انتقاد روزنامه اصولگرا از سیدمحمد خاتمی: منظور شما از صلح شرافتمندانه همان تسلیم است که ترامپ می گوید؟شما ایران را مقصر جنگ می دانید؟

  4050425033 ۰ نظر، ۵ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

اخیراً متنی از آقای سید محمد خاتمی درباره شرایط کشور منتشر شده که دو معنا در آن پررنگ‌تر است؛ نخست دعوت حاکمان و سیاست‌مداران و گروه‌های داخلی به صلح‌طلبی و دوم هشدار درباره بی‌تدبیری و فرصت‌سوزی.

  روزنامه فرهیختگان نوشت: معنای صلح چیست؟ در دنیایی که ترامپ مدعی دریافت نوبل صلح و عربستان عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل است، احتمالاً تفاسیر زیادی از صلح وجود دارد. وقتی قاتل چند هزار ایرانی مدعی می‌شود پروژه‌اش صلح است و آمده جنگ‌ها را خاتمه بدهد باید کمی در استفاده از این واژه دقت بیشتری کرد. آقای خاتمی تلاش دارد مسئولان کشور را به سمت صلح‌طلبی هدایت کند، اما کدام صلح؟ صلح از آن واژه‌هایی است که مشترک لفظی است، مثل جامعه مدنی که در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی بارها از زبان او تکرار شد و آخر هم معلوم نشد مرادش از جامعه مدنی چیست؟ 8 سال جماعتی از نظرگاه افلاطونی تا هگل و گرامشی و هابرماس و... به خط شدند تا معنای جامعه مدنی را توضیح دهند و دست آخر یکی گفت منظور آقای خاتمی همان جامعه مدینه النبی زمان پیامبر(ص) است!

حالا صلح اینجا به معنای چیست؟ ترامپ چندین‌بار در ایام جنگ از صلح سخن گفت و بلافاصله آن را مترادف با تسلیم ملت ایران برشمرد، آیا منظور آقای خاتمی هم همین است. ان‌شاءالله این‌طور نیست. آیا صلح به معنای پایان دشمنی آمریکا با ایران است؟ این هم بعید است؛ چون آقای خاتمی احتمالاً می‌داند فردی که ملت ایران را شرور و خبیث و کلاه‌بردار می‌داند دشمنی را با ایران تحت هیچ‌شرایطی رها نمی‌کند. آیا منظور آقای خاتمی از صلح پایان یک درگیری مقطعی است؟ ممکن است.

مغز استدلال آقای خاتمی از اینجا به بعد این است که گویی در جنگ و نزاعی که دوباره رخ‌داده ایران مقصر است. گویی صلحی پایدار و عمیق در دسترس بوده که ایران از سر لجاجت و ماجراجویی می‌خواهد آن را به هم بزند. این گزاره علاوه بر اینکه یک خطای شناختی بزرگ است یک پاس گل مهم به ترامپ و نتانیاهو هم حساب می‌شود. فرض کنیم معنای سوم از صلح که بالا مطرح شد مدنظر آقای خاتمی است. آیا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که ایران آن را امضا کرد همان صلح مدنظر در معنای سوم نبود؟ این تفاهم چگونه نقض شد؟ چه کسی از آن خارج شد؟ آیا ترامپ از همان روز اول بند 1 تفاهم‌نامه را نقض نکرد؟ آیا آمریکا زیر میز اعمال حاکمیت ایران در تنگه هرمز نزد؟ آیا آمریکا معافیت‌های نفتی ایران را لغو نکرد؟ آیا ترامپ دوباره محاصره دریایی را برنگرداند؟ آقای خاتمی چرا می‌خواهد با ناراستی و طرح گزاره‌های غیردقیق القا کند ایران طرف جنگ‌طلب و به‌هم‌زننده توافق بوده است؟ آیا باید تفاهمی را که به شکل یک‌طرفه نقض شده و طرف مقابل به هیچ‌بخشی از آن پایبند نیست، یک‌طرفه ادامه داد؟

 آقای خاتمی در جایی از بحث می‌گوید: «جداکردن قطعاتی از تاریخ از زمینه‌ها و زمانه و شرایط آن و بهره‌گیری برای توجیه روش‌ها خسارت‌بار و خطرآفرین است.» طنز تلخ اینجاست که خودش به‌سرعت بحث صلح امام حسن(ع) را مطرح می‌کند و می‌گوید در نامه‌ای به رهبر شهید از شرایط آن دوران و دعوت به صلح گفته!

خاتمی متأسفانه خون‌خواهی را نه به‌عنوان ایده‌ای برای تولید بازدارندگی ملت و افزایش هزینه‌های دشمن در جنایت‌های بعدی، بلکه به‌عنوان یک مسئله عاطفی و حسی ساده‌سازی می‌کند. او در بخشی دیگری از متن، طیفی از مردم و سیاسیون را نه اسرائیلی و هم دل با آنها، بلکه در عمل ادامه‌دهنده راه اسرائیل می‌داند. این را که این جمله با انسجام ملی و مردم‌سالاری دینی و... چه نسبتی دارد فعلاً کاری نداریم؛ اما آیا با همین روش نمی‌توان درباره سخنان خود آقای خاتمی صحبت کرد و او را ادامه‌دهنده راه اسرائیل دانست؟

اینکه آقای خاتمی با تاریخ اسلام چه می‌کند یا چه بلایی بر سر مفاهیمی مثل صلح و... می‌آورد مهم است؛ اما مهم‌تر از آن خطری است که این‌جور ساده‌سازی‌ها به بار می‌آورند؛ در خوش‌بینانه‌ترین حالت آقای خاتمی و مشاورانش افراد دلسوزی هستند که در ایستارهای استدلالی 20 سال قبل مانده‌اند و فهمی که از مناسبات جدید دنیا دارند ماقبل مسائل کنونی جمهوری اسلامی و ایران است. ساده‌سازی‌هایی که این حرف‌های با روکش عقلانیت و... می‌کنند تقریباً در حد ساده‌سازی‌هایی است که معمولاً جناح رقیب آقای خاتمی انجام می‌داد؛ چیزی از جنس تولید شغل با یک میلیون تومان یا آن سخنرانی‌های مشهور درباره فراماسونری و... در حالت بدبینانه هم استدلال‌هایی از این جنس که آقای خاتمی تولید کرده است و جمهوری اسلامی را عملاً به جنگ‌طلبی متهم کرده، می‌تواند با هدف تولید نارضایتی در بین مردم و ایجاد شکاف بین طیف‌هایی از مردم و حاکمیت تفسیر شود که بهتر است بدبین نباشیم.

البته احتمال سومی هم وجود دارد؛ تحلیل این متن نشان می‌دهد بخش‌های مهمی از آن در پاسخ به سخنرانی آقای سیدعلی خمینی است که در قم ایراد شد. کاش آقای خاتمی و دوستان اصلاح‌طلب تولید استدلال از طرف بیت امام برای جمهوری اسلامی و هم‌افقی نوادگان امام عزیز با رهبری سوم را به شکل تهدید نبینند و آن را فرصتی برای ایجاد انسجام بیشتر در کشور قلمداد کنند. واقعاً در شرایطی هستیم که باید عینک‌های جناحی را برداریم و چشم‌نگران منافع ملی باشیم.