حسین رجایی ـ گروه تعاملی
ما امسال تیم خیلی خوبی در جام جهانی فوتبال داشتیم که با دو تساوی مقابل تیمهای قدرتمند بلژیک و مصر، قدرت و ارزشهای خود را به خوبی به رخ کشید. طبیعتا انتظار داشتیم وقتی در این دوره از جام جهانی، 8 تیم به تیمهای صعودکننده اضافه شده، تیم خوب ما هم یکی از آنها باشد، اما متاسفانه شاید ترسو بودیم و با حداقلها راضی میشدیم!
ترسهای ما از پیش از آغاز مسابقات آغاز شد. با اینکه مقامات فیفا و آمریکای میزبان را تهدید کرده بودیم که در صورتی که با تیم فوتبال ما همانند سایر تیمها رفتار نشود در مسابقات شرکت نخواهیم کرد، اما در نهایت علیرغم صادر نشدن ویزای برخی از اعضای کادر تیم و بدتر از آن با وجود اجبار به جابجایی بین مکزیک و آمریکا قبل و بعد از هر بازی، در مسابقات شرکت کردیم. شاید ترسیدیم که واقعا ما را از جام جهانی کنار بگذارند! وقتی ما به این شرایط میزبانی تن دادیم پس آن غر زدنها و بهانه آوردنهای پس از آن نمیتواند چندان محلی از اِعراب داشته باشد.
ما برای معتبر کردن تهدیدهای خود هیچ اقدامی نکردیم و البته گویا آمریکاییها دست ما را خوانده بودند شاید به این دلیل که پیش از این نیز تهدید کرده بودیم در صورت عدم تسری آتشبس به لبنان و آزاد نشدن داراییهای مسدود شدهمان، در مذاکرات اسلامآباد شرکت نمیکنیم ولی حتی الان، بعد از بیش از 77 روز مذاکره و امضای تفاهمنامه با دشمن و درحالیکه هیچ یک از این شروط محقق نشده، همچنان مشغول مذاکره هستیم!
تیم فوتبال ما از مصریها سرتر بود و خیلی راحت میتوانست در مسابقه آخرش، این تیم را شکست دهد ولی تا دقیقه 90 مشغول بازی دفاعی و حفظ توپ در زمین خودی بودیم. تیم ما در همان دقایق وقت اضافه نشان داد که میتوانست پیروز میدان باشد ولی دیگر خیلی دیر شده بود. ما سرنوشت خود را به بازی الجزایر و اتریش سپردیم غافل از اینکه آنها نیز مثل ما ترجیح دادند نیم ساعت آخر بازی را به حفظ توپ و مدیریت زمان بگذرانند. برخلاف مصریها، مربی ما تا دقیقه 90 فقط دو تعویض انجام داد گویا از این میترسید با دست زدن به ترکیب تیم، تساوی را با شکست عوض کند و ترجیح میداد به جای کسب یک پیروزی مقتدرانه به دست خودمان، بخت تیم را به تصمیمهای دیگران و حوادث آینده گره بزند! و اینگونه شد که بجای آنکه در پایان بازی خودمان جشن پیروزی بگیریم، 24 ساعت بعد، در بازی اتریش و الجزایر، تمامی آن وقت تلف کردنها و گلهای پرشمار روی اعصاب تک تک ما ایرانیها راه برود!
شاید در شب پذیرش آتشبس همین ترس دامنگیر برخی از مسئولان ما شد. شاید میترسیدند واقعا ترامپ تهدید خود را مبنی بر زدن نیروگاههای برق ما عملی کند، ولی مگر دست ما از پاسخ به دشمن و دلمان از ایمان به وعدههای نصرت الهی خالی بود!؟ مگر پیش از آن معجزهوار در برابر تجاوز وحشیانه و غافلگیرانه همین دشمن قدرقدرت به پیروزی نرسیده بودیم!؟ نمیدانم شاید آن شب برخی از مسئولان ما ترجیح دادند خطر نکنند.
