حکمرانی خوب همیشه دغدغه کشورها در مدیریت داخلیشان بوده است. سوال مهم و اساسی این است که حکمرانی مناسب چیست و حکمران خوب کیست؟علی رغم مفهموم مثبت و سادهای که این گونه واژه ها دارند، اما در واقعیت ساده نیستند. چون اصولا مفاهیم انتزاعی یا حیطه علوم انسانی، عینی یا ریاضی نیستند که خروجی بدست آمده را مطلوب یا نامطلوب بشود تصور کرد. بخاطر همین موضوع است که پژوهشگران تمام تلاش خود را میکنند که این موضوعات رو کمی سازی کرده تا بتوانند تحلیل و بررسی کرده و در نهایت نتیجه مطلوب یا نامطلوب بگیرند. مفاهیمی مثل عدالت، امنیت ، توسعه، رفاه مفاهیمی انتزاعی هستند که به هیچ وجه قابل بررسی کمی نیستند و کاملا بسته به شخصیت، وضعیت ، علم و سایر موضوعات بررسی کننده خروجی متفاوتی نتیجه گیری می شوند.
برای مثال مفهوم توسعه از دید ریاضی دان، اقتصاد دان، جامعه شناس ، راننده تاکسی، میوه فروش ، کارگر و دانشجو کاملا متفاوت و به متغیری های وابسته و مستقل زیادی بستگی دارد. اما چگونه مفاهیم انتزاعی ، عینی سازی و قابل اندازه گیری میشوند؟محققان عوامل کمی قابل اندازه گیری را در ارتباط با این مفاهیم تحلیل میکنند. مثلاً اقتصاد را میشود با نرخ تورم سالانه (متوسط رشد قیمت تعداد زیادی از کالا های عمومی در یک سال نسبت به سال گذشته) را در ارتباط دانست.
یعنی اقتصادی مطلوبتر است که تورم کمتری داشته باشد. یا مفهوم توسعه را با رشد اقتصادی تحلیل میکنند که هر کشوری که در بازه مثلاً ۲۰ ساله رشد اقتصادی مداوم مثبتی داشته باشد یعنی در مسیر توسعه در حال رشد است. و موضوعاتی ازین قبیل.بگذارید کمی واقعی و ملموستر مثال بزنیمقیمت پایین و در دسترس بودن قیمت بنزین بسیار مطلوب و راضی کننده برای مردم است.
اما اگر این کار باعث قاچاق شده و در آینده کشور را دچار قحطی کند و نسلهای آینده را از این محصول محروم کند، دولت را دچار کسری بودجه و در نهایت تولید تورم کند که غیر مستقیم از جیب همه مردم هزینه میشود، آیا بازهم مطلوب است؟
یا اگر بخاطر رضایت مصرف کننده، دولت قیمت نان را دستوری پایین نگهدارد ، قطعا مطلوب و رضایت بخش است. اما اگر این کار باعث دور ریز ۳۰ درصدی، دادن یارانه های سنگین شود که باعث کسری بودجه و تورم بشود، یا اگر به شکل فاجعه باری دولت مجبور شود که برای تولید گندم سطح زیر کشت در کل کشور را تشدید کند و برای آن آبهای زیر زمینی را استخراج کرده و حیات را در ایران به خطر نابودی بکشاند ، آیا بازهم کار مطلوبی انجام میدهد.اتفاقا دقیقا چالشهای حکمرانی ازین دست موضوعات است. موضوعاتی که در ظاهر مطلوب بنظر میرسند و در باطن فاجعه. البته حل این دست موضوعات پیچیدگی های زیادی دارد. از جمله اینکه قطعا مسیر توسعه سخت است و قطعا طبقه فرودست آسیب دیده و همه ی اقشار و موضوعات باید در یک طرح جامع دیده شوند.
