روزنامه اکونومیک تایمز، اصلاح اخیر قیمت طلا را لزوما به معنای پایان روند صعودی آن ندانست و در گزارشی نوشت: بازارهای مالی بهطور معمول عادت دارند که اعتماد سرمایهگذاران را محک بزنند؛ هر زمان که یک دارایی پس از رشدی قدرتمند برای مدتی متوقف میشود، روایت غالب بازار نیز از خوشبینی به تردید تغییر جهت میدهد و طلا اکنون چنین مرحلهای را تجربه میکند.
به گزارش ایرنا از نشریه انگلیسی زبان هندی اکونومیکتایمز، طلا پس از اصلاح قیمتی شدید از اوجهای ثبتشده در ماه ژانویه، طی چند هفته گذشته به جای ادامه روند نزولی، وارد دوره تثبیت شده است. به باور برخی، این آرامش نسبی قیمتها میتواند نشانهای مبنی بر پایان بازار صعودی طلا باشد. با این حال، تاریخ نشان میدهد که بازارهای صعودی سالم بهندرت در یک خط مستقیم حرکت میکنند؛ در واقع، آنها اغلب برای مدتی متوقف میشوند، سودهای قبلی را هضم میکنند، شتاب از دسترفته را بازسازی میکنند و سپس وارد مرحله بعدی رشد میشوند.
در نتیجه، پرسش اصلی این نیست که طلا طی چند هفته گذشته چه مسیری را طی کرده، بلکه پرسش مهمتر این است که آیا مولفههای ساختاری منتج به رشد آن، دستخوش تغییر اساسی شدهاند یا نه؛ و شواهد از منفی بودن پاسخ این پرسش حکایت دارند.
در پسزمینه تحلیل تکنیکال، نشانههایی از بهبود دیده میشود. گرچه قیمتها همچنان تحت فشار هستند، اما «شاخص قدرت نسبی/ RSI» در نمودار روزانه از تشکیل یک واگرایی صعودی حکایت دارد؛ بدین معنا که بهرغم دشواری در بازگشت به سطوح بالاتر، این شاخص کفهای قیمتی بالاتری ثبت کرده است. چنین واگراییهایی به طور معمول نشان میدهند که فشار فروش رفتهرفته در حال کاهش و شتاب بازار خلاف آنچه در ظاهر به نظر میرسد، در حال تغییر است. هرچند هیچ شاخص تکنیکالی عاری از خطا نیست، اما هنگامی که این سیگنالها با بهبود تقاضای بنیادی تلاقی میکنند، پراهمیتتر میشوند.
این تقاضا همچنان از سوی یکی از تاثیرگذارترین بازیگران بازار، یعنی بانکهای مرکزی، نشات میگیرد. خرید طلا توسط بخش رسمی(بانکهای مرکزی)، از یک محرک چرخهای به یکی از پایههای ساختاری بازار طلا بدل شده است. نظرسنجی ذخایر طلای بانکهای مرکزی که شورای جهانی طلا در سال ۲۰۲۶ نسبت به انجام آن اقدام کرده است، نشان میدهد که از هر ۱۰ بانک مرکزی تقریبا ۹ مورد انتظار دارند ذخایر طلای رسمی جهان در یک سال آینده افزایش یابد و افزون بر این، حدود نیمی از آنها قصد دارند ذخایر طلای خود را افزایش دهند.
خلاف سرمایهگذاری با هدف کسب سود از نوسانات قیمت که سرمایهگذاری سفتهبازی خوانده میشود، خریدهای بانکهای مرکزی به طور معمول تصمیماتی راهبردی و بلندمدت هستند و کمتر تحتالشعاع نوسانات کوتاهمدت قیمت قرار میگیرند. همین مسئله به ایجاد منبعی پایدار از تقاضا میانجامد که حتی در دورههای ضعف بازار نیز میتواند از قیمت طلا حمایت کند.
