ماجرای دیدارهای ۳ ساعته لاریجانی با پوتین
کاظم جلالی سفیر ایران در روسیه درباره سفرهای شهید علی لاریجانی به روسیه و دیدارهایش با پوتین به خبرآنلاین گفته است:
سفرهای ایشان، به جز دو مورد که خبری کردیم، بقیه محرمانه بود. یعنی هم ما و هم طرف روس، سفرهای ایشان را رسانهای نکردیم. فقط دو سفر ایشان اعلام شد. آقای لاریجانی در همین یک سال و نیم اخیر، هفت سفر به روسیه داشتند که دو سفر آن قبل از دبیری ایشان در شورای عالی امنیت ملی بود؛ به عنوان نماینده و فرستاده ویژه رهبری شهید. بعد از آنکه دبیر هم شدند، پنج سفر به روسیه داشتند.
از این سفرها، دو مورد رسانهای شد.در یکی از این سفرها، طرف روس با من تماس گرفت و ابراز علاقه کرد که سفر رسانهای شود و آقای لاریجانی هم مخالفتی نکردند و خبر آن منتشر شد. اما سفر آخری که در ۱۰ بهمنماه ۱۴۰۴ صورت گرفت، به شکل دیگری رسانهای شد.
ما دیدیم وقتی هواپیمای ایشان حرکت کرد، سه یا چهار هزار نفر در فلایترادار آن را تماشا میکنند. زمانی که هواپیما در مسکو نشست، این رقم به ۳۴ هزار نفر رسیده بود. برای فلایترادار، این عدد بسیار بالایی است. بعد هم یکسری شایعات شکل گرفته بود. در ماشینی که ایشان سوار شدند، به ایشان گفتم که این سفر را باید رسانهای کنیم. پرسیدند چرا؟ گفتم با توجه به حوادث ۱۸ و ۱۹ دی، الآن عدهای از ضدانقلابها تلاش میکنند این خبر را به شکل دیگری جلوه دهند.
برخی نوشته بودند که رهبری شهید به روسیه رفتهاند یا برخی مدعی بودند که پولها را به روسیه بردهاند و این خبرهای عجیب زیاد شده بود. ایشان گفتند: «باشد، شما هماهنگ کنید که اگر قرار است، خبری شود این کار صورت بگیرد.»
در ۱۰ بهمن، زمانی که ایشان با آقای پوتین ملاقات داشتند، در پایان جلسه من گفتم اگر اجازه دهید ما یک خبر کوتاه، با هماهنگی، منتشر کنیم. به این ترتیب همان دو سفر رسانهای شد. عمده ملاقاتهای شهید لاریجانی با آقای پوتین سه ساعت یا بیشتر از سه ساعت طول میکشید. سطح برخوردها هم بسیار خوب بود. تقریباً عمده ملاقاتهای ایشان با آقای پوتین سه ساعت یا بیشتر از سه ساعت طول میکشید. فقط یک ملاقات زیر سه ساعت بود و آن هم به این دلیل که آقای پوتین باید حدود یک ساعتی با رئیسجمهور دیگری در دنیا تماس میگرفتند و در میانه ملاقات گفتند که در ساعت مشخصی یک گفتوگوی تلفنی دارند و این نشان میداد که زمان ملاقات باید محدود باشد.
معمولاً در این ملاقاتها، افرادی که از هر دو طرف حضور دارند، از طریق دستیاران به پایان جلسه اشاره میکنند. دستیار آقای پوتین گاهی با چشم یا دست به من که سفیر بودم علامت میداد که ملاقات را تمام کنند و من هم به افرادی که کنارم بودند در گوششان میگفتم یا برایشان مینوشتم که باید جلسه زودتر تمام شود. اما درباره ملاقات آقای لاریجانی با آقای پوتین، حتی یک مورد هم ندیدیم که تذکری برای خاتمه جلسه داده باشند.
*****
عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم
وطن امروز نوشت:
۹ آبان 1401 انتشار تصویری از رستم قاسمی، وزیر وقت راه و شهرسازی دولت جمهوری اسلامی ایران در محوطه برجهای دوقلوی پتروناس در کوالالامپور مالزی به بلوایی پردامنه تبدیل شد. تصویر را یکی از خبرنگاران سعودی اینترنشنال درز داد و به دروغ جوری القا کرد که رستم قاسمی با یک زن نامحرم عکس گرفته است. این در حالی بود که خانم حاضر در عکس، همسر مرحوم قاسمی بود و عکاس با شیطنت توانست یک لحظه بخصوص را از حضور مرحوم قاسمی در کنار همسرش شکار کند. ۱۷ آذر ۱۴۰۱ رستم قاسمی ۲ هفته پس از کنارهگیری از وزارت، به دلیل ابتلا به سرطان از دنیا رفت اما روی سنگ قبرش، نام شهید حک شد. عمده شهرت او به تصدی وزارت نفت در دولت دهم بازمیگردد و البته کاندیداتوریاش در انتخابات ریاست جمهوری 1400. با این حال، رسانههای خارجی اصرار داشتند او را چهره تأثیرگذار ایران در دور زدن تحریم معرفی کنند.
این معرفی چندان بیجهت نبود، تا آنجا که 25 آبان 1392 مشاور معاون اول رئیس جمهور دولت یازدهم شد. دوم خرداد سال بعد، او در هماندیشی بررسی قراردادهای جدید نفتی ایران در دانشگاه امام صادق(ع) جزئیاتی از دور زدن تحریم با شیوه چمدانی را مطرح کرد که نشان داد کار او فراتر از رفت و آمد دولتها در جهت خنثیسازی ایدههای غرب بوده که انزوای اقتصادی ایران را دنبال میکرد.
۳ سال و 7 ماه و 10 روز پس از آن ماجرا، روزنامه اسرائیلهیوم در بدرقه دیوید بارنیا، رئیس موساد که جای خود را به رومن گافمن میدهد، در گزارشی تفصیلی افشا کرد آن انتشار و آن بلواسازی کار موساد بوده تا به جای ترور رستم قاسمی، با بیاعتبارسازی، او را کنار بزند.
گزارش اسرائیلهیوم از یک ماشین سمپاشی پرده برمیدارد که بر اساس حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی شکل گرفته و به دنبال پیادهسازی اهداف رژیم در فضای عمومی ایران است.
ساخت این ماشین، حاصل درک روندها و سازوکارهای کار رسانه در ایران پس از چند ده گفتوگو با کارشناسان عملیات روانی، متخصصان بازاریابی و کارشناسان ایران در نهادهای مختلف اطلاعاتی درون رژیم صهیونیستی است که البته طی چندین عملیات گسترده بویژه جنگ 12 روزه باز هم به هدف اساسی موساد یعنی «تغییر رژیم» نینجامید.
با این حال، گزارش نشان میدهد این ماشین در گام اول به دنبال آن است قدرت ایران را درون و بیرون مرزهایش دچار فرسایش کند.
*****
جلوه های فرهنگ غدیر
اطلاعات نوشت:
امروز نیز بخش مهمی از رنج مردم، صرفاً اقتصادی نیست. ناامیدی، آسیبهای اجتماعی، ضعف سرمایه اجتماعی، بحران هویت، رانت، دروغهای برخی از مسئولین، امتیازخواهی های مافیای قدرت، گسترش آسیبهای خانوادگی و فقر فرهنگی از جمله مشکلاتیاند که زندگی انسانها را دشوار میسازند. از همین رو، امداد فرهنگی را باید یکی از مهمترین جلوههای عملی فرهنگ غدیر دانست.
امداد فرهنگی یعنی هر اقدامی که بتواند سطح آگاهی جامعه را افزایش دهد، امید اجتماعی را تقویت کند، از گسترش آسیبهای اجتماعی جلوگیری نماید، با ویژه خواری ها و امتیازخواهی ها مقابله کند و کرامت انسانها را پاس بدارد. همانگونه که اطعام نیازمند، مصداق احسان است، آموزش، آگاهیبخشی، مشاوره، ترویج اخلاق، تحکیم خانواده و کاهش آسیبهای اجتماعی نیز مصادیق روشن خدمت به مردم محسوب میشوند.
امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی اجتماعی غدیر است. اگر جشنهای غدیر بتوانند به بستری برای کمک به نیازمندان، حمایت از خانوادهها، ترویج فرهنگ گفتوگو، ارتقای آگاهی عمومی و تقویت امید اجتماعی تبدیل شوند، آنگاه پیام غدیر از سطح شعار فراتر رفته و به یک حقیقت جاری در زندگی مردم تبدیل خواهد شد.
غدیر را باید از قاب تاریخ به متن زندگی آورد. مهمترین تجلی ولایت علوی در روزگار ما آن است که هر کس به اندازه توان خود باری از دوش مردم بردارد، رنجی را کاهش دهد و امیدی را در دل انسانی زنده کند. چنین نگاهی، غدیر را از یک خاطره تاریخی به یک مکتب زنده برای ساختن جامعهای عادلانهتر، مهربانتر و انسانیتر تبدیل میکند.
