اوضاع جنگی،اقتصاد غیر جنگی!/ چرا ترامپ باز هم عقب نشینی کرد؟ / ما می خواهیم، آمریکا نمی خواهد!

گروه سیاسی الف،   4050511028 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

اوضاع جنگی،اقتصاد غیر جنگی!/ چرا ترامپ باز هم عقب نشینی کرد؟ / ما می خواهیم، آمریکا نمی خواهد!

چراترامپ باز هم عقب نشینی کرد

 آکسیوس در گزارشی به دلایل عقب نشینی دوباره دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا پس از تهدید کم سابقه اخیر علیه ایران پرداخته است . به نوشته این وبگاه خبری آمریکایی دو مقام آمریکایی و یک منبع آگاه گزارش داده اند محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، روز شنبه در تماس تلفنی با دونالد ترامپ نگرانی عمیق خود را نسبت به برنامه آمریکا برای اجرای حملات گسترده علیه ایران مطرح کرده است.  بررسی حمله به اهداف مرتبط با بخش انرژی ایران در پاسخ به حمله موشکی ایران به پایگاه نظامی آمریکا در اردن و همچنین ادامه اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز برنامه ای بود که ترامپ  دستور نهایی عملیات آن را صادر نکرد.

آکسیوس نوشته است اجرای چنین حمله‌ای می‌توانست جنگ پنج‌ماهه جاری را وارد مرحله‌ای بی‌سابقه کند؛ جنگی که طی ماه‌های گذشته چندین بار با تلاش‌های دیپلماتیک برای ازسرگیری مذاکرات متوقف شد، اما هر بار پس از شکست این تلاش‌ها دوباره از سر گرفته شد.

به نوشته این وبگاه یکی از مقام‌های آمریکایی گفته بود: سعودی‌ها نگرانی خود را ابراز کردند و خواستار شفاف شدن برنامه عملیاتی آمریکا شدند. منبع دیگری نیز تأکید کرده بود که محمد بن‌سلمان در این تماس از ترامپ خواسته بود از اجرای حملات صرف‌نظر کرده و مسیر کاهش تنش را در پیش بگیرد.کاخ سفید و سفارت عربستان سعودی در واشنگتن نیز درباره این تماس اظهار نظری نکرده بودند.

 تلاش‌های عربستان برای جلوگیری از تشدید بحران تنها به تماس تلفنی ولیعهد این کشور محدود نشد. بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ چند روز پیش از اعلام تصمیم خود با شاهزاده خالد بن‌سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی نیز دیدار کرده بود.به گفته یک منبع آگاه، این دیدار پس از آن به برنامه سفر وزیر دفاع عربستان اضافه شد که او در ملاقات با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، تأکید کرده بود ریاض خواهان کاهش تنش با ایران است.

به نوشته رسانه های داخلی نیز  همچنین میانجی‌های قطری روز شنبه مذاکرات جداگانه‌ای با عباس عراقچی، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، و مقام‌های عمانی انجام شد تا زمینه دستیابی به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کنند. خبٰر آنلاین نوشته است: به گفته یک منبع آگاه، این مذاکرات پیشرفت‌هایی داشت، اما در زمان انتشار گزارش هنوز مشخص نبود که این تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار بحران و جلوگیری از حمله آمریکا کافی خواهد بود.

چند ساعت بعد، ترامپ با انتشار پیام خود در تروث سوشال اعلام کرد که تصمیم گرفته است حمله را متوقف کند و به روند مذاکرات فرصت دهد؛ تصمیمی که جزئیات گزارش آکسیوس نشان می‌دهد در کنار سایر رایزنی‌های منطقه‌ای، تماس مستقیم ولیعهد عربستان نیز در شکل‌گیری آن بی‌تأثیر نبوده است

****

نامیدی غربی ها از رضا پهلوی

فرهیختگان نوشت:

پنج روز پیش خبرگزاری رویترز گزارشی مفصل و تحقیقی درباره وضعیت رضا پهلوی منتشر کرد که به‌خاطر تحولات متعدد سیاسی کمتر به آن پرداخته شد. این گزارش همراه با یک گفت‌وگوی تصویری نویسندگان آن که بی‌بی‌سی فارسی خلاصه‌ای از آن را به‌علاوه یک گفت‌وگوی تلویزیونی از نویسنده اصلی منتشر کرده، نکات تاریخی مهمی دارد که می‌توان از آن به‌عنوان «یک افتضاح تمام‌عیار» برای پهلوی و نشانه‌ای از ناامیدی مطلق سرویس‌های امنیتی غربی از او برای آینده ایران نام برد. 

