پیچ آخر یا آغاز راه؟/ پای تان را از گلوی دشمن برندارید/ از «رانت نفتی» به «رانت مافیایی»!

  4050302006 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
 پیچ آخر یا آغاز راه؟/ پای تان را از گلوی دشمن برندارید/ از «رانت نفتی» به «رانت مافیایی»!

پیچ آخر یا آغاز راه؟

شرق نوشت:

در کنــار تکاپوهای دیپلماتیک پاکســتان و کشــورهای عربی، مهم ترین محور اخبار ســه روز گذشته، انتشــار جزئیات ادعایی از متن تفاهم احتمالی میان تهران و واشینگتن بود؛ متنی که العربیه ابتدا آن را منتشــر، سپس تکذیب و دوباره روز جمعه بازنشر کرد. براســاس روایت این رسانه، پیش نویس توافق شامل توقف کامل عملیات نظامی، توقف جنگ رســانه ای، تعهد به عدم حمله به زیرســاخت های نظامــی و اقتصادی، احترام بــه تمامیت ارضی کشورها و تشــکیل کمیته مشــترک برای نظارت بر اجرای توافق اســت. همچنین گفته شــد مذاکرات درباره موضوعات حل نشده حداکثر ظرف هفت روز آغاز خواهد شد و لغو تدریجی تحریم های آمریکا نیز در برابر پایبندی ایران به توافق انجام می شود. اما مهم ترین بخش این روایت، مســئله تنگــه هرمز و برنامه هســته ای ایران بــود؛ دو موضوعی که تقریبــا در همه گزارش ها به عنوان گره اصلی مذاکرات معرفی شــدند. العربیه مدعی شد آمریکا در موضوع هســته ای و تنگه هرمز حاضر به اعطای امتیاز نیســت. هم زمان الجزیره به نقل از منابع پاکســتانی گزارش داد که اصرار دو طرف بر بالابردن ســقف خواســته ها درباره اورانیوم و هرمز، مذاکرات را به بن بست رســانده است؛ هرچند اسلام آباد همچنان به امکان دستیابی به یک توافق موقت خوش بین است. رویترز نیز به نقل از یک منبع ارشد ایرانی نوشت شکاف ها کاهش یافته، اما هنوز توافق حاصل نشــده و اختالف ها بر سر غنی سازی اورانیوم و تنگه هرمز پابرجاســت. خبرنــگار الجزیره در تهران نیز تأکید کرد که تمام اخبار منتشرشــده درباره چارچوب توافق، فعال در حــد گمانه زنی اســت و مذاکرات همچنــان از طریق میانجی پاکستانی ادامه دارد. از این رو باید اذعان کرد که مسئله «ترتیب اقدامات» همچنان گره اصلــی مذاکرات باقی مانده اســت.

بنا بر گــزارش الجزیره، واشــینگتن می خواهــد توقف درگیری ها با تعهدات هســته ای و منطقــه ای ایران پیوند بخورد، اما تهران تأکید دارد ابتدا باید جنگ متوقف و فشارهای اقتصادی و دریایی کاهش یابد و سپس درباره سایر موضوعات گفت وگو شــود. همین اختلاف، مذاکرات را وارد مرحله ای فرسایشی کرده است. در این میان، گزارش وال استریت ژورنال نشــان داد که مواضع تهران نسبت به پیشنهادهای قبلی تقریبــا بدون تغییــر باقی مانده اســت. طبق این گــزارش، ایران خواهان پایان جنگ، لغو تحریم ها، دریافت غرامت و داشتن نقشی در نظارت بر تنگه هرمز اســت و در مقابل، بــا تعطیلی یا توقف طوالنی مــدت برنامه هســته ای مخالفت می کنــد. دنیس راس، دیپلمات ســابق آمریکایی نیز مدعی شــد اگر توافق پنج ماده ای مطرح شده صحت داشته باشد، بیشــتر به نفع ایران خواهد بود؛ زیرا تهران بدون ارائه امتیاز هسته ای مشخص، به آتش بس و لغو تدریجی تحریم ها دست پیدا می کند.