نتیجه اینکه حکمرانان خوب کسانی هستند که منفعت جامعه در بلند مدت را در یک طرح جامع دیده و شجاعت حرکت به اهداف آن طرح را داشته باشند.اما سیاستها چگونه به کاگزاران کمک میکنند.رگولیشن یا مقررات گذاری اصلاحی، امری است در اقتصاد که کشورها جهت کنترل رفتار بنگاههای اقتصادی و مردم وضع میکنند که سه هدف اصلی دارد: جلوگیری از شکستن بازار (مثل انحصار زدایی)، محافظت از منافع عمومی(جلوگیری از غارت منابع یا محیط زیست و غیره)، ایجاد ثبات و شفافیت (جلوگیری از ترجیح مطلق منافع شخصی بر منافع عمومی)بیایید یک مثال ملموس بزنیم.فرض کنیم که هزینه های دندانپزشکی برای مردم، بیمه ها و دولت بالا و قابل توجه و زائد است. میخواهیم با رگولیشن یا سیاستگذاری اصلاحی، رفتار را تصحیح کرده، هزینه ها را کاهش داده و به تبع آن رضایت عمومی را افزایش دهیم.اقدامات زیر میتواند پیشنهادات خوبی برای حل این مسئله باشد:
۱) سهمیه دندانپزشکی را در دانشگاهها افزایش داده و شرط ورود به این رشته را تعهد ۲۰ ساله بدون خروج از کشور فارق التحصیلان این رشته در دانشگاههای دولتی قرار دهیم.
۲) سهم مالیات و تعرفه واردکنندگان تجهیزات دندان پزشکی را در حوزه درمان افزایش دهیم.
۳) مالیات و تعرفه صفر بر خمیردندان و مسواک و نخ دندان و تجهیزات مورد نیاز در حوزه پیشگیری و حتی دادن یارانه در این بخش.
۴) ارائه خدمات ویزیت فصلی رایگان و اجباری و منوط کردن ارائه خدمات بیمه های پایه و درمان به این ویزیتهای فصلی. این ویزیتها باید از پیش دبستانی تا بازنشستگی انجام شود و گزارش آن در بیمه ها ملاک عمل برای حق بیمه درصد ریسک بیمه گذار و ارائه خدمات درمان در این حوزه قرار گیرد.
۵) ارائه آموزش و پرداختن به این موضوع در شبکههای اجتماعی و ملی و مدارس توسط دولت در حوزه پیشگیری
۶) افزایش مالیات بر کالاهای تخریب کننده سلامت دندان و اختصاص مالیات آن به بخش آموزش
ایجاد مشوق های بیمه ای، مثلاً هر کسی که تعداد دندان خراب کمتری دارد ، حق بیمه کمتری پرداخت کند چرا که این شخص ریسک کمتری برای شرکتهای بیمه ای دارد.
این دست از سیاستها که در اقتصاد به رگولیشن (تنظیمی) معروف است میتواند سیاستگذار را در اهداف خود کمک دهد و رفتار مصرف کننده و تولید کننده و بازار را در جهت طرح صحیح ،شکل دهد.
البته نکاتی هم دارد که به بخشی از آنها اشاره میکنم اول اینکه باید طرح جامع و قابل اجرا و شدنی باشد و معیشت همه اقشار در آن دیده شوددوم در برخی جاها نیاز به کار ضربتی و در برخی باید کار آهسته و طی مراحل انجام شود.سوم باید پیوست رسانه ای قوی داشته باشد و به شدت در رسانه ها وایرال شود و مرتب به مخاطب توضیح داده شود.چهارم شجاعت تصمیم گیری و عمل بدون ترس لازم است. طرح باید کامل، و با شجاعت و اراده کامل انجام شود و همه دست اندازها از سر راه به سرعت برداشته شود.پنجم ادامه سیاستها و تثبیت آنها مهمترین کار کارگزار است که حتما باید انجام شود.
سوال مهم در حوزه حکمرانی و چالشهای کشور، باید از کجا شروع کرد؟از من بپرسند می گویم از بنزین(اصلاح قیمت) و برق(اصلاح قیمت و رویکرد سرمایه گذاری کلان در انرژی تجدید پذیر )چرا؟چون در فضای جنگ قرار داریم و باور جامعه اقدامات اصلاحی را که چاره ای جز این نیست می پذیرد. از روزنه ای که هزینه ای سنگین برای آن پرداخت شده باید استفاده کرد.
