از همان نخستین ساعات پس از انسداد تنگه هرمز از سوی ایران شاهد بودیم که سیلی از تحلیل و تفسیرها با محوریت این مسأله که کنترل ایران بر تنگه و دریافت عوارض از آن می تواند سالانه میلیاردها دلار درآمد را عاید کشورمان کند، مطرح شده و هنوز هم می شود. تخمین های اقتصادی مختلفی نیز در این رابطه مطرح می شود. آنچه واضح است اغلب ناظران و تحلیلگران معتقدند که ایران با تسلط بر تنگه هرمز و تعریف یک رژیم حقوقی و مدیریتی تازه برای آن، می تواند منافع اقتصادی قابل توجهی را کسب کند.
اگرچه مزایای اقتصادی کنترل ایران بر تنگه هرمز ملموس است با این حال، باید یک واقعیت راهبردی را در این زمینه در ذهن داشت و آن این است که صرف نگاه اقتصادی به تنگه درست نیست. تسلط ایران بر تنگه هرمز و اعمال حاکمیت بر آن، در ابعاد مختلف سیاسی، راهبردی و امنیتی نیز حامل دستاوردهای قابل توجهی برای ایران است.
در حقیقت، اینکه بعضاً دیده می شود عده ای سبک سنگین می کنند که آیا تسلط ایران بر تنگه هرمز و مزایای اقتصادی آن برای کشورمان به اندازه ای است که متحمل فشارهای تحمیلی خارجی شویم یا خیر، از اساس تفکری اشتباه است. برخورداری ایران از منافع اقتصادی مدیریت تنگه هرمز تنها بخش کوچکی از مزایایی است که ایران می تواند از آن ها بهره مند شود.
اساسا بیراه نیست که می بینیم برخی نشریات غربی می گویند که این اهرم جدید در دستان ایران چیزی شبیه به سلاح اتمی برای این کشور است و به همان اندازه برای آن قدرت ساز است. باید اصل مسأله را درست دید و البته برای افکار عمومی در کشورمان تبیین کرد. کافی است توجه داشته باشیم تنها در یک مورد، کره جنوبی پس از سال ها یک مامور و فرستاده ویژه به تهران فرستاده تا بتواند مشکل عبور و مرور کشتی های خود از تنگه هرمز را رفع کنید. همان کره جنوبی که در مورد پرداخت بدهی بیش از ۶ میلیارد دلاری کشورمان سالها دبه کرد و بهانه جویی نمود.
