آخرش چه می شود؟/ حمایت ۸۰ درصدی مردم از حفظ تنگه هرمز/ سوءاستفاده از نجابت پزشکیان

گروه سیاسی الف،   4050506014 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

آخرش چه می شود؟/ حمایت ۸۰ درصدی مردم از حفظ تنگه هرمز/ سوءاستفاده از نجابت پزشکیان

آخرش چه می شود؟

روزنامه جوان نوشت:

یک پرسش عام وجود دارد که گریبان همگان را گرفته است و به‌ویژه از روزنامه‌نگاران زیاد پرسیده می‌شود، در هر کوی و برزن و در فرسته‌ها و نقل‌قول‌های مجازی: «آخر جنگ چه خواهد شد»؟...
 بسا گشایش‌های تاریخ که از دل آینده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر بیرون آمد. علاوه‌بر تجربه‌ی ملت‌های دیگر، ما باور‌های دینی و توسل و «انجام وظیفه به قصد تقرب» داریم. برای چنین باورمندانی آنچه آرامش می‌آورد، دانستن وظیفه‌ی امروز است، نه پیش‌بینی قطعی آینده. همین نامعلومی آینده است که امید را زنده نگه می‌دارد. اگر پایان جنگ از پیش معلوم بود، دیگر تصمیم‌ها، تدبیر‌ها و فداکاری‌ها معنایی و کارکردی نداشت. 
می‌دانیم که ذهن آدم‌ها تحمل ابهام را ندارد و در شرایط بحرانی، روایت‌های ساده و پیش‌بینی‌های قطعی را بدون شواهد کافی می‌پذیرد، زیرا تحمل یک یقین نادرست، برای بسیاری آسان‌تر از زیستن با عدم‌قطعیت است. ولی هیچ‌کس- هیچ‌کس یعنی حتی فرد خاص و مطلع- نمی‌تواند با قطعیت بگوید آینده چه خواهد شد...ما نسبت به سیستم‌های پیچیده، ناتوان و نادانیم. سرنوشت جنگی که برخلاف برخی جنگ‌های قبلی امریکا، تمامی جهان را با شدت و ضعف درگیر کرده است، با واکاوی یک یا چند یا حتی صد‌ها وجه و ابعاد آن هم پیش‌بینی‌پذیر نیست. آینده‌ی این جنگ با هزاران متغیر گره خورده است. برخی این روز‌ها مسئله‌ی چین را مطرح می‌کنند و جنگ ترامپ با ایران را در ذیل جنگ آینده و پنهان امریکا با چین می‌برند. برخی آن را به تصمیمات پشت در‌های کرملین می‌رسانند... فضای مجازی را نگاه کنید! کسی از بمب اتمی که برای ما یا انداختن در کوه‌کلنگ کنار گذاشته‌اند، می‌گوید، دیگری از جنگ سوم جهانی، آن دیگری از هجوم تمامی همسایگان از شرق و غرب و جنوب و شمال به ایران در نقشه‌ی هفته‌ی آتی امریکا!...
 ذهن‌ها را نباید به بهای جنگ احتمالی فروخت. سهم ما در سرنوشت جنگ، کیفیت رفتار و کنش جمعی ماست. از حدس و گمان من و تو ما را چه حاصل؟! به جای پیش‌بینی آینده، برای وقایع مختلف آماده باشید.

****

حمایت ۸۰ درصدی مردم از حفظ تنگه هرمز

فرهیختگان نوشت:

