جنگهای معاصر دیگر صرفاً در میدانهای نبرد زمینی، دریایی و هوایی جریان ندارند. بخش مهمی از قدرت نظامی دولتها امروز در شبکههای داده، ماهوارههای ارتباطی، سامانههای هوشمند و زیرساختهای دیجیتال متمرکز شده است. به همین دلیل، بسیاری از صاحبنظران از ظهور «جنگ دیجیتال» سخن میگویند؛ جنگی که در آن شرکتهای خصوصی فنآوری گاه نقشی ایفا میکنند که در گذشته تنها در اختیار دولتها و نیروهای نظامی بود.
در این میان، گزارشهای منتشرشده درباره نقش شبکه اینترنت ماهوارهای «استارلینک» (Starlink) در حمله ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر این پرسش بنیادین را مطرح کرده است که مسئولیت حقوقی شرکتهای فنآوری در مخاصمات مسلحانه تا کجاست و آیا میتوان زیرساختهای ارتباطی خصوصی را همچنان بازیگرانی بیطرف تلقی کرد؟
موضوع زمانی اهمیت بیشتری یافت که خبرگزاری رویترز در گزارشی مورخ ۲۶ مه ۲۰۲۶ با عنوان «اختلاف پنتاگون با شرکت اسپیسایکس بر سر افزایش هزینه استارلینک در جنگ ایران» فاش کرد که وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) و شرکت اسپیسایکس (SpaceX) در خصوص هزینه استفاده از سامانه استارلینک برای پشتیبانی از پهپادهای انتحاری لوکاس (LUCAS) دچار اختلاف شدهاند. بر اساس این گزارش، اسپیسایکس خواستار افزایش قابل توجه هزینه خدمات ارتباطی مورد استفاده در این سامانهها شده بود و همین اختلاف مالی، بخشی از ابعاد همکاری میان این زیرساخت ارتباطی و برنامههای نظامی آمریکا را آشکار ساخت.
اهمیت این گزارش صرفاً در اختلاف مالی میان یک شرکت خصوصی و وزارت دفاع آمریکا نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که برای اولین بار یکی از معتبرترین رسانههای جهان از پیوند مستقیم یک شبکه ارتباطی خصوصی با سامانههای رزمی مورد استفاده در عملیات علیه ایران سخن گفته است.
رویترز در گذشته نیز در گزارشی دیگر در ۳ مارس ۲۰۲۶ درباره پهپاد انتحاری لوکاس گزارش داده بود که این سامانه در مرحله توسعه و بهرهبرداری، با شبکههای ارتباطی ماهوارهای از جمله استارلینک و (استارشیلد (Starshield؛ نسخه نظامی و امنیتی خدمات ماهوارهای اسپیس ایکس سازگار شده است. هرچند رویترز در آن گزارش تصریح کرده بود که نمیتواند به طور مستقل مشخص کند در هر عملیات مشخص از کدام سامانه ارتباطی استفاده شده است، اما اصل استفاده از این زیرساختها در معماری ارتباطی پهپادهای مذکور مورد توجه قرار گرفته بود.
پس از انتشار این گزارشها، برخی مقامات آمریکایی و نیز منابع نزدیک به پنتاگون تلاش کردند ابعاد ماجرا را کماهمیت جلوه دهند و حتی اصل اختلاف با اسپیسایکس را زیر سؤال ببرند. شبکه خبری ایبیسی استرالیا نیز این واکنشها را منعکس کرد. با این حال، آنچه اهمیت دارد نه صرفاً اختلاف قراردادی، بلکه آشکار شدن جایگاه روزافزون شرکتهای فنآوری در ساختار جنگهای نوین است.
جنگ اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران، که با حملات گسترده ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به زیرساختهای حیاتی کشور، شهادت رهبر معظم انقلاب، فرماندهان نظامی، دانشمندان هستهای و تعداد قابل توجهی از شهروندان غیرنظامی از جمله زنان و کودکان همراه بود، ابعاد تازهای از نقش فنآوریهای نوین در مخاصمات را آشکار ساخت. در چنین شرایطی، گزارشهای مربوط به استفاده از شبکههای ارتباطی ماهوارهای در هدایت یا پشتیبانی سامانههای رزمی، صرفنظر از میزان و گستره دقیق آن، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
البته از منظر روششناسی حقوقی و علمی، میان دو موضوع باید تفکیک قائل شد. اول، گزارشهای منتشرشده درباره استفاده از استارلینک و استارشیلد در سامانههای پهپادی آمریکا که مستند به گزارش رویترز است. دوم، انتساب هر عملیات خاص، هر حمله معین یا هر جنایت جنگی مشخص به این زیرساختها که نیازمند تحقیقات مستقل فنی، نظامی و قضایی است. و البته رعایت این تفکیک برای حفظ اعتبار علمی تحلیلهای حقوقی ضروری است.
با این حال، حتی در محدوده اطلاعات تأییدشده نیز مسئلهای مهم پیش روی حقوق رسانه قرار میگیرد. در نگاه سنتی، رسانهها و شبکههای ارتباطی صرفاً ابزار انتقال اطلاعات محسوب میشدند؛ اما امروز زیرساختهای ارتباطی جهانی به بخشی از ساختار قدرت تبدیل شدهاند. استارلینک دیگر صرفاً یک ارائهدهنده اینترنت ماهوارهای نیست؛ بلکه میتواند در شرایط خاص به یک عنصر مؤثر در معماری ارتباطی عملیات نظامی تبدیل شود.
از همین منظر، مفهوم کلاسیک «بیطرفی رسانهای» با چالش جدی روبهرو شده است. آیا شرکتی که زیرساخت ارتباطی آن در عملیات نظامی یک دولت مورد استفاده قرار میگیرد، همچنان میتواند خود را صرفاً یک ارائهدهنده خدمات ارتباطی معرفی کند؟ آیا مسئولیت چنین شرکتی صرفاً قراردادی و تجاری است یا در برابر آثار انسانی و امنیتی ناشی از بهرهبرداری نظامی از خدمات خود نیز مسئولیتهایی بر عهده دارد؟
این پرسشها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بسیاری از این شرکتها از نظر توان فنی، پوشش جغرافیایی و نفوذ ارتباطی، ظرفیتی فراتر از بسیاری از دولتها دارند. به بیان دیگر، در جهان امروز برخی شرکتهای فنآوری به بازیگران مؤثر عرصه قدرت بینالمللی تبدیل شدهاند؛ بازیگرانی که بدون برخورداری از مشروعیت دموکراتیک دولتها، عملأ بر امنیت ملی، جریان اطلاعات، افکار عمومی و حتی سرنوشت جنگها تأثیر میگذارند.
این موضوع مهم از منظر حقوق بینالملل نیز قابل تأمل است. اتحادیه بینالمللی مخابرات (International Telecommunication Union - ITU) و هیأت مقررات رادیویی آن سابقأ موضوع فعالیت ترمینالهای استارلینک در قلمرو کشور ایران را مورد بررسی قرار داده بودند. و این سابقه نشان میدهد که مسئله استارلینک تنها یک موضوع فنی یا تجاری نیست، بلکه با اصول بنیادینی همچون حاکمیت سرزمینی، صلاحیت دولتها بر فضای ارتباطی خود و نظم بینالمللی مخابراتی پیوند خورده است.
پرونده استارلینک در واقع نمادی از ظهور نسل جدیدی از چالشهای حقوقی است؛ چالشهایی که در آن مرز میان رسانه، فنآوری، قدرت اقتصادی و قدرت نظامی روزبهروز کمرنگتر میشود. در چنین فضایی، حقوق رسانه دیگر نمیتواند صرفاً بر محتوا، آزادی بیان و مسئولیت رسانههای سنتی متمرکز باشد؛ بلکه باید به مسئولیت زیرساختهای ارتباطی فراملی و شرکتهای فنآوری نیز بپردازد.
پیشنهادهای حقوقی و رسانهای
نخست، جامعه بینالمللی باید به سوی تدوین یک چارچوب حقوقی ویژه برای فعالیت شرکتهای فنآوری در مخاصمات مسلحانه حرکت کند. خلأ موجود در این زمینه و عدم ضمانت اجرا برای پاسخگویی موجب شده است که شرکتهای خصوصی بتوانند میان هویت تجاری و نقش عملیاتی خود جابهجا شوند، بیآنکه مسئولیت روشنی متوجه آنان باشد.
دوم، سازمان ملل متحد و اتحادیه بینالمللی مخابرات باید سازوکاری شفاف برای نظارت بر استفاده نظامی از زیرساختهای ماهوارهای خصوصی ایجاد کنند تا امکان بررسی مستقل ادعاهای مربوط به نقش این سامانهها در جنگها فراهم شود.
سوم، لازم است مفهوم «مسئولیت فراملی شرکتهای فناوری» به عنوان یکی از موضوعات نوظهور حقوق بینالملل و حقوق رسانه مورد توجه قرار گرفته و شرکتهایی که در عمل در زنجیره عملیات نظامی نقشآفرینی میکنند، در برابر پیامدهای اقدامات خود پاسخگو شناخته شوند.
چهارم، رسانههای جهان باید از تبدیل شدن به ابزار تبلیغاتی شرکتهای فنآوری یا دولتها پرهیز کنند و در عین حال با رویکردی مستند، حرفهای و مستقل به بررسی نقش فنآوریهای نوین در مخاصمات مسلحانه بپردازند.
در نهایت، پرونده استارلینک صرفاً به یک شرکت خصوصی یا یک جنگ خاص محدود نمیشود، بلکه نشانهای از آغاز عصری جدید است؛ عصری که در آن قدرت نظامی، قدرت رسانهای و قدرت فنآورانه بهگونهای بیسابقه در هم تنیده شدهاند. در چنین وضعیتی، اگر حقوق بینالملل و حقوق رسانه نتوانند واکنشی فوری، دقیق و متناسب با این تحول ارائه دهند، بخش مهمی از واقعیت قدرت در جهان معاصر، از قلمرو تنظیمگری حقوقی خارج خواهد ماند.
*ییس اولین همایش ملی حقوق و رسانه/ عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران مرکز
منابع و مستندات:
۱. Reuters, Pentagon spars with SpaceX over Starlink price hike during Iran war, 26 May 2026.
۲. Reuters, US debuts suicide drone in Iran after fast-tracked Pentagon procurement, 3 March 2026.
۳. ABC Australia, Pentagon denies reports of clash with SpaceX over Starlink during Iran war, 27 May 2026.
۴. International Telecommunication Union (ITU), Radio Regulations Board Documents concerning Starlink operations in the territory of the Islamic Republic of Iran.
۵. United Nations Guiding Principles on Business and Human Rights, United Nations, 2011.
۶. Tallinn Manual 2.0 on the International Law Applicable to Cyber Operations, Cambridge University Press.
