۲ سوتفاهم بزرگ در مورد رویکرد ترامپ به ایران

سامان مهراد، گروه سیاسی الف،   4050511102 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
۲ سوتفاهم بزرگ در مورد رویکرد ترامپ به ایران

یکی از موضوعاتی که برخی صاحب نظران حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، در بحبوحه اوج گیری تنش‌ها میان ایران و آمریکا بارها به آن اشاره داشته اند این است که خوانش تحرکات و رفتارهای دونالد ترامپ از منظر روانشناسی سیاسی، می تواند سرنخ های خوبی را در مورد جنس نگاه وی به ایران و چشم اندازهای آتیِ پیش رویش، ارائه کند. ترامپ بارها و بارها نشان داده که فردی دمدمی مزاج و البته بی‌ثبات از منظر روانی و رفتاری است و برای فهمیدنِ او، باید جهان ذهنی وی را شناخت. 

با این همه، به نظر می رسد به طور خاص در مورد رئیس جمهور کنونی آمریکا و رویکرد وی به ایران، 2 سوتفاهم بزرگ وجود دارد که افکار عمومی و نخبگان سیاسی، باید به آن ها توجه داشته باشند. 

اول اینکه ترامپ و تیم متحدش در قدرت مدام سعی دارند این گزاره را القا کنند که جنس نگرش آن ها با دیدگاه‌های نتانیاهو و سایر سردمداران رژیم اشغالگر قدس متفاوت است و حتی در برخی مواقع، شکاف های عمیق و جدی میان آن ها وجود دارد. این در حالی است که روند تحولات روزها و ماه های گذشته نشان می دهد این چیزی است که در واقعیت وجود ندارد و اتفاقا دو طرف برخلاف برخی مواضع خود، در بسیاری از حوزه‌های مرتبط با ایران، کاملا هماهنگ هستند و تقسیم کار دارند. شاید مهمترین دلیل برای ترامپ و حتی نتانیاهو جهت جاانداختن تصور مذکور این است که به ویژه رئیس جمهور آمریکا می خواهد خود را از فشارهای گسترده ای که به او وارد می شود و بسیاری وی را آلت دست نتانیاهو و رژیم صهیونیستی معرفی کنند، رها کند. 

آمریکایِ ترامپ پا به پای صهیونیست ها هم در جنگ ۱۲ روزه و هم جنگ رمضان، علیه ایران وارد میدان شد و اکنون نیز اسرائیل و آمریکا در معادله جنگ افروزی علیه ایران، جدا از هم نیستند و کاملا هماهنگ با هم، فکر و رفتار می کنند. البته آن ها با جا انداختن روایت های غلط به نوعی در پی ایجاد محاسبات نادرست در ذهن تصمیم‌سازان ایرانی نیز هستند. 

نکته دوم اینکه وقتی شدت تهدیدات ترامپ علیه ایران بالا می گیرد، این مساله بیش از آنکه ناشی از اقتدار وی باشد، یک تاکتیک مذاکراتیِ اوست. او تا در میدان مذاکره به بن‌بست می خورد، سعی می کند با شانتاژ تبلیغاتی و اجرای مانورهای پر سر و صدا، تهران را وادار به عقب‌نشینی کند. واقعیت این است که اغلب تحلیلگران غربی در وضعیت کنونی اقرار می کنند که ترامپ برای کوتاه مدت و حتی میان مدت در پرونده ایران هیچ رویکرد مشخصی ندارد و همین مساله دستِ آمریکا در بلند مدت در مواجهه با ایران را از همین حالا تضعیف کرده است. از این رو، ترامپ نه از موضع فعال بلکه کاملا منفعلانه، در برابر ایران قرار دارد. با این حال، به هر دری می زند تا شاید این واقعیت را تغییر دهد. اینکه ده ها بار مدعی می شود قدرت نظامی ایران را نابود کرده یا بیش از ۴۰ بار می گوید ایران را شکست داده و یا چندین مرتبه تهدید می کند که می‌خواهد زیرساخت های ایران را نابود کند و خودش عقب‌نشینی می‌کند، همه و همه نشان می دهند ترامپ در میدان گرفتار شده و با هیاهو، به دنبال راهِ فرار است.

از این رو، باید او را دقیق شناخت و متناسب با آن، با شومنِ این روزهای کاخ سفید برخورد کرد. در نظر داشته باشیم حتی به فرض محال، عقب نشینی در برابر ترامپ در وضعیت کنونی، موجب کاهش تنش ها نخواهد شد بلکه رئیس جمهور آمریکا را در تنش‌زایی بیشتر علیه ایران جسورتر خواهد کرد. او به دنبال دستاورد است و این همان چیزی است که ایران به وی نمی دهد. واقعیت این است که فرصت رئیس جمهور آمریکا به دلیل در پیش بودن انتخابات میاندروه ای کنگره محدود است و همین مساله او را آشفته کرد و این آشفتگی، خشم و عدم تمرکز ترامپ در پرونده ایران را افزایش داده است.