهرها و اقلیمهای گوناگون ایران موجب شده که من خود را بیش از آنکه متعلق به منطقهای خاص بدانم، متعلق به تمام ایران باشم و آشنایی با چهرههای شاخص و ماندگار این عرصه را نیز از عوامل مؤثر در تداوم فعالیتهای خود در حوزه محیطزیست و توسعه میدانم.
محمد درویش درباره انگیزه تدوین کتاب «پایداری ایرانی» اظهار کرد: بخشی از نسل جوان، تولد و زندگی در ایران را با مجموعهای از دشواریها و ناکامیها پیوند میدهد؛ در حالی که استمرار چند هزار ساله این حوزه تمدنی نشان میدهد ایرانیان در دورههای بسیار دشوار نیز با درایت، صبوری، امید و سازگاری توانستهاند از بحرانها عبور کنند. این کتاب با حضور نویسندگانی از گرایشها و دیدگاههای مختلف شکل گرفته تا تصویری صادقانه از بیمها و امیدهای ایران ارائه دهد و نشان دهد همکاری جمعی بر محور ایران امکانپذیر است.
رئیس کمیته محیطزیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو تأکید کرد: هدف کتاب، انکار مسائل یا ارائه تصویری آرمانی و بینقص نیست، بلکه باید همزمان با بیان صریح کاستیها، ظرفیتهای تاریخی و اجتماعی کشور نیز دیده شود. آیندهای درخور نام ایران زمانی شکل میگیرد که جامعه از گذشته خود آگاهی دقیق داشته باشد، تجربههای موفق را بازشناسد و برای انتقال سرزمینی آبادتر به نسلهای آینده احساس مسئولیت کند.
در ادامه نشست، نغمه مبرقعی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و عضو شورای عالی محیط زیست، با اشاره به فصل خود در کتاب با عنوان «اتلاف انرژی و ناپایداری توسعه در ایران» گفت: یکی از مهمترین عوامل تشدید ناپایداری در کشور، نحوه تولید و مصرف انرژی است. ایران از منابع گسترده سوختهای فسیلی و ظرفیت قابلتوجه انرژیهای تجدیدپذیر برخوردار است، اما بهرهبرداری نامتوازن، مصرف غیربهینه و سیاستهای نادرست، این مزیت را به یکی از سرچشمههای ناترازی و فشار بر محیطزیست تبدیل کرده است.
نغمه مبرقعی با ارزیابی عملکرد دولتها در حوزه محیطزیست اظهار کرد: وضعیت موجود نشان میدهد هیچیک از دولتهای گذشته نتوانستهاند در حفاظت از محیطزیست و تحقق توسعه پایدار، کارنامهای رضایتبخش ارائه کنند. فشار واردشده بر اکوسیستمهای کشور از ظرفیت زیستی ایران فراتر رفته و جامعه بیش از توان بازتولید طبیعت، منابع مصرف میکند. ازاینرو بهجای تکرار الگوهای پیشین، باید به مفهوم «عقبنشینی پایدار» اندیشید؛ یعنی ردپای اکولوژیک را با بازنگری در الگوی مصرف آب، انرژی، زمین و سایر منابع کاهش داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به ابعاد ناترازی انرژی گفت: کسری برق کشور به حدود ۱۲ هزار مگاوات رسیده و ناترازی روزانه بنزین نیز در مقاطعی به حدود ۱۵ میلیون لیتر افزایش یافته است. شدت مصرف انرژی در ایران سه تا چهار برابر میانگین جهانی است و در دو دهه گذشته، برخلاف روند کاهشی جهان، افزایش یافته است. این وضعیت نشان میدهد مسئله فقط کمبود تولید یا محدودیت فناوری نیست، بلکه ساختار اقتصاد، یارانههای گسترده، تجهیزات کمبازده و الگوی مصرف نیز در شکلگیری بحران نقش دارند.
وی افزود: بخش عمده برق ایران همچنان با سوختهای فسیلی تولید میشود و وابستگی زیاد به گاز طبیعی، امنیت انرژی را آسیبپذیر کرده است. برخورداری از منابع فراوان انرژی لزوماً به معنای امنیت انرژی نیست؛ زیرا پایداری عرضه باید با بهرهوری، توان اقتصادی مصرفکنندگان و کاهش آثار محیطزیستی همراه باشد. ارزانی بیش از اندازه حاملهای انرژی، علاوه بر افزایش مصرف و قاچاق، انگیزه سرمایهگذاری در فناوریهای کممصرف و انرژیهای پاک را نیز تضعیف میکند.
