از توئیت ترامپ تا نخست‌وزیری یک بانکدار؛ چه کسی در بغداد تصمیم می‌گیرد؟ 

پوریا لوایی، گروه جهان الف،   4050305043 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
از توئیت ترامپ تا نخست‌وزیری یک بانکدار؛ چه کسی در بغداد تصمیم می‌گیرد؟ 

تغییر نوری المالکی به عنوان گزینه اصلی نخست وزیری با فردی ناآشنا در عرصه سیاسی عراق با فشار آمریکایی‌ها بار دیگر لزوم تعطیلی سفارت آمریکا به عنوان عامل اصلی اجرای فشارها و دستورات واشنگتن علیه عراق را بیش از پیش نمایان ساخت.

۱. فرآیند انتخاب نخست‌وزیر جدید عراق؛ پایان یک بن‌بست با یک نام ناآشنا

سرانجام پس از هفته‌ها کشمکش داخلی میان احزاب عضو «چارچوب هماهنگی» (ائتلاف قدرتمند احزاب شیعه عراق)، نام علی الزیدی (علی شاکر محمود الزیدی) به‌عنوان نامزد نهایی نخست‌وزیری از سوی این ائتلاف به پارلمان معرفی شد و نزار آمیدی، رئیس‌جمهور عراق، رسماً او را مأمور تشکیل کابینه جدید کرد. علی الزیدی یک چهره اقتصادی، سرمایه‌گذار و رئیس بانک «جنوب عراق» محسوب می‌شود و پیش از این هرگز هیچ سمت سیاسی یا دولتی نداشته است. عدم حضور او در عرصه سیاست عراق، بیش از انتخاب به عنوان نخست وزیر پرسش‌های جدی درباره روند انتخابش ایجاد می‌کند. اساساً چرا ائتلاف قدرتمند شیعیان عراق که پیشتر رسماً از نوری المالکی، نخست‌وزیر اسبق، حمایت می‌کرد، ناگهان سراغ گزینه‌ای تازه‌وارد و فاقد سابقه سیاسی می‌رود؟ پاسخ این پرسش را باید فراتر از مرزهای عراق جستجو کرد.

در ژانویه ۲۰۲۶، زمانی که «چارچوب هماهنگی» رسماً نوری المالکی را به عنوان نامزد نخست‌وزیری اعلام کرد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» خود به صراحت نوشت: «آخرین باری که مالکی در قدرت بود، کشور به سمت فقر و هرج‌ومرج کامل پیش رفت. به دلیل سیاست‌ها و ایدئولوژی‌های دیوانه‌وار او، اگر انتخاب شود، ایالات متحده آمریکا دیگر به عراق کمک نخواهد کرد.» واضح است که شرایط کشور عراق برای واشنگتن اهمیتی ندارد و دلیل مخالفت ترامپ با گزینه نخست وزیری، عدم تامین منافع آمریکا در بغداد است. نوری المالکی در واکنش، این اقدام را «دخالت آشکار آمریکا در امور داخلی عراق» و «نقض حاکمیت ملی» خواند و تأکید کرد که به نامزدی خود ادامه می‌دهد. المالکی با صراحت گفت: «ما این دخالت آشکار آمریکا در امور داخلی عراق را رد می‌کنیم و آن را نقض حاکمیت عراق می‌دانیم.» اما سرانجام، فشار واشنگتن کار خود را کرد و ائتلاف شیعیان عراق ناچار شد از مالکی عبور کند. «چارچوب هماهنگی» نیز در بیانیه رسمی خود، از «مواضع تاریخی و مسئولانه» مالکی و سودانی در کناره‌گیری برای پایان دادن به بن‌بست سیاسی قدردانی کرد. این جا همان نقطه کلیدی است، یک توئیت از یک مقام خارجی، مسیر سیاسی یک کشور را تغییر می‌دهد.

پشت پرده این اتفاق، چیزی فراتر از یک توئیت است. سفارت آمریکا در بغداد با ۴۲۰ هزار متر مربع مساحت (تقریباً به اندازه واتیکان و پنج برابر بزرگ‌ترین سفارت‌های دیگر آمریکا در جهان)، با ۷۵۰ میلیون دلار هزینه ساخت و بیش از ۱۶ هزار کارمند و پیمانکار(تا2012)، چیزی فراتر از یک نمایندگی دیپلماتیک معمولی است. این سفارت که پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ ساخته شد، در عمل به یک «پایگاه عملیاتی و مرکز فرماندهی» در قلب بغداد تبدیل شده است. این سفارت، مرکز مهندسی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آمریکا در عراق است. ارتباط مستقیم میان کانون‌های تصمیم‌گیری در بغداد و واشنگتن از طریق همین سفارت، به آمریکا این امکان را می‌دهد که در لحظات حساس سیاسی، مستقیماً وارد عمل شود و سناریوی مطلوب خود را پیاده کند. فشار بر «چارچوب هماهنگی» برای کنار گذاشتن المالکی و جایگزینی او با یک چهره تازه‌وارد، نمونه‌ای عینی از همین الگو است. در چنین شرایطی، حاکمیت عراق به چیزی تبدیل می‌شود که در ادبیات سیاسی از آن به "حاکمیت تحت‌الخط "تعبیر می‌شود – یعنی «اراده ملی» تنها تا جایی آزاد است که با خط قرمزهای سفارت تلاقی نکند. به محض اینکه یک مقام عراقی (مثل مالکی) از این خط عبور کند، سفارت فعال شده و گزینه جایگزین خود را تحمیل می‌کند.

