ناگفته های عراقچی از مذاکره/ چرا ایران سطح تنش را بالا نگه داشته است؟/ دندان طمع بانک‌ها را باید کند

گروه سیاسی الف،   4050503017 ۰ نظر، ۵ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

ناگفته های عراقچی از مذاکره/ چرا ایران سطح تنش را بالا نگه داشته است؟/ دندان طمع بانک‌ها را باید کند

ناگفته های عراقچی از مذاکره

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه به روزنامه ایران گفته است:

استفاده از مسیر جنوبی، حدود ۱۰ روز پس از بازگشایی تنگه آغاز شد. از نظر ما این اقدام واقعاً مغرضانه بود. آنها می‌توانستند اجازه دهند مفاد بند ۵ روند طبیعی خود را طی کند و سپس در پایان مهلت تعیین‌شده، ارزیابی کنند که آیا شرایط به‌صورت منظم و مطابق توافق پیش رفته است یا خیر. اتفاقاً پس از آنکه به‌دنبال همین مداخلات، دو یا سه مورد درگیری رخ داد، در نشستی که در سوئیس برگزار شد، تصمیم گرفته شد یک خط تماس مستقیم برقرار شود که از آن با عنوان «Communication Line» یاد می‌کردند. هدف از ایجاد این خط تماس، جلوگیری از بروز همین سوءتفاهم‌ها بود؛ یعنی اگر واقعاً مسأله، سوءتفاهم بود، می‌شد از طریق این کانال ارتباطی آن را برطرف کرد. اما آنچه برای ما روشن شد، این بود که موضوع فراتر از یک سوءتفاهم است. به نظر می‌رسید آنها اصرار داشتند که در کنار مسیری که ایران برای تأمین عبور و مرور ایمن و آزاد تعیین کرده بود، مسیرهای دیگری نیز ایجاد کنند. آمریکایی‌ها کشتی‌ها را از مسیر تعیین‌شده از سوی ایران دور می‌کردند و در عمل آنها را به استفاده از مسیر دیگری هدایت می‌کردند.
 
ما هیچ حسن نیتی در رفتار آمریکا ندیدیم. باز کردن یک مسیر جدید و اصرار بر اینکه کشتی‌ها از آن مسیر استفاده کنند، برای ما قابل تأمل بود. حتی مستنداتی از تماس‌های دریایی وجود دارد که با کشتی‌هایی که قصد داشتند از مسیر تعیین‌شده توسط ایران عبور کنند، برقرار می‌شد و آنها را ترغیب می‌کردند که از مسیر جنوبی استفاده کنند. این در حالی بود که خودشان نیز می‌دانستند مسیری که ایجاد کرده بودند، هم کندتر بود و هم نسبت به مسیری که ایران تعیین کرده بود، مخاطرات بیشتری داشت. به همین دلیل، واقعاً نسبت به نیت آنها دچار تردید شدیم. ما چندین بار از طریق همان کانال ارتباطی یا «خط تماس» به آنها اخطار دادیم و توضیح دادیم. خود من نیز بارها، چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق واسطه‌های قطری و پاکستانی با آنها گفت‌وگو کردم و تأکید کردم که اگر هرگونه نگرانی یا مشکلی وجود دارد، کافی است ۱۵ روز دیگر صبر کنند و ببینند آیا ایران به‌طور کامل به تعهدات خود عمل می‌کند یا خیر.

با این حال، ما در رفتار آمریکا هیچ نشانه‌ای از حسن نیت مشاهده نکردیم. به نظر می‌رسید بنای آنها بر این بود که شرایط را به سمت تنش سوق دهند، یا شاید تصور می‌کردند می‌توانند حاکمیت و مدیریت ایران بر تنگه هرمز را کمرنگ کنند. به هر نیتی که عمل می‌کردند، در نهایت این آنها بودند که توافق را نقض کردند و روند تحولات را به مسیری کشاندند که امروز شاهد آن هستیم.

****

بدون مهارکردن افراطیون پیروزی ممکن نیست

جمهوری اسلامی نوشت:

پیروزی بدون برنامه و انضباط حاصل نمی‌شود. بنابراین برای قطعی و حتمی کردن پیروزی باید الزامات آن را فراهم کرد.

اولین الزام، هماهنگی بخش‌های مختلف حاکمیت است که در دوران جنگ می‌توان آن را در هماهنگی میدان و دیپلماسی متمرکز دانست. خطرناک‌ترین حالت اینست که هر یک از این دو تلاش کند خود را اصل و دیگری را فرع و تابع خود قرار دهد. در مقابل، موفقیت‌آمیزترین حالت اینست که نهایت هماهنگی را با همدیگر داشته باشند و با وحدت کلمه به تصمیم برسند.

دومین الزام، مهار کردن افراطیون است. در جامعه ما افراطی‌ها از این نظر خطرناکند که خود را اسلام و انقلاب و دلسوزترین‌ها برای کشور می‌پندارند و حاضر نیستند دیگران را بپذیرند. این جماعت را با مناظره، نصیحت و پند و اندرز نمی‌توان از مسیر خطرناکی که در پیش گرفته‌اند برگرداند. متأسفانه تفکر افراطی این جماعت بر تصمیم‌گیری‌های کلان کشور سایه می‌اندازد و مصالح کشور و منافع ملی را به خطر می‌اندازد. مهار کردن این جماعت از اولویت برخوردار است و عقلای قوم باید برای آن به قطعیت برسند و کشور را از خطر افراط نجات دهند. 

سومین الزام، منضبط ساختن رسانه ملی است. بی‌انضباطی در رسانه ملی از حد و مرز گذشته و کار به جائی رسیده که فلان مجری به خود اجازه می‌دهد به ساکنان کشورهای عرب همسایه بگوید وقت آنست که کشورهایتان را تخلیه کنید و بروید! معلوم نیست چه کسی قرار است عوارض منفی چنین دستورالعمل‌های ضدامنیتی را جبران کند. اصولاً تلویزیون رسمی یک کشور باید در سطحی از ادبیات سیاسی و اخلاقی عمل کند که با بنیادهای تمدنی، دینی و اجتماعی آن کشور متناسب باشد. اینکه تلویزیون رسمی نظام جمهوری اسلامی به مردم کشورهای عربی بگوید کشورهایتان را تخلیه کنید و به بادیه‌نشینی و شترسواری برگردید، از عجایبی است که هیچ عقل سلیمی آن را با شئون تمدنی، دینی و اجتماعی مردم ایران منطبق نمی‌داند.

مجریان تازه‌کار و بی‌تجربه رسانه ملی از این قبیل معجزات و توصیه‌ها و نظریه‌های دشمن‌ساز، تفرقه‌افکن که مناسب‌ترین خوراک تبلیغاتی را برای دشمنان قسم‌خورده ما فراهم می‌کنند فراوان دارند. با وجود چنین مجریانی، دشمنان ما نیازی به ابزارهای تبلیغاتی برای مسموم کردن افکار عمومی علیه ایران ندارند.

****

ریسک مرگ سربازان آمریکایی

مشرق گزارش  نشریه‌ی آمریکای «Vox» را درباره افزایس ریسک تلفات آمریکا در جنگ با ایران بازتاب داده است:

حتی با وجود اینکه تنش میان آمریکا و ایران بار دیگر در آستانه تشدید قرار دارد، مذاکرات دیپلماتیک به بن‌بست خورده، و مقامات آمریکایی و اسرائیلی بار دیگر با ایده تغییر رژیم در ایران عشق‌بازی می‌کنند، به‌گفته گزارش‌ها، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همچنان به‌شدت از اعزام نیروی زمینی به ایران خودداری می‌کند.چنین اقدامی خطر تلفات سنگین آمریکایی و کشاندن جنگی را به مرکز گفتمان عمومی به همراه دارد که بسیاری از آمریکایی‌ها، حتی اگر مخالف آن باشند، تا حد زیادی آن را از ذهن خود زدوده‌اند.اما این، به‌طور غم‌انگیزی، به این معنا نیست که نظامیان آمریکایی درگیر در این درگیری لزوماً در امان هستند. چند روز گذشته مرگبارترین روزها برای نیروهای آمریکایی از زمان اجرای آتش‌بس اولیه در آوریل بوده است.

روز جمعه، دو نظامی آمریکایی در اثر حمله موشکی به پایگاهی در اردن کشته شدند که دومین بار در دو روز بود که موشک‌های ایران موفق به اصابت مستقیم به این پایگاه می‌شدند.روز شنبه، سومین نظامی آمریکایی در جریان انفجار کنترل‌شده یک پهپاد تهاجمی سرنگون‌شده ایرانی در عراق کشته شد. در مجموع، از آغاز عملیات «خشم حماسی» در فوریه، دست‌کم ۱۷ نظامی آمریکایی کشته شده‌اند.