*****

 پای تان را از گلوی دشمن برندارید

کیهان در یادداشتی باعنوان  اگر تنگه هرمز باز شود...! نوشت:

... دیروز رسانه‌ها به نقل از رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کردند نفت دنیا از تابستان وارد «مرحله قرمز» می‌شود و بلومبرگ نیز نوشت، چنانچه تنگه هرمز همچنان بسته بماند، اقتصاد دنیا وارد یک «بحران ویرانگر» خواهد شد. این همان دلیلی است که دشمن را وادار به مذاکره آن هم بر سر تنگه هرمز کرده است. همان‌طور که دشمن هرگز اهرم «تحریم» را رها نخواهد کرد، ما هم نباید هرگز اهرم تنگه هرمز را رها کنیم. همین دیروز و در بحبوحه انتشار اخبار تردد هواپیماهای دولتی پاکستان به تهران و پکن و کنفرانس‌های خبری روبیو و توئیت‌های ترامپ الجزیره اعلام کرد «شورای اروپا تحریم‌های خود علیه ایران را گسترش می‌دهد تا افراد و نهادهایی را که متهم به تهدید ناوبری در خاورمیانه هستند، شامل شود.» این یعنی، دشمن اهرم تهدید را رها نکرده پس ما هم نه فقط تا تابستان که همیشه باید از این اهرم بهره ببریم: کشورهای دوست را با گرفتن عوارض و کشورهای دشمن را با ممنوعیت تردد! ...
کنترل تنگه هرمز یعنی نگه داشتن پای ایران روی گلوی دشمن تا، دوباره دست از پا خطا نکند. ما مخالف مذاکره نیستیم؛ می‌گوئیم تنگه هرمز، همان نقطه‌ای است که باعث توقف دشمن و تن دادن ترامپ به آتش‌بس شد. می‌گوییم اگر پیش از این از این مؤلفه بسیار قدرتمند استفاده نکردیم، اشتباه کردیم. حالا که پی به این اشتباه برده و نتایج خارق‌العاده استفاده از این اهرم را به عینه می‌بینیم، آن را از دست ندهیم. ذره‌ای تردید نداریم، به محض بازگشایی این تنگه، دشمن تجاوز و ترور و کشتار مردم را وحشیانه‌تر از قبل از سر خواهد گرفت. این خط این هم نشان....!

*****

ایستادن در لحظه درست تاریخ

علی ربیعی در اطلاعات نوشت:

... روی سخنم با کسانی است که این روزها می‌گویند «چرا دیر؟» و بیش از آنکه به حفظ سرمایه ملی بیندیشند، گفتمان ملامت و سرزنش را ترویج می‌کنند. 
اتفاقاً این همان لحظه درست تاریخ است. مذاکره زمانی معنا دارد که یک ملت از موضع ضعف سخن نگوید. امروز اسرائیل بیش از هر زمان دیگری از پروژه تجزیه ایران و تغییر رژیم ناامید شده است. این ناامیدی، محصول مقاومت ملی، انسجام اجتماعی و ایستادگی ایران در برابر فشارهای سنگین است.در چنین شرایطی، مذاکره نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه امتداد قدرت ملی است؛ ادامه همان ایستادگی در میدانی دیگر. نباید با قضاوت‌های شتاب‌زده و تخریب سرمایه روانی جامعه، لحظه تاریخی شکل‌گرفته را تضعیف کرد.

 روی سخنم همچنین با کسانی است که هرگونه مذاکره را امری نامقدس می‌دانند و گمان می‌کنند در جهان معاصر، بدون گفت‌وگو و توافق، می‌توان دستاوردی پایدار ساخت. تجربه یک قرن اخیر منطقه و جهان نشان داده است که حتی بزرگ‌ترین مقاومت‌ها نیز، زمانی به نتیجه رسیده‌اند که توانسته‌اند دستاورد میدانی را به توافق سیاسی و تثبیت تاریخی تبدیل کنند. 
برخی ذهن‌های کوچک، برای ایران نوعی جنگ سرد دائمی را مطلوب می‌پنداشتند؛ وضعیتی فرسایشی که نه امنیت می‌آورد و نه توسعه. این، هرگز نمی‌توانست سرنوشت مطلوب ایران باشد.امروز، بر اساس بسیاری از سنجش‌های اجتماعی، اکثریت قابل توجهی از ایرانیان، ایران را برنده این نبرد می‌دانند. 
این سرمایه ذهنی و روانی را باید حفظ کرد. با اظهارات ناپخته، با دوگانه‌سازی‌های بی‌ثمر و با تخفیف دستاوردهای ملی، نمی‌توان امید اجتماعی ساخت. باید به جمع باورمندان به پیروزی ملی پیوست؛ پیروزی‌ای که حاصل قدرت میدان، خویشتنداری سیاسی، همراهی جامعه و تحمل رنج مردم بود.

 اما سخن اصلی با جامعه ایران است؛ با مردمی که پاداش مقاومت‌شان را در همین ایستادگی ملی دیدند. 
این دستاورد، حاصل صبر و شکیبایی جامعه بود و نقش شما در «نه» گفتن به فارسی‌زبانان وابسته به اسرائیل، نقشی تعیین‌کننده داشت.

*****
زیر برگه شکست، امضا بزن!

فرهیختگان نوشت:

 ایران از منظر روش‌شناسی، یک استدلال محکم و تجربه شده دارد که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. تجربه تهران در مواجهه با دولت ترامپ نشان می‌دهد او پیش از این دو بار درست در میانه فرایند گفت‌‌وگو، به خاک ایران حمله کرده است. این حملات که شامل «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان» بود، نه تنها زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی کشور را هدف قرار داد و بارهای سنگینی بر دوش معیشت مردم گذاشت، بلکه در جریان این جنگ‌ها، ایران هزینه‌های جبران‌ناپذیری همچون شهادت رهبر معظم انقلاب، جمعی از مردم و فرماندهان ارشد نظامی و... را متحمل شد.با چنین پیشینه‌ای، هیچ پارادایم فکری نمی‌تواند تصور کند که می‌توان این اتفاقات سهمگین را نادیده گرفت و به سبک و سیاق گذشته پشت میز مذاکره نشست. نادیده گرفتن این تجارب برای ایران به معنای باز کردن مرزها روی بمب‌ها و موشک‌های دشمن و دعوت از آن‌ها به خانه‌های مردم است. به معنای دیگر، اگر ایران بخواهد بدون در نظر گرفتن این واقعیت‌ها، تمایلی به مذاکره نشان دهد یا با موضعی ضعیف وارد گفت‌وگو شود، در واقع چراغ سبزی به اتاق عملیات دشمن نشان داده و این پیام مخابره می‌شود که دشمن می‌تواند هر زمان اراده کند، ایران را بمباران کرده و سپس از طریق میز مذاکره، امتیازاتی را که نتوانسته در میدان جنگ به دست آورد، نقد کند. به همین دلیل، راهبرد اصلی ایران در این مرحله بر پایه «قطعه‌قطعه‌کردن» موضوعات مذاکره بنا شده است.

****
تغییر ماهیت اقتصاد ایران از «رانت نفتی» به «رانت مافیایی»!

فرشاد مومنی اقتصاددان در نشست «اقتصاد سیاسی بازسازی اقتصاد ملی در شرایط جنگ و پس از جنگ» که سایت جماران آن را منتشر کرده گفته است:

در دوره بازسازی پس از جنگ، هیچ کشوری اجازه سلطه مافیاهای رباخوار را نمی‌دهد. حتی کشورهای پیشرفته صنعتی پس از جنگ جهانی دوم، برای پیشبرد پروژه‌های بازسازی با منافع عمومی، اولین اقدامشان ملی‌سازی بانک‌های خصوصی بوده است. من در تجربه ۱۰ ساله اول بعد از انقلاب هم بارها عرض کرده‌ام که اگر ایران در سال ۱۳۵۸ بانک‌های خصوصی را ملی نمی‌کرد، محال بود بتواند در برابر سلطه مافیاهای رباخوار مقاومت کند؛ مافیاهایی که منافعشان با منافع بیرونی‌ها پیوند می‌خورد و ماجراهای ویژه‌ای برای کشور ایجاد می‌کنند...

در اقتصاد ایران پس از جنگ هشت ساله، مجموعه سیاست‌های تعدیل ساختاری، شوک‌درمانی، خصوصی‌سازی رانتی و تصمیم‌گیری‌های فاقد پشتوانه نظری عامل شکل‌گیری خطاهای نهادینه‌شده بوده است . اقتصاد ایران طی ۳۷ سال گذشته در چرخه‌ای از سیاست‌های تکرارشونده و شکست‌خورده گرفتار شده که نتیجه آن تعمیق فقر، تضعیف بنیه تولید، گسترش وابستگی وارداتی، رشد رانت‌های غیرمولد و فرسایش توان مالی دولت و جامعه بوده است.

ما با یک نظام تصمیم‌گیری اساسی روبرو هستیم که به مخرب‌ترین سیاست‌های اقتصادی شناخته‌شده در طی بالغ بر نیم قرن اخیر گره خورده و این پیوند اندیشه‌ای انحطاط‌آور، به پیوندهای منافعی متصل شده که نه نسبتی با منافع ملی دارد و نه نسبتی با عدالت اجتماعی دارد...

گرفتاری بزرگ در نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی ما این است که یک سیاست معین در دوره جنگ و بعد از جنگ، توسط همه این دولت‌ها انجام می‌شود، همه هم شکست می‌خورند، اما بعضی از دولت‌ها همان سیاست را در یک دوره چهار یا هشت‌ساله چندین بار انجام می‌دهند و باز هم شکست می‌خورند....

در نقطه عطف سال ۱۳۹۷، اندازه رانت خلق‌شده از محل شوک‌های قیمتی، در اقتصاد ایران از رانت نفتی بیشتر شده است. یعنی این اقتصاد رانتی دیگر آن اقتصاد رانتی سابق نیست، بلکه یک اقتصاد رانتی مبتنی بر ساختار قدرتی است که تا حدود قابل اعتنایی به تسخیر مافیاها درآمده و قابل صورت‌بندی و توضیح است.

****

تکلیف اقلیم کردستان عراق را مشخص کنید

علی اکبر ولایتی در مطلبی نوشته است:

چرا اقلیم کردستان عراق که باید یک ایالت از حاکمیت مرکزی و زیر نظر دولت عراق باشد، عملاً سیاست خارجی مستقلی داشته و کاملاً متفاوت و مستقل از دولت مرکزی عراق عمل می‌کند؟ به این ترتیب که اولاً در حالی که حکومت مرکزی عراق، با رژیم صهیونیستی مقابله دارد، ارتباطات نزدیکی بین مقامات اقلیم کردستان عراق و رژیم صهیونیستی که دشمن اول جهان اسلام به شمول سرزمین‌های فلسطین، لبنان، یمن، سوریه، عراق، ایران و... است، وجود دارد که در این رابطه، اسناد و عکس‌هایی از بعضی جلسات در اربیل، بین مقامات اقلیم با بعضی از صهیونیست‌های شناخته شده نیز منتشر شده است. ثانیاً روابط نزدیک و پیچیده و تو در تو با حکومت جدید سوریه، به ریاست حاکم داعشی آن ابومحمد جولانی ایجاد کرده‌اند که زمانی به عنوان معاون ابوبکر بغدادی و نفر دوم داعش، دستش به خون هزاران زن و مرد و پیر و جوان و کودک عراقی و سوری از شیعه و سنی و اقلیت‌های مذهبی آغشته بوده است و اکنون با تغییر چهره (از نوع کلارک گیبلی)، به متحد اصلی آمریکا تبدیل شده است و سوریه‌ای را که زمانی حلقه بسیار ارزشمند در زنجیره مقاومت بود به محلی برای جولان صهیونیست‌ها (به خصوص در مناطقی مانند قنیطره که دروزی‌های سوریه ساکن هستند) و فشار بر حزب‌الله لبنان و دیگر سرزمین‌های اسلامی تبدیل کرده است. ثالثاً اقلیم کردستان عراق به محل توطئه و لجستیک جریان‌های ضد انقلاب کُرد ایرانی نظیر کومله و حزب دموکرات کردستان و منافقین علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است که آخرین مورد از توطئه‌های خسارت‌بار آن‌ها، انتقال نفوذی‌های اصلی ضد انقلاب از مرز مشترک اقلیم کردستان عراق و ایران به داخل خاک ایران در جریان کودتای دی‌ماه سال گذشته بود که هزاران نفر از فرزندان ایران به دست این عوامل به شهادت رسیدند.

