از حرف های پزشکیان ماهی نگیرید!
کیهان در یادداشتی با عنوان ماهیگیری غربگرایان از میز مذاکره نوشت:
رئیسجمهور محترم کشورمان اخیرا در اظهارنظری گفته است:«باید تلاش کنیم وحدت و انسجام در کشور نشکند. اینکه شعار میدهند گفتوگو نکنیم اگر گفتوگو نکنیم چه کار کنیم؟ تا آخر دعوا کنیم؟ ما با عزت، گفتوگو میکنیم.»
همین ابتدای امر باید گفت که اولا هیچکس مخالف اصل مذاکره و گفتوگو نیست؛ ثانیا هر مذاکرهای صورت گیرد، با اذن رهبر معظم انقلاب و رعایت حقوق مسلم ملت ایران توسط دولت و تیم مذاکرهکننده انجام میشود؛ ثالثا در دلسوزی و صداقت جناب آقای پزشکیان هیچ شک و تردیدی نیست. بلکه مسئله نگرانکننده، ماهیگیری جریان غربگرا از این قبیل اظهارات است.
نشان به آن نشان که بلافاصله پس از سخنان رئیسجمهور، تیترهای هماهنگ روزنامههای زنجیرهای نشان داد که آنها به دنبال بازسازی همان بنبستِ خودساختهای هستند که ایران را در دهه ۹۰ به رکود کشاند. تیترهایی چون «مذاکره نکنیم، چه کنیم؟» در واقع تلاشی برای القای این حس است که گویی هیچ راه سومی وجود ندارد: یا انتخاب میز مذاکره، یا جنگی ویرانگر. واقعیت این است که این جریان با نادیده گرفتن عامدانه تجربیات تلخ گذشته، سعی دارد حافظه تاریخی ملت را پاک کند... اصرار بر دوگانه دروغین «مذاکره-جنگ» از سوی جریان غربگرا، با نگاه خوشبینانه نشاندهنده یک اختلال شناختی و با نگاه واقعبینانه نشاندهنده یک پروژه سیاسی برای خلع سلاح روانی مسئولین و مردم است.
*****
چگورای گمنام ایرانی کیست؟
تسنیم نوشت:
... فکرش را بکنید! سردار نادر مهدوی آن زمان 24 سال بیشتر نداشت. یک جوان بیستوچهارساله روستاییِ باغیرت و روشنضمیر که با قایقهای کوچک و تجهیزات نظامی ساده، خلیج فارس را برای کشتیهای دشمن ناامن کرده بود! فکرش را بکنید اگر امروز به یک جوان 24ساله بگویید؛ "این تو و این هم خلیج فارس و آنهم لشکر دشمنان که نزدیک میشوند"، چه خواهد کرد؟! اما نادر کاری کرد که حیرت نظامیان برجسته آمریکایی را در پی داشت و طرح و برنامه او را در پنتاگون تدریس میکردند.
در بزرگیِ کار این جوان 24ساله بوشهری، همین بس که رهبر شهیدمان در 23 دی ماه 1398 در دیدار با دستاندرکاران کنگره 2000 شهید استان بوشهر دربارهاش گفتند: «همین شهید نادر مهدوی که [شما] آقایان چند بار اسمش را اینجا آوردید، کسی از دوستان ما که وارد در این موضوعات است، میگفت؛ "اگر ایشان متعلق به کمونیستها بود، یک چگوارا از او درست میکردند"...
آن روز سردار نادر مهدوی همراه سردار غلامحسین توسلی، سردار بیژن گرد، سردار نصرالله شفیعی، سردار آبسالانی، سردار محمدیها، سردار مجید مبارکی (که همگی به شهادت رسیدهاند) و چهار نفر دیگر، برای انجام گشتزنی در خلیج فارس، با استفاده از سه فروند قایق تندروِ توپدار بهنام بعثت و یک فروند ناوچه بهنام طارق بهسمت جزیره فارسی حرکت میکنند. گویا دشمنان آمریکایی، ناوگروه ایرانی و گروه نادر مهدوی را زیر نظر داشتهاند تا در فرصت مناسب انتقام شکست بزرگ خود را از سردار جوان ایرانی بگیرند. نادر مهدوی و یارانش غروب به جزیره میرسند و پس از اقامه نماز مغرب متوجه حضور دشمن میشوند.
آمریکاییها ابتدا رادار پایگاه فرماندهی را منفجر میکنند و پس از آن چندین بالگرد سوپرکبری بیسروصدا روی سر گروه ایرانی ظاهر میشوند. قایق حامل شهید آبسالان و شهید نصرالله شفیعی اولین قایقی است که هدف اصابت موشک آمریکاییها قرار میگیرد، بعد هم دو ناو بعثت دیگر. ناوچه طارق تنها ناوچهای است که سالم میماند، سرنشینان ناوچه با استفاده از یک فروند موشک استینگر، یکی از بالگردهای آمریکایی را منفجر و ساقط میکنند. آمریکاییها اما نادر مهدوی را زنده میخواهند، برای همین طارق را نمیزنند، بالگردهایشان در جزیره مینشینند و نادر و یارانش (بیژن گرد، مهدی محمدیان، مجید مبارکی، خداداد آبسالان، غلامحسین توسلی و نصرالله شفیعی) در یک رویارویی مستقیم و نبرد سخت 20دقیقهای با کماندوهای آمریکایی، و با تجهیزات ساده و اندک در برابر تجهیزات نظامی پیشرفته دنیا، یکی از درخشانترین صحنههای مبارزه و مقاومت ایرانیان را رقم میزنند، پایان این نبرد سخت اما شهادت و اسارت دلیرمردان ایرانی است.
آمریکاییها ولی بهدنبال نادر بودند و از تک تک اسرا درباره او میپرسیدند: «نادر کدامیک از شماست؟... او را معرفی کنید و خودتان آزاد بشوید...» ۶ روز بعد پیکر شهدا و اسرا از مسقط؛ پایتخت عمان تحویل مقامهای ایرانی میشود و از مرز هوایی وارد فرودگاه مهرآباد تهران میشود.
یکی از شهدا نادر مهدوی است، پیکر نادر با دست و پای بسته به ایران میرسد...
*****
ابهامات بنزینی دولت
روزنامه قدس نوشت:
در روزهای اخیر خیابانهای منتهی به جایگاههای سوخت به تسخیر خودروهایی درآمدهاند که رانندگان آنها با بیم و امید، ساعتها از وقت خود را در صفهای چند صد متری سپری میکنند. افکار عمومی در ایران همواره نسبت به تحولات بازار انرژی به ویژه بنزین حساس بوده و این شلوغی روزافزون را به معنای مقدمهچینی برای تغییرات بنیادین در نظام سهمیهبندی یا حتی افزایش قیمت سوخت تعبیر میکند، اما در نقطه مقابل مقامهای دولتی ازجمله وزارت نفت، سازمان برنامه و بودجه، نمایندگان مجلس و متولیان بخش انرژی کشور همچنان سیاست سکوت، ابهام یا تکذیبهای کلیشهای را در پیش گرفته و تنها به بازنشر یک جمله بسنده کردهاند: «تغییر قیمت بنزین در دستور کار نیست و صرفاً براساس تصمیمهای اتخاذ شده در جلسه کارگروه بنزین، تدابیری غیرقیمتی درباره مرحله نخست از فاز سوم اصلاح ساختاری مدیریت مصرف بنزین از ابتدای خرداد اجرایی میشود».
از سوی دیگر از حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت خبر میرسد که قصد داریم امسال مرحله دوم اصلاح نرخ سوخت را نیز اجرا کنیم، اما هنوز به جمعبندی نهایی که قابل اعلام باشد نرسیدهایم. یا میشنویم که حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فراوردههای نفت، گاز و پتروشیمی اعلام کرده احتمالاً دولت به دنبال کاهش سهمیههای سوخت یا تغییراتی در روش تخصیص سهمیه است. ضمن اینکه ممکن است تغییراتی هم در قیمت بنزین آزاد ۵ هزار تومانی اعمال شود.
همچنین جعفر قادری، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در این زمینه اعلام کرده بود براساس قانون، دولت اجازه افزایش قیمت بنزین را دارد و این مسئله کاملاً در اختیار دولت است. وی همچنین با اشاره به کسری و ناترازیهای پیش آمده در حوزه انرژی، گفت: با توجه به شرایط پیش آمده دولت چارهای جز کاهش سهمیهها یا افزایش قیمت سوخت ندارد.
با این شیوه اطلاعرسانی از سوی دولت، سؤالهای متعددی در ذهن شهروندان نقش بسته که خروجی مستقیم و ملموس بسته جدید سیاستهای انقباضی و کنترلی دولت در حوزه سوخت است که فرایند سوختگیری را دچار بروکراسی و کندی شدید کرده است.
*****
قلک مشترک امارات و رژیم صهیونیستی
مشرق نوشت:
اخیراً گزارشهایی مبنی بر ایجاد یک صندوق مشترک خرید و توسعه و همچنین تشکیل ساختار همکاری دفاعی میان امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی منتشر شده است.
بر پایه این گزارشها، دو طرف در حال طراحی شبکهای از همکاریهای امنیتی و نظامی هستند که در آن، دلارهای نفتی امارات با فناوری پیشرفته نظامی رژیم صهیونیستی پیوند میخورد تا یک «شبکه دفاع منطقهای» با محوریت مقابله با جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد.
اگرچه این خبر از سوی رسانههای غربی و عبری با ادبیاتی فریبنده و ظاهراً «تجاری-امنیتی» منتشر میشود، اما در باطن، آشکارکننده تشدید چشمگیر خیانت راهبردی ابوظبی علیه ایران و جهان اسلام و نشانهای از ورود امارات به مرحله علنی همپیمانی نظامی با رژیم غاصب صهیونیستی است.
بر اساس جزئیات فاششده، صندوق مشترکی که از آن سخن به میان آمده، قرار است منابع مالی گسترده اماراتی را به پروژههای تحقیق و توسعه، خرید تسلیحات و سامانههای اطلاعاتی-امنیتی رژیم صهیونیستی تزریق کند. این همکاری که در لفافه «دفاع مشترک» بستهبندی شده، عملاً مسیر را برای نفوذ بیسابقه سرویسهای اطلاعاتی و نظامی تلآویو در کرانه جنوبی خلیج فارس و نزدیک شدن تهدیدات امنیتی به مرزهای آبی و خاکی ایران هموار میسازد.
این مسئله تنها یک معامله تسلیحاتی ساده نیست؛ بلکه حلقهای از یک زنجیره خطرناک است که ابوظبی با آگاهی کامل از تبعات آن علیه همسایه دیرینه خود – ایران – وارد آن شده است. واقعیت است که امارات در جریان جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، عملاً از یک همپیمان پنهان به یک "شریک فعال" در تجاوزگری تبدیل شد.
*****
گربه بييال و دم نقشه ايران
اعتماد نوشت:
اين روزها وقتي به بيلبوردها، تابلوها و پوسترهاي ايران در محيطهاي شهري و حتي رسانههاي ديداري مينگريم با يك تغيير تكراري و نگرانكننده روبهرو ميشويم. اين همه نقشه ايران در پوسترهاي گرافيكي و ارزشي چرا دريا ندارد؟ آيا تكرار مكرر اين ماجرا تصادفي است يا خط فكري خاصي در پي آن وجود دارد؟ آيا بايد با اغماض از اين كوتاهي گذشت يا بايد بدبينانه و با نگاه طرح تئوري توطئهاي در پس آن نگريست؟ در روزگاري كه نبرد قدرتها از ميدانهاي نظامي به ساحت «نشانهها» و «ادراكها» كشيده شده است، تماشاي نقشههايي ناقص از ايران در بيلبوردهاي شهري، رسانه ملي و پوسترهاي رسمي، ديگر يك خطاي گرافيكي ساده نيست، بلكه هشداري جدي براي امنيت ملي و تماميت ارضي ذهني جامعه است.
ايران ما كه در ميان ملتها به هيبت «گربه» شهرت يافته، هويت و شكوهش به مرزهاي آبي آن گره خورده است؛ خليج هميشه فارس و درياي عمان در جنوب و درياي خزر در شمال، نه زائدههايي تزئيني، بلكه يال و دم و بازوان قدرتمند اين سرزمين هستند. حذف اين پهنههاي آبي از نقشههاي رسمي، توليد تصويري از يك «ايران محصور در خشكي» است كه با واقعيت ژئوپليتيك و اقتدار دريايي ما فرسنگها فاصله دارد. نگاهي استراتژيك به ما ميگويد كه اين روند، ناخواسته در مسير «عاديسازي حساسيتزدايي» از مرزهاي آبي حركت ميكند. در شرايطي كه جمهوري اسلامي ايران، به ويژه پس از حماسههاي ماندگار دفاع از حريم ولايت و نبردهاي سختي چون جنگ رمضان، خليجفارس و تنگه هرمز را به خط قرمزِ عبورناپذير مستكبران تبديل كرده است، نمايش نقشه بدون دريا در داخل كشور، نوعي عقبنشيني تصويري و پالس ضعف محسوب ميشود.
*****
تهدیدها را باید جدی گرفت
روزنامه ایران نوشت:
از این منظر، ادعای ترامپ درباره تعویق حمله را نباید صرفاً نشانه عقبنشینی کامل یا یک بلوف سیاسی دانست. هدف اصلی چنین مواضعی، معتبرسازی تهدید و افزایش فشار روانی و سیاسی بر ایران است تا در میز دیپلماسی، زمینه برای گرفتن امتیازات بیشتر فراهم شود. در واقع، ترامپ تلاش میکند این تصور را ایجاد کند که گزینه نظامی کاملاً واقعی و در دسترس است و تنها در صورت تغییر رفتار ایران ممکن است کنار گذاشته شود.
در عین حال، این به معنای آن نیست که آمریکا الزاماً از اقدام نظامی صرفنظر کرده است. برعکس، اگر واشنگتن به این جمعبندی برسد که فشارهای سیاسی و تهدیدهای فعلی نتوانسته ایران را به تغییر موضع وادار کند، احتمال فعال شدن مجدد گزینه نظامی همچنان بالا خواهد بود. به همین دلیل، نباید تهدیدهای اخیر را کماهمیت یا صرفاً مصرف داخلی تلقی کرد. در منطق دولت ترامپ، فشار تدریجی و فرسایشی میتواند در طول زمان ایران را به سمت انعطاف بیشتر سوق دهد؛ بهویژه اگر این فشار همزمان در حوزههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی اعمال شود. بر همین اساس، به نظر میرسد راهبرد فعلی آمریکا بر ترکیب «دیپلماسی تحت فشار» و «تهدید معتبر نظامی» استوار شده است. در چنین شرایطی، تهدید نظامی بخشی از روند مستمر فشار تلقی میشود؛ روندی که هدف آن تغییر محاسبات ایران در حوزه سیاست خارجی و امنیتی است. از این رو ادامه فشارهای نظامی و تکرار تهدیدها در روزها و هفتههای آینده دور از انتظار نخواهد بود و باید آن را در قالب یک استراتژی مستمر و هدفمند تحلیل کرد، نه صرفاً واکنشهای هیجانی یا تبلیغاتی کوتاهمدت.
*****
شورای عالی فضای مجازی به اهدافش نرسید
محمد سرافراز عضو شورای عالی فضای مجازی به روزنامه شرق گفته است:
مشکل از ساختار ناکارآمد و مدیریت ضعیف و دخالت نهادهای دیگر در شورای عالی فضای مجازی است. تصمیمات مربوط به قطع کردن اینترنت در شورای عالی فضای مجازی گرفته نشده است. نزدیک به یک سال است که شورای عالی فضای مجازی جلسه نداشته. سابقه ۱۵ساله شورای عالی نشان میدهد که این شورا نتوانسته بر اساس هدف مهم اولیه تشکیل آن «در راستای بهرهوری حداکثری از فرصتهای ناشی از اینترنت» گامهای بلندی بردارد...
وقتی رئیسجمهور بهعنوان رئیس شورای عالی فضای مجازی و رئیس شورای عالی امنیت ملی نتوانست موازیکاری و چندصدایی و مشکلات متعدد مردم در قطع اینترنت را حل کند، معاون ایشان در دولت هم نمیتواند حل کند. مشکل یک ساختار ناکارآمد با تشکیل یک ساختار مشابه برطرف نمیشود...رئیسجمهور هم نخواسته و هم نتوانسته از اختیاراتی که در قانون اساسی پیشبینی شده، به طور کامل استفاده کند
*****
اصغر آقا؛ ایرانی باش!
فرهیختگان نوشت:
وقتی به پدیده سینمای ایران مراجعه میکنیم و به بررسی تاریخی آن میپردازیم وضوح برایمان روشن میشود که فیلمسازان ریشهدوانده در خاک این مرز پرگهر هیچوقت نتوانستهاند پس از مهاجرت فصلی یا دائمی به اروپا و آمریکا آنطور که در کشور خود آقایی میکردند به یکهتازی و پیشرفت ادامه دهند و بهعنوان فیلمسازانی که با رویکرد غالب غربی در بهتصویر درآوردن قصه و موقعیت انسان مدرن همساز و همراستا هستند معرفی شوند. گویا موفقیت از مسیر جشنواره فجر و سپس حضور پرثمر در فستیوالهای مطرح اروپایی و آمریکایی با آثار رسمی که مهر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر پیشانی داشتند، طیفی از کارگردانان موفق ایرانی در رویدادهای درجهیک سینمایی را بر آن داشت تا برای همیشه یا بهطور موقت عطای ماندن در فضای داخل را به لقایش ببخشند و شانس خویش را در جای دیگری که بهاصطلاح بتوانند آزادانهتر افکار و اندیشههایشان را پیگیری کنند بیازمایند. نمونهها در این خصوص قابل اعتنا و در دسترسند، اما «اصغر فرهادی» مصداق بارزی برای سوژه این گزارش بهحساب میآید.
فرهادی مانند «عباس کیارستمی»، «امیر نادری»، «جعفر پناهی» و «محسن مخملباف» کارش بهعنوان سینماگر را با عوامل حرفهای داخلی در ایران و در ذیل قوانین موجود آغاز و پیشرفت را پلهبهپله طی کرد، اما در تولیدات آنور آبیاش همچون اسلاف خود نتوانست به موفقیت درخوری دست پیدا کند. چارهای جز طرح این پرسش در همین ابتدا نداریم که چرا کارگردانان -و نه مؤلفان- ما برخلاف سینماگران شرق دور و حتی باقی نمونههایی که به جغرافیای ایران نزدیکترند تاکنون نتوانستهاند با محیط هنری چشمآبیها ارتباط برقرار کنند و کارهایشان در عادیترین حالت ممکن از پرده سینماهای اروپا و آمریکا پایین آمده است؟ آن هم درحالیکه آثار داخلی این کارگردانان با اقبال بیشتری توسط مخاطبان خارجی روبهرو شده است. این رویه نهتنها در مورد فرهادی صدق میکند، بلکه باقی سینماگران ما هم از این قاعده کلی جدا نیستند.
*****
رایگان کردن بلیت مترو به تنهایی کافی نیست
جوان نوشت:
مترو یک قدم دیگر به رایگان شدن همیشگی نزدیک شد، اما آنطور که از مصوبه شورای شهر برمیآید، رایگان شدن مترو برای برخی از افراد، میتواند زمینهساز فساد باشد. استثنا کردن عدهای در استفاده رایگان از مترو، میتواند زمینهساز فساد و رانتها را پدید آورد. انگیزههای رایگان کردن مترو بهکنار، مطالعات تطبیقی میتواند نشان دهد که این اقدام در مجموع برای مدیریت شهری چقدر آورده خواهد داشت. آیا واقعاً به کاهش مصرف سوخت و کمشدن ترافیک میانجامد یا تأثیری در آن ندارد. باید دید ظرفیتهای این کار در پایتخت وجود دارد یا نه. پرسشهای زیاد دیگری مانند تمایل مردم برای کنار گذاشتن وسیله نقلیه شخصی در صورت رایگان بودن مترو که هزینه بلیت آن تا کنون هم رقم خاصی نبوده است، از جمله مواردی است که باید حتماً کار کارشناسی آن پیشاز نهایی شدن رایگان کردن مترو صورت پذیرد. علاوه بر اینها مترو و اتوبوس اگر طبقاتی شود، میتواند نتیجه عکس دهد؛ با اختصاص مترو و اتوبوس رایگان به اقشار کمتر برخوردار، پولدارها ترجیح خواهند داد به پشتوانه حس کاذب تمایز همچنان از وسایل شخصی خود استفاده کنند و این یعنی ترافیک آلودگی همچنان برقرار است.
طرح رایگانشدن مترو و اتوبوس برای گروههای خاص، با تصویب یک فوریت در شورا، حالا به اجرا نزدیکتر شدهاست، خبری که میتواند لبخند بر لب برخی شهروندان بنشاند، اما همین لبخند، با نگاه به وضعیت فعلی ناوگان، بهسرعت کمرنگ میشود، چراکه شلوغی بیامان مترو و اتوبوس در ساعات پیک، صفهای طولانی و جمعیت فشرده، تجربهای است که روزانه میلیونها مسافر با آن دستوپنجه نرم میکنند.
اکنون که موضوع رایگان شدن بلیتها، با هدف تشویق مردم به استفاده از حملونقل عمومی مطرح شده، کارشناسان هشدار میدهند، تا زمانی که کیفیت و ظرفیت ناوگان بهبود نیابد، این طرح بهتنهایی نمیتواند خودروسواران را به ترک خودرو و روی آوردن به مترو و اتوبوس ترغیب کند. با این حال، برخی از مدیران شهری امیدوارند که این اقدام، گامی مهم در مسیر تغییر عادت شهروندان باشد. این در حالی است که تجربه دیگر کشورهای جهان نشان میدهد که رایگان کردن بلیتها، تنها زمانی موفق است که با افزایش ظرفیت، بهبود کیفیت و مدیریت شلوغی همراه شود.
