1- پيام جديد امام مجتبي خامنهاي حاوي آموزههاي جديد در عرصه سياستورزي بود. دقت و واكاوي در آن خالي از لطف نيست.
«منطق» در سياستورزي يك كلمه كليدي است. علماي علم سياست گاهي سخن از «منطق سياسي» و گاهي هم از «سياست منطقي» به ميان ميآورند.
ترامپ و باند تبهكار صهيونيسم در كاخ سفيد و دنباله اين جريان جنايتكار در كنگره و سناي آمريكا با حذف واژه «منطق» در امر سياستورزي وارد معركهاي كه خروجي آن بدعهدي، بياعتباري، تماميتخواهي و برهمخوردن نظامات حقوقي كه حتي خود آنها وضع كردهاند، شده است.
امام مجتبي خامنهاي در پيام جديد پرده از اين نوع سياستورزي و مسلك سياسي برميدارد و از باب روشنگري ميفرمايند:
- زورگويي ، تماميتخواهي و وحشيگري اجزاء لاينفك مرام و مسلك آمريكايي است.
- جنايت و بدعهدي سند محكم ديگري بر دروغگویی، غيرمنطقي و غیرقابلاعتماد و پليدبودن آمريكاست.
- ثابت شد امضاي رئيسجمهور آمريكا چقدر بيارزش و نامعتبر است.
اينكه علت اين رويكرد آمريكاييها چيست؟ روشن است، آمريكاييها نسبت منطق سياسي و سياست منطقي را با عقلانيت و سياستورزي به هم زدند تا در هيچ مجمع حقوقي جهان و حتي وجدان بشري پاسخگو نباشند.
ملت ما انتقام خونهاي بهناحق ريخته را حتما از جنايتكاران جنگي ميگيرد و در نبرد اخير درسهاي فراموشنشدنی براي آنان را دارد.
2- دومين آموزه پيام امام مجتبي خامنهاي پيرامون «منطق سياسي» و «سياست منطقي» در نوع سياستورزي كساني است كه از آنها بهعنوان افرادي «با اخلاص» ، «خيرخواه» و «پيشروان بصيرت» ياد كردند.
پيام ناظر بر تلاشي «روشمند» و «نوآورانه» براي هدايت كساني است كه جايگاه خاصي در هسته سخت نظام در رأس، بدنه و قاعده هستند ، طراحیشده است.
پيام متوجه كساني است كه با ويژگيهاي یادشده پاي در وادي «نقد» ميگذارند اما الزامات آن را رعايت نميكنند.
رهبري عزيز انقلاب اين جماعت را از 3 مهلكه و اميدوار كردن دشمن انذار ميدهند:
الف- نقد نبايد علامت ضعف از داخل به دشمن بدهد.
ب- نتيجه نقد نبايد منجر به شكست وحدت و انسجام در داخل شود.
ج- نقد نبايد ظلم به كساني باشد كه بيگناه هستند.
شهوات سياسي و رقابتهاي كور انسان را گاهي به بيچارگي، دلسردي ،سرخوردگي ، اختلال در تحليل اطلاعات ، ضعف در روش انديشيدن مياندازد. فرايند داوري و قضاوت درباره مسئولان را به ناكجاآباد ميبرد.
حكمراني سياسي را مختل و كارها را قفل ميكند.
3- وقتي امام جامعه براي چندمين بار بر وحدت و انسجام جامعه تأکید ميكنند و ميفرمايند:
- اصوليترين امور در اين برهه اصرار بر وحدت كلمه و اتحاد مقدس در تمام عرصههاست.
- صيانت از وحدت و پرهيز از تفرقه و تنازع وظيفه همگاني است.
- اعتماد به مسئولين سه قوه تضمين صيانت از منافع ملي است.
چطور يك عدهای به خود اجازه ميدهند مسئولان متعهد و مورد اعتماد مردم و رهبري را با «گلولههاي اطلاعاتي» دشمن با قيافه انقلابی گری مورد هدف قرار دهند و اعتماد جامعه را از آنها سلب كنند؟!
چرا يك عدهای نميخواهند قبول كنند ما وارد يك جنگ تمامعيار با آمريكا شدهايم و بخشي از اين جنگ ، جنگ رواني و شناختي است. درحالیکه همه ملت و مسئولان با امپرياليسم آمريكا پنجه در پنجه انداختهاند، عدهاي دنبال امپرياليسم در داخل ميگردند و بدون منطق سياسي و سياست منطقي آدرس غلط ميدهند.
امام جامعه میفرماید؛ «اصولیترین امور در این برهه اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدس است.» علیالاصول نباید برخی با دستاویز قرار دادن این واژه در وحدت جامعه اخلال پدید میآوردند. البته نباید از این آموزه و پند سیاسی کسی جرئت کند باز باب اختلاف را از جهتی دیگر باز کند.
آموزههاي پيام جديد!
محمدکاظم انبارلویی، 4050430075 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار