تعیین هویت دقیق حاکم ایران در زمان حضرت یوسف (علیه السلام) یک چالش تاریخی و مذهبی است. دلیل آن این است که منابع مذهبی اغلب بر جنبههای اخلاقی تمرکز دارند تا گاهشماری دقیق و همچنین مفهوم "ایران" به عنوان یک امپراتوری متمرکز آریایی، در دورهای پس از زمان تخمینی زندگی حضرت یوسف شکل گرفت.
دیدگاه سنتی و همزمانی
بر اساس گاهشماری سنتی، وقایع زندگی حضرت یوسف بر پایه "سالهای پس از هبوط حضرت آدم" تعیین میشود.
حضرت یوسف ع در سال ۳۵۵۶ پس از هبوط حضرت آدم متولد شد , در سال ۳۵۷۰ به چاه انداخته شد , در سال ۳۵۷۹ زندانی شد , در سال ۳۵۸۶ از زندان ازاد شد , در سال ۳۵۸۷ عزیز مصر شد و درسال ۳۶۶۶ وفات یافت .(1)کورش در سال 3668 به تخت پادشاهی نشست .(2)بر این اساس پادشاهان ماد در زمان آن حضرت در ایران حکومