نشتی ۳۰ میلیارد دلاری در اقتصاد ایران/ بانک ایران؛ شعبه تهران!/ سخنگویان خودخوانده مردم!

گروه سیاسی الف،   4050512016

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

 نشتی ۳۰ میلیارد دلاری در اقتصاد ایران/ بانک ایران؛ شعبه تهران!/ سخنگویان خودخوانده مردم!

توافق جدید ایران و عمان در تنگه هرمز

روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع خود نوشت:

کانال 12 تلويزيون رژيم صهيونيستي مدعي شد ايران با پيشنهاد توافقي که درباره ترتيبات بازگشايي تنگه هرمز تدوين شده، موافقت کرده است. به گفته اين کانال خبري، واکنش مثبت ايران يکي از عواملي بود که ترامپ را به موافقت با لغو حمله به ايران ترغيب کرد. براساس اين پيشنهاد، کشتي‌هاي ورودي به خليج فارس از طريق آبهاي سرزميني ايران در تنگه هرمز عبور خواهند کرد درحاليکه کشتي‌هاي خروجي از طريق آب‌هاي سرزميني عمان عبور خواهند کرد. مقامات رسمي ايران تاکنون درباره اين ادعا اظهارنظر نکرده‌اند.

****

سرخوردگی جنگی

روزنامه وطن امروز نوشت: 

اوضاع برای رئیس‌جمهور آمریکا بسیار فاجعه‌بارتر از چیزی است که تصور می‌شود. روزی نیست که داده، آمار یا اطلاعاتی از جامعه آمریکا بیرون بیاید و در آن ترامپ دچار افت شدید محبوبیت یا بالا رفتن میزان نفرت نشده باشد. در یکی از آخرین نظرسنجی‌ها که شرح تفصیلی آن در پایگاه مجله «پلیتیکو» آمده است، تقریبا تمام بدنه رای ترامپ صبرشان را در برابر جنگ علیه ایران از دست داده‌اند و وی در این پایگاه دچار کاهش شدید محبوبیت شده است.


رسانه آمریکایی از این نقطه آغاز می‌کند که نظر بدنه رای ترامپ در رابطه با سودمندی جنگ علیه ایران، در کمتر از 2 ماه بیش از 13 درصد افت کرده است: «نیمی از پایگاه حامیان «ماگا»، متعلق به دونالد ترامپ در ماه مه بر این باور بودند جنگ علیه ایران ارزش هزینه‌های اقتصادی‌اش را دارد اما اکنون، تنها یک‌سوم آنها چنین نظری دارند. بر اساس نظرسنجی جدید پلیتیکو، این افت شدید و ۱۳ درصدی تنها در عرض 2 ماه، نشان می‌دهد چگونه سرسخت‌ترین حامیان رئیس‌جمهور در حال همسو شدن با اکثریت آمریکایی‌هایی هستند که مدت‌هاست با مداخله نظامی ایالات متحده در ایران مخالفت کرده‌اند».


اعداد دیگری هم در این گزارش به عنوان موید آورده شده است: «علاوه بر این، بر اساس این نظرسنجی که توسط‌مؤسسه مستقل افکارسنجی «پابلیک فرست» انجام شده، ۳۷ درصد کسانی که خود را رای‌دهندگان ماگای ترامپ می‌دانند، می‌گویند ایالات متحده تنها در صورتی باید به مداخله خود ادامه دهد که هزینه‌ها افزایش نیابد؛ این رقم در ماه مه ۲۹‌درصد بود. تقریبا یک نفر از هر ۵ رای‌دهنده ماگا معتقد است ایالات متحده باید بدون در نظر گرفتن هزینه‌ها، به جنگ خود در ایران پایان دهد».

****

امپراتوری خیالی در سرزمین خشک!

مشرق نوشت:

در روزهای اخیر، یک عملیات رسانه‌ای-تبلیغاتی سنگین از سوی درگاه‌های خبری آمریکایی و صهیونیستی، درباره طرح جدید عملیاتی ارتش تروریستی آمریکا(با همکاری ارتش تروریست رژیم صهیونی) علیه کشورمان آغاز شده است.این عملیات سنگین، در کنار قرائن میدانی، باعث شد که فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی کشورمان با اقتدار و مستحکم نسبت به هر گونه «دیوانگی» طرف آمریکایی و سگ هار آن(رژیم اسراییل) هشدار دهند و آمادگی کامل ایران را برای مقابله اعلام کنند.

نکته‌ی قابل‌تامل در این عملیات تبلیغاتی و رسانه‌ای، یاوه‌گویی‌های مقامات صهیونیست مبنی بر اشتیاق به دور جدید درگیری با جمهوری اسلامی ایران است. شخص بنیامین نتانیاهو و به ویژه وزیر جنگ جنجالی‌اش، یسراییل کاتز، هر روز با زبانی فزاینده و رجزخوانانه، از جنگ تمام‌عیار با ایران سخن می‌گویند، و از سوی دیگر، آشکارا یا در لفافه، برای مصر خط و نشان می‌کشند و ترکیه را هدف تهدیدهای لفظی قرار می‌دهند. این ادبیات تهاجمی، که گاه با شوقی عجیب برای گشودن جبهه‌های جدید همراه است، تصویری از یک قدرت مطلق و بی‌نهایت را در اذهان تداعی می‌کند.

اما در سوی دیگر میدان، واقعیت عینی و خردکننده‌ی رژیم اسرائیل، حکایت از موجودی نحیف، خسته و در آستانه‌ی فرسایش کامل دارد؛ موجودیتی که با کوچک‌ترین تکانه‌ی جدی، ممکن است فرو بپاشد.

برای درک عمق این پارادوکس، کافی است نگاهی به مؤلفه‌های بنیادین این رژیم بیندازیم. اسرائیل پیش از هر چیز، یک موجودیت جمعیتی و جغرافیایی به غایت شکننده است: با جمعیتی کم‌تر از ده میلیون نفر - که خود از ترکیبی ناهمگون از یهودیان مهاجر از سراسر جهان با طیف‌های هویتی، اعتقادی و اجتماعی کاملاً متفاوت، و اقلیتی چشمگیر از اعراب شکل گرفته و از هرگونه انسجام ملی یکدست به دور است - و پهنه‌ای سرزمینی در حد یک نقطه روی نقشه. این رژیم فاقد هرگونه عمق استراتژیک و عوارض طبیعی دفاعی نظیر آنچه در ایران یا یمن وجود دارد (کوهستان‌های صعب‌العبور، بیابان‌های وسیع یا موقعیت کوهستانی) است.برعکس، اسرائیل دارای یکی از خشک‌ترین سرزمین‌های جهان از نظر منابع آبی بوده، به تنها سه شهر بزرگ (اورشلیم، تل‌آویو و حیفا) و پالایشگاه‌ها و مراکز صنعتی و نظامی معدود و فوق‌متمرکزی اتکا دارد که همگی در تیررس آسان هرگونه حملات گسترده قرار دارند.حال به این کالبد نحیف، زخم‌های عمیق و خونریزی‌دهنده‌ی جنگ از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا کنون را اضافه کنید. اسرائیل در این مدت به طور همزمان در چند جبهه درگیر جنگ فرسایشی بوده و ضربات سنگینی به ویژه در تقابل مستقیم با ایران و حزب‌الله دریافت کرده است که تاسیسات نظامی، اقتصادی و زیرساخت‌های حیاتی آن را هدف قرار داده است.

اقتصاد این رژیم، علی‌رغم حمایت‌های مالی بی‌دریغ واشنگتن، روزبه‌روز به ورطه‌ی تورم، رکود و کسری بودجه‌های ده‌ها میلیارد شکلی نزدیک‌تر می‌شود و موج فزاینده‌ی مهاجرت نخبگان، سرمایه‌ها و استعدادهای علمی - که پس از آخرین درگیری با ایران شتابی دوچندان یافته - آینده‌ی بقای این رژیم را با تهدیدی وجودی روبرو کرده است.

****

 ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار نشتی در اقتصاد ایران! 

خبرآنلاین نوشت:

در ادبیات اقتصادی ایران، تراستی‌ها به افراد یا شرکت‌هایی گفته می‌شود که با استفاده از حساب‌های بانکی، شرکت‌های واسطه یا شبکه ارتباطی خود در کشورهای دیگر، وظیفه انتقال پول را انجام می‌دادند. آنها در عمل بخشی از مسیر انتقال ارز در شرایط تحریم را برعهده گرفتند؛ اما همین نقش گسترده، یک ریسک مهم ایجاد کرد: حجم قابل توجهی از منابع کشور در اختیار مجموعه‌هایی قرار گرفت که میزان شفافیت، نحوه انتخاب، سازوکار نظارت و ضمانت‌های اجرایی آنها محل پرسش بود.

ولی‌الله سیف، رئیس پیشین بانک مرکزی، در توضیح مفهوم تراستی‌ها گفته است که این افراد معمولاً «آدم‌های مورد وثوق» بودند؛ یعنی فردی که اعتماد نسبت به او وجود داشت و گاهی یک ایرانی با پاسپورت خارجی بود که به نام خودش پول‌ها را جابه‌جا می‌کرد تا ارتباط مستقیم با ایران مشخص نباشد.

به گفته سیف، در برخی موارد تراستی‌ها خارجی بودند؛ از جمله افراد عرب و هندی، و حتی موردی وجود داشته که یک تراستی هندی از این اعتماد سوءاستفاده کرده است. او تاکید کرده بود که فعالیت تراستی‌ها ذاتاً با ریسک همراه است و صرافی یا مجموعه‌ای که با آنها کار می‌کند، این ریسک را می‌پذیرد؛ به همین دلیل نرخ‌های این شبکه‌ها نیز معمولاً بالاتر از مسیرهای عادی است.

این توضیحات نشان می‌دهد حتی در نگاه مدیران سابق اقتصادی، تراستی‌ها از ابتدا یک مسیر عادی و کم‌ریسک نبودند، بلکه راهکاری اضطراری برای عبور از محدودیت‌های تحریم محسوب می‌شدند؛ راهکاری که در صورت نبود کنترل کافی، می‌توانست خود به منبع ریسک جدید تبدیل شود.

در کنار ریسک عملیاتی این شبکه‌ها، تحریم هزینه‌های پنهان دیگری نیز به اقتصاد ایران تحمیل کرد. عبدالناصر همتی درباره آثار اقتصادی تحریم‌ها اعلام کرده بود که بین ۱۵ تا ۲۰ درصد «نشتی ناشی از تحریم» در اقتصاد ایران وجود دارد. به گفته او، اگر حجم تجارت خارجی کشور حدود ۱۳۰ میلیارد دلار باشد، ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار در این فرآیند دچار نشتی می‌شود؛ بخشی از این هزینه‌ها ناشی از مسیرهای غیرشفاف انتقال پول، کارمزدهای بالا، واسطه‌گری و ریسک‌های ناشی از محدودیت‌های مالی است.

****

وقتي «ترندها» جاي «اولويت‌ها» را مي‌گيرند

اعتماد نوشت:

سال‌ها پيش، رهبر معظم انقلاب در ديداري با نوجوانان، با نگاهي عميق به آينده حكمراني، فرمودند: «اگر رهبر نبودم، دوست داشتم مسوول فضاي مجازي باشم.» اين سخن، فراتر از يك علاقه شخصي، نشان‌دهنده اهميت حياتي اين فضا در اداره كشور و نظام بود. اما امروز با نگاهي به وضعيتِ رهاشده اين فضا، بايد پرسيد: ما در اين ميدان «فرمانده» هستيم يا «سربازِ بي‌اراده»؟


 امروز به نقطه‌اي رسيده‌ايم كه فضاي مجازي نه تنها بر فرهنگ، بلكه بر «اولويت‌هاي حاكميت» هم سايه انداخته است. كار به جايي رسيده كه رسانه ملي و بخش‌هاي خبري سراسري، تنها زماني به يك معضل واكنش نشان مي‌دهند كه آن موضوع در فضاي مجازي «بولد» شده باشد. نمونه اخير آن، ويدئوي تكان‌دهنده فردي به نام «نويد» بود كه در آن با وقاحت تمام به يك خانم تعرض، فحاشي و ضرب‌وشتم مي‌كند. تا زماني كه اين ويدئو در فضاي مجازي نپيچيد، گويي مساله‌اي وجود نداشت؛ اما به محض وايرال شدن، همه دستگاه‌ها بسيج شدند.

سوال اينجاست: چند «نويد» ديگر در گوشه و كنار اين مرز و بوم مشغول آسيب زدن هستند كه چون ويدئوي‌شان پخش نشده، در اولويتِ برخورد و اطلاع‌رساني قرار نمي‌گيرند؟ چرا اجازه داده‌ايم «ترندهاي مجازي» براي رسانه‌هاي رسمي و نهادهاي ما تعيين تكليف كنند؟ بسياري از مسائل حياتي كشور، چون جذابيت بصري براي فضاي مجازي ندارند، در سكوت خبري دفن مي‌شوند.

****

سخنگویان خودخوانده مردم!

قدس نوشت:

مردم را می‌توان سیاسی‌ترین واژه دانست. به این معنا که به ویژه در کشورهای مبتنی بر دموکراسی یا مردم‌سالاری، فارغ از آنچه رأی مستقیم مردم در تعیین مسئولان اجرایی و قانون‌گذاری رقم می‌زند، مردم کلیدواژه پررنگی است که سیاسیون آن را به کار می‌برند تا آنچه را که مدنظر دارند به عنوان مطالبه مردم جا بزنند. در این نگاه سیاسی مردم کل واحدی هستند که یکصدا یک مطالبه مشخص دارند و سخنگوی آن‌ها نیز به صورت خودخوانده اهالی سیاست هستند.

در روزهای اخیر متنی از سوی خانم آذر منصوری، دبیرکل جبهه اتحاد ملت خطاب به رئیس قوه قضائیه در انتقاد از صدور حکم اعدام برخی عوامل آشوب‌های ۱۸ و ۱۹ دی در اصفهان منتشر شد. متنی که حال و هوای آن همان چیزی است که بالاتر اشاره شد، یعنی طرح مطالبه‌ای از زبان «مردم»...ما در ۱۸ و ۱۹دی با یک حرکت سازماندهی شده و هماهنگ برای تسخیر مراکز امنیتی و انتظامی شهرهای بزرگ مواجهیم که نمی‌توان آن را مشابه وقایع ۷ تا ۱۸دی «اعتراضات» نام‌گذاری کرد. حمله به پاسگاه‌های انتظامی و اسلحه‌خانه‌های مراکز انتظامی و امنیتی شهرها، کشتن نیروهای انتظامی و بسیجی، آتش زدن گسترده اموال عمومی و تلاش برای اشغال مراکزی مثل صداوسیمای خراسان رضوی و برخی مراکز دولتی در شهرهای بزرگ، اعتراضات نیست، بلکه حتماً یک شورش و با توجه به فراخوان پهلوی و حمایت مستقیم نتانیاهو و ترامپ از این اقدام‌ها، یک کودتای تمام‌عیار بود و فروکاستن آن به اعتراض، در وهله نخست ظلم به همان افرادی است که از ۷دی به دور از هدف سیاسی و ضدامنیتی برای دغدغه‌ای اقتصادی و اجتماعی اعتراض کرده بودند.

****

بانک ایران؛ شعبه تهران

خراسان نوشت:

«تصور کنید عدد کل «تسهیلات جاری و غیرجاری» بانکی کشور، یک مخزن آب مشترک است. در سه‌ماهه اول امسال، کلِ آبی که به این مخزن اضافه‌شده، هزار و ۹۲۶ واحد (همت) بوده است؛ اما اتفاق عجیبی افتاده: تهران به‌تنهایی هزار و ۹۹۷ واحد (همت) از این مخزن برداشت کرده است. این یعنی تهران نه‌تنها کل آبِ جدید را بلعیده، بلکه ۷۱ واحد هم از سهمِ باقی‌مانده‌ استان‌های دیگر برداشته است. نتیجه این شده که سبدِ تسهیلاتِ استان‌های کشور در این مدت، به‌جای رشد، کوچک‌تر شده است.»


در نگاه اول شاید عنوان شود در شرایط جنگی این وضعیت قابل دفاع است اما وقتی به جزئیات این تغییر بنگریم متوجه می‌شویم حدود ۹۴ درصد کل سپرده‌های افزوده‌شده به شبکه بانکی کشور در ۳ ماهه فصل بهار مختص تهران بوده و این یعنی سلطه کامل تهران بر منابع بانکی کشور و بدتر آن که بیش از ۱۰۰ درصد رشد تسهیلات کشور بازهم به تهران تعلق دارد و همین تغییر یعنی گسیل منابع و تسهیلات از استان‌ها به سمت تهران و تشدید تمرکزگرایی شبکه بانکی کشور درحالی‌که وضعیت برای برخی استان ها  واقعاً بحرانی بوده است.

****

۳ اقدام اساسی برای اقتصاد ایران

روزنامه شرق نوشت:

چرا با وجود اینکه ایران مزیت های گوناگونی دارد، اقتصاد کشور دچار چالش های بسیاری است و چگونه می توان به توسعه اقتصادی رسید و اقدامات اساسی برای غلبه بر چالش ها کدام اند؟ ..


۱ توقف ماشــین چاپ پول؛ باید کاری کرد کــه دولت ها نتوانند پول چاپ کنند. باید تأمین مالی دولتی را که همیشــه در حال بزرگ شدن اســت، توســط بانک مرکزی ممنوع کرد. باید بپذیریــم هدف و وظیفه بانــک مرکزی، تأمین مالی دولت و صنایع بزرگ نیســت، بلکه حفظ ارزش پول ملی اســت. باید قانونی را تصویب کرد که عــزل و نصب رئیس بانــک مرکزی از اختیارات دولت نباشــد...


۲ دولــت از این تفکر که بــازار درون خود اســت و جزئی از خود، دســت بــردارد. مثال برخی دولتمردان اشــاره می کننــد که دولت، بــازار را بیــرون از خــود نمی دانــد. از طرفی سیاســت گذاران و دولتمردان بــه این ایده که بازار مستقل از سیاســت و جامعه و خودآیین و خودبنیاد اســت نیز توجه نمی کنند. نه تفکر درهم آمیختگی دولت و بازار مبتنی بر واقعیت اســت و نه ایده بازار خودبنیاد چاره کار است. بازار و دولت نه درهم تنیده و نه کاملا مستقل هستند، بلکه استقالل نسبی از همدیگر دارند..


۳ در شــرایط تحریم هرچند اقتصاد ایران فرو نپاشــید و تاب آورده اســت، ولــی گرفتار تراست هایی شــده که مشخص نیست چگونه می توان از شــر آنها نجات یافــت. دولتمردان اعتراف می کنند که برای مبارزه با تحریم ناچار شده اند به تراســت ها اعتماد کنند؛ اما آنها بر ضد جامعه عمل کرده اند. دولت برای مواجهه درســت با تحریم، باید به مردم اعتماد کند نه تراســت ها. پس ســه اقدام اصلی پیش روی دولت برای ســامان دهی اقتصاد عبارت اند از: توقف چاپ پول، مبارزه با تراست ها و در پیش گرفتن دیدگاه نظری مناســب برای مواجهه با بازار که به آن اشاره مختصری کردم و می توان به تفصیل به آن پرداخت.