مسئله روشن اهالی سیاست، جایگاه رویترز به‌عنوان رسانه متصل به سرویس‌ها و مسئول عملیات روانی سنگین علیه جمهوری اسلامی ایران است، به‌طوری‌که در طول چند دهه تحریم و جنگ اقتصادی - امنیتی علیه ایران، این رسانه شاید مهم‌ترین ابزار انتشار گزارش‌های «هدفمند» و «نقطه‌زن» غربی‌ها بود. شایعاتی که پس از آن رسانه‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون باید درباره آن فضاسازی می‌کردند ابتدا از رویترز بیرون می‌آمد که هم سندی معتبر از نظر جهانی محسوب می‌شد و هم برای حداقل بخشی از فضای اجتماعی ایران مهم و قابل‌اعتنا بود. اطلاعاتی که به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان از منابع معمولی گرفت و دست نیروی امنیتی در آن هویدا بود. 


حالا همین رسانه مهم یک گزارش تحقیقی خواندنی از رضا پهلوی منتشر کرده و تقریباً «قبرش» را کنده و مراحل پایانی خاک‌سپاری را احتمالاً به زمان سپرده است. این گزارش عملاً فرزند شاه مخلوع را فردی ناتوان، بدون پشتیبانی واقعی اجتماعی و بی‌عقل می‌داند. نه اینکه این عبارات در گزارش رویترز درج شده باشد، بلکه با تمرکز بر چهار نکته اساسی، تصویری از او می‌سازد که نمی‌توان کلماتی بهتر برای پهلوی به کار برد. تمرکز نویسندگان رویترز بر «ناامیدی مطلق دولت آمریکا از پهلوی»، «حباب تبلیغاتی سلطنت‌طلبان»، «خشونت سازمان‌یافته اپوزیسیون» و «نارضایتی حامیان مالی او» است. 


****

ماجراجویی جدید اسراییل پایانش را رقم می زند

مشرق نوشت:

گزارش‌ها و شواهد میدانی حاکی از آن است که نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی خود را برای ورود به جنگ مجدد با ایران و محور مقاومت آماده می‌کند و پایگاه‌های هوایی این رژیم در آماده‌باش کامل قرار گرفته اند.
 در حالی که رژیم جعلی صهیونیستی پس از شکست‌های پی‌درپی در برابر محور مقاومت، همچنان در رویای تکرار تجاوز به حریم مقدس جمهوری اسلامی ایران به سر می‌برد، تحلیل‌های کارشناسی و اطلاعات موثق از منابع نظامی نشان می‌دهد که هرگونه ماجراجویی جدید، با پاسخ قاطع و ویرانگر نیروهای مسلح ایران مواجه خواهد شد.

این رژیم کودک‌کش که با حمایت‌های همه‌جانبه آمریکا و برخی مرتجعان منطقه‌ای، قدرت هوایی خود را به رخ می‌کشد، در صورت تکرار حماقت، از پایگاه‌های خاصی استفاده خواهد کرد که عمدتاً در مرکز و جنوب سرزمین‌های اشغالی واقع شده‌اند...

باید تأکید کرد که هرگونه تجاوز مجدد رژیم صهیونیستی به حریم هوایی و خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران، نه تنها با پاسخ قاطع، دقیق و ویرانگر نیروهای مسلح، به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مواجه خواهد شد، بلکه می‌تواند شتاب‌دهنده نهایی به فرآیند محو این رژیم جعلی از صفحه روزگار باشد. پایگاه‌های نواتیم، تل‌نوف، رامات داوید، ختسریم، رامون و پالماخیم که امروز نماد غرور پوشالی صهیونیست‌ها هستند، فردا به خرابه‌هایی تبدیل خواهند شد که درس عبرتی برای همه متجاوزان تاریخ خواهند بود.