آمریکا در واکنش تلافی‌جویانه، شدت حملات خود به مواضع ایران را افزایش داد و از جمله، پایگاه موشکی در تبریز را هدف قرار داد که واشنگتن آن را مبدأ حمله به پایگاه‌هایش در اردن می‌داند. در مقابل، ایران طی روزهای اخیر با شلیک موشک و پهپاد، اهدافی در بحرین، کویت و قطر را نشانه رفته و همزمان، چندین کشتی تجاری را در تنگه هرمز هدف حملات خود قرار داده است؛ تنگه‌ای که تردد دریایی در آن بار دیگر به حالت تعلیق درآمده است.ایران ممکن است قوی‌تر از آنچه فکر می‌کردیم باشد.سه نظامی آمریکایی در هفته گذشته کشته شدند و ریسک‌ها فقط در حال افزایش هستند.

اگر توانایی ایران در بستن تنگه، بزرگترین غافلگیری این جنگ بوده باشد، توانایی آن در تهدید اهداف زمینی در سراسر منطقه، از جمله زیرساخت‌های انرژی و پایگاه‌های نظامی آمریکا، با موشک و پهپاد، احتمالاً دومین غافلگیری بزرگ است.

****

ضرب‌الاجل مالیاتی موجب خروج بانک‌ها از بنگاه‌داری می‌شود؟ 

روزنامه قدس نوشت: 

با ابلاغ بخشنامه جدید سازمان امور مالیاتی، مرحله سرنوشت‌ساز تکاپوی نظام تقنینی و اجرایی کشور برای هدایت شبکه بانکی به سمت وظایف ذاتی خود و رفع انجماد دارایی‌ها آغاز شده است. با ابلاغ بخشنامه جدید سازمان امور مالیاتی، مرحله سرنوشت‌ساز تکاپوی نظام تقنینی و اجرایی کشور برای هدایت شبکه بانکی به سمت وظایف ذاتی خود و رفع انجماد دارایی‌ها آغاز شده است و بنا به اعلام صریح رئیس این سازمان، در صورت عدم واگذاری املاک، مستغلات و سهام مازاد بانک‌ها تا پایان سال جاری، مالیات بر عایدی این دارایی‌ها در سال آینده به صورت یکجا مطالبه خواهد شد.

سازمان امور مالیاتی با ابلاغ این بخشنامه‌، ابهامات مربوط به نحوه اجرای مقررات مالیاتی اموال مازاد بانک‌ها و مؤسسات اعتباری را با استناد به قانون برنامه هفتم پیشرفت و قانون رفع موانع تولید برطرف کرد. بر اساس این بخشنامه، املاک، مستغلات و سهام مازاد بانک‌ها از ابتدای سال ۱۳۹۵ مشمول مالیات موضوع ماده ۱۷ قانون رفع موانع تولید هستند و سازمان امور مالیاتی موظف است تا پایان سال دوم اجرای برنامه هفتم، این دارایی‌ها را شناسایی و مالیات آن‌ها را مطالبه کشند.

همچنین با استناد به نظر معاونت حقوقی رئیس ‌جمهور، زمان تملک این دارایی‌ها تأثیری در شمول مالیات ندارد و تمامی اموال مازاد بانک‌ها و مؤسسات اعتباری مشمول این حکم هستند اما چنانچه این مؤسسات تا پایان سال ۱۴۰۵ نسبت به واگذاری قطعی دارایی‌های مازاد خود اقدام کنند، مالیات موضوع ماده ۱۷ قانون رفع موانع تولید نسبت به این اموال منتفی خواهد شد.

در لایه دیگر سیاست‌گذاری کلان اقتصادی اما چالش نرخ رو به افول سرمایه‌گذاری داخلی بانک‌ها مطرح است. وزیر امور اقتصادی و دارایی با تأکید بر ضرورت تفکیک میان بنگاه‌داری زیان‌بار و سرمایه‌گذاری مولد در تولید، از ارسال لوایحی به دولت و در صورت تصویب در هیئت وزیران به صحن علنی مجلس برای اصلاح بخش‌هایی از قانون رفع موانع تولید خبر داده است تا قفل سرمایه‌گذاری بانکی در پروژه‌های کلان ملی گشوده شود، چراکه به گفته وی، نرخ سرمایه‌گذاری داخلی بانک‌ها به واسطه این قانون، تقریباً به صفر رسیده است.

این تدابیر در شرایطی اتخاذ می‌شود که آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از تملک بیش از ۶هزارو۷۰۰ ملک مسکونی غیراداری شبکه بانکی (که بخشی به عنوان منازل سازمانی استفاده می‌شود و ساختمان‌های اداری، تجاری، باغ و زمین‌های در اختیار این بانک‌ها را دربر نمی‌گیرد)، در اختیار بانک‌های سپه، تجارت، رفاه کارگران، ملی و اقتصاد نوین قرار دارد؛ رقمی که ضرورت تسریع در اجرای این نظام انگیزشی و تنبیهی جدید مالیاتی را بیش از پیش نمایان می‌کند.

