آیا «ونس» پیشگام تحولات تاریخی در سیاست آمریکا خواهد بود؟

مترجم: مرتضی ایمانی، گروه جهان الف،   4050513034 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
آیا «ونس» پیشگام تحولات تاریخی در سیاست آمریکا خواهد بود؟

 «سمیر حباشنه» سیاستمدار اردنی در سایت خبری الجزیره اظهارات اخیر جی دی ونس معاون ربیس جمهور آمریکا را تحلیل کرده است:

 « بدون هیچ‌گونه پیش‌بینی حوادث و بدون خوش‌بینی بیش از حد، گفت‌وگوی جی‌دی ونس با جو روگان، روزنامه‌نگار مشهور، نیاز به تأمل بیشتری دارد؛ چرا که این نوع تفکر، تفکری جدید در ایالات متحده به حساب می‌آید.

درست است که جی‌دی ونس از آن دسته افرادی است که به بازگرداندن عظمت آمریکا اعتقاد دارد و درست است که او در همه سیاست‌های داخلی و خارجی ترامپ با او همراهی می‌کند، اما اینجا می‌توان شاهد نوعی اختلاف میان ترامپ و معاونش بود.

گفته اخیر ونس نکات بسیاری دارد که از شعار «اول آمریکا» آغاز می‌شود، اما در جزئیات و مضامین آن بسیار فراتر از این شعار به نظر می‌رسد، به‌ویژه در مورد آنچه به خاورمیانه و مسئله فلسطین مربوط است.

جی‌دی ونس با این گفته خود تأکید می‌کند که مصالح آمریکا در هر دولتی باید اولویت اول باشد و معیارهای سیاست خارجی باید در جهت خدمت به هموطنان آمریکایی باشد، بدون آن‌که از طرح‌ها و برنامه‌های خارجی تأثیر بپذیرد. از این رو، ایالات متحده نباید وارد جنگی گسترده، طولانی و پرهزینه شود.

به نظر من، این با انتقاد تندی که رئیس‌جمهور ترامپ دائماً از حمله به عراق و اشغال افغانستان می‌کند، همسو است؛ زیرا او معتقد است که این اقدامات به نفع آمریکا نبود.

همچنین تأکید می‌کنم که ایالات متحده آمریکا در عراق هزاران کشته داد و صدها میلیارد دلار را از دست داد و از افغانستان نیز با آن شکل ذلت‌بار خارج شد؛ خروجی که شایسته جایگاه جهانی آمریکا نبود.

ونس حتی پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید که اولویت ما حفاظت از مرزها و استحکام‌بخشیدن به آن‌ها در برابر مهاجرت غیرقانونی است و اینکه اقتصاد باید در رأس اولویت‌های اندیشه و سیاست‌گذاری آمریکا قرار گیرد؛ به‌گونه‌ای که تقویت آن و ارتقای صنعت ملی در کانون توجه باشد.

به شخصه معتقدم این گفته ونس ناشی از نگرانی‌ای است که دولت آمریکا از پیشرفت همه‌جانبه چین، به‌ویژه در تجارت جهانی و صنعت، با آن روبه‌رو شده است.

مهم‌ترین چیزی که این گفته را از سایر گفته‌های مسئولان آمریکا متمایز می‌کند و آن را در زمره مواضع صریح و بی‌سابقه قرار می‌دهد، این است که گوینده آن هنوز در دایره تصمیم‌گیری آمریکا قرار دارد.

در این گفته‌ها، ونس اسرائیل را به عنوان هم‌پیمان آمریکا یاد کرده، اما این به معنای آن نیست که مصالح آمریکا و اسرائیل کاملاً با یکدیگر هماهنگ هستند و اگر مصالح آمریکا با خواسته‌های اسرائیل در تعارض باشد، باید در تفکر و روش سیاست‌گذاری، جزء اولویت‌ها قرار گیرد. در اینجا ضرورتی نیست که مواضع ما با هم‌پیمانان، از جمله اسرائیل، کاملاً منطبق باشد.

در اینجا، ونس به برخی مسئولان اسرائیل اشاره می‌کند که در مسیر پایان جنگ با ایران مانع‌تراشی می‌کنند. در اینجا اسرائیل تلاش می‌کند در فرایند تصمیم‌گیری آمریکا درباره ایران تأثیر بگذارد و ونس به‌طور ضمنی از این موضوع انتقاد می‌کند، به‌ویژه از تبلیغات رسانه‌ای و سیاسی که اسرائیل درباره ادامه جنگ با تهران به راه انداخته است.

ونس می‌گوید اسرائیل دوستی جز ترامپ و آمریکا ندارد و اگر آمریکا نبود، اسرائیل نمی‌توانست از خود حمایت کند یا حتی به حیات خود ادامه دهد.

به گمان من، این‌ها پیام‌هایی هستند که هشداری برای سیاست‌گذاران اسرائیل در بر دارند؛ سیاست‌گذارانی که در افراط‌گرایی بسیار پیش رفته‌اند و این کشور را از دولتی که ـ آن‌گونه که خود ادعا می‌کنند ـ بر پایه‌های لیبرالی بنا شده بود، به دولتی تبدیل کرده‌اند که اکنون به الگویی از افراط‌گرایی دینی بدل شده است. این افراط‌گرایی، بیماری‌ای درمان‌ناپذیر است و هرگاه گروه‌های رادیکال، از هر دینی که باشند، آن را بپذیرند، به ابزاری برای کشتار و ویرانی تبدیل می‌شود.

به نظر می‌رسد این گفته معاون رئیس‌جمهور آمریکا، از لحاظ سیاسی، در دسته‌ای جداگانه قرار می‌گیرد و او به نوعی پیشگام تحولات تاریخی در سیاست آمریکا، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، است. »