ملت ایران با اتکا به قدرت بازدارندگی خود، رهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب و ایمان راسخ به وعده الهی، آماده هر سناریویی است و ثابت خواهد کرد که «مرگ بر اسرائیل» تنها یک شعار نیست، بلکه یک واقعیت نزدیک و حتمی است. رژیم کودک‌کش صهیونیستی بداند که زمانش رو به پایان است و محور مقاومت در انتظار لحظه سرنوشت‌ساز ایستاده است. به فضل الهی، پیروزی نهایی از آن جبهه حق خواهد بود.


****

حمله کیهان به محسن هاشمی

کیهان نوشت:

 در شرایطی که ملت قدرشناس ایران اسلامی پس از تجاوز رذیلانه مثلث خبیث آمریکایی- صهیونیستی و شهادت رهبر انقلاب، با اتکاء به نصرت الهی و قدرت ضربات دردناک دلاوران نیروهای مسلح، جبهه استکبار را به زانو درآورده و تحسین جهانیان را برانگیخته است، بار دیگر جریان غرب‌گرا و واداده داخلی ساز تسلیم را کوک کرده است.

محسن‌ هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، اخیراً در سرمقاله‌ای در روزنامه سازندگی با عنوان «یک دوراهی و هشت ابهام» به میدان آمده تا به زعم خود کشور را سر یک تصمیم سخت قرار دهد. 

وی در این یادداشت، با ردیف کردن مجموعه‌ای از شبهات اقتصادی و نظامی، مدعی شده که کشور بر سر یک دوراهی قرار دارد: «راه نخست: بازگشت به آتش‌بس و تفاهم‌نامه و رفع محاصره...» و «راه دوم: بسته نگه داشتن تنگه هرمز و تقابل آتش با آمریکا و مقاومت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی.»

نویسنده با تطهیر خط سازش و نادیده گرفتن تجربه پرهزینه برجام، صریحاً نفع کشور را در انتخاب راه نخست می‌داند و ادعا می‌کند که راه اول با وجود آنکه «کاملاً مطلوب ایران نبود اما امتیازات مهمی نظیر رفع محاصره دریایی، فروش نفت و دریافت درآمد ارزی، تعلیق تحریم‌ها» را به همراه داشت! 

وی حماسه اقتدار نظامی در اقتدار تنگه هرمز را زیر سؤال برده و با دلسوزی‌های نادرست برای اقتصاد، نسخه تسلیم بی‌قید و شرط را کانالیزه می‌کند. وی حتی تا جایی پیش می‌رود که منتقدان را به نفوذ متهم کرده و می‌نویسد: «گذر از راهبرد تحقق صلح به راهبرد تداوم جنگ که شعار فعلی جریان خاص تحت‌تأثیر نفوذ و حفره امنیتی است... نیاز به پاسخ به پرسش‌های فراوانی دارد.»

این تحلیل‌های منفعلانه و تلاش برای ترساندن مردم از «تورم سه‌رقمی» و «سونامی بیکاری» در حالی صورت می‌گیرد که وضعیت جبهه دشمن کاملاً به عکس تصویرسازی این جریان وابسته‌سالار است.

****

ما می خواهیم،  آمریکا نمی خواهد!

«امیر  علی ابوالفتح» کارشناس مسائل آمریکا به روزنامه اطلاعات گفته است:

به نظرم ما چه دوست و چه دشمن آمریکا باشیم باید با این کشور مواجه شویم. نمی توانیم آینده بدون آمریکا را متصور باشیم. حتی آمریکای ضعیف، بسیار قدرتمند و موثر خواهد بود. مثل زمانی که فرانسه و انگلستان قدرت های اصلی جهان بودند و اکنون دیگر در آن حد نیستند ولیکن بازیگران مهمی در سطح اروپا به شمار می آیند؛ بنابراین چه توافق داشته باشیم چه توافق نداشته باشیم، باید با آمریکایی ها به یک تعادلی برسیم... معتقدم مشکل در تهران نیست، مشکل ما در واشنگتن است. یعنی تهران علیرغم تمامی شعارهایی که می دهد و علیرغم تمامی حرف هایی که می زند، لازم باشد مصالحه هم می کند.
 ایران در مساله برجام تا روز آخر برسرپیمانش ماند. یا بعد از جنگ ۱۲یا ۴۰روزه که رهبر انقلاب را هم شهید ‌کردند، حاضر شدیم تفاهمنامه امضا کنیم، ولی این مشکلی است که  واشنگتن در صدد حل آن نیست. نظام سیاسی و هیات حاکمه ایالات متحده نمی‌خواهند با ایران به تفاهم برسند. ما به اصطلاح در اینجای کار گیر کرده ایم، لذا باید نگاه واشنگتن به تهران تغییر کند، درحالی که متاسفانه روز به روز شرایط  بدتر می شود. 
همانطور که نظام سیاسی جمهوری اسلامی نگاه یکپارچه‌ای مثلاً به موضوع آمریکا دارد و رویکرد کلان آن نسبت به آن کشور تغییر نکرده است، هیات حاکمه ایالات متحده هم نمی‌خواهند با ایران به تفاهم برسند.

****

پرسش «چه بايد كرد؟» شریعتی همچنان معتبر است

معصومه ابتکار در اعتماد نوشته است:

 البته كه آثار دكتر علي شريعتي مانند هر انسان انديشمندي، ضعف‌ها و كاستي‌هايي دارد، ولي اين غيرقابل انكار است كه او بيش از هر شخصيت ديگري توانست پاسخگوي سوالات افكار عمومي در رابطه با دين و جامعه باشد‌. او اسلام‌شناسي را به بستر تاريخ برد تا تحولات را به‌طور ملموس به مخاطب ارايه كند و اين قدرت شريعتي بود.

بدون ترديد گفتمان او زمينه‌ساز انقلاب اسلامي ايران شد. نقش‌آفريني‌اش در روشنگري و بيداري قبل از انقلاب اسلامي و در برهه وقوع آن بي‌نظير بود، چراكه باعث شد انقلاب اسلامي از دانشگاه‌ها و عالمان دانشگاهي و جوانان دانشجويي كه اهل انديشه‌ورزي بودند، آغاز شود و با پيام‌ها و مواضع مستحكم و صادقانه امام خميني(ره) پيوند خورد. پيوندي كه زمينه‌ساز يك انقلاب فكري و فرهنگي شد و نه يك قيام مسلحانه يا چريكي. البته اينكه آيا نتيجه اين انقلاب با آرمان‌هاي اوليه آن سازگار ماند يا فراز و فرودها مانع آن شد، بحث ديگري است. ولي در اينكه دكتر علي شريعتي سبب خودآگاهي، خودباوري، عزت نفس و اعتماد نسل جوان به ايران و ايراني بودن شد، ترديدي نيست.

اثربخشي او نه فقط از جنبه شور و عاطفه، بلكه عجين كردن احساسات با عقلانيت و تفكر بود. اما متاسفانه هجمه‌ها و تخريب‌ها عليه ديدگاه‌ها و روش‌هاي او توانست بر روندها تاثير بگذارد. يكي از روش‌هاي مهم دكتر شريعتي بعد از طرح مسائل و مشكلات جامعه اين بود كه مي‌پرسيد «حالا چه بايد كرد؟» سوالي كه امروز بسيار به آن دچار هستيم و پاسخ اينكه ما به انديشه همگرايانه و انسجام اجتماعي كه دكتر شريعتي به وجود آورد، نيازمنديم.

*****

اوضاع جنگی، سیاست های اقتصادی غیر جنگی !

 حسین راغفر به خبرآنلاین گفته است:

ما در میانه جنگ قرار داریم اما برخی دوست دارند طوری وانمود کنند که گویا وضعیت کشور نرمال است. این نگاه را حتی در برخی مسئولان بلندپایه کشور هم می‌توانیم مشاهده کنیم که ترجیح می‌دهند طوری برخورد کنند که انگار همه چیز سر جای خودش است و ما در یک حالت عادی قرار داریم. در صحنه اما به نظر می‌رسد کشور حتی در آستانه حملات دوباره آمریکا و اسراییل باشد و باید برای این حمله احتمالی هم آماده بود.

مشکل این است که وقتی وضعیت را نرمال جلوه می‌دهیم، باید تخصیص منابع را هم مانند یک وضعیت عادی و باثبات انجام دهیم ولی جنگ منابع ما را شدیدا محدود کرده و گذر از این دوره نیازمند تخصیص منابع به اولویت‌های اصلی کشور است. نرمال جلوه دادن شرایط کشور در نهایت انتظارات عمومی را طوری شکل می‌دهد که در یک وضعیت نرمال باید مطرح شود. این‌جا است که سیاست «عادی نمایی» کشور می‌تواند به ضد خودش بدل شود.استفاده از تجارب جنگ ۸ ساله برای امروز کشور راهگشا خواهد بود. با این‌که جمهوری اسلامی در آن سال‌ها جوان و کم تجربه‌تر بود، موفق شد از آن گردنه دشوار با موفقیت عبور کند و کشور را به روزهای صلح برساند. بنابراین الگوی ما می‌تواند داخلی باشد....دولتی که با یک جنگ ۸ ساله دست و پنجه نرم می‌کرد موفق شد آموزش، سلامت و بهداشت را رایگان کند و همزمان بخش بزرگی از جامعه را صاحب خانه کند. در آن زمان دولت اراده و دغدغه این اقدامات را داشت اما امروز متاسفانه چنین رویکردی مشاهده نمی‌شود.

 وقتی کمبود هست باید سهمیه‌بندی در دستور قرار بگیرد، نه گران‌سازی. در آن زمان زیرساخت‌ها محدودتر بود و فناوری هم این قدر پیشرفت نکرده بود و امروز با پیشرفت‌هایی که صورت گرفته، بدون شکل گرفتن «صف‌های طولانی» می‌توان تخصیص بهتری انجام داد. هدف از این اقدامات این است که مردم احساس کنند حتی در شرایط جنگی نابرابر هم دولت و حاکمیت به نیازهای اولیه و اساسی آنها بی توجه نیستند. شکل گیری این احساس به افزایش توان دفاعی و انسجام عمومی منجر خواهد شد.

جنگ و تجاوز خارجی می‌تواند به رشد انسجام اجتماعی بیانجامد، به شرطی که سیاستگذار از این سرمایه بی بدیل بهره جوید و در سیاستگذاری به حفظ و تقویت آن کمک کند، نه این‌که طوری وانمود کند که شرایط کشور نرمال است...با این‌که از زمان جنگ حدود ۴ دهه سپری شده اما با تغییر پارادایم حاکم بر ذهن مسئولان و تصمیم‌گیران، کشور دچار مشکلاتی شده است. امروز در نگاه حاکم بر سران قوا هم می‌بینیم هر جا کمبودی احساس می‌شود، به سرعت سراغ شوک درمانی و آزادسازی قیمتی می‌روند. در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، این اقدامات خسارت بارتر از هر زمان دیگری است.

*****

پايه‌هاي قدرت ملي را تقويت کنيم

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
 
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم دشمن براي رسيدن به اهداف شومش به توطئه عليه ايران ادامه خواهد داد. بنابراين، تنها راه اينست که مغرور نشويم و تصور نکنيم فقط با تکیه بر سلاح‌هائي که داريم مي‌توانيم بر توطئه‌ها و توطئه‌گران غلبه کنيم. اينکه در رسانه‌هاي غربي و صهيونيستي از قدرت نظامي ايران با تعابير عجيب و غريبي سخن مي‌گويند و درباره آن مي‌نويسند نبايد ما را به خودمان غره کند. اين احتمال را بدهيم که آنها با اين کارشان درصدد ايجاد نوعي غرور در ما براي غافل شدن از اهرم‌هاي مهم ديگري باشند که بيش از قدرت نظامي به آنها نيازمنديم و بدون آنها از قدرت نظامي کاري ساخته نيست. آنچه بيش از قدرت نظامي بکار دفاع از کشور و مقابله با تهاجم دشمن مي‌آيد، تفاهم ميان اضلاع مختلف جامعه از دولت تا نيروهاي مسلح و تا مردم است. بزرگ‌ترين ترفند دشمن اينست که ما را به قدرت نظامي‌مان مغرور و از تفاهم و اتحاد و انسجام ملي غافل کند. اين سلاح خطرناک را بايد از دست دشمن خارج کنيم و قدرت ملي ايران را بر پايه‌هاي سه‌گانه نيروهاي نظامي، مردم و دولت ببينيم. در شرايط امروز با توجه به نقشه خطرناک دشمن براي آينده ايران، حمايت از دولت به اندازه حمايت از نيروهاي نظامي لازم است. با اين حمايت‌ها بايد به مردم اميد داد و با تقويت روحيه و اعتماد عمومي، نقشه خطرناک دشمن را نقش بر آب کرد.