 

****

معنای الموت برای ایران امروز

اطلاعات نوشت:

الموت، با همه پیچیدگی‌ها و منازعات تاریخی‌اش، فقط یک دستگاه جنگی نبود. سازه‌های صخره‌کند، آب‌انبارها، مسیرهای انتقال آب، زمین‌های کشاورزی و روستاهای پیرامونی، اجزای یک نظام به‌هم‌پیوسته بودند. قدرت الموت فقط بر فراز صخره ساخته نمی‌شد؛ بخشی از آن پایین دره، در مزرعه، آبراه و روستا شکل می‌گرفت. دژ بدون آنان فقط سنگ بود.این همان نقطه‌ای است که الموت از تاریخ بیرون می‌آید و به مسئله ایران امروز تبدیل می‌شود. جامعه‌ای که نتواند آب، غذا، آموزش، درمان، تولید و اعتماد عمومی را حفظ کند، بخشی از توان دفاعی خود را پیش از رسیدن دشمن از دست داده است. قلعه‌ای که پشت آن آب و غذا تمام شود، حتی اگر دیوارهایش پابرجا بماند، شکست خورده است. 

دفاع از سرزمین نیز فقط حفاظت از خطوط روی نقشه نیست. مرز زمانی معنا دارد که پشت آن مدرسه باز باشد، بیمارستان کار کند، زمین کشت شود و مردم هنوز بتوانند برای فردا برنامه بریزند.
الموت نشان می‌دهد دفاع و زندگی دو انتخاب جداگانه نیستند. دفاع، برای آن است که زندگی بماند؛ و زندگی، زمانی دوام می‌آورد که جامعه قدرت حفاظت از امنیت، استقلال و آینده خود را داشته باشد. قدرت ملی نه در ترجیح یکی بر دیگری، که در پیوند این دو ساخته می‌شود.
تاریخ ایران فقط تاریخ جنگ‌ها و فاتحان نیست. تاریخ مردمانی است که پس از هر هجوم، دوباره آب را به جوی، بذر را به خاک و کتاب را به دست مردم بازگردانده‌اند. بخش مهمی از ماندگاری ایران از همین توان آغاز دوباره آمده است؛ از اینکه ایستادن، ساختن را متوقف نکرده و ساختن نیز ضرورت ایستادگی را از یاد نبرده است.اگر ثبت جهانی الموت نهایی شود، جهان فقط چند برج و دیوار را به رسمیت نخواهد شناخت. آنچه ثبت می‌شود، تجربه جامعه‌ای است که در جغرافیایی دشوار، دفاع، دانش، تولید و زندگی جمعی را کنار یکدیگر قرار داد.

الموت هنوز بر فراز دره ایستاده است. نه چون هرگز سقوط نکرد، بلکه چون معنایش از سقوط جان سالم به در برد. معنای آن برای ایران امروز روشن است: دیوارهایی ارزش دارند که پشت آنها آب جاری باشد، زمین بار بدهد، کتاب گشوده بماند و مردم هنوز رؤیایی برای فردا داشته باشند.

*****

چرا ایران تنش را بالا نگه داشته است؟

فرهیختگان نوشت:

مطلوب‌ترین وضعیت برای آمریکا، نه جنگ تمام‌عیار است و نه صلح واقعی. بهترین سناریو برای واشنگتن، همان چرخه «جنگ، آتش‌بس، نه‌جنگ-نه‌صلح» است؛ چرخه‌ای که هر چند وقت یک‌بار با یک آتش‌بس کوتاه، بازارها آرام شوند، قیمت نفت پایین بیاید، قیمت بنزین در آمریکا کنترل شود و دولت آمریکا کمی نفس بکشد. بعد دوباره تنش‌ها از سر گرفته شود و اهرم فشار روی ایران حفظ بماند.

در چنین مدلی، آمریکا هر بار فرصت پیدا می‌کند فشار اقتصادی داخل کشورش را مدیریت کند، اما ایران در یک جنگ فرسایشی گرفتار می‌شود؛ هم باید هزینه جنگ را بدهد، هم هزینه بازسازی را، هم با ناترازی‌های اقتصادی و فشار تحریم‌ها دست‌وپنجه نرم کند و در نهایت هم چیزی از مذاکرات نصیبش نشود.

