به گزارش فارس: آیا شاهنامه صرفاً کتابی برای قفسههای کتابخانه است یا ابزاری برای تغییر در میدان جنگ و سیاست؟ دکتر احمد تمیمداری، پژوهشگر و استاد ادبیات، در این گفتوگو دست روی نقطهای حساس میگذارد: «کاربرد حماسه در زندگی واقعی». او با عبور از کلیشههای رایج، از روزگاری میگوید که شاهنامه در میدانهای نبرد هندوستان، جایگزین اشعار عاشقانه میشد تا روحیه مقاومت را زنده کند و حتی در قرنها بعد، الهامبخش آزادیخواهان فرانسه در برابر استبداد شد.
احمد تمیمداری با اشاره به تفاوت مفاهیم سیاسی در گذشته و امروز اظهار داشت: در دوران باستان، مفهوم «ملیت» و «ملیگرایی» به شکل امروزی آن وجود نداشت. سرزمینها اغلب با نام پادشاهان و سلسلههای حاکم شناخته میشدند؛ برای نمونه از امپراتوری انوشیروان یا قلمرو کنستانتین بزرگ یاد میشد و هویت کشورها با نام فرمانروایان گره خورده بود.
وی با قرائت ابیاتی مشهور از شاهنامه که بر روح دفاع از سرزمین و مسئولیت ملی تاکید دارد، افزود: ابیاتی نظیر «دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود» یا «چو ایران نباشد تن من مباد»، نشاندهنده غلیان احساسات وطنخواهانه در کلام فردوسی است. البته باید توجه داشت که برخی ابیات مانند «هنر نزد ایرانیان است و بس»، دارای اختلافات نسخهشناسی است و نباید بدون دقت علمی و نگاه مصححان نقل شود.
این پژوهشگر ادبیات، انگیزه فردوسی از سرودن شاهنامه را متأثر از شرایط تاریخی دوران غزنویان دانست و گفت: در آن روزگار، سلسلههایی همچون غزنویان که از جغرافیای خراسان بزرگ (افغانستان امروزی) برخاسته بودند، نگاهی جهانوطن داشتند. سلطان محمود غزنوی چندان دلبسته تاریخ ایران باستان نبود و عظمت را بیشتر در فتوحات خود میجست. در چنین فضایی که اسطورهها و نام پهلوانان ایرانی در معرض فراموشی و تحقیر بود، فردوسی سی سال از عمر خود را صرف ساختن «کاخی بلند از نظم» کرد تا عجم را بدین پارسی زنده کند.
تمیمداری به کارکردهای اجتماعی و نظامی شاهنامه در طول تاریخ اشاره کرد و یادآور شد: در دوره اکبرشاه تیموری در هندوستان، شاهنامه جایگاه ویژهای داشت. اکبرشاه که تحت تاثیر فرهنگ ایرانی بود، به وزیرش «فیضی» دستور داده بود در میدانهای جنگ برای سربازان شاهنامه بخوانند. او معتقد بود اشعار حماسی فردوسی، برخلاف منظومههای عاشقانه، روح شجاعت و مقاومت را در دل لشکریان زنده میکند.
وی همچنین به تاثیر جهانی این اثر اشاره کرد و افزود: من در مقالهای با عنوان «تأثیر شاهنامه فردوسی در آثار حماسی غرب» و همچنین مرحوم دکتر جواد حدیدی در کتاب «از سعدی تا آراگون»، به نفوذ کلام فردوسی در غرب پرداختهایم. جالب است بدانید در دوران استبداد ناپلئون در فرانسه، انجمنهای ادبی با الهام از شاهنامه، روح استقلالطلبی را تقویت میکردند و از فردوسی با عنوان «سراینده سرود آزادی» یاد میشد.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه گرایش به حماسه نباید تنها محدود به دوران بحران و جنگ باشد، تصریح کرد: همانطور که در کشورهای اسکاندیناوی، آمادگی رزمی سربازان حتی در زمان صلح حفظ میشود، ما نیز باید سرمایههای فرهنگی خود را همواره زنده نگه داریم. شاهنامه پشتوانه دائمی هویت ماست.
تمیمداری در پایان با گرامیداشت یاد مصححان و پژوهشگرانی چون مرحوم دبیرسیاقی و استاد جنیدی، خاطرنشان کرد: اگر برای شاهنامه ارزش قائلیم، باید برای کسانی که عمرشان را صرف حفظ این میراث کردهاند نیز احترام قائل شویم. شایسته نیست که از شاهنامه بهرهبرداری ابزاری شود، اما استادان و پژوهشگران این حوزه در انزوا و بیتوجهی بمانند. احترام به شاهنامه، در گرو احترام به مردم و خادمان فرهنگ این سرزمین است.