چرا عراق برای آمریکا اینقدر مهم است؟

عراق برای آمریکا نه یک کشور عادی، که یک شطرنج ژئوپلیتیک تمام‌عیار است. موقعیت استراتژیک این کشور در همسایگی ایران، سوریه، عربستان و خلیج فارس، آن را به هسته مرکزی محاسبات امنیتی واشنگتن تبدیل کرده است. علاوه بر تسلط بر منابع نفت و گاز عراق، دو هدف راهبردی دیگر نیز در این بازی نهفته است:؛ اول، جلوگیری از شکل‌گیری کامل «جبهه مقاومت» به رهبری ایران و قطع پیوند جغرافیایی تهران به مدیترانه از طریق عراق و سوریه. دوم، حفاظت از امنیت اسرائیل. 

نمونه عراق تنها یک مورد نیست هر جا دولتی تلاش کرده مستقل از اراده واشنگتن عمل کند، سفارت آمریکا (یا همان «مرکز عملیات») فعال شده دولتِ «نافرمان» را سرنگون کرده یا تغییر داده است. : از فشار سیاسی و تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده (مثل ایران، روسیه و ونزوئلا) گرفته تا کودتاهای مستقیم و غیرمستقیم (مثل شیلی ۱۹۷۳ و هندوراس ۲۰۰۹) و همچنین انقلاب‌های رنگی که با بودجه نهادهایی همچون «مؤسسه ملی دموکراسی» و «USAID» در کشورهایی مانند اوکراین، گرجستان و قرقیزستان به صحنه آورده شدند. سیستم وابستگی از طریق سفارت‌های آمریکا در کشورهای هدف، چنان طراحی شده که هیچ تصمیم مهمی بدون تأیید سفارت گرفته نشود. سرنوشت مالکی و جایگزینی او با الزیدی، جدیدترین نمونه از این قاعده همیشگی است.

جان نگروپونته، اولین سفیر آمریکا در عراق پس از اشغال ۲۰۰۳، در یکی از جمع‌های خصوصی خود با رهبران سیاسی عراق (پیش از پایان مأموریتش) گفتگویی تاریخی انجام داد. به روایت برخی منابع، نگروپونته پیش از پایان ماموریتش با زبان مزاح به یکی از رهبران سیاسی عراق گفته بود که ایا می دانی چرا در امریکا کودتا نمی شود؟ مقام عراقی پاسخ داده بود که دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد از توزیع قدرت تا دمکراسی ریشه دار و ... که نگروپونته بی درنگ می گوید : «زیرا امریکا در واشنگتن سفارت ندارد.» این جمله کوتاه، عصارۀ تمام مقاله‌های طولانی در باب حاکمیت ملی است. اعترافی صریح از سوی یک دیپلمات بلندپایه آمریکایی که می‌گوید: تا وقتی یک سفارت خارجی در کشور شما مستقر باشد که توانایی نظامی، مالی و اطلاعاتی یک ابرقدرت را داشته باشد، شما هرگز مستقل نخواهید بود.

نتیجه‌گیری 

با ادامه این روند هر نخست وزیر عراق یا مستقیماً مورد تأیید سفارت خواهد بود، یا مانند علی الزیدی – تاجری که یک شبه به نخست‌وزیری رسید – محصول فشار غیرمستقیم و تغییر مسیر اراده ملی خواهد شد. تعطیلی این سفارت، اولین گام برای بازپس‌گیری حاکمیت واقعی عراق، پایان دادن به چرخۀ بحران‌های سیاسی ساختگی و تکرار نشدن سناریوهایی است که در آن یک توئیت از یک رئیس‌جمهور خارجی، تکلیف نخست‌وزیری یک کشور را تعیین می‌کند. عراق امروز دیگر عراق۲۰۰۳ نیست؛ کشوری با تجربه‌ای ۲۰ ساله از تلاش برای استقلال است. اگر آمریکا واقعاً به دنبال «دموکراسی در عراق» است، باید ثابت کند که به ارادۀ مردم عراق احترام می‌گذارد – حتی زمانی که آن اراده، خلاف منافع واشنگتن باشد.