چین همچنان طلایهدار روند خرید طلا
نمودارها بهخوبی نشان میدهند که هرچند میزان خرید ماهانه طلا توسط چین نوسان داشته، اما روند تخصیص راهبردی این کشور به فلز زرد طی یک دهه گذشته صعودی بوده است. بانک مرکزی چین در ژوئن سال جاری میلادی، ۱۵ تن طلا خرید که بزرگترین خرید ماهانه این کشور از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون محسوب میشود. این اقدام همچنین بیستمین ماه متوالی خرید طلا توسط پکن را رقم زد. در حال حاضر، ذخایر رسمی طلای چین به ۲۳۴۶ تُن رسیده و سهم طلا در ذخایر ارزی این کشور به رکورد هشت درصد افزایش یافته است. این روند بازتابدهنده سیاستی عامدانه برای تنوعبخشی به داراییهای ذخیرهای است، نه واکنشی مقطعی به نوسانات بازار.
موضوعی که به طور برجسته، قابل توجه است، این است که خریدهای چین پس از اصلاح قیمتها تسریع شد. بهرغم کاهش تقاضای بخش جواهرات، سرمایهگذاران نهادی و نهادهای رسمی کاهش قیمت را فرصتی برای افزایش ذخایر شمش طلا تلقی کردند و برداشت فیزیکی طلا از بورس طلای شانگهای نیز بهشدت افزایش یافت. این رفتار بر یکی از اصول مهم سرمایهگذاری صحه میگذارد: خریداران بلندمدت اغلب زمانی فعالتر میشوند که قیمتها افت کرده باشد، نه زمانی که بازار هیجانزده میشود.
بانک مرکزی هند نیز در چهارچوب راهبرد گستردهتر تنوعبخشی به ذخایر خود، بهطور مستمر بر ذخایر طلای خود افزوده است. افزون بر این، تقاضای داخلی هند همچنان تحت حمایت فصل جشنها و مراسم ازدواج قرار دارد.
جریانهای مثبت همچنان از طلا حمایت میکنند
ورای مولفههای داخلی، شرایط اقتصاد کلان جهان نیز همچنان در راستای سرمایهگذاری راهبردی در طلا حرکت میکند. تشدید مخاطرات ژئوپلیتیکی، کسری بودجه مکرر در اقتصادهای بزرگ، انتظارات برای آغاز چرخه کاهش نرخهای بهره و تداوم روند تنوعبخشی ذخایر ارزی و فاصله گرفتن از دلار آمریکا، همگی جریانهای مثبتی هستند که در بلندمدت از بازار طلا پشتیبانی میکنند. اینکه مولفههای مذکور به این زودی از میان بروند، بعید به نظر میرسد.
به نوشته اکونومیکتایمز، البته این بدان معنا نیست که طلا در برابر اصلاح قیمت مصونیت دارد. انتشار دادههای اقتصادی قویتر از انتظار در آمریکا، افزایش نرخهای بهره واقعی یا تقویت دلار میتواند در کوتاهمدت نوسانات قیمت را حفظ کند. بنابراین، سرمایهگذاران نباید هر سیگنال تکنیکالی را نشانهای دال بر آغاز یک جهش جدید تلقی کنند.
با این حال، سرمایهگذاری موفق بهندرت درباره پیشبینی چند هفته آینده است. به عبارت دیگر، سرمایهگذاری موفق به شناسایی روندهای ساختاری و پایدار، قبل از آنکه به اجماع بازار تبدیل شوند، بستگی دارد.
اکونومیکتایمز در پایان نوشت: در حال حاضر، این روندهای ساختاری همچنان قاطعانه به سود طلا هستند. تلفیق بهبود شتاب تکنیکال، ادامه انباشت بانکهای مرکزی، تداوم سیاست تنوعبخشی ذخایر چین، تقاضای فیزیکی مقاوم و همچنین چشمانداز مبهم ژئوپلیتیکی، همهوهمه نشان میدهند که فرضیه بلندمدت برای سرمایهگذاری در طلا همچنان متفاعدکننده است. با این حساب، اصلاح اخیر قیمت طلا را شاید نباید بهسادگی نشانه پایان روند صعودی طلا دانست؛ بلکه میتوان آن را صرفا دورهای از تثبیت قیمت در دل یک روند صعودی بلندمدت ارزیابی کرد. از نگاه سرمایهگذارانی که افق زمانی بلندمدت دارند، تصویر کلی بازار بهمراتب مهمتر از هیاهوی کوتاهمدت است.
