مهدی محمدی مشاور راهبردی رییس مجلس؛ در یادداشتی نوشت؛ واقعیت میدانی ما را به یک نقطه گذار راهبردی رسانده. ما در آستانه ورود به یک مرحله نوین از جنگ هستیم؛ جنگی که اصولاً پایان نیافته بود.
آتشبس یکماهه اخیر، یک صلح پایدار نبود، بلکه یک وقفه تاکتیکی و بخشی از خودِ جنگ بود؛ هم برای ما و هم برای دشمن. پس دور تازهای از درگیری کاملاً محتمل است.
نکته اساسی اما در ضرورت بازنگری مفهوم جنگ نهفته است.
اگر تصور ما از جنگ، صرفاً رویارویی و شلیک نظامی باشد، دچار خطای محاسباتی شدهایم. این برداشت غلط که «هرگاه تبادل آتش نباشد، صلح برقرار است» خطرناک است. جنگ جدیدی که ما درگیر آنیم، مفهومی بسیار فراتر از درگیری نظامی دارد.
بزرگترین اشتباه راهبردی در شرایط کنونی، این است که کسی گمان کند جنگ تنها به معنای شلیک نظامی است.
دشمن یک جعبه ابزار بزرگ از گزینهها را در برابر خود دارد:
- درگیری نظامی (که فقط یکی از گزینههاست)
- محاصره دریایی
- ترور
- ضربه به زیرساختها
- عملیاتهای سینمایی و غافلگیرکننده
- عملیات در مرز و عمق
- ایجاد آشوبهای مسلحانه
دشمن این گزینهها را دائماً تلفیق و بهروزرسانی میکند تا از ترکیب آنها ضربه بزند. ما نیز متقابلاً سبد گزینههای خود را داریم. در چنین فضایی، آتشبس یعنی خرید زمان، نه توقف جنگ؛ و مذاکره نیز ابزاری برای مدیریت طرف مقابل در راستای اهداف جنگی است، نه نشانه صلحطلبی.
ماهیت مرحله جدید: هدفگیری تابآوری مردم و محاسبات مسئولین
این جنگ ترکیبی جدید بر دو نقطه کانونی متمرکز است:
۱. تابآوری مردم (بزرگترین سرمایه ایران)
۲. محاسبات مسئولان (که برخلاف توهم دشمن، اهل سازش نیستند)
دشمن دریافته که همراهی مردم، اساس شکستشان بوده. پس حتی اگر ضربه نظامی جدیدی وارد شود، هدف اصلی، هدف گرفتن تابآوری اجتماعی و ایجاد تردید در تصمیمگیران مقاوم است.
گزینههای روی میز دشمن و پاسخ متقابل ما:
۱. گزینه نظامی و آرایش جنگی
احتمال حمله نظامی بالاست. استقرار تجهیزات آفندی و پدافندی، افزایش پروازهای شناسایی و رزمی منطقه نشانههای یک وضعیت آستانهای است. اما ضربه احتمالی، صرفنظر از ابعاد فیزیکی، با هدف اثرگذاری بر ذهن مردم و مسئولین طراحی خواهد شد. مهمترین عامل جبرانکننده، استحکام و انسجام مردم است. اگر اراده ملت بر مقاومت باشد، هر تیمی سر کار باشد راهی جز ایستادگی ندارد.
۲. حمله به زیرساختها
هدف دشمن کاهش تابآوری و تسریع بیثباتسازی داخلی است. پاسخ ما از همان ساعات اولیه، حملات متقابل به زیرساختهای منطقه خواهد بود. راهبرد «زیرساختزدایی از منطقه» روی میز است. در داخل، پاسخ ملت ایجاد همبستگی ملی، صرفهجویی، مواسات و به اشتراکگذاری منابع خواهد بود.
۳. جنگ شناختی و تردید
محور اصلی این مرحله، جنگ ذهنی و شناختی است. دشمن به دنبال کاشت بذر تردید، یأس و ترس، زیر سؤال بردن فرماندهی، و ترویج اتهام «خیانت» علیه مسئولین کلیدی است. این دقیقاً بازی در زمین دشمن است. امروز هیچ تصمیم کلان راهبردی بدون اشراف و نظارت رهبری گرفته نمیشود و متهم کردن تصمیمگیران، اقدامی در جهت کاهش تابآوری جامعه است.
جمعبندی و راه پیش رو
آنچه پیش رو داریم، یک نبرد ترکیبی تمامعیار است که بخش عظیمی از آن در ذهنها و دلها رقم خواهد خورد. پیروزی در گرو استحکام ذهنی ماست:
- انسجام و اعتماد به یکدیگر و مسئولین
- گوش به فرمان رهبری
- مراقبت از تکرار ناخواسته صدای دشمن در داخل
شکستهای قبلی آمریکا مقابل ایران، مقدمهای برای جسارت قدرتهایی چون چین شد. این بار نیز با قوت در میدان و ذهن، صبح پیروزی زودتر از تصور دشمن طلوع خواهد کرد. این پیروزی به نام همین مردمی رقم میخورد که امروز در خیابانها نماد مقاومتاند. لحظات، سرنوشتساز است و دعای مردم برای تصمیمگیران و رزمندگان، ضامن نهایی تحقق وعده الهی پیروزی است.
