عزیزتر از پدر و مادرم

داود عمران زاده،   4050413062 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
عزیزتر از پدر و مادرم

 آدمیان چون از این سرایِ فانی رخت بربندند، در غوغایِ اشک و شیونِ خویشان، دمی چند یاد و به دستِ فراموشی سپرده می‌شوند. اما در این میان، جان‌هایی هستند که فراتر از پیوندهایِ خونی، در جانِ جهان رسوخ کرده‌اند.

انسان‌هایی که داغِ فقدانشان، قرن‌ها بر پیشانیِ تاریخ حک خواهد شد و میلیون‌ها جانِ شیفته، بر نبودِ آنان چنان می‌گریند که گویی پاره‌ای از هستیِ خویش را گم کرده‌اند؛ داغی که سوزنده‌تر از داغِ عزیزان است.

امامِ عارفان، علی (ع)، چه خوش فرمود که: “با مردم چنان زیست کنید که اگر مردید، بر شما بگریند.”

آری، فرق است میانِ “آدم” بودن و “انسان” بودن. تفاوت، تفاوتِ میانِ معاویه و علی است؛ تفاوتی از خاک تا افلاک

 رهبر و مقتدای من، تندیسِ همین “انسان‌بودن” است که جان‌ها را مسخرِ خویش کرده و شیفتگانی دارد که در رثایش، هستی خویش را به آتش می‌کشند.

آنان که در جبهه مخالفِ این راه ایستاده‌اند، اگر بمیرند، دریغِ خشک و خالیِ چند نفر هم بدرقه‌یِ راهشان نیست؛ چه رسد به عزایِ حقیقی. این است تفاوتِ میانِ حکمرانی بر “تن‌ها” و پادشاهی بر “جان‌ها”.»

#رهبر_شهید #بِأبی_أَنْتُمْ_وَ_اُمّی_وَ_أهْلی_وَ_مالی_وَ_اُسْرَتی