نتایج یک نظرسنجی معتبر و اصولی از یک نهاد قابل‌وثوق می‌گوید اکثر مردم، ایران را مقصر برهم‌خوردن تفاهم‌نامه ایران و آمریکا نمی‌دانند. این در حالی است که یک جریان سیاسی داخلی معتقد بود و به انحای مختلف هم بیان کرد که ایران باید تغییر رفتار بدهد و مسیر دیپلماسی را برای تحقق تفاهم‌نامه پی بگیرد. راهکار تسلیم برابر آمریکا را هم فقط یک درصد مردم قبول کرده‌اند؛ همان راهکاری که دارودسته پهلوی نسخه‌اش را می‌پیچند و معتقدند اکثر مردم ایران هم با آنها همراه هستند! از سوی دیگر، در بند دیگری از این نظرسنجی روشن می‌شود که اعتماد مردم به نیروهای مسلح حدود نزدیک به ۸۰ درصد است و همین عدد نشانگر همراهی مردم با اقدامات نظامی جمهوری اسلامی ایران است. حفظ تنگه هرمز هم در این نظرسنجی ۸۰ درصد رأی دارد. حال می‌توان دریافت سیاسیون چقدر افکار عمومی مردم ایران را می‌شناسند یا آنکه چقدر می‌خواهند آن را به رسمیت بشناسند...
نتایج نظرسنجی می‌گوید مردم ایران ...به شکلی حداکثری معتقدند عوامل دیگری غیر از عملکرد جمهوری اسلامی ایران عامل برهم‌خوردن تفاهم‌نامه بوده است؛ از جمله عملکرد آمریکا و اسرائیل.
مطابق این نظرسنجی تنها ۶ درصد از مردم معتقدند ایران عامل برهم‌خوردن تفاهم‌نامه بوده و ۹۴ درصد، عوامل دیگر از جمله آمریکا و اسرائیل را عامل این اتفاق می‌دانند....
مطابق نظرسنجی مذکور ۷۸درصد افراد گفته‌اند به نیروهای مسلح کشور اعتماد دارند و از آن حمایت می‌کنند.

****

ماموريت نتانياهو در كاخ سفيد

روزنامه اعتماد نوشت:

در شرايطي كه واشنگتن ميزبان مهماني پرحاشيه است؛ مهماني كه به ادعاي رسانه‌هاي غربي با هدف ترغيب ترامپ جهت تداوم رويارويي با ايران به امريكا رفته، رسانه ها از سفر ولادومیر زلنسکی، رییس جمهوری اوکراین به این کشور خبر می‌دهند، رهبری که کشورش کماکان درگیر جنگ با روسیه است و همزمانی حضورش در واشنگتن با نتانیاهو پرسش های بسیاری را برانگیخته است. از منظر دیگر رييس‌جمهور امريكا پس از هفته‌ها ادعاهاي تكراري مبني بر «حمله‌اي بزرگ‌تر از هميشه»، فعلا طرح تشديد گسترده جنگ عليه ايران را كنار گذاشته؛ تصميمي كه به ‌گفته برخي تحليلگران، نه از موضع اطمينان، بلكه زير سايه هشدار مشاوران و فرماندهان نظامي درباره هزينه‌هاي سنگين دور جديد عمليات گرفته شده است.
به روايت برخي رسانه‌ها، نگراني از خالي شدن ذخاير سامانه‌هاي دفاع موشكي، تشديد احتمال گسترش جنگ در خاورميانه و فراتر از آن، فشار متحدان اين بازيگر در خليج‌فارس و تبعات اقتصادي جنگ، در كنار هم، كاخ سفيد را به اين جمع‌بندي رسانده كه بازگشت فوري به عمليات گسترده، بيش از آنكه ايران را به عقب‌نشيني وادار كند، مي‌تواند خود امريكا و متحدانش را در موقعيت آسيب‌پذيرتري قرار دهد. برخي گزارش‌ها حاكي از آن است كه طي ماه‌هاي گذشته، ايالات‌متحده بيش از هزار موشك پدافندي براي مقابله با حملات موشكي و پهپادي ايران مصرف كرده و بخشي از اين حملات، ازجمله حمله‌اي كه به كشته ‌شدن نظاميان امريكايي در اردن انجاميد، توانسته‌اند از سد دفاع هوايي اين كشور عبور كنند. ژنرال دان كين، رييس ستاد مشترك ارتش امريكا، در جلسات خصوصي هشدار داده است كه هر دور جديد عمليات گسترده، ذخاير دفاعي دراختيار فرماندهي مركزي را «به‌ طور نگران‌كننده‌اي» كاهش مي‌دهد و در برابر هر پاسخ احتمالي ايران، پايگاه‌هاي امريكا در اردن، كويت، بحرين و امارات را بيشتر در معرض خطر قرار مي‌دهد؛ هشداري كه به گفته گزارشي در نيويورك‌تايمز، در تصميم تازه ترامپ نقش مهمي داشته است.