 در حالی که حاکمیت مرکزی عراق و ایران، نزدیک‌ترین رابطه اخوت و برادری را با یکدیگر داشته و این نزدیکی بی‌نظیر، ریشه در سابقه طولانی تاریخی بین دو کشور به خصوص بعد از اسلام دارد که به ویژه با تأسیس حوزه علمیه نجف توسط شیخ طوسی و ارتباط عمیق آن با حوزه‌های علمیه ایران مانند قم، اصفهان، مشهد و... و وجود مراجع بزرگوار مشترک مانند حضرت آیت‌الله‌العظمی خویی، حضرت امام خمینی(ره)، حضرت آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم، حضرت آیت‌الله‌العظمی سید محمدباقر صدر، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (امام شهید) و...، این پیوند تاریخی مستحکم شده و ایرانیان و عراقیان بسیاری در طول تاریخ، در جهت اهداف مشترک اسلامی دو کشور جان خود را فدا کرده‌اند و همچنان نیز به دلیل وجود مضاجع شریف اهل‌بیت و امامان بزرگوار شیعه(ع)، مردم هر دو کشور همبستگی و اتحاد و برادری بی‌نظیری با یکدیگر دارند. 

*****

كلاس مجازی و امتحان حضوری!

اعتماد نوشت:

در روزهايي كه دانش‌آموزان بايد با آرامش براي امتحانات پايان سال آماده شوند تصميم تازه وزارت آموزش و پرورش نگراني جديدي را به خانواده‌ها تحميل كرده است. وزارتخانه اعلام كرده هر استان متناسب با شرايط خود درباره نحوه برگزاري امتحانات نوبت دوم تصميم بگيرد؛ تصميمي كه نتيجه آن ايجاد نوعي چندگانگي و بي‌ثباتي در نظام آموزشي كشور شده است. در برخي استان‌ها امتحانات متوسطه اول و دوم به صورت حضوري اعلام شده آن هم براي دانش‌آموزاني كه بخش قابل توجهي از آموزش خود را به صورت مجازي و در شرايطي پر از اختلال و بي‌نظمي پشت سر گذاشته‌اند. پرسش اصلي اينجاست چگونه مي‌توان از دانش‌آموزي كه ماه‌ها آموزش ناقص مجازي و پرمشكل ديده انتظار داشت در آزموني حضوري و با استاندارد كامل شركت كند. آيا اين شيوه مصداق عدالت آموزشي است؟! آيا مسوولان آموزشي كشور لحظه‌اي خود را جاي دانش‌آموزي گذاشته‌اند كه بايد در ميان اضطراب ناشي از جنگ، تعطيلي مدارس، ضعف آموزش مجازي و نگراني‌هاي روحي خانواده براي امتحانات حضوري آماده شود؟! واقعيت اين است كه دانش‌آموز امروز تنها با دغدغه درس و امتحان مواجه نيست. 

او در ماه‌هاي اخير ناامني رواني، بي‌ثباتي برنامه‌هاي آموزشي و فشار ناشي از تصميمات ناگهاني را تجربه كرده است. خانواده‌ها نيز به جاي آنكه در روزهاي پاياني سال تحصيلي همراه فرزندان خود آرامش داشته باشند هر روز نگران بخشنامه‌اي تازه و تصميمي متفاوت هستند. يك روز خبر از آموزش مجازي مي‌رسد و روز ديگر از برگزاري حضوري امتحانات بدون آنكه توضيح شفافي درباره معيار اين تصميمات ارائه شود. اين وضعيت نشان مي‌دهد كه همچنان در مديريت آموزشي كشور نگاه آزمون محور بر آموزش محور غلبه دارد. 

