امکان وجود دولت در دولت در دوره ترامپ
مصطفی زهرانی، کارشناس مسائل آمریکا به روزنامه «ایران» گفته است:
اگرچه واقعیتهای میدانی و شرایط بینالمللی اهمیت دارند، اما ذهنیت، نگرش و رویکرد رئیسجمهوری که در کاخ سفید مستقر است، در تعیین راهبرد کلان آمریکا نقش کلیدی ایفا میکند. برای نمونه، اگر فردی مانند اوباما امروز در قدرت بود، بعید بود اجازه دهد فردی مانند بنیامین نتانیاهو تا این اندازه بر تصمیمات واشنگتن اثرگذار باشد یا آمریکا را به سمت چنین جنگی سوق دهد.
اگر بخواهیم این موضوع را با گذشته مقایسه کنیم، نمونه قابل توجه آن دوره ریاستجمهوری رونالد ریگاناست. در همان مقطع، در حالی که سیاست رسمی آمریکا بهشدت علیه ایران بود و وزیر خارجه این کشور در اروپا برای بسیج متحدان علیه ایران تلاش میکرد و وزیر دفاع نیز رویکرد نظامی را دنبال میکرد، ماجرای مکفارلین در پشت صحنه شکل گرفت؛ بهگونهای که حتی معاون رئیسجمهور وقت، جورج بوش پدر، نیز از آن بیاطلاع بود. در واقع، نوعی «دولت در دولت» شکل گرفته بود تا مسیر متفاوتی برای برقراری ارتباط با ایران دنبال شود. در آن زمان تصور بر این بود که میتوان از طریق تعامل با جریانهای میانهرو در ایران، زمینه عادیسازی روابط دو کشور را فراهم کرد. به نظر من، در دوره ترامپ نیز امکان شکلگیری الگوهای مشابه وجود دارد و نمیتوان همه تحولات را صرفاً از دریچه مواضع رسمی و علنی دولت آمریکا تحلیل کرد...
در فرهنگ سیاسی آمریکا زمانی که طرف مقابل در برابر فشارها عقبنشینی نکند و پاسخ متقابل بدهد، آمادگی بیشتری برای مذاکره و رسیدن به توافق ایجاد میشود. به اعتقاد من، جمهوری اسلامی در این مقطع به روشنی نشان داده است که در برابر فشارها حاضر به عقبنشینی یا امتیازدهی نیست و پاسخ متناسب به اقدامات طرف مقابل داده است. اگر در چنین شرایطی مدیریت درستی صورت گیرد، امکان انجام اقدامات مثبت و حرکت به سمت حلوفصل مسائل وجود خواهد داشت. البته تحقق چنین مسیری، نیازمند اجماع و انسجام در داخل کشور نیز هست... .
****
دلقک نیابتی ناتو
فرهیختگان نوشت:
روز شنبه (۳ مرداد ۱۴۰۵) ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین اعلام کرد این کشور چندین کشتی که «محمولههای نظامی مرتبط با ایران» را حمل میکردند، در دریای خزر هدف قرار داده است. وزارت امور خارجه ایران در پاسخ ضمن محکومیت حمله اوکراین به کشتی تجاری ایران در دریای خزر اعلام کرد یک ملوان در این حمله به شهادت رسیده و یک نفر دیگر زخمی شده است...
در واقعیت تهران میداند که کییف، نه بازیگر اصلی که نیروی نیابتی اروپا و ناتو برای نبضسنجی میدان است. زلنسکی بدون چراغسبز شرکای اروپاییاش، جسارت چنین ماجراجوییای را نداشت. حال که این نیروی نیابتی وارد میدان شده است، ایران حق مشروع دفاع از خود را نهفقط علیه آن کشور بلکه علیه حامیانش نیز دارد. زلنسکی با این اقدام، عملاً اروپا را در بانک اهداف ایران قرار داد. این یعنی زیرساختهای نظامی، پایگاهها و حتی تأسیسات انرژی و صنعتی اروپا که تسلیحات مورداستفاده اوکراین را تولید میکنند، ازاینپس میتوانند در چهارچوب حق دفاع مشروع، در لیست اهداف ایران قرار بگیرند.
چند روز قبل از اینکه کشتی تجاری ایران در دریای خزر هدف قرار گیرد، دونالد ترامپ با انتشار پستی در شبکه ایکس تهدیداتی علیه چین و روسیه بهمنظور ممانعت از فروش تسلیحات به ایران مطرح کرد و حالا کشتی ایرانی به بهانه حمل تسلیحات، هدف حمله کییف قرار گرفته است. بدیهی است که این حمله بدون هماهنگی با واشنگتن نبوده و اگر قرار باشد که به همین صراحت جنگها با یکدیگر مرتبط شوند، ایران نیز از این به بعد این اختیار را دارد که علناً در جنگ اوکراین مداخله کند.
اما جدا از پیام این ماجراجویی برای روسیه، چرایی حمله به کشتی ایرانی است؟ یکی از احتمالات جدی در این رخداد، ناتو است. این ائتلاف در جنگ ۴۰ روزه سیاست یکبام و دو هوا را در پیش گرفت. از یکسو به دلیل نگرانی از تبعات جنگ، آن را به شکلی تقبیح و دونالد ترامپ را برای چنین حماقتی سرزنش میکرد و ازسویدیگر علاوه بر کمکهای اطلاعاتی، پایگاههای خود را برای تجاوز در اختیار واشنگتن قرار می داد. اکنون با تهاجم اوکراین به کشتی ایرانی، به نظر میرسد این ائتلاف و کشورهای اروپایی درحال سبک-سنگین کردن موضوع و تصمیمگیری برای ورود جدیتر به تقابل نظامی با ایران هستند. اگرچه تبعات جنگ چهل روزه و حتی جنگ اخیر، به سختی گریبان این کشورها را گرفته است، اما نباید این را از نظر دور داشت که آنها تحتفشار سنگین از سوی دونالد ترامپ به دلیل عدم مشارکت جدی در دور قبلی جنگ هستند. اتفاق دریای خزر را میتوان از این منظر تحلیل کرد و بر مبنای آن نیز باید پاسخی پشیمانکننده به اوکراین بابت ماجراجویی و به اروپاییها درباره گسترش دامنه جنگ به قاره سبز داد.
****
چرا اصلاحات اقتصادي انجام نميشود؟
اعتماد نوشت:
... پرسش اصلي ديگر اين نيست كه «چه بايد كرد؟» بلكه اين است كه چرا با وجود اين حجم از اجماع كارشناسي، اصلاحات اقتصادی همچنان به تعويق ميافتد؟ پاسخ را بايد در حوزهاي جستوجو كرد كه اقتصاددانان از آن با عنوان «اقتصاد سياسي» ياد ميكنند. اقتصاد سياسي نشان ميدهد كه بسياري از مشكلات اقتصادي، نه به دليل كمبود دانش، بلكه به دليل ساختار انگيزهها و منافع حل نشده باقي ميمانند. در واقع، دانستن راهحل الزاما به معناي اجراي آن نيست. هر اصلاح اقتصادي - حتي اگر در بلندمدت به نفع كل جامعه باشد - در كوتاهمدت گروههايي را متضرر ميكند و گروههايي را منتفع. برندگان اصلاحات معمولا عموم مردم، توليدكنندگان، مصرفكنندگان و نسلهاي آينده هستند؛ اما اين گروه بزرگ، پراكنده و فاقد سازماندهي منسجم است. در مقابل كساني كه ممكن است بخشي از منافع خود را از دست بدهند، معمولا گروههايي محدودتر اما منسجمتر هستند و توان بيشتري براي دفاع از منافع خود دارند....