****

راه خروج برای ترامپ

اطلاعات نوشت:

پس از دو شب که بدون هیچ توضیح قبلی و اتفاقاً بعد از آنکه در چند شب متوالی، ترامپ توئیت می‌زد که فرمان داده‌ام تا دروازه‌های جهنم به‌روی ایران باز شود و ناگهان بمباران مناطق مختلف کشورمان متوقف شد، نیویورک تایمز خبر داد که دلیل توقف بمباران ایران، وضعیت بحرانی در ذخایر مهمات پدافندی آمریکا بوده که توان دفاع مطلوب را از ارتش آمریکا در منطقه گرفته و ترامپ مجبور به قطع بمباران ایران شده است. نیویورک تایمز در کنار این دلیل، از این هم می‌گوید که دور شدن متحدان عرب حاشیه خلیج فارس از واشنگتن، تشدید بحران انرژی و تأثیرش بر اقتصاد جهانی و همچنین سیل احتمالی پناهجویان کشورهای حاشیه خلیج فارس که با نابودی زیرساخت‌های برق و آب در کشورهایی که در قلب بیابان و در شنزارها بنا شده‌اند، از دیگر دلایل این تصمیم است.
این چهار دلیل برای توقف دوباره جنگ، همان دلایلی است که از ابتدای دور سوم جنگ آمریکا علیه ایران قابل پیش‌بینی بود، چرا که بر اساس نظریه «بازی مرد دیوانه» که معروف است خروشچف از بهترین بازیگران آن بوده و با استقرار موشک‌های اتمی در کوبا پس از ماجرای عملیات آمریکا در خلیج خوک‌ها، و با این استدلال که آمریکا نیز در اروپا و به‌خصوس ترکیه، موشک‌هایی با کلاهک اتمی مستقر کرده، کار را به آنجا رساند که به شرط خارج کردن موشک‌های اتمی خود از خاک کوبا، آمریکا نیز دیگر در کوبا عملیات نظامی انجام ندهد، به‌نوعی همان بازی چشم در مقابل چشم است که آقای عراقچی به آن اشاره می کند و جوابی است به تهدید باز کردن دروازه های جهنم ترامپ. به گونه‌ای که بسیار روشن پیام ما را ارسال می‌کند که بازی چشم در مقابل چشم را ما بهتر بلدیم.

****

 سوءاستفاده از نجابت رئیس‌جمهوری

علی مطهری در روزنامه ایران نوشته است:

 رئیس‌جمهوری با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود و به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی کشور، نماینده اراده و رأی ملت است. از این رو، سخنان ایشان باید بدون دخل و تصرف و مطابق با آنچه بیان شده است در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. ممکن است صدا و سیما با برخی دیدگاه‌ها یا مواضع رئیس‌جمهوری موافق نباشد؛ این حق هر رسانه‌ای است که نقد کند، تحلیل ارائه دهد و حتی مخالف یک دیدگاه باشد. اما تفاوتی اساسی میان «نقد» و «سانسور» وجود دارد. رسانه ملی می‌تواند پس از پخش کامل سخنان رئیس‌جمهوری، از کارشناسان با دیدگاه‌های مختلف دعوت کند و نقدهای خود را مطرح سازد. در نهایت این مردم هستند که باید با شنیدن دیدگاه‌های متفاوت، قضاوت کنند؛ نه اینکه از ابتدا بخشی از سخنان یک مقام منتخب مردم حذف شود و امکان قضاوت منصفانه از جامعه سلب گردد. از سوی دیگر، نباید از روحیه نجیبانه و رویکرد وفاق‌محور رئیس‌جمهوری سوءاستفاده شود.

اگر ایشان برای حفظ آرامش کشور و تقویت همدلی میان ارکان نظام، سیاست وفاق و تعامل را در پیش گرفته‌اند، این رفتار نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن حقوق رسانه‌ای، جایگاه قانونی و سوء استفاده از نجابت ایشان باشد. احترام متقابل میان نهادهای کشور، لازمه حکمرانی مطلوب و افزایش سرمایه اجتماعی است.

صدا و سیما به عنوان رسانه‌ای که از بودجه عمومی کشور استفاده می‌کند و متعلق به همه مردم است، باید در قامت یک رسانه ملی ظاهر شود؛ رسانه‌ای که صدای همه مردم و همه ارکان قانونی کشور را منعکس می‌کند، نه اینکه در بازتاب دیدگاه‌ها به صورت گزینشی عمل کند.

انتظار می‌رود سخنان رؤسای قوا و دیگر مسئولان عالی‌رتبه، بدون تحریف، تقطیع یا سانسور و مطابق با آنچه بیان شده است منتشر شود و اگر نقدی وجود دارد، در فضایی شفاف، منصفانه و حرفه‌ای مطرح گردد.

