یک توضیح درباره قبض های آب و برق به مردم بدهکارید/ کاسبان استعفا / موشک‌های دوربرد آمریکا تقریبا تمام شد!

  4050514006 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

یک توضیح درباره قبض های آب و برق به مردم بدهکارید/ کاسبان استعفا / موشک‌های دوربرد آمریکا تقریبا تمام شد!

کاسبان استعفا

روزنامه قدس نوشت:

پس از آنکه برخی جریان‌های خاص سیاسی در هفته‌های گذشته باز هم بدون درنظر گرفتن لزوم حفظ اتحاد و همبستگی، به شایعه‌پراکنی درباره استعفای رئیس‌جمهور پرداختند، سخنان عجیب باقر خرازی صدور بیانیه‌ای از سوی دفتر رهبر معظم انقلاب را در پی داشت.

در سپهر سیاست‌ورزی کشور، «کاسبان تحریم» و «کاسبان جنگ» کم داشتیم که حالا مدتی است «کاسبان استعفا» هم به آن‌ها اضافه شده‌اند. کاسبان استعفا هر از گاه خبر می‌دهند رئیس‌جمهور بنای استعفا دارد؛ یا خبر می‌دهند استعفانامه‌ای نوشته و به مقامات ارشد رسانده است. در این کمتر از دو سال که از آغاز به کار دولت مسعود پزشکیان می‌گذرد، مضمون استعفای رئیس‌جمهور، به دفعات خط خبری رسانه‌هایی شده که حالا با اطمینان خاطر می‌توان از آن‌ها به عنوان رسانه‌های کاسب استعفا یاد کرد؛ رسانه‌هایی وابسته به جریانی نه‌چندان موفق در کسب اقبال عمومی و البته پر سر و صدا در نقد دولت حاکمیت. جریان کاسب استعفا، حتی در همین شرایط جنگی کشور، به صراحت از زمینه‌سازی برای استعفای مسعود پزشکیان به سبک دولت بازرگان به جای عزل او به سبک بنی‌صدر می‌گوید و در این راه ابایی از ادای این جمله «ما کاری به کار رهبری نداریم؛ ما کار خودمان را انجام می‌دهیم» هم ندارد. این در حالی است که رئیس‌جمهور بارها بر استعفا ندادن تأکید کرده است؛ تازه‌ترینش، همین گفت‌وگویی که از ایشان در رسانه ملی و بخش‌هایی از آن، ساعاتی قبل‌تر در فضای مجازی پخش شده بود.

مسعود پزشکیان در تیزر تبلیغاتی حاوی بخشی از سخنانش که  از تلویزیون پخش شد، ضمن رد گزارش‌ها درباره استعفایش گفت: «استعفا نخواهم داد و خواهم ایستاد. این‌ها می‌خواهند اختلاف درست کنند که رهبری یک چیزی می‌گوید و این‌ها یک چیزی می‌گویند». حالا دو سه روزی است که این جریان، دشت تازه‌ای کرده است.

****

موشک‌های دوربرد آمریکا تقریبا تمام شد!

وطن امروز با استناد به گزارش وبگاه شبکه سی بی اس نیوز نوشت:

دو منبع آگاه که به طور مستقیم در جریان این موضوع قرار دارند، به شبکه سی‌بی‌اس نیوز اعلام کردند که ایالات متحده در جریان جنگ با ایران، تقریباً تمام ذخایر جهانی موشک‌های هدایت‌شونده دوربرد خود را مصرف کرده است.به گفته این منابع، آمریکا تقریباً تمامی موشک‌های سامانه موشکی تاکتیکی ارتش (ATACMS) و همچنین موشک‌های تهاجمی دقیق (Precision Strike Missile) را به کار گرفته است.خبرگزاری رویترز نیز پیش‌تر گزارش داده بود که آمریکا در جنگ ایران، «تقریباً تمام» موشک‌های هدایت‌شونده دوربرد خود را مصرف کرده است.

سی‌بی‌اس نیوز پیش از این نیز گزارش داده بود که ذخایر رهگیرهای دفاعی و موشک‌های دوربرد آمریکا به شدت کاهش یافته و این مسئله به یکی از نقاط فشار در داخل دولت آمریکا تبدیل شده است. همچنین این رسانه گزارش داده بود که ایالات متحده دیگر قادر نیست همانند روزهای ابتدایی جنگ با ایران، مصرف بالای مهمات هدایت‌شونده دقیق را ادامه دهد.

مقام‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که موجودی موشک‌های ATACMS و Precision Strike Missile محدود است و در حال حاضر مهم‌ترین نگرانی، تعداد رهگیرهای سامانه‌های پاتریوت و دفاع موشکی ارتفاع بالای تاد است؛ زیرا این رهگیرها با سرعتی بیش از توان صنعت دفاعی آمریکا برای جایگزینی آنها مصرف شده‌اند.

****

اقلیت پرسروصدا

رسول منتجب نیا، فعال سیاسی اصلاح طلب به روزنامه ایران گفته است: 

امروز می‌خواهم درباره جمعیتی سخن بگویم که برخی از نمایندگان دلسوز و مردمی مجلس از آنها با عنوان «اقلیت پرسروصدا» یاد کرده‌اند. به نظر من، حتی این تعبیر نیز دقیق نیست؛ زیرا اقلیت به گروهی گفته می‌شود که پنج، ده یا بیست درصد یک جامعه را تشکیل دهد، اما گاهی تعداد یک گروه آن‌قدر اندک است که حتی اطلاق عنوان «اقلیت» نیز درباره آن صحیح نیست. با این حال، همین گروه اندک توانسته‌اند تأثیری فراتر از تعداد خود بر فضای کشور بگذارند. از نگاه من، این افراد هیچ سابقه‌ای در مبارزات پیش از انقلاب ندارند. این جریان نه در حمایت از امام خمینی(ره) سابقه‌ای دارد و نه در تبعیت واقعی از مقام معظم رهبری. 
درباره امام، مخالفت‌های آشکار سران این جریان سابقه‌ای شناخته‌شده است و درباره رهبری نیز، رفتار آنان بیش از آنکه نشانه اطاعت باشد، به تملق و ظاهرسازی شباهت دارد. در عین حال، تصمیمات رهبری و افراد منصوب از سوی ایشان را با ادبیاتی تند مورد حمله قرار می‌دهند و در مواردی نیز تعابیر توهین‌آمیزی از آنان نقل شده است که از نظر من، با احترام به جایگاه رهبری سازگار نیست. 
ویژگی دیگر این جریان، فقدان عقلانیت، برنامه و راهبرد مشخص است. آنچه در عملکردشان دیده می‌شود، بیشتر ایجاد تنش، التهاب، آشوب و اخلال است، بی‌آنکه راهکاری برای حل مسائل کشور ارائه دهند. به باور من، آنان نه به وحدت ملی توجه دارند و نه به مصالح کشور، بلکه رفتارشان در جهت تشدید اختلاف و چنددستگی در جامعه است. 
همچنین معتقدم که ریشه‌های فکری این جریان با انجمن حجتیه بی‌ارتباط نیست، هرچند خود آنان این نسبت را نمی‌پذیرند و حتی گفته می‌شود برخی مسئولان آن انجمن نیز از این افراد اعلام برائت کرده‌اند. آنها در رفتار سیاسی و اجتماعی خود نیز فاقد ادب، نزاکت و اخلاق اسلامی هستند. 

****

چرا با وفاق مشکل دارند؟

اعتماد نوشت:

چرا در مقطعی که موضوع وجود و عدم وجود ایران و هویت ایرانی مطرح بوده و حفظ و تداوم وفاق و هم‌بستگی بهترین راه دفاع از ایران و تمدن ایرانی هست گاه از سوی برخی نخبگان سیاسی این وفاق و همبستگی در معرض چالش قرار می‌گیرد؟ نگارنده دلایل زیر را دخیل در شکل‌گیری چنین رفتارها و گاه طرح سخنانی از سوی برخی از نخبگان سیاسی و جریانات می‌داند:
 ۱- عدم اجماع نخبگان سیاسی ایران در خصوص مفاهیم کلیدی به‌ویژه کلیدواژه منافع ملی و عدم گذار آنان از مرحله من بودن به مرحله ما بودن حتی در صورت قرار گرفتن در مناصب حساس و کلیدی.
 ۲- تقدم داشتن منافع جناحی و گروهی برای آنان بر منافع ملی ایران 
۳- عدم اعتقاد برخی نخبگان و جریانات سیاسی به گردش نخبگان و تلاش برای حفظ جایگاه و مرتبه خود به هر طریق ممکن.
۴- حاکم بودن سیاست‌زدگی بر رفتار نخبگان و جناح‌های سیاسی در ایران و ناتوانی آنان از درک واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی.
 ۵- حاکم بودن منطق بازی با حاصل جمع صفر به‌ جای بازی با حاصل جمع مضاعف بر رفتار نخبگان سیاسی در ایران و اولویت داشتن حذف رقیب سیاسی به جای حیات رقیب و پذیرش چرخش قدرت.
 ۶- عدم سازماندهی گروه‌های اجتماعی و سیاسی در ایران و مسوول نبودن آنان به پاسخگویی در مقابل اقدامات خود.
 ۷- نگرانی و ترس برخی جریانات از آینده موقعیت خود به دلیل تحولات سیاسی و اجتماعی شکل‌گرفته در جامعه براثر جنگ و پیامدهای آن به‌ویژه در حوزه‌های اجتماع و فرهنگ مانند شکل‌گیری تعریف جدیدی از هویت ایرانی و بروز علائمی از ملی‌گرایی و ناسیونالیزم ایرانی در سیاستگذاری آینده جدید هویت ایرانی.
 
حاصل کلام اینکه در شرایط فعلی حفظ وفاق و همبستگی شکل ‌گرفته از مهم‌ترین نیازهای ضروری جامعه است و شاه‌کلید آن توجه به این اصل است که نخبگان سیاسی و تصمیم‌گیران در حاکمیت منافع ملی را بر هر موضوع دیگری مقدم دانسته و از دوقطبی‌سازی در جامعه و طرح مسائلی که سبب کاهش اعتماد سیاسی شود، اجتناب کنند. کنشی که کلید انجام آن فهم واقعیت‌های شکل‌ گرفته در جامعه و تنظیم رفتار خود بر اساس آن در دوران جنگ و پساجنگ است.

****

ماجرای توافق تنگه هرمز چیست؟

خبرآنلاین نوشت:

موضوع گفت‌وگوهای ایران و عمان برای تعیین مسیر جدید در تنگه هرمز، مساله پنهان یا محرمانه‌ای نیست. مقام‌های جمهوری اسلامی از حدود سه هفته پیش علنا از مذاکره میان تهران و مسقط برای تعیین ترتیبات جدید برای تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز خبر داده‌اند.

این مذاکرات در طول روزهای گذشته نیز به صورت فشرده ادامه داشته‌است. کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه هفته گذشته در گفت‌وگویی تفصیلی با برنامه به وقت ایران در شبکه خبر، جزئیات دقیقی از موضوع این گفت‌وگوها ارائه داد.

غریب‌آبادی در این گفت‌وگو توضیح داد که ایران مسیر جدیدی را برای عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز به طرف عمانی پیشنهاد داده‌است. بنا به گفته معاون وزیر امور خارجه «حتی اگر بخشی از مسیر ورود یا خروج کشتی‌ها در محدوده‌ای غیر از آب‌های تحت حاکمیت ایران قرار داشته باشد، جمهوری اسلامی ایران همچنان نسبت به اعمال حاکمیت و کنترل‌های امنیتی خود در این منطقه حساس است.» وی افزود: «باید توجه داشت که پیش از جنگ نیز تمام تنگه هرمز در محدوده آب‌های ایران قرار نداشت، اما شرایط و تجربیات ایجادشده موجب شد جمهوری اسلامی ایران برای تأمین امنیت ملی خود تصمیمات لازم را اتخاذ کند.»

بر اساس گزارش‌ها مسیر جدید موضوع گفت‌وگو میان ایران و عمان، مسیر مجزا از مسیرهای تعیین شده قبلی (قبل از جنگ) و همچنین متفاوت از مسیر اعلامی ایران در دوران جنگ و مسیر ایجاد شده توسط آمریکا در جنوب تنگه هرمز خواهد بود.

****

معما حل شد!

 احمد زیدآبادی در مطلبی در کانال تلگرامی خود به اظهارات اخیر سید محمد باقر خرازی واکنش نشان داد:

می‌خواستم از سید محمد باقر خرازی بپرسم که این همه خبر محرمانه و نشنیده‌ و ناب را از کجا به دست آورده است که انتشار بقیهٔ صحبت‌هایش معما را حل کرد!
او ظاهراً نه فقط از غیب و اسرار این جهان آگاه است بلکه به ادعای خودش با عالم آخرت هم در تماس و از اوضاع آنجا کاملاً با خبر است به طوری که خبردار شده کسانی که با ساخت بمب اتمی در کشور مخالفت کرده‌اند از جمله عموی مرحومش سید کمال خرازی، الان در آن دنیا عذاب می‌کشند و حال خوشی ندارند!
حال که وی از شهادت و غیب دو عالم آگاه است روی چه حسابی‌ خود را گرفتار مسئلهٔ ساخت بمب اتم کرده است؟ حقا توان او از هزاران بمب اتم هم که مؤثرتر و مفیدتر است! فقط کافی است از تمام نقشه‌ها و برنامه‌های محرمانهٔ سران سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورها پرده بردارد تا مسئولان ایرانی همهٔ آنها را پیش از عملی شدن خنثی کنند!
همینطور می‌تواند با نشان دادن معادن و دفینه‌های قیمتی نهفته در دل زمین، مردم کشورمان را از این همه فقر و فلاکت نجات دهد!

****

یک توضیح درباره قبض های آب و برق به مردم بدهکارید

روزنامه اطلاعات نوشت: 