به نظر می‌رسد تهران دقیقاً این بازی را دیده است. به همین دلیل، برخلاف تصور برخی، ایران فعلاً علاقه‌ای به بازگشت به همان چرخه قبلی ندارد. از نگاه ایران، اگر قرار باشد دوباره آتش‌بس موقت برقرار شود و چند ماه بعد همه‌چیز از نو شروع شود، نتیجه‌ای جز فرسایش بیشتر اقتصاد کشور نخواهد داشت. این را می توان در بیانیه های سپاه و سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا دید. «دو امریکایی به ازای هر شهید ایرانی و یا دیگر فرصت پر کردن ذخایر را نمی دهیم.»

برای همین هم ایران تلاش می‌کند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا بالا ببرد؛ آن‌قدر بالا که واشنگتن دیگر نتواند با یک آتش‌بس موقت، اوضاع را مدیریت کند و دوباره به همان بازی همیشگی برگردد.

از طرف دیگر، خود آمریکا هم امروز زیر فشار است. گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد ذخایر برخی موشک‌های هواپایه و دریاپایه این کشور تحت فشار قرار گرفته و در حملات اخیر، استفاده از موشک‌های زمین‌به‌زمین بیشتر شده است. هم‌زمان نرخ اوراق قرضه ۳۰ ساله آمریکا به بالاترین سطح خود در حدود ۱۹ سال گذشته رسیده و هزینه تأمین مالی دولت را افزایش داده است. ذخایر نفتی به مرحله اضطراری رسیده و به پایین ترین میزان دهه اخیر خود رسیده. ادامه جنگ، برای واشنگتن ارزان نیست.

رفتار ترامپ هم این فشار را نشان می‌دهد. او در سه روز گذشته چندین پیام متناقض منتشر کرده؛ یک روز از حمله بی‌سابقه حرف می‌زند، یک روز از حمله به زیرساخت به ازای آسیب کشتی. یک روز از اختصاص پول بلوکه شده به کشتی ها و ... . این بلاتکلیفی بیشتر شبیه آن است که آمریکا هنوز نتوانسته راه خروج مناسبی از بحران پیدا کند.

در این میان، ورود چین شاید مهم‌ترین تحول روزهای اخیر باشد. پاکستان به‌تنهایی نمی‌توانست تضمین‌کننده اجرای هیچ تفاهمی باشد، اما چین داستان متفاوتی دارد. پکن بزرگ‌ترین ذی‌نفع ثبات انرژی در منطقه است و اگر احساس کند ادامه جنگ امنیت انرژی‌اش را تهدید می‌کند، می‌تواند با وزن سیاسی و اقتصادی خود، طرفین را به سمت یک توافق واقعی‌تر سوق دهد.

****

دندان طمع بانک ها  کنده می شود؟!

اعتماد نوشت:

سال‌هاست كه بخشي از شبكه بانكي ايران، هرگاه در پايان روز با كسري منابع مواجه مي‌شود، راهي كم‌هزينه‌تر از اصلاح رفتار خود پيدا مي‌كند؛ مراجعه به بانك مركزي و استفاده از اضافه‌برداشت!

ماجرا در ظاهر، يك تسويه‌حساب فني ميان بانك‌ها و بانك مركزي است؛ اما در عمل، صورت‌حساب آن دير يا زود به دست مردم مي‌رسد؛ نه با يك قبض رسمي، بلكه در قالب رشد نقدينگي، كاهش ارزش پول و تورم. از همين منظر، موضع اخير رييس‌كل بانك مركزي درباره جلوگيري از اضافه‌برداشت بانك‌ها و برخورد با مديران و اعضاي هيات‌مديره بانك‌هاي متخلف، موضعي درست، ضروري و شايسته حمايت است. تشبيه اضافه‌برداشت بي‌ضابطه به كشيدن چك بلامحل نيز اگرچه از نظر فني همه واقعيت را توضيح نمي‌دهد، براي بيان اصل مساله گوياست: هيچ بانكي نبايد تعهد ايجاد كند و پرداخت هزينه آن را به بانك مركزي و درنهايت به مردم بسپارد.

اضافه‌برداشت در ذات خود پديده‌اي غيرعادي نيست. حتي يك بانك سالم ممكن است به دليل ناهماهنگي كوتاه‌مدت ميان دريافت‌ها و پرداخت‌هايش، براي چند ساعت يا چند روز با كمبود ذخاير روبه‌رو شود. در تمام نظام‌هاي بانكي معتبر نيز بانك مركزي وظيفه دارد در شرايط مشخص، با دريافت وثيقه معتبر و نرخ مناسب، نقدينگي موقت دراختيار بانك‌ها قرار دهد. مشكل از جايي آغاز مي‌شود كه اين امكان اضطراري به يك منبع دايمي تبديل شود و بانكي كه از درون ناتراز است، ادامه حيات خود را به پول بانك مركزي گره بزند