نخستين مانع، شكلگيري منافع تثبيت شده در ساختار اقتصاد است. هرجا دولت نقش گستردهاي در تخصيص منابع، صدور مجوزها، تعيين قيمتها يا توزيع امتيازات اقتصادي داشته باشد، به مرور زمان گروههايي شكل ميگيرند كه فعاليت اقتصادي آنان با ادامه همين ساختار گره ميخورد...
دومين مانع، ويژگيهاي نظام اداري است. اصلاحات اقتصادي معمولا با سادهسازي فرآيندها، كاهش بروكراسي، حذف مجوزهاي غيرضروري و واگذاري بخشي از تصميمها به سازوكار بازار همراه است. چنين تحولاتي، دامنه تصميمگيري اداري را محدودتر ميكند و به همين دليل، اجراي آنها همواره با دشواريهايي روبهرو ميشود...
عامل سوم نيز به افق زماني تصميمگيري بازميگردد. بسياري از اصلاحات اقتصادي، در كوتاهمدت هزينه دارند اما در بلندمدت منافع قابل توجهي ايجاد ميكنند. در مقابل، مديران و سياستگذاران معمولا ناچارند در بازههاي زماني كوتاهتر تصميم بگيرند و نتايج عملكرد خود را در همان دوره ارايه كنند. همين تفاوت ميان افق زماني اصلاحات و افق زماني تصميمگيري، يكي از مهمترين موانع اجراي سياستهاي بلندمدت است.
تركيب اين سه عامل، ساختاري ايجاد ميكند كه در آن، همه از ضرورت اصلاحات سخن ميگويند، اما اجراي آنها بارها به تعويق ميافتد.
****
«سوپرمنهای خیالی» نوجوانانِ تحت وب !
علیرضا شریفییزدی، یک روانشناس اجتماعی درباره ازدحام عجیب نوجوانان برای دیدن یک یوتیوبر در ایرانمال به روزنامه قدس گفته است:
امروز مردم، نه فقط در ایران بلکه در همه جای دنیا، به دو دسته تقسیم میشوند. یک گروه، ساکنان فضای دیجیتال، دنیای سایبری و فضای مجازی هستند و گروه دیگر، مهاجران این فضا محسوب میشوند. متولدان دهه ۶۰ و نسلهای پیش از آن، یعنی دهههای۴۰ و ۵۰ کسانی هستند که بعدها به فضای دیجیتال مهاجرت کردهاند، اما متولدان نیمه دوم دهه ۷۰، دهه ۸۰ و دهه ۹۰ که امروز حضور پررنگتری در جامعه دارند، ساکنان واقعی دنیای دیجیتال هستند. این نسل از روزی که به دنیا آمده، در اطراف خود با سیستمها و فناوریهای دیجیتال روبهرو بوده است. به همین دلیل، بهویژه دهه هشتادیها و نودیها، دنیا را مانند یک «وب» بزرگ میبینند و بر همین مبنا زندگی خود را تنظیم میکنند. آنها مرجعیت زندگی، الگوهای رفتاری و پاسخ بسیاری از نیازهای خود را در همین فضا جستوجو میکنند...
اینفلوئنسرها و بلاگرها به این دلیل که روی نیازها و حتی دقیقتر بگویم، روی خواستههای آنی و لحظهای نوجوانان دست میگذارند، به قهرمانان این گروه سنی تبدیل شدهاند. همان نقشی که روزگاری شخصیتهایی مانند رستم و سهراب یا بزرگان دینی در ذهن مردم داشتند و پردهخوانیها و نقالیها آن را منتقل میکردند، امروز این دستگاه جادویی دیجیتال بر عهده گرفته است. این نخستین بار هم نیست که چنین اتفاقی رخ میدهد. پیش از این نیز نمونههای مشابهی را در نقاط مختلف که عمدتاً در مراکز خرید و مالهای تهران برگزار شدهاند، دیدهایم؛ البته ممکن است در شهرستانها هم چنین رویدادهایی برگزار شده باشد، اما من اطلاعی از آن ندارم. اینفلوئنسرها و بلاگرها هم سلیقه نوجوانان را بهخوبی میشناسند و هم در شکل دادن به آن نقش دارند. آنها دقیقاً در همین مسیر حرکت میکنند و به نوعی به «سوپرمنهای خیالی» نوجوانان و جوانان تبدیل شدهاند. همین مسئله سبب شده است بتوانند سبک زندگی، نوع نگاه، برداشت نوجوان از جهان، آینده و حتی مطلوبها و آرزوهایی را که در ذهن او شکل گرفته، جهتدهی کنند.
****
شگفتی صهیونیست ها از سرعت بازسازی ایران
مشرق ترجمه گزارش روزنامهی آمریکایی والاستریتژورنال را بازتاب داده است:
گفتههای مقامات اسرائیلی و غربی و همچنین بررسی تصاویر ماهوارهای نشان میدهد ایران زیرساختهای آسیبدیدهاش در طول کارزار بمباران آمریکا و اسرائیل طی ماههای اخیر را بهسرعت بازسازی کرده است؛ از پایگاههای موشکی واقع در عمق کوهها گرفته تا پلها، بنادر و تأسیسات تولیدی. این پیشرفتِ سریعتر از حد انتظار، موجب نگرانی برخی از مقامات اسرائیلی شده و دلیل تابآوری مداوم ایران را نشان میدهد؛ آن هم در مواجهه با یک کارزار عملیات هوایی که در اوج جنگ شامل بیش از ۲۰,۰۰۰ حمله بود و همچنان در امتداد سواحل ایران با هدف شکستن تسلط تهران بر تنگهی هرمز ادامه دارد.
در یک مورد، تصاویر ماهوارهای شرکت «پلنتلبز» در ماه مارس، دو ورودی تونل و یک جادهی دسترسی را در نزدیکی کنگاور، در غرب ایران، نشان میداد که در اثر حملات هوایی برای مسدود کردن دسترسی به یکی از پایگاههای موشکی ایران آسیب دیده بودند. فقط چند هفته بعد، تصاویر «ایرباس» جادهای تازهآسفالتشده را نشان دادند که به ورودیهای تازهخاکبرداریشدهی پایگاه منتهی میشد. در موردی دیگر، یک مقام نظامی اسرائیلی گفت ایران پلی را که اسرائیل با سه بمب به آن حمله کرده بود، ظرف چند روز تعمیر کرده است. به گفتهی این مقام اسرائیلی این موضوع باعث شگفتی مقامات اسرائیل شده و آنها را واداشته تا اثربخشی حملات خود را زیر سؤال ببرند.
علاوه بر اینها، تصاویر ماهوارهای پلنتلبز متعلق به ابتدای ماه جولای نیز تلاشهای کموبیش ایران برای بازسازی یک کارخانهی کشتیسازی در بندر انزلی در دریای خزر را نشان داد. این بندر با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مرتبط است؛ گروه شبهنظامیای که وظیفهی دفاع از نظام ایران را به عهده دارد. این در حالی است که اسرائیل اعلام کرده بود ماه مارس به دهها هدف در این منطقه، از جمله شناورهای جنگی، بندر، یک مرکز فرماندهی و یک کارخانهی کشتیسازی که برای تعمیر و نگهداری شناورها مورد استفاده بوده، حمله کرده و خط تأمین روسیه-ایران را هدف قرار داده است. اسرائیلیها این حملات را از مهمترین حملات خود در این جنگ توصیف کرده بودند.
****
نظارت بر تلویزیون قبل از پخش نه بعد از پخش
محمد هاشمی رفسنجانی، رئیس پیشین سازمان صدا و سیما، در ارزیابی عملکرد رسانه ملی به خبرآنلاین گفته است:
اخیراً گفتوگویی از جناب آقای دکتر عراقچی، وزیر امور خارجه، شنیدم که در سفری به عراق داشتند از ایشان تجلیل زیادی شده بود. یک یا دو نفر در حرم به ایشان توهین کرده بودند. صدا و سیما همان دو نفر را بولد(برجسته) کرد و آن را نشان داد، بدون اینکه اشارهای به استقبال گرمی که مردم از ایشان کردند و شعار «قهرمان، قهرمان» سر میدادند، بکند. اصلاً از این رویداد گزارشی نداد. مفهوم این رفتار آن است که وقتی وزیر امور خارجه به یک کشور خارجی میرود و اینگونه از ایشان استقبال میشود، در حقیقت نماینده جمهوری اسلامی است. ایشان شخص حقیقی نیستند، بلکه نماینده جمهوری اسلامی هستند، اما صدا و سیما متأسفانه به این نکات توجه نکرد و خلاف خطمشی رسانهای عمل کرد...
عملکرد رئیس صدا و سیما در خیلی از زمینهها مثبت بوده و خوب است، ولی ظاهراً یک گروه خاصی در صدا و سیما نفوذ کردهاند و اعمال سیاست میکنند. باید جلوی آن را گرفت؛ یعنی از طریق قانونی و راههایی که در قانون پیشبینی شده، باید جلوی اعمال نفوذ کسانی که سیاستها و نظرات خاصی دارند گرفته شود. وگرنه رئیس سازمان که چندین کانال و چندین شبکه دارد، نمیتواند همه را شخصاً بررسی کند. هیئت نظارت باید وجود داشته باشد و آن هم نظارت قبل از پخش، نه نظارت بعد از پخش. الان متأسفانه خطایی رخ میدهد، بعد شکایتی مطرح میشود، بعد رسیدگی میکنند و میگویند یا درست بوده یا نبوده، یا بالاخره باید جبران کنیم و از این حرفها. این سیاست درستی برای رسانه نیست.
باید سیاست اعمال نظارت قبل از پخش باشد؛ یعنی اگر مطلبی خلاف سیاستهای ملی کشور است و در شرایطی که مثلاً در جنگ هستیم یا برنامه خاصی داریم و باعث تضعیف نظام میشود، جلوی آن را قبل از پخش بگیرند که اصلاً روی آنتن نرود، نه اینکه پخش شود، یک گروه هر کاری خواست انجام دهد و بعد بگویند رسیدگی میکنیم یا توبیخ میکنیم. این سیاست درستی برای رسانه نیست.
****
معیشت و مدیریت تورم
روزنامه اطلاعات نوشت:
اکنون با تشدید درگیریهای نظامی در منطقه خلیج فارس و آغاز مجدد محاصره دریایی ایران، امکان استفاده از درآمدهای نفتی برای دولت کاهش یافته و درآمدهای مالیاتی هم به دلیل آسیب وارد شده به صنایع داخلی و رکود حاکم بر بازار، بسیار کمتر از هدف گذاری بودجهای است.
بههمیندلیل انتظار میرود موتورهای محرک تورم در اقتصاد ملی همچنان با قدرت فعال باشند و در ماههای آینده با رشد نرخ تورم روبرو باشیم.
بدیهی است در این شرایط به ناچار باید بسیاری از هزینههای جاری و عمرانی کشور را کاهش داد تا منابع بودجهای باقیمانده صرفاً به حمایت از قدرت خرید مردم تخصیص یابد. تأمین حداقل معیشت برای آحاد جامعه بخش قابل توجهی از انتظارات تورمی در بازار کالاهای اساسی، مواد غذایی و دارو را تعدیل می کند که اثر مستقیم آن روی بازار سایر کالاهاست.
زمانی که جامعه از تأمین مهمترین نیازهای خانوار نگرانی نداشته باشد، مصرف سایر ملزومات زندگی را مدیریت میکند و فشار تقاضا از روی سایر اقلام برداشته خواهد شد. بنابر این انتظار تورم در سایر بازارها کمتر می شود. هرچند که ممکن است با تشدید رکود در بازار دیگر کالاها روبرو شویم ولی قطعاً اثر تورمی آن کمتر از کالاهای پرتقاضا خواهد بود.
