به گزارش تسنیم، سالانه هزاران بیمار در سراسر جهان و ایران، تنها با دریافت عضو پیوندی شانس ادامه حیات پیدا میکنند؛ بیمارانی که برای تپیدن دوباره قلب، نفس کشیدن با ریهای سالم یا رهایی از سالها رنج دیالیز، چشمانتظار تصمیمی انساندوستانه هستند. اهدای عضو از بیماران مرگ مغزی نهتنها جان یک انسان، بلکه گاهی زندگی چندین بیمار را نجات میدهد و امید را به خانوادههایی بازمیگرداند که روزها و شبهایشان با اضطراب و انتظار گره خورده است.
در شرایطی که هزاران بیمار مبتلا به نارسایی قلب، کبد، کلیه، ریه و دیگر اعضای حیاتی، روزها و ماهها را در لیست انتظار پیوند سپری میکنند، اهدای عضو به تنها امید ادامه حیات آنان تبدیل میشود. بسیاری از این بیماران دیگر هیچ راه درمانی مؤثری ندارند و فقط با دریافت عضو سالم میتوانند دوباره به زندگی بازگردند؛ به خانواده، به کار، به آرزوهای ناتمام و به آیندهای که شاید تنها با تصمیمی انساندوستانه ممکن شود.
در مقابل، افرادی هستند که سالانه بر اثر حوادث گوناگون از جمله تصادفات، دچار مرگ مغزی میشوند و میتوان از اعضای آنها برای پیوند به بیماران استفاده کرد؛ اهدای عضو در کشور ما، به جز درباره اهدای کلیه، فقط از بیماران مرگ مغزی قابل انجام است. با اهدای اعضای حیاتی یک بیمار مرگ مغزی میتوان جان چندین انسان را نجات داد و اهدای نسوج و بافتها، کیفیت زندگی افراد زیادی را تغییر میدهد. با این حال، آنچه اهدای عضو را از بسیاری از حوزههای پزشکی متمایز میکند، نقش تعیینکننده فرهنگ و آگاهی اجتماعی در تحقق آن است زیرا برداشت اعضا و بافت از بدن افراد دچار مرگ مغزی، تنها با رضایت خانوادهها امکانپذیر است.
در ایران، نقطه عطف تاریخی اهدای عضو به 31 اردیبهشت سال 1368 بازمیگردد؛ روزی که بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، فتوای تاریخی مجاز بودن پیوند اعضای بیماران مرگ مغزی را صادر کردند. این فتوا، تحولی عظیم در نظام سلامت کشور ایجاد کرد و یکی از مهمترین نقاط عطف پزشکی ایران در چهار دهه اخیر به شمار میرود. پیش از صدور این فتوا، بسیاری از بیماران نیازمند پیوند عضو مجبور بودند با صرف هزینههای سنگین ارزی برای انجام عملهای پیوند به کشورهای خارجی سفر کنند؛ موضوعی که علاوه بر فشار مالی شدید بر خانوادهها و دولت، برای بسیاری از بیماران نیز عملاً امکانپذیر نبود.
با صدور این فرمان تاریخی، مسیر خودکفایی ایران در حوزه پیوند اعضا آغاز شد. هرچند پس از دریافت این فتوا نیز روند قانونی و اجرایی شدن آن زمانبر بود و حدود 11 سال طول کشید تا قانون پیوند اعضا از بیماران مرگ مغزی در سال 1379 به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. پس از آن نیز تدوین آییننامه اجرایی دولت حدود دو سال زمان برد و در نهایت از سال 1381 تشکیل واحدهای فراهمآوری و اهدای عضو به دانشگاههای علوم پزشکی کشور ابلاغ و بهصورت رسمی اجرایی شد.
البته فعالیتهای علمی و تخصصی در حوزه پیوند، پیش از تصویب نهایی قانون آغاز شده بود و تیمهای پیوند اعضا از اوایل دهه 70 اقدامات اولیه را شروع کرده بودند. نخستین پیوند کلیه از فرد مرگ مغزی در ایران در سال 1370 انجام شد. پس از آن، در سال 1372 اولین پیوند کبد و قلب در کشور به انجام رسید. همچنین نخستین پیوند ریه در سال 1379 و اولین پیوند لوزالمعده در سال 1385 در ایران انجام شد؛ موفقیتهایی که نشاندهنده رشد سریع دانش پزشکی و توان علمی متخصصان ایرانی در این حوزه بود.
امروز، پس از گذشت بیش از سه دهه از آن فتوای تاریخی، ایران به یکی از کشورهای توانمند منطقه در زمینه جراحیهای پیشرفته پیوند اعضا تبدیل شده است. متخصصان ایرانی در بسیاری از حوزههای پیوند، از جمله پیوند کبد، کلیه، قلب و سایر اعضای حیاتی، به دانش و مهارتی دست یافتهاند که قابل رقابت با مراکز معتبر دنیا است. برخی مراکز درمانی کشور نیز رکوردهای قابل توجهی در زمینه تعداد و موفقیت جراحیهای پیوند ثبت کردهاند؛ بهگونهای که ایران در برخی حوزهها به قطب درمانی منطقه تبدیل شده است.
با وجود این پیشرفتها، همچنان مهمترین چالش در مسیر توسعه اهدای عضو در ایران، مسئله فرهنگسازی و افزایش آگاهی عمومی است. بسیاری از خانوادهها پس از اعلام مرگ مغزی عزیزانشان، به دلیل امید به بازگشت بیمار، با اهدای عضو موافقت نمیکنند؛ در حالی که مرگ مغزی، مرگی قطعی و غیرقابل بازگشت است و اگرچه تصمیمگیری برای اهدای اعضای عزیزان یکی از سختترین تصمیمهای زندگی به شمار میرود اما تأخیر در پیوند اعضا میتواند فرصت نجات جان بیماران نیازمند عضو را از بین ببرد.
اهدای عضو، صرفاً یک اقدام درمانی نیست، بلکه نمادی از فرهنگ ایثار، آگاهی اجتماعی و مسئولیت انسانی در یک جامعه به شمار میرود؛ تصمیمی که میتواند از دل تلخترین لحظات، حیات دوباره بیافریند و مرگ را به فرصتی برای ادامه زندگی دیگران تبدیل کند.
31 اردیبهشت ماه هرسال به عنوان روز ملی اهدای عضو نامگذاری شده تا اهمیت این تصمیم ایثارگرانه خانواده اهداکنندگان عضو پررنگ شود.
به مناسبت این روز با دکتر امید قبادی، نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان گفتوگو کردیم.
ایران رتبه برتر آسیا در اهدای عضو
امید قبادی در گفتوگو با تسنیم با بیان اینکه ایران سالها رتبه اول اهدای عضو در آسیا را داشته است؛ اظهار کرد: اهدای عضو تنها شاخه پزشکی در دنیاست که بهشدت با فرهنگ اجتماعی ارتباط دارد. وقتی میگوییم کشوری در اهدای عضو رتبه اول را دارد، فقط منظور تعداد پیوندها نیست؛ بلکه نشان میدهد مردم آن کشور مردمی نوعدوست هستند. همچنین بیانگر این است که مسئولان، نهادهای فرهنگی، اصحاب رسانه، نامآوران فرهنگ و هنر و همه کسانی که در فرهنگسازی نقش دارند، کمک کردهاند تا این فرهنگ در جامعه نهادینه شود. از سوی دیگر، تیمهای پیوند اعضا نیز بهترین عملکرد خود را داشتهاند که کشور به این جایگاه رسیده است.
80 اهدای عضو در ایام جنگ
وی افزود: در عین حال در طول یکی دو سال گذشته و بهویژه در دوره جنگ، افت شدیدی را تجربه کردیم؛ مشابه تمام کشورهایی که درگیر جنگ میشوند. به همین دلیل اکنون پروتکلی برای اهدای عضو در بحران جنگ و پساجنگ تدوین شده تا بتوانیم در دوران پساجنگ نیز کمبودها را جبران کنیم. یکی از مهمترین مشکلات، کمبود دارو و تجهیزات، کمبود نیروی انسانی، اختلال در انتقال هوایی اعضا و همچنین اختلال در شبکههای ارتباطی بود. با وجود این، در ایام جنگ حدود 80 اهدای عضو انجام شد.
ایران امپراتور پیوند کبد شد
قبادی تصریح کرد: از میان حدود 200 کشور دنیا، فقط 79 کشور امکان انجام پیوند اعضا را دارند. پیوند اعضا کاری بسیار پیچیده است و فقط کشورهایی میتوانند به این مرحله برسند که به قله نظام سلامت رسیده باشند. ایران نیز در حوزه نظام سلامت، در خاورمیانه رتبه اول را در این زمینه داشته است.
وی تأکید کرد: از دستاوردهای مهم ایران این است که تمام پیوندهای اعضای حیاتی در کشور انجام میشود و نتایج بسیار خوبی هم دارد. ایران را حتی «امپراتور پیوند کبد» مینامند، چون فقط در یک مرکز در شیراز سالانه حدود 700 پیوند کبد انجام میشود؛ آماری که حتی از بسیاری مراکز آمریکا نیز بالاتر است. همچنین اهدای عضو از مرگ مغزی در ایران کاملاً رایگان است و بیماران هیچ پولی بابت آن پرداخت نمیکنند.
مرگ مغزی مساوی با مرگ است
وی با اشاره به چالشهای اهدای عضو در کشور نیز بیان کرد: بزرگترین مشکلی که در زمینه اهدای اعضا وجود دارد، این است که باید باور «مرگ مغزی مساوی با مرگ است» در جامعه نهادینه شود. اگر این باور شکل بگیرد، بسیاری از بیمارانی که در انتظار پیوند هستند از مرگ نجات پیدا میکنند. این مسئله کاملاً به فرهنگسازی وابسته است و فرهنگسازی نیز فقط وظیفه نظام سلامت نیست؛ بلکه همه باید در آن نقش داشته باشند.
سالانه فقط 1000 مورد مرگ مغزی به مرحله اهدای عضو میرسند
نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان افزود: بیمارانی که نیازمند پیوند عضو هستند، در بسیاری از موارد هیچ راه دیگری برای ادامه حیات ندارند. در ایران سالانه حدود 3000 مورد مرگ مغزی قابل استفاده برای اهدای عضو داریم، اما فقط حدود 1000 مورد به مرحله اهدای عضو میرسند و دو سوم دیگر از دست میروند. مهمترین دلیل این موضوع، عدم رضایت خانوادههاست. اینجاست که مسئله فرهنگ اهمیت پیدا میکند. در همین راستا بعد از دو سال تلاش، بالاخره «سند ملی فرهنگی اهدای عضو» سال گذشته در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد و بهزودی به همه سازمانها و نهادها ابلاغ خواهد شد. این سند، تمام نهادهای فرهنگی کشور را موظف میکند از امکانات و ظرفیتهای خود برای فرهنگسازی اهدای عضو استفاده کنند.
فرهنگسازیهای صورت گرفته در زمینه ارتقای اهدای عضو
وی ادامه داد: در 30 سال گذشته نیز سازمانها و نهادهای مختلف همکاریهای خوبی داشتهاند، اما سند مشخصی وجود نداشت. یکی دیگر از اتفاقات خوب، تصویب «شهر دوستدار نفس» در شورای شهر تهران بود که اکنون هر چند ماه جلساتی برای استفاده از ظرفیتهای تبلیغاتی شهرداری تهران در زمینه فرهنگسازی اهدای عضو برگزار میشود؛ همچنین صدا و سیما یک پیوست رسانهای تدوین و به مراکز استانها ابلاغ کرد که در آن مشخص شده رسانهها درباره چه موضوعاتی در زمینه اهدای عضو صحبت کنند تا این فرهنگ در جامعه نهادینه شود.
آگاهی ایرانیها درباره مرگ مغزی 28 درصد است
قبادی با اشاره به نقش مهم آگاهی خانواده اهداکنندگان در اعلام رضایت به اهدای عضو نیز بیان کرد: اسپانیا رتبه اول جهان را در اهدای عضو دارد. نکته مهم اینجاست که در اسپانیا تقریباً 100 درصد مردم میدانند مرگ مغزی مساوی مرگ است، اما این آگاهی در ایران حدود 28 درصد است. باید این آگاهی در مردم ایجاد شود که وقتی پزشکان اعلام میکنند فردی دچار مرگ مغزی شده، این به معنای مرگ قطعی است تا خانوادهها بدانند باید سریع تصمیم بگیرند؛ چون ریه فقط در چند ساعت اول قابلیت پیوند دارد و قلب نیز فقط در یکی دو روز اول قابل استفاده است.به همین دلیل آمار پیوند ریه و قلب در ایران پایین است؛ چون رضایت خانوادهها دیر صادر میشود و تا آن زمانی که بتوانیم به خانواده اهداکنندگان آگاهی ببخشیم کیفیت عضو از بین رفته است. به همین خاطر بیشتر پیوندها مربوط به کبد و کلیه است در حالی که ایرانیها مردمانی شریف، نوعدوست و انساندوست هستند و این را در طول تاریخ ثابت کردهاند.
وی با بیان این که از نظر تکنولوژی و توان علمی، مشکلی در زمینه پیوند اعضا نداریم؛ گفت: فقط باید باور عمومی نسبت به مرگ مغزی تقویت شود و میزان دریافت کارت اهدای عضو افزایش پیدا کند تا روزی برسد که بهجای اشک و انتظار، امید در چشمان خانواده بیماران دیده شود.
27 هزار بیمار، چشم انتظار دریافت عضو پیوندی
نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان با اعلام این که حدود 27 هزار نفر در لیست انتظار پیوند عضو هستند، تصریح کرد: بیشترین نیاز بیماران مربوط به کلیه است؛ چون بیماریهایی مانند دیابت و فشار خون در کشور ایران نیز مانند بسیاری دیگر از کشورها شیوع زیادی دارند و بنابراین در ایران، مانند بسیاری از کشورهای دنیا، حدود 70 تا 80 درصد پیوندها مربوط به بیماران نیازمند پیوند کلیه است.
امکان پیوند کبد از فرد زنده نیست؛ آگهیهای فروش کلیه عملاً برچیده شد
او همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر آگهیهای فروش اعضا که گاهاً در اطراف مراکز درمانی و یا فضای مجازی منتشر میشوند، توضیح داد: در مورد کبد و ریه باید توضیح بدهم که این دو عضو تنها اعضایی هستند که میتوان بخشی از آنها را جدا کرد و به فرد دیگری، معمولاً کودک، پیوند زد. در ایران تکنولوژی پیوند بخشی از ریه وجود ندارد، اما پیوند بخشی از کبد انجام میشود اما امکان خرید و فروش کبد یا ریه و ایجاد بازار سیاه برای آن وجود ندارد زیرا این اعضا از افراد مرگ مغزی به طور کامل جدا میشوند. تنها عضوی که میتوان بهصورت کامل از فرد زنده برداشت و به فرد دیگری پیوند زد، کلیه است؛ چون انسان دو کلیه دارد.
نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان با بیان این که با ساماندهی صورت گرفته، بازار فروش کلیه نیز عملاً از بین رفته است، تصریح کرد: در ایران فرایند «پیوند کلیه از زنده» وجود دارد که کاملاً متفاوت از اهدای عضو از مرگ مغزی است. اهدای عضو از مرگ مغزی در ایران کاملاً رایگان است و نه گیرنده پولی پرداخت میکند و نه خانواده اهداکننده چیزی دریافت میکند. در مورد پیوند کلیه از فرد زنده، دولت مبلغی را تعیین کرده و این فرایند تحت نظارت انجمن حمایت از بیماران کلیوی انجام میشود. حدود سه سال است سامانهای طراحی شده که در آن اهداکنندگان و گیرندگان بدون اینکه همدیگر را بشناسند، بر اساس آزمایشها و سازگاریهای لازم به هم معرفی میشوند بنابراین دیگر آن آگهیهای قدیمی فروش کلیه که در سطح شهر دیده میشد، عملاً موضوعیتی ندارد.
10 درصد ایرانیها کارت اهدای عضو دارند
وی درباره تعداد ایرانیانی که تاکنون کارت اهدای عضو دریافت کردهاند نیز بیان کرد: در حال حاضر حدود 10 درصد افراد جامعه دارای کارت اهدای عضو هستند. اکنون هنگام دریافت یا تمدید گواهینامه رانندگی نیز از افراد درباره تمایل به اهدای عضو سؤال میشود و در صورت رضایت، علامت قلب قرمز روی گواهینامه درج میشود که به منزله کارت اهدای عضو است.
نمیتوان بدون رضایت قلبی خانواده، اعضای مرگ مغزی را اهدا کرد
نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان در پاسخ به این سوال که آیا در کشورهای دیگر هم اهدای عضو نیازمند رضایت خانواده است؟ توضیح داد: در دنیا دو سیستم وجود دارد. در 58 درصد کشورها سیستم رضایت مفروض اجرا میشود؛ یعنی هر فردی پس از مرگ مغزی اهداکننده محسوب میشود مگر اینکه در زمان حیات مخالفت خود را اعلام کرده باشد. در 42 درصد کشورها، مانند ایران و اسپانیا، رضایت خانواده لازم است. با این حال، حتی در کشورهایی که قانوناً نیازی به رضایت خانواده ندارند، عملاً رضایت گرفته میشود؛ چون این موضوع کاملاً انسانی و عاطفی است و نمیتوان بدون رضایت قلبی خانوادهها اقدام کرد.
زمان طلایی برای یک تصمیم سخت
قبادی درباره زمان طلایی برای برداشت اعضا نیز گفت: اگر خانواده زیر 24 ساعت رضایت بدهد، اکثر اعضا قابلیت اهدا دارند؛ مگر اینکه به دلیل بیماری خاصی امکان استفاده از عضو وجود نداشته باشد. اما در ایران میانگین زمان رضایت خانوادهها حدود 6 تا 90 ساعت است، در حالی که در اسپانیا این زمان بین سه تا پنج دقیقه است.
