چگونه می‌توان آسمان را به خاک سپرد؟

دکتر محسن سلگی، گروه سیاسی الف،   4050413037
چگونه می‌توان آسمان را به خاک سپرد؟

آدمیان را به خاک می‌ سپارند و گمان می‌ کنند که با خاک، فاصله آغاز می‌ شود. می‌ گویند خاک سرد است. راست می گویند اما نه درباره اسطوره های تاریخ. نه درباره اسطوره ای ترین و قهرمان ترین فرد دنیا در زمان ما؛ نه درباره شجاع ترین و عالِم ترین سیاستمدار دنیا، نه درباره کسی که زبده و ادامه خمینی کبیر بود. 

بعضی نام‌ ها با خاک آغاز نمی‌ شوند و با خاک نیز پایان نمی‌ گیرند. آنها جسمشان، حرکتشان، حتی قهرشان روح دارد.
آنان هرچه از چشم دورتر می‌ شوند، در جان تاریخ نزدیک‌ تر می‌ گردند. چه می گویم! آنها جان تاریخ اند.

 تاریخ را همان انسان های بزرگ و پهلوانان حکمت و جوانمردی و لحظات تکین و خاص اند که می سازند نه رویدادهای روزمره و معمول. نه انسان های روزمره و تن آسا که خود نیز خود را از یاد برده اند. 

آن فیلسوف بزرگ گفته بود: «هر چیز زیبا تنها یکبار خود را می‌نمایاند.» اما امام خامنه ای از جنس آن زیبایی نبود که در یک لحظه خلاصه شود. هر بار که یادش در ذهن و زبان جاری می‌ شود، گویی نخستین دیدار تکرار شده است؛ هر بار، یکباره است. هر بار تکین و تکان دهنده است.

اگر مرگ پایان زندگی باشد، مرگ‌اندیشی آغاز آن است و شهادت، استعلای زندگی. و او یعنی سید علی خامنه ای استعلای مرگ، زندگی و شهادت در زمان ما بود.

نام او همواره‌ یک رخداد است، رخدادی که بسط رخداد نینوا در زمانه اکنون است.

و از فردای خاکسپاری امام سید علی خامنه ای، زندگی ما آغاز می‌شود؛ زندگی‌ای که باید شایسته یاد او باشد که با رفتن، مسئولیتی بزرگ‌ تر بر دوش بازماندگان نهاد.

آری، بعضی انسان‌ ها پایان یک زندگی نیستند؛ آغاز فصلی و حتی عصری تازه در تاریخ‌ اند.