جنگ ظالمانه تحمیلی سوم، علیه ملت ایران که از نهم اسفند 1404 آغاز شده با چه شرایطی باید پایان یابد؟
شهادت سردارسپهبد،قاسم سلیمانی و عدم تناسب واکنش ایران به این جنایت،غرب را به این باور رسانیدکه شهادت فرماندهان ارشد ایران برای آنها هزینه چندانی ندارد.به عبارت دیگر، اگر هر یک از سران سیاسی و نظامی محور مقاومت،به ویژه فرماندهان نظامی ایران را ترور کنیم واکنش ایران آن قدر کوچک و ضعیف است که قابل تحمل است. بنا براین،پس از شهادت سردارسلیمانی،آمریکاو اسراییل با این پیش فرض، اقدامات خود را تشدید کردند.ازحمله به کنسولگری ایران در سوریه تا شهادت مشکوک آیتالله رییسی و درادامه شهادت اسماییل هنیه در تهران، عملیات های وعده صادق 1و 2 وجنگ 12 روزه همه با این برداشت از طرف آمریکا آغاز شد که واکنش ایران،هم قابل پیش بینی و هم قابل تحمل است. در میانه جنگ 12 روزه، فشار موشکی ایران آمریکا و اسراییل را مجبور به توقف عملیات نظامی کرد و ایران نیز عملا پذیرفت درحالیکه هیچیک از مسایل فی مابین، به نقطه مشخصی نرسیده بود. از این رو،همه کارشناسان براین باور بودند که جنگ بعدی قریبالوقوع است. دراین فاصله، یعنی از جنگ 12 روزه تا دهم اسفند که جنگ رمضان آغاز شد،کشور، همچنان در زیر سایه جنگ بود و هر خبر کوچکی مثل جابجایی یک «ناو» یا یک «هواپیما» دلهره و نگرانی را به جامعه پمپاژ میکرد.
در نهایت اتاق فکرآمریکا و اسراییل ابتدا نیرنگ مذاکره را در پیش گرفتند و شرایط خود را نوعی تنظیم کردند که هر انسان عاقلی نمیتوانست آن را بپذیرد.سرانجام، در میانه مذاکرات حمله دشمن با ترور رهبر انقلاب و جلسه فرماندهان نظامی آغاز شدکه به خیال خودُ کار ناتمام جنگ 12 روزه را تمام کنند.
اما این بار ایران مصمم بود که مثل گذشته عمل نکند و هر تهاجمی را به صورت وسیع پاسخ دهد. اگر این سطح از پاسخ که اکنون شاهد آن هستیم بعد از شهادت سردار سلیمانی اتفاق میافتاد به جرات میتوان گفت روند حوادث بعدی به مسیردیگری میرفت. چرا درآن مقطع واکنش مناسبی نشان داده نشد؟ قصه پرغصه ای است که باید جداگانه به آن پرداخته شود.
سخن اصلی این یادداشت این است که جنگ حاضر را تا کجا باید ادمه داد و با چه شرایطی به پایان رساند.؟ آنچه بدیهی است و رهبری جدید انقلاب و همه بخشهای نظام بر آن تاکید دارند این است که این بار به هرقیمتی نباید دشمن را رها کرد که چند ماه بعد دوباره با امکانات بیشتر باز گردد وجنگ دیگری را آغازکند.به عبارت بهتر، این بار باید چنان بجنگیم و در حالتی جنگ را به پایان ببریم که حد اقل تا 50 سال آینده کسی جرات تعرض مجدد به ایران را نداشته باشد. از این رو به نظر میرسد جنگ تا تحقق شرایط ذیل باید ادامه یاد و این شرایط مقدمه هرگونه آتش بس باشد:
1- پذیرش بی قیدو شرط حق غنی سازی اورانیوم برای ایران براساس قوانین بینالمللی.
2- لغوهمه تحریمهای ظالمانه با هر عنوانی، اعم هسته ای وغیرهستهای.
3- آزاد سازی همه دارایی های بلوکه شده ایران در بانکهای غربی.
4- پرداخت غرامت به ملت ایران به دلیل آغاز جنگ تجاوزکارانه توسط آمریکا وکشورهای عرب میزبان پایگاه های آمریکا.
5- برچیده شدن همه پایگاه های نظامی آمریکا و اسراییل درکشورهای همسایه ایران.
6- برچیدن همه دستگاه های تبلیغانی و تلویزیون های ماهوارهای ضد انقلاب، مثل اینترنشنال و....
7- استرداد همه مجرمین فراری و کسانی که به عنوان قاتلان ملت ایران تحت تعقیب دستگاه قضایی ایران می باشند.
8- عدم تجاوز و حمله به متحدین ایران در محور مقاومت، مثل، حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق، انصارالله یمن و...
*دانشیارگروه علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا.