امروز جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگری به وحدت، انسجام و همدلی نیاز دارد. حفظ این سرمایه ملی بارها از سوی مقام معظم رهبری نیز مورد تأکید قرار گرفته و ایشان همواره بر ضرورت پرهیز از اختلاف‌افکنی، تقویت همبستگی ملی و حفظ انسجام داخلی تأکید کرده‌اند. رسانه ملی می‌تواند و باید در تحقق این هدف نقش‌آفرین باشد. 

*****

مراقب توطئه اوکراین باشیم

 روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

هفته گذشته اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر حمله کرد که در اثر آن علاوه بر وارد شدن خسارت به کشتی، یک ملوان نیز جان باخت. در این زمینه با قطع نظر از ادعای اوکراین که ایران را به ارسال سلاح به روسیه با این کشتی متهم کرد، اصولاً درباره احتمالات هدف از چنین حمله‌ای باید دقت کرد تا مسئولان ایرانی گرفتار تله‌ای که ممکن است از طریق اوکراین برای ایران کار گذاشته شده باشد نشوند. یک احتمال این است که غرب می‌خواهد بهانه‌ای برای ورودناتو به جنگ با ایران و حمایت از آمریکا به دست بیاورد. اگر ایران با اوکراین وارد درگیری شود این بهانه را به ناتو خواهد داد.
 
احتمال دیگر این است که آمریکا در نظر داشته باشد محاصره دریائی ایران را گسترش دهد و این کار را برعهده اوکراین بگذارد تا در دریای خزر مزاحم ایران شود. ایران اگر بی‌دقتی کند، ممکن است این توطئه شکل بگیرد.
و سوم اینکه چون آمریکا نگران است با زدن زیرساخت‌های ایران، نیروهای مسلح ایران اقدام به انتقام گرفتن در منطقه از طریق پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی و شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس کند، این مأموریت را به اوکراین سپرده باشد.
 
ایران اگر در مورد حمله اوکراین به کشتی ایرانی با هوشیاری عمل نکند آمریکا به این خواسته خود می‌رسد.برای ناکام گذاشتن طراحان حمله اوکراین به کشتی ایرانی، مسئولان ایرانی باید با هوشیاری و دوراندیشی درصدد رفع تنش با اوکراین برآیند.
 
از ابتدای تجاوز روسیه به اوکراین، ایران می‌بایست بی‌طرفی خود را اعلام می‌کرد که متأسفانه چنین نکرد و همین امر موجب شد روابط میان ایران و اوکراین تیره شد. درست است که رئیس‌ جمهور اوکراین در جنگ ۴۰روزه آمریکا علیه ایران روش خصمانه‌ای نسبت به ایران اِعمال کرد ولی باید به این نکته نیز توجه نمائیم که روسیه نیز اقدامی که نشانه همراهی با ایران باشد نکرده و پرونده مثبتی ندارد.
 
****

خودزنی در میدان روایت

وطن امروز نوشت: 

هفته پیش ۲ برنامه تلویزیونی «ماجرای جنگ ۲» و «مناظره» که اولی گفت‌وگوی جواد موگویی و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و دومی، گفت‌وگوی محمدمهدی شهریاری و امیرحسین ثابتی، 2 تن از نمایندگان مجلس بود، به سوژه اصلی دعواها و مجادلات سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شد. بریده‌هایی از هر دو برنامه در فضای مجازی چرخید و تفسیرها و تحلیل‌های پرشماری را تولید کرد و حتی بخش‌هایی از جملات رد و بدل شده به دست‌نوشته در میدان‌ها و خیابان‌ها تبدیل شد. در حالی که فارن‌ پالیسی تیتر می‌زند «ایران دست برتر را در جنگ دارد»، نشنال‌ اینترست می‌نویسد «آمریکا هیچ راه‌حل خوبی برای خروج از مخمصه ایران ندارد» و اندیشکده شورای روابط خارجی گزارشی منتشر می‌کند از معادلاتی که تنگه هرمز را به یک ابزار استراتژیک برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده، تولیدات و تفسیرهایی که برای مخاطب ایرانی و در بستر درگاه‌ها و برنامه‌های کاملا بومی منتشر می‌شود، فقط تداعی‌کننده شکست ایران در میدان نبرد است! در میانه یک جنگ تمام‌عیار هیبریدی که هر کنش یا سخن، صدها پیام تولید می‌کند و محاسبه و ادراک می‌سازد، خواص سیاسی ترجیح می‌دهند همچنان مسائل را از دریچه جناحی ببینند و با تکرار دوگانه‌سازی‌های قدیمی و عمدتا سیاسی، فضا را مبهم‌تر و پیچیده‌تر از آنچه هست، کنند. با وجود تذکرات چندباره رهبر انقلاب اسلامی در مورد حفظ وحدت، به‌ویژه تأکید بر کنار گذاشتن اختلافات موجه و حتی غیرموجه و آشکار نکردن تفاوت‌های اجتماعی، همچنین تصریح به حفظ اخلاقیات در گفت‌وگوها؛ شخصی‌سازی‌ها، اتهام‌زنی‌ها و برچسب‌زنی‌ها همچنان ادامه دارد. تردیدی نیست چنین مشی و روشی، صرفا زمینه بروز اختلافات و فرسایش تاب‌آوری مردم را فراهم می‌کند. خلاف آنچه چنین برنامه‌هایی و هواداران طرفین بحث اصرار دارند، مقصود و هدف از تمام این تدارک رسانه‌ای، گره‌گشایی از ذهن‌ها و کمک به تحلیل بهتر مسائل با هدف افزایش مقاومت اقتصادی در جنگی است که صف نخست آن در خانه‌ها برپا می‌شود اما آنچه بروز و ظهور می‌یابد و صدالبته در جامعه منتشر می‌شود، نمایی سیاه از دعواها و کشمکش‌هایی است که تحمل را می‌برد و تردیدها را افزون می‌کند.

****

تلاش اسراییل برای تحقیرآمیز جلوه دادن تفاهم نامه اسلام آباد 

محمدجواد ظریف طی یادداشتی در الجزیره نوشته است: 

گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های اسرائیلی از به‌کارگیری ظرفیت‌های نفوذ دیجیتال این رژیم در فضای مجازی فارسی‌زبان خبر می‌داد؛ اقداماتی که تفاهم‌نامه را به‌عنوان توافقی تحقیرآمیز برای ایران به تصویر می‌کشید. مقام‌های ایرانی نیز اخیراً به‌طور علنی اعلام کرده‌اند که هدف این فعالیت‌ها تشدید دوگانگی‌های داخلی و تضعیف حمایت سیاسی از روند مذاکرات بوده است.

آنچه در این مقاله بررسی شد، تنها بخشی از این سابقه تاریخی است؛ بااین‌حال، همین بررسی محدود نیز برای آشکار ساختن الگویی تکرارشونده در تلاش‌های دیپلماتیک برای مدیریت اختلافات میان ایران و ایالات متحده کفایت می‌کند؛ تلاش‌هایی که در بسیاری از آنها خود نقشی مستقیم و محوری بر عهده داشته‌ام. پس از بیش از چهار دهه حضور و ایفای نقش در کوشش برای جلوگیری از تبدیل این اختلافات بنیادین به خصومت آشکار و جنگ تمام‌عیار، به این نتیجه‌ گریزناپذیر رسیده‌ام: تلاش‌ها برای مدیریت تنش میان واشنگتن و تهران همواره در متن یک رقابت راهبردی گسترده‌تر جریان داشته است. این بستر نه‌تنها از پیمان‌شکنی مکرر ایالات متحده تأثیر پذیرفته، بلکه از اقدامات بازیگران منطقه‌ای نیز شکل گرفته است؛ بازیگرانی که برداشت آنان از مفهوم ثبات در خاورمیانه، تفاوتی بنیادین با برداشت دولت‌های مختلف آمریکا داشته است.

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که مدیران پیاپی در اسرائیل، استمرار تقابل میان ایران و ایالات متحده را همواره به‌عنوان وضعیتی مطلوب از منظر راهبردی تلقی کرده‌اند. اگر ابتکارهای دیپلماتیک آینده قرار است به سرنوشت بسیاری از تلاش‌های پیشین دچار نشوند، شناسایی و خنثی کردن این الگوی نظام‌مندِ بهره‌گیری از اطلاعات، رسانه‌ها و سازوکارهای سیاسی داخلی در هر دو سوی این شکاف، ضرورتی انکارناپذیر خواهد بود.