****

افت ۶۰ تا ۷۰درصدی ارزش کالابرگ در برابر تورم

روزنامه قدس نوشت:

نرخ تأمین ارز کالاهای اساسی در زمان حذف ارز ترجیحی (نیمه دی‌ماه ۱۴۰۴) حدود ۱۱۲هزار تومان بود و امروز به مرز ۱۴۸هزار تومان رسیده، طبیعی است که قدرت خرید کالابرگ هم دچار فرسایش شود و این شکاف ۳۶هزار تومانی در نرخ ارز، عملاً فلسفه اولیه طرح یعنی تثبیت نسبی قیمت کالاهای اساسی را با چالش روبه‌رو کرده است.در روزهای جاری که هزینه تأمین یک سبد حداقلی خوراکی با سرعتی بسیار بیشتر از ابزارهای حمایتی در حال افزایش است، حمیدرضا حاجی‌بابایی نایب رئیس مجلس نسبت به افت ۶۰ تا ۷۰درصدی ارزش واقعی کالابرگ در برابر گرانی‌ها اذعان کرده و علی بابایی کارنامی رئیس کمیسیون اجتماعی هم خواستار افزایش ۳۰ تا ۵۰درصدی و حتی ۱۰۰ درصدی رقم کالابرگ شده است.

به باور اقتصاددانان، ریشه این وضعیت را باید در ساختار تأمین مالی طرح جست‌وجو کرد. تا پیش از تغییرات ارزی، ارز ترجیحی ۲۸هزار و ۵۰۰ تومانی از محل درآمدهای نفتی تأمین می‌شد، اما با انتقال کالاهای اساسی به تالار دوم، قرار شد مابه‌التفاوت ناشی از فروش ارز در این بازار به‌صورت مستقیم در قالب حمایت معیشتی به مردم بازگردد. این مدل اگرچه روی کاغذ منطقی و قابل دفاع به نظر می‌رسید، اما در عمل کالابرگ را به‌شدت در برابر نوسان‌های ارزی و تکانه‌های درآمدی دولت، آسیب‌پذیر کرده است تا جایی که دولت برای جلوگیری از توقف طرح، ناچار شده در دو مرحله به منابع صندوق توسعه ملی متوسل شود.

*****

شیطنت‌ها شروع شد فدراسیون ساکت نماند

روزنامه جوان نوشت: 

انتشار یک عکس قدیمی از رامین رضاییان، بازیکن تیم ملی در فضای مجازی ثابت کرد که دشمن برای تک‌تک بازیکنان تیم ملی و تک‌تک لحظات تیم از زمان ترک ایران و حضور در اردوی ترکیه تا رسیدن به امریکا و حضور در جام جهانی برنامه دارد. انتشار این تصویر که قدیمی بودن آن مشخص است، تنها برای برهم زدن جو تیم ملی و اتحاد موجود میان اعضای تیم و مردم در موقعیت جنگی کشور است. اتفاقی که اولین بار نیست رخ می‌دهد و به‌طور حتم آخرین بار هم نخواهد بود. رامین رضاییان هم تنها کسی نیست که هدف شیطنت‌های دشمن قرار می‌گیرد و به‌طور حتم بازیکنان دیگر تیم ملی نیز هدف این سیاست کثیف دشمن واقع می‌شوند. 
وقتی می‌گوییم تیم ملی برای حضور در جام جهانی باید برنامه داشته باشد، یعنی همین. وقتی می‌گوییم نباید به دشمن اعتماد کرد، یعنی همین. حالا فدراسیونی که رفته و از فیفا ضمانت گرفته تا شیطنتی صورت نگیرد، بیاید پاسخگو باشد که چگونه هنوز پای تیم به امریکا نرسیده، شیطنت‌ها آغاز شده است. بنا به اخبار منتشر شده، یکی از فعالان فضای مجازی که از اعضای منافقین خارج‌نشین است، تصویری از رامین رضاییان در مقابل سفارت امریکا منتشر کرده و این یعنی اینکه دشمن ایران و ایرانی دست‌بردار نیست و ما که دلخوش به ضمانت دشمن هستیم، چقدر ساده‌انگار و از مرحله پرتیم. 
برای چندمین بار می‌گوییم تیم ملی برای حضور در امریکا باید برنامه داشته باشد. مدیر روابط‌عمومی و مدیر رسانه‌ای تیم ملی بدون کوچک‌ترین اعتنا و اعتماد به ضمانت‌های فیفا باید خود را آماده هر حاشیه و شیطنتی چه در فضای مجازی و چه در نشست‌های خبری و زمان‌های خارج از مسابقه کرده باشند....