تحولات میدانی شبهای اخیر، بهویژه عملیات پیشدستانه در اردن، نشاندهنده ورود صحنه نبرد منطقهای به فازی کاملاً جدید است. قاعدهگذار این فاز، برخلاف همه پیشبینیهای دشمن، جمهوری اسلامی ایران است. آنچه رخ میدهد، تغییر پلتفرم درگیری و بازنویسی قواعد جنگ بر اساس آموزههای گذشته، شناخت دقیق از توان و نیات دشمن، و برنامهریزی بلندمدت برای آینده است.
حمله به استراتژی مشترک تلآویو-واشنگتن
عملیات شب گذشته در اردن، یک حمله پیشگیرانه مبتنی بر اطلاعات فوقدقیق به زیرساختهای عملیات بعدی آمریکا بود. واشنگتن و تلآویو با محوریت نتانیاهو و ترامپ، در تدارک عملیاتی برای خروج از شکست راهبردی خود بودند؛ اما این طرح از چشم ایران پنهان نماند و در نطفه خنثی شد.
پیام راهبردی این عملیات فراتر از پیام تاکتیکی آن است:
ایران به دکترین حملات پیشدستانه روی آورده و قصد دارد برنامه دشمن را پیش از عملیاتیشدن خنثی کند. این یعنی ابتکار عمل در تعیین قواعد نبرد در دست ایران است.
این عملیات دقیقاً در روز حضور نخستوزیر رژیم صهیونیستی در کاخ سفید انجام شد؛ ضربهای تحقیرآمیز که بحران سیاسی داخلی ترامپ را عمیقتر خواهد کرد. اعتراف امروز صبح واشنگتن به «غافلگیری» و «تنها چند دقیقه فرصت»، اذعانی تلخ از سوی کسی است که مدعی نابودی ارتش ایران بود.
چندجبههسازی مستقل؛ کابوس جدید ائتلاف
تکثر عملیاتی در جبهههای مقاومت، معادله را برای امریکا پیچیدهتر کرده است:
- عربستان سعودی اکنون هدف عملیات چندجبههای از سوی عراق و یمن است.
- حملات به خطوط لوله ابقیق-ینبع، بندر ینبع، تأسیسات آرامکو در جازان و انسداد بابالمندب، محاصره اقتصادی ریاض را تشدید کرده است.
نکته ظریف و حیاتی: استقلال نسبی جبههها
حتی اگر جنگ ایران و آمریکا به آتشبس بینجامد، جنگ عراق و یمن با عربستان، جنگ عراق با جولانی، و درگیری یمن با امارات ادامه خواهد یافت. ایران فعلاً ورود مستقیم به رویارویی با سعودیها نداشته و نیروهای مسلح ما صریحاً اعلام کردهاند که هنوز به سمت عربستان شلیک نمیکنیم. این یک بازی هوشمندانه ژئوپلیتیکی است که دشمن را غافلگیر کرده است.
تنگه هرمز و معادله انرژی
برخلاف برخی گمانهزنیها، تنگه هرمز کاملاً مسدود است و هیچ کشتی از آن عبور نمیکند. ایران اما همزمان، با حفظ میز مذاکره با عمان، در حال مدیریت بازار انرژی است. عملیات در اردن، علاوه بر اهداف نظامی، شوکی به بازار انرژی وارد کرد که کاهش قیمت نفت هفته گذشته را تا حد زیادی جبران نمود.
این، شیوه نوین جنگیدن ایران را نشان میدهد:
پیچیدهتر، ترکیبیتر و هوشمندانهتر.
اصول استراتژی جدید ایران
۱. از واکنش به کنش پیشدستانه
ایران دیگر منتظر ضربه دشمن نمیماند. نیروهای آمریکایی در هر نقطه از منطقه که مستقر باشند، پیش از هر اقدام علیه ایران، هدف حملات غافلگیرانه خواهند بود. موشک ممکن است در اتاق فکرشان به آنها اصابت کند.
۲. بهرهبرداری از ضعفهای دشمن
کاهش ذخایر مهمات رهگیر و کمبود ذخایر نفتی آمریکا، پنجرهای برای حملات دقیقتر و غافلگیرانهتر گشوده است.
۳. یکپارچگی راهبردی، استقلال عملیاتی
جبهههای محور مقاومت همافزا اما مستقل عمل میکنند. محور مقاومت جدیدی در حال ظهور است که بازیگران تازهای را شامل میشود. همه با هم میجنگند اما ممکن است همه با هم صلح نکنند، اما هر جبهه قواعد خاص خود را دارد.
۴. شکست دشمن، هدف غایی
ایران به دنبال توافق نیست؛ به دنبال شکست نظامی و اقتصادی دشمن است. مذاکره، ابزاری سیاسی و مکمل رفتار نظامی برای کشاندن دشمن به نقطه اجبار و گرفتن امتیازات واقعی است.
۵. پُر کردن شکاف فناوری
تصور انحصار قابلیتهای پیشدستانه توسط آمریکا و اسرائیل فرو ریخته است. پهپادهای جدید، موشکهای دقیق و قابلیتهای اطلاعاتی ایران، حملات غافلگیرانه با دقت نقطهزن را ممکن ساخته است. از آغاز دور جدید درگیریها، ۹ پایگاه آمریکایی در منطقه توسط ایران غیرعملیاتی شده است.
۶. گسترش دامنه جغرافیای
ایران دیگر فقط در همسایگی خود شلیک نمیکند. دامنه عملیاتها تا اردن و فراتر از آن گسترش یافته و هدف، بیرون راندن کامل نظامیان آمریکا از غرب آسیاست.
تولد یک سبک جدید از جنگ
آنچه شاهدیم، تولد سبکی جدید از جنگیدن است؛
شجاعانهتر، خلاقانهتر و متکی بر طرحریزیهای پیچیدهتر که تحت فرامین فرماندهی معظم کل قوا در حال اجراست.
مذاکره و میدان، دیگر دو مسیر جداگانه نیستند؛
ترکیب فشار میدانی و مذاکره از موضع قدرت، افتخارآمیزترین دستاورد امروز جمهوری اسلامی است.
ما قواعد را تعیین میکنیم و دشمن، این بار با معمایی به مراتب پیچیدهتر روبهروست.
