تنگه هرمز؛ هراس جدید واشنگتن و آغاز نظم جدید منطقه‌ای

  4050308065 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

تنگه هرمز تنها یک آبراه اقتصادی نیست، بلکه به نماد تغییر موازنه قدرت و آغاز نظم جدید منطقه‌ای تبدیل شده است.

تنگه هرمز؛ هراس جدید واشنگتن و آغاز نظم جدید منطقه‌ای
 

پس از جنگ شکست‌خورده چهل‌روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، منطقه غرب آسیا وارد مرحله‌ای جدید شده است؛ مرحله‌ای که بسیاری از معادلات پیشین را دگرگون کرده و بازگشت به شرایط قبل از جنگ را تقریبا ناممکن ساخته است. این جنگ نه تنها نتوانست اهداف راهبردی واشنگتن و تل‌آویو را محقق کند، بلکه موجب شد بسیاری از کشورهای منطقه نسبت به مفهوم امنیت و اتکای خود به آمریکا تجدیدنظر کنند. در طول سال‌های گذشته، دولت‌های عربی حوزه خلیج فارس تصور می‌کردند حضور نظامی آمریکا و چتر امنیتی واشنگتن می‌تواند امنیت آنها را تضمین کند، اما جنگ اخیر نشان داد این امنیت عاریه‌ای در لحظات بحرانی کارایی لازم را ندارد.

کشورهای عربی در جریان حملات ایران دریافتند که در صورت وقوع جنگ گسترده، آمریکا بیش از آنکه به دنبال دفاع واقعی از متحدان منطقه‌ای خود باشد، در پی مدیریت بحران به سود منافع خویش است. همین مسئله موجب شد مفهوم امنیت در منطقه وارد مرحله‌ای تازه شود؛ مرحله‌ای که در آن کشورهای منطقه بیش از گذشته به ظرفیت‌های بومی، همکاری‌های منطقه‌ای و واقعیت‌های ژئوپلیتیکی توجه می‌کنند.

تغییر وضعیت حقوقی و امنیتی در تنگه هرمز با مدیریت هوشمند ایران

در این میان، شاید مهم‌ترین تحول پس از جنگ، تغییر وضعیت حقوقی و امنیتی تنگه هرمز باشد. تنگه‌ای که همواره یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان محسوب شده و بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند. تا پیش از جنگ، آمریکا تلاش می‌کرد چنین القا کند که امنیت این آبراه راهبردی تنها از طریق حضور نظامی واشنگتن تضمین می‌شود، اما اکنون شرایط تغییر کرده است. ایران به صراحت اعلام کرده که از این پس مدیریت تنگه هرمز را به صورت هوشمند دنبال خواهد کرد. همین مسئله به یکی از نگرانی‌های اصلی دولت ترامپ تبدیل شده است.

واقعیت این است که آمریکایی‌ها تنگه هرمز را تا پیش از جنگ، منطقه‌ای تحت نفوذ خود تصور می‌کردند؛ آبراهی که ناوگان‌های آمریکایی در آن حضور داشتند و واشنگتن خود را ضامن امنیت عبور و مرور معرفی می‌کرد. اما اکنون ایران توانسته معادله جدیدی ایجاد کند؛ معادله‌ای که در آن نقش تهران در مدیریت امنیت و قواعد عبور و مرور در تنگه هرمز غیرقابل انکار شده است. همین مسئله از نگاه آمریکایی‌ها نوعی شکست راهبردی محسوب می‌شود؛ زیرا نشان می‌دهد سیاست فشار حداکثری و جنگ نتوانسته موقعیت ایران را تضعیف کند، بلکه حتی به تقویت نقش ژئوپلیتیکی تهران انجامیده است.

زمزمه های همکاری ایران و عمان

اهمیت موضوع زمانی بیشتر شد که زمزمه‌هایی درباره همکاری ایران و عمان برای بررسی سازوکار دریافت عوارض یا هزینه عبور از تنگه هرمز مطرح شد. این مسئله به سرعت خشم واشنگتن را برانگیخت، زیرا آمریکا به خوبی می‌داند هرگونه تغییر در سازوکار مدیریت تنگه هرمز می‌تواند نشانه آغاز نظم جدید منطقه‌ای باشد؛ نظمی که در آن کشورهای منطقه به جای تبعیت از سیاست‌های آمریکا، بر اساس منافع خود عمل می‌کنند.

واکنش‌های تند مقام‌های آمریکایی نیز ناشی از همین نگرانی عمیق است. دونالد ترامپ با ادبیاتی کم‌سابقه تهدید کرد که اگر عمان به سمت چنین طرحی حرکت کند «منفجر خواهد شد». این تهدید آشکار علیه کشوری که سال‌ها یکی از بازیگران متعادل و نزدیک به غرب در منطقه محسوب می‌شد، نشان داد واشنگتن حتی تحمل کوچک‌ترین نشانه استقلال سیاسی در خلیج فارس را ندارد.

پس از آن نیز اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در موضعی گستاخانه اعلام کرد که واشنگتن هیچ تلاشی برای اعمال تعرفه یا عوارض در تنگه هرمز را نخواهد پذیرفت و هر طرفی را که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در این روند دخیل باشد، هدف قرار خواهد داد. اشاره ویژه او به عمان نیز نشان داد آمریکا از نزدیک شدن مواضع مسقط و تهران به شدت نگران است.

نتیجه معکوس تهدیدات آمریکا علیه عمان

این تهدیدها اما نتیجه معکوس داشت و با واکنش تند نخبگان عمانی روبه‌رو شد. حاتم الطائی، سردبیر روزنامه عمانی «الرویه»، ترامپ را «ناتوان از جنگ» توصیف کرد و تهدیدهای او را ناشی از شکست آمریکا در پیشبرد پروژه عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی دانست. این موضع‌گیری نشان می‌دهد حتی در میان نخبگان کشورهای عربی نیز نگاه به سیاست‌های آمریکا در حال تغییر است و بسیاری از آنها دیگر حاضر نیستند با ادبیات تحقیر و تهدید واشنگتن کنار بیایند.

همزمان، خاویر بالاس، ستون‌نویس خبرگزاری بلومبرگ، نیز در فضای مجازی نوشت که با توجه به تهدیدهای مستقیم کاخ سفید و وزارت خزانه‌داری آمریکا، به نظر می‌رسد عمان واقعا در حال بررسی پیوستن به ایران برای اجرای نوعی سیستم «عوارض» یا «هزینه عبور» در تنگه هرمز است. اهمیت این اظهارنظر در آن است که حتی تحلیلگران غربی نیز اکنون احتمال شکل‌گیری ترتیبات جدید در تنگه هرمز را جدی می‌دانند.

در حقیقت، تنگه هرمز در قلب جغرافیای ایران و عمان قرار دارد و طبیعی است که امنیت، مدیریت و قواعد عبور و مرور در آن بدون در نظر گرفتن منافع این دو کشور قابل تصور نباشد. سال‌ها آمریکا تلاش کرد با حضور نظامی و فشار سیاسی، کنترل شریان‌های حیاتی انرژی جهان را در دست بگیرد، اما اکنون با واقعیتی جدید مواجه شده است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد کشورهای منطقه دیگر حاضر نیستند صرفا مجری سیاست‌های کاخ سفید باشند.

تهدیدهای اخیر مقام‌های آمریکایی درباره تنگه هرمز، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر نگرانی عمیق واشنگتن از تغییر موازنه قدرت در منطقه است. آمریکا پس از ناکامی در پروژه‌های منطقه‌ای، شکست در مهار ایران و ناتوانی در گسترش روند عادی‌سازی، اکنون بیش از گذشته با بحران کاهش نفوذ مواجه شده است. به همین دلیل، زبان تهدید و تحریم به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده؛ ابزاری که به نظر می‌رسد دیگر کارایی گذشته را ندارد.

جمع بندی

واقعیت آن است که دوران تحمیل اراده از طریق ناوهای جنگی و تحریم‌های اقتصادی رو به پایان است. ملت‌ها و دولت‌های منطقه اکنون بیش از هر زمان دیگری بر حق خود برای مدیریت امنیت و منافعشان تأکید دارند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز تنها یک آبراه اقتصادی نیست، بلکه به نماد تغییر موازنه قدرت و آغاز نظم جدید منطقه‌ای تبدیل شده است؛ نظمی که در آن نقش بازیگران بومی بیش از هر زمان دیگری تعیین‌کننده خواهد بود و آمریکا دیگر نمی‌تواند همانند گذشته اراده خود را بر منطقه تحمیل کند.