عضو شورای عالی محیط زیست با اشاره به ظرفیت بالای انرژی خورشیدی، بادی و زمینگرمایی در بخشهایی از کشور تصریح کرد: تنوعبخشی به سبد انرژی ضروری است، اما توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیز باید با برنامهریزی سرزمینی و نظارت مؤثر انجام شود. در این خصوص واگذاری زمین بدون ارزیابی دقیق و بدون تضمین اجرای پروژه میتواند به زمینخواری یا تخریب منابع طبیعی منجر شود؛ بنابراین افزایش ظرفیت تولید برق پاک باید با رعایت ملاحظات محیطزیستی، شفافیت و نظارت همراه باشد.
نغمه مبرقعی یکی دیگر از مشکلات را فاصله میان اسناد بالادستی و اجرای واقعی دانست و گفت: قوانین و اهداف متعددی برای اصلاح الگوی مصرف، کاهش آلودگی و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر تصویب شده است، اما بسیاری از اهداف محقق نشدهاند. اصلاح سبد انرژی، افزایش بهرهوری، بازسازی تجهیزات، توسعه فناوریهای کمکربن و کاهش آثار صنایع انرژیبر باید به برنامههایی عملیاتی، قابل سنجش و پاسخپذیر تبدیل شوند.
وی در تشریح راهکارها افزود: واقعیتر شدن قیمت حاملهای انرژی باید در کنار اصلاح نظام دستمزد، حمایت هدفمند از گروههای آسیبپذیر و بهبود خدمات عمومی انجام شود. توصیه اخلاقی بهتنهایی نمیتواند الگوی مصرف را تغییر دهد و لازم است ابزارهای اقتصادی مانند تعرفهگذاری، مشوق، مالیات و جریمه نیز بهدرستی به کار گرفته شوند. همچنین مسائل آب، غذا و انرژی نباید جدا از یکدیگر دیده شوند و سیاستگذاری باید بر مبنای پیوند یکپارچه این سه حوزه صورت گیرد.
محمد درویش در ادامه نشست، در بخش دیگری از سخنان خود، «پایداری» را فراتر از بقای صرف دانست و گفت: راز تابآوری ایران در بخش مهمی از تاریخ، شناخت محدودیتهای سرزمین، احترام به منابع و ترجیح منافع عمومی بر سود کوتاهمدت فردی بوده است. ساخت قناتهایی مانند قنات گناباد نمونهای از کار جمعی میاننسلی است؛ کاری که آغازکنندگان آن میدانستند ممکن است خود از نتیجه نهایی بهرهمند نشوند، اما برای آینده جامعه سرمایهگذاری کردند.
وی افزود: فرهنگ «قنوت، قنات و قناعت» در مناطقی مانند یزد، نمادی از سازگاری با کمآبی و بهرهوری در مصرف منابع بود. ایرانیان در بسیاری از مناطق، متناسب با ویژگیهای اقلیمی خود، روشهایی برای کاهش تبخیر، مهار آب و تداوم سکونت ایجاد کردهاند. شکلگیری تمدن در شهرهایی که رودخانه دائمی نداشتند، نشاندهنده دانش فنی، مشارکت اجتماعی و توان سازگاری تاریخی ایرانیان است.
محمد درویش با انتقاد از برخی الگوهای توسعه معاصر اظهار کرد: انتقال آب، استقرار صنایع پرمصرف در مناطق خشک و ارسال پیام فراوانی نامحدود منابع، رفتار مصرفی جوامع محلی را تغییر داده و بخشی از سازوکارهای تاریخی سازگاری را تضعیف کرده است. توسعه زمانی پایدار خواهد بود که ظرفیت زیستی هر منطقه مبنای تصمیمگیری قرار گیرد و سیاستگذار از تحمیل فعالیتهای ناسازگار با اقلیم و منابع محلی پرهیز کند.
وی مشارکت و انسجام اجتماعی را رکن دیگر پایداری دانست و گفت: ایران زمانی تابآورتر خواهد بود که تکثر اجتماعی و فرهنگی به رسمیت شناخته شود، همه شهروندان امکان مشارکت داشته باشند و احساس کنند صدای آنان شنیده میشود. بازسازی اعتماد عمومی و تقویت هویت ملی میتواند مردم را از نگاههای محلی و بخشی فراتر ببرد و مسئولیت مشترک در قبال آب، خاک، جنگل، انرژی و آینده کشور را تقویت کند.
رئیس کمیته محیطزیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو با اشاره به تجربههای محلی موفق گفت: اقدامهای داوطلبانه مدارس، جوامع محلی، فعالان گردشگری و بخش خصوصی در توسعه انرژی خورشیدی، حفاظت از طبیعت و کاهش مصرف نشان میدهد تغییر از سطح جامعه نیز امکانپذیر است. به گفته وی، کسانی که خود شیوه رفتوآمد، مصرف انرژی یا مدیریت کسبوکارشان را تغییر میدهند، بیش از توصیههای رسمی میتوانند بر دیگران اثر بگذارند.
وی نمونههایی از مشارکت اجتماعی در استان سمنان و برخی سکونتگاههای روستایی را یادآور شد که با سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، رفتار داوطلبانه و مدیریت هماهنگ منابع، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتهاند. محمد درویش این تجربهها را نشانهای دانست از اینکه پایداری صرفاً حاصل تصمیمهای کلان دولتی نیست و میتواند از مدرسه، محله، روستا، دانشگاه و کسبوکار آغاز شود. به اعتقاد وی، تکثیر الگوهای موفق محلی و ایجاد امکان دیدهشدن آنها، امید اجتماعی را از سطح شعار به تجربهای ملموس تبدیل میکند.
درویش همچنین به تنوع موضوعی کتاب «پایداری ایرانی» اشاره کرد و گفت: فصلهای کتاب از زوایای مختلفی مانند مدیریت پسماند، حفاظت از پوشش گیاهی، الگوهای تولید غذا، آموزش کودکان، جمعیت، گردشگری پایدار و تجربههای زیسته به مسئله پایداری پرداختهاند. این تنوع نشان میدهد حفاظت از ایران صرفاً وظیفه یک سازمان یا یک رشته تخصصی نیست و به همکاری حوزههای مختلف علمی، اجرایی و اجتماعی نیاز دارد.
در بخش پایانی نشست، بر نقش گردشگری مسئولانه و طبیعتمحور در تأمین منابع حفاظت، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد پیوند میان جامعه و محیطزیست تأکید شد. همچنین مطرح شد که ممنوعیت صرف یا مدیریت نکردن حضور گردشگران، نمیتواند از مناطق طبیعی حفاظت کند و لازم است ورود، بهرهبرداری و فعالیتهای گردشگری در چارچوب ضوابط روشن و با مشارکت جوامع محلی ساماندهی شود.
علی شادلو؛ از نویسندگان کتاب، نیز در توضیح فصل مرتبط با گردشگری پایدار گفت: گردشگری و بهویژه بومگردی در بسیاری از کشورها به ابزاری برای تأمین هزینه حفاظت از طبیعت تبدیل شده است، اما تحقق این کارکرد در ایران به عبور از نگاه ممنوعیتمحور و تدوین قواعد اجرایی روشن نیاز دارد. وی تأکید کرد که نسل کنونی، نسل گذار به گردشگری نوین است و باید میان اوقات فراغت، منافع اقتصادی جوامع محلی و ظرفیت برد محیطزیست تعادل برقرار کند.
در ادامه، حاضران و شرکتکنندگان مجازی دیدگاهها و پرسشهای خود را درباره علل ناپایداری محیطزیستی، مسئولیت دولت و شهروندان، اصلاح قیمت و الگوی مصرف انرژی، توسعه تجدیدپذیرها، نقش آموزش و رسانه، اعتماد اجتماعی و ظرفیت گردشگری پایدار مطرح کردند.
در جمعبندی نشست تأکید شد که مانایی ایران نه با تکیه بر منابع طبیعی نامحدود، بلکه از مسیر خردورزی، همکاری، امید، پذیرش محدودیتهای سرزمین و اصلاح شیوههای حکمرانی و زندگی امکانپذیر است.
شایان ذکر است این نشست روز دوشنبه، ۱۲ مردادماه ۱۴۰۵، از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۱:۳۰، بهصورت حضوری و مجازی در سالن جلسات دکتر حسین عظیمی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری برگزار شد.