*****
چرا انقلاب اسلامی فرو نمی پاشد؟
عباس سلیمی نمین روزنامه نگار و پژوهشگر تاریخ و سیاست به فرهیختگان گفته است:
انقلاب اسلامی ایران بر مبنای اندیشه غربی یا استبداد رأی فردی حاکم نبود. چون مبنایی دارد که ناشی از اعتقادات دینی جامعه است، طبیعتاً فرد نقش محوری ندارد. آنچه نقش محوری دارد، مبانیای است که از اسلام گرفته شده است. نظام سیاسی ما هرگز بر اساس رأی فردی اداره نشده بود که اگر اداره شده بود جامعه ما بعد از شهادت امام وارد مشکل جدی میشد. بر اساس یکسری مبانی، جامعه ما اداره شده بود که ملت ما به لحاظ تاریخی با این مبانی مأنوس بود، به این دلیل که عزت خود را در آن میبینند.
اگر ملت ما عزت خود را نمیدیدند، هرگز در جامعه به آن استمرار نمیبخشیدند. علت اینکه بعد از شهادت، مردم ایران مجدد همین مسیر را ادامه میدهند و دچار سردرگمی نمیشوند ناشی از این است که مبانی حاکم است و در اجرا هم استبدادی وجود نداشته است و گرنه جامعه دچار مشکل جدی از جمله سردرگمی میشد، چون عادت نکرده بود تصمیم بگیرد؛ اما جامعه ما در دوران امام و دوران رهبری شهید آموخته بود که تصمیم بگیرد.
در نظام استبدادی، بخشهای مختلف جامعه یاد نمیگیرند که تصمیم بگیرند، بلکه ذهنشان قفل میشود و عادت به تفکر پیدا نمیکنند. بخشهای مختلف که مسئولیت دارند اگر با یک نظام استبدادی مواجه شوند، نمیتوانند در حوزه مسئولیت بهصورت پویا عمل کنند.
این مطلب نشان از آن داشت که همه تهدیدات دشمن، دروغ و خلاف واقع بود و هم امام و هم رهبر شهید، سیره پیامبر را دنبال کرده بودند و دنبال فرصت دادن به این بودند که مردم در تصمیمگیریها مشارکت کنند. در صدر اسلام هم وقتی پیامبر از دنیا میرود، جامعه دچار مشکل نمیشود.
*****
تنگه هرمز چطور مدیریت میشود؟
همشهری نوشت:
با شروع فعالیت نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس از اوایل اردیبهشتماه، بالغ بر 3۰۰ کشتی غیرایرانی اقدام به ارسال اطلاعات جهت دریافت مجوز عبور ایمن از تنگه هرمز کردهاند که عمده آنها از نوع نفتکش بودهاند.کشتیهای خروجی و ورودی به خلیجفارس بهترتیب ۷۷ و ۲۳ درصد از درخواستها را تشکیل دادهاند. مقصد عمده کشتیهای خروجی کشورهای آسیایی بهویژه چین و هند و مقصد عمده کشتیهای ورودی امارات متحده عربی بوده است.مطابق سیاستهای اعلامی جمهوری اسلامی ایران، پیجیاسای امکان صدور مجوز برای عبور کشتیهای کشورهای متخاصم را ندارد و نیز در شرایط محدودیت ناشی از جنگ، عبور کشتیهای مرتبط با دولتهای همسو را در اولویت قرار میدهد.
****
چالش های ترامپ در مذاکره
کوروش احمدی دیپلمات اسبق به روزنامه ایران گفت:
ترامپ در صورت دستیابی به توافقی مشابه برجام با انتقادهای گسترده مواجه خواهد شد؛ زیرا مخالفانش خواهند پرسید که پس از خروج از برجام، اعمال تحریمهای شدید و تحمل هزینههای سیاسی و امنیتی، چرا نتیجه نهایی، بازگشت به همان توافقی است که او سالها آن را «بدترین توافق تاریخ» میخواند. همین چالش در موضوع کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران نیز وجود دارد. اگر داراییهای ایران آزاد شود، منتقدان خواهند گفت این اقدام تفاوتی با سیاستهای دولتهای پیشین ندارد؛ همانگونه که در دوره جو بایدن بخشی از داراییهای ایران از کره جنوبی به قطر منتقل شد. از نگاه آنان، تکرار چنین اقداماتی نشانه فقدان یک راهبرد جدید خواهد بود.
در مقابل، در ایران نیز این دیدگاه وجود دارد که پس از سالها فشار اقتصادی، تحریم و تنش، دلیلی برای واگذاری امتیازهایی که آمریکا نتوانسته از طریق فشار به دست آورد، وجود ندارد. به همین دلیل، بنبست کنونی ناشی از تعارض محاسبات سیاسی دو طرف است؛ ایران تمایلی به دادن امتیازات بیشتر ندارد و ترامپ نیز به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را فراتر از برجام معرفی کند. از اینرو، حتی در صورت دستیابی به چارچوب توافق، چالش اصلی امکان پذیرش و دفاع سیاسی از آن، بویژه در داخل آمریکا خواهد بود.
******
کسی نمی تواند بگوید اقتصاد ایران لیبرال است
عبده تبریزی بنیانگذار بانک اقتصاد نوین (نخستین بانک غیردولتی ایران) و مشاور خصوصیسازی وزارت امور اقتصادی و دارایی ایران به شرق گفته است:
من یک ســاعت هم کارمند دولت نبوده ام و نقشــی در سیاســت های اقتصادی نداشته ام. بااین حــال، باید بگویم اولین خصوصی ســازی ها مربوط به ســازمان صنایع ملی ایران و در زمــان مدیریت آقای بانکی بود که در آن زمان، چند شــرکت مثل بهشــهر را از طریــق بورس واگذار کردنــد و از همان موقع حرف و حدیث شروع شــد. اولین واگذاری ها موجب شد عرصه چنان برای آقای بانکی تنگ شود که مجبور شد کشور را ترک کند و به کانادا برود و سرپرســت دانشجویان ایرانی شــود و بعد از حدود یک دهه بازگردد. این در حالی بود کــه کل واگذاری ها به اندازه یکــی از کارخانه های بزرگ نبــود و بنگاه های خیلی کوچکی در زمان ایشــان واگذار شــد.
واگذاری اصلی در زمان آقــای احمدی نژاد و ذیل اصل ۴۴ اتفــاق افتاد. قبل از این تاریــخ، برخی بنگاه ها برای عرضه حتی به بورس هم رفته بودند، اما واگذاری انجام نشــده بود. اگر آن زمان آزادســازی انجام می شد، شــاید می توانســتیم از طریق بازار، انتقــال معقول تری داشته باشیم.
بنابراین بیشتر آن واگذاری ها، به نهادهایی رســید که اکنون به آنها خصولتی می گوییم و سال های طولانی تحت نظارت حاکمیت اداره می شوند و در واقع هیچ یک از آنها بخش خصوصی واقعی نبوده اند.
اصولا بخش خصوصی نیز بســیار سخت توانست اندکی بزرگ شــود. همچنین باید گفت بخش خصوصی که شــکل گرفت، حتی از بخش خصوصی زمان شاه کیفیت بسیار ضعیف تری داشت و بنگاه های خصوصی کوچکی شکل گرفت که اغلب خانوادگی بودند. ضمن اینکه ســاختار اقتصادی کشور به گونه ای شــکل گرفت که شرکت های خصوصی که ایجاد شــدند، در واقع شــرکت های بزرگی بودند که بخشی از آنها به حاکمیت متصل بود و معمولا با نیروهای نظامی ارتباط داشتند.
بنابراین فرمایش شما درســت است که این شــرکت ها هیچ یک اقتصاد رقابتی واقعــی ایجاد نکردنــد و در هیــچ عرصــه ای اقتصاد رقابتــی برقرار نبود. در تمام حوزه ها حضور مراکز قدرت محسوس است و تقریبا هیچ عرصه ای را نمی توان یافت کــه بنگاه های اقتصــادی بدون دخالت این دســتگاه ها فعالیت کنند.
درباره دوره آقای هاشــمی می تــوان به این موضوع انتقاد کرد که نهادهای نظامی وارد بخش های اقتصادی شــدند، اما پس از آن جمع آوری ایــن حضور امکان پذیر نبــود. در دوره آقای احمدی نــژاد، این حضور به صورت گســترده شــکل گرفت و نهادهای نظامــی وارد عرصه اقتصاد شــدند؛ از بانک ها گرفته تا بــورس. این اتفاقات عمدتا مربوط به دوره آقای احمدی نژاد است...
در این مرور کوتاه تاریخچه سیاست های اقتصادی کشور در سال های اخیر، بعضی مواقع سیاســت های بازار اعمال شده، اما اینکه سیاســت های بازار همیشــه اعمال شده باشد، نه چنین اتفاقی نیفتاده و باید پرسید کجای این بازار رقابت بوده اســت؟ یعنی الان این همه مراکز قدرت که ایجاد شده اند، نشان می دهد اصوال اقتصاد رقابتی نبوده است. حضور این همه نیروی نظامی در اقتصاد، مؤید این است که هرگز اقتصاد بازار واقعی وجود نداشته است