اطلاعات دریافتی از مقایسه صورتحساب‌های برق وآب عموم مردم در تیر و خرداد امسال نشان می‌دهد هزینه مصرف آب و برق تا ۳۰۰ درصد و حتی بیشتر افزایش یافته است. این رویداد برای مشترکین عادی رخ داده که دارای منازلی کوچک ومتوسط بوده، معمولا و در ماه‌های قبل در رده خوش مصرف‌ها قرار گرفته اند و بیشتر روزهای هفته و ساعات روز که جزو ساعات پرمصرف محسوب می شوند را درمحل کار به سرمی‌برند.
بدین ترتیب آنان با مشاهده رقم فیش های تیر به معنای واقعی کلمه شوکه شده اند چرا که مثلا فیش برقی که در خرداد ۳۰۰ هزار تومان بوده در تیر به ۸۰۰ تا یک میلیون تومان افزایش یافته است.
البته بخشی از این افزایش رقم به خاطر قرار داشتن در تابستان وافزایش دمای هوا که منجر به استفاده مدام از انواع کولر می شود، طبیعی است اما رقم صورتحساب‌ها به گونه ای افزایش یافته که این طبیعی بودن را زیرسوال برده است...
نخستین توضیحی که دراین خصوص باید به مردم داده شود احتمال دستکاری وکاهش الگوی مصرف آب و برق است. سوال این است که این الگودر سال قبل به ازای هر نفر چقدر بوده وبرای سال جاری میزان آن کاهش یافته یا خیر؟...
همچنین دولت باید توضیح دهد الگوهای مصرف تعیین شده برای آب و برق مصرفی مردم تا چه حد با ضروریات یک زندگی عادی تطابق دارد. به عنوان نمونه، این الگو چقدر از مصرف برق متعارف یک منزل مسکونی ۸۰ متری را پوشش می دهد و آیا این گونه نیست که صرفا با کارکردن یک یخچال،تایمر تلویزیون وچند لامپ عادی،با نخستین روشن کردن کولر، الگوی مصرف به پایان رسیده وشخص دررده پرمصرف ها قرار گیرد ومجبور به پرداخت قبض نامتعارف شود؟...
دیگر موضوعی که دراین باره لزوم پاسخگویی دولت را می طلبد، درصد افزایش قیمت آب و برق و چگونگی محاسبه آن است.
تاکنون به جز توضیحات پراکنده بودجه ای، وزارت نیرو توضیح شفاف وهمه فهمی برای این محور مهم ارایه نداده و مردم نمی دانند در هر استان و اقلیم افزایش قیمت آب و برقشان چگونه محاسبه می شود...
محور سوم مهم هم توضیح شفاف توانیر و شرکت های آب منطقه‌ای به عنوان شرکت‌های دولتی درباره میزان سودآوری آنها درسال مالی گذشته و اعلام روشن تکلیف بودجه ۱۴۰۵ برای تحقق مقدار سودآوری است.
این محور از آن رو اهمیت دارد که مردم می‌خواهند بدانند این همه پولی که از آنها دریافت می‌شود و سود احتمالی این شرکت‌های دولتی، دقیقا صرف چه اموری می‌شود.

****

زیستگاه حیات وحش میانکاله در خطر است

حر منصوری، فعال محیط‌زیست و از دیده‌بانان زیست‌بوم میانکاله، درباره آتش سوزی اخیر این منطقه به «فرهیختگان» گفته است:

« از ابتدای فصل تابستان تا به امروز حدود ۱۰ تا ۱۲ فقره آتش‌سوزی در منطقه رخ داده است و متأسفانه در روز عاشورا نیز حریق جدیدی در منطقه اتفاق افتاد که بر اساس برآوردهای اولیه تاکنون حدود ۸۰۰ هکتار از عرصه‌های پناهگاه حیات وحش میانکاله در آتش سوخته است. عمده این آتش‌سوزی‌ها در محدوده‌های غربی میانکاله متمرکز است و کاملاً مشهود است که این حریق‌ها نه‌تنها عمدی است، بلکه عاملان آن قصد دارند پیام خاصی را به مسئولان مخابره کنند که البته هنوز ابعاد کامل آن گشایش نیافته است. متأسفانه روز گذشته دو تن از محیط‌بانان خوشنام میانکاله که هر دو صاحب خانواده هستند، در جریان عملیات اطفای حریق در محاصره آتش قرار گرفتند و نزدیک بود جان خود را از دست بدهند. در این حادثه یک دستگاه لودر دچار آسیب شد و یک دستگاه تراکتور که مخزن آب را برای اطفا حمل می‌کرد به‌صورت کامل در آتش سوخت و از بین رفت. این دیده‌بان محیط‌زیست درباره نحوه آتش‌گرفتن خودروها توضیح داد ماشین‌ها مستقیماً آتش زده نشده‌اند، بلکه در جریان اطفای حریق، آتش ناگهان فرد یا وسیله نقلیه را دور می‌زند و زبانه می‌کشد؛ همچنین گیرافتادن لودر یا تراکتور در چاله‌ها، تپه‌ها یا میان درختان و پوشش گیاهی انارستان و سازیل در مسیرهای صعب‌العبور و ناهموار میانکاله باعث می‌شود آتش به آن‌ها برسد و آن‌ها را نابود کند.» منصوری درباره تهدیدات واردشده به حیات وحش تأکید کرد: «این منطقه پناهگاه حیات وحش است و جانوران آن در خطر جدی هستند. پرندگان بومی که علاقه زیادی به پرواز بلند ندارند، مانند قرقاول و دراج، بیشترین آسیب را می‌بینند و علاوه بر آن‌ها گونه‌هایی چون شغال، خرگوش ایرانی، خرگوش اروپایی، لاک‌پشت پشت‌آسیایی و خزندگان مختلف شدیداً در معرض نابودی در آتش هستند. مهم‌ترین و ضروری‌ترین نیاز فعلی منطقه، تأمین فوری تجهیزات و لوازم اطفای حریق از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست است؛ چراکه کانون‌های جدید آتش مرتباً شعله‌ور می‌شوند و مهار این روند نیازمند پشتیبانی عاجل است. »

****

شوهای رسانه ای و هزینه های ملی

شرق نوشت: 

یک خبرگزاری کلیپی دودقیقه ای منتشر کرد که در آن با استفاده از هوش مصنوعی و تصاویر گوگل ارث، مسیر تردد و محل خرید ملانیا ترامپ بازسازی شــده بود تا نشان دهد دسترسی اطلاعاتی برای ترور زن ترامپ وجود دارد. ایــن ویدئو در بخش پایانی، حتی از روش هایی مانند مســموم کردن لباس به عنوان شــیوه احتمالی یک عملیات اطلاعاتی سخن می گفت.
دو هفته پیش نیز وب سایت روزنامه همشهری فهرستی ۱۳نفره از رؤسای دولت های خارجی، از جمله رئیس جمهور فرانســه، نخست وزیر انگلیس، صدراعظم آلمان و نخست وزیر ایتالیا را به عنوان اهداف ترور منتشر کرد که پس از تذکر نهادهای مسئول، به سرعت از سایت حذف شد. این دو رخداد، در کنار ده ها نمونه مشابه در تبلیغات شهری، بیلبوردها و برخی تولیدات رسانه ای، این سؤال جدی را پیش روی ما می گذارد که آیا بخشی از جریان رسانه ای ما در تشخیص نسبت میان تبلیغات جنگی، منافع ملی و الزامات ارتباطی دچار خطای محاسباتی شده است یا در پوشش افراطی گری، عمال در زمین جنگ روانی دشمن بازی کرده و ناخواسته همان اهدافی را پیش می برد که دشمن در جنگ رسانه ای علیه ایران دنبال می کند؟

فارغ از اینکه این ادعاها تا چه اندازه واقعی، تخیلی یا صرفا مصرف تبلیغاتی داشته باشند، مسئله اصلی چیز دیگری است. این گونه محتواها چه دستاوردی برای ایران تولید می کند؟ آیا واقعا به بازدارندگی می افزاید و ماشــین جنگی دشمن را از ادامه تجاوز بازمی دارد یا برعکس، همان خوراک تبلیغاتی را در اختیار رسانه های غربی و صهیونیستی قرار می دهند که سال هاست می کوشند ایران را حامی تروریسم دولتی معرفی کنند و از این تصویر برای مشروعیت بخشی به فشار، تحریم و حتی اقدام نظامی فزاینده علیه کشورمان بهره بگیرند؟

در منطق امنیتی، بازدارندگی محصول نمایش نیســت، حاصل باورپذیری است. اگر توان واقعی برای انجام عملیاتی در این سطح وجود داشته باشد، نیازی به اثبات آن با کلیپ های تبلیغاتی و روایت های هیجان زده نیست؛ خود توان، در زمان و مکان مناسب، اثرش را نشان می دهد. اگر هم چنین توانی وجود ندارد، این قبیل نمایش های رسانه ای بازدارندگی ایجاد نمی کند، ضمن اینکه شــکاف میان ادعا و واقعیت را آشکارتر می کند. هرچه این شکاف بزرگ تر شود، اعتبار پیام کاهش می یابد، تهدید بی اثرتر می شود و هزینه آن به جای دشــمن، متوجه اعتبار و منافع ملی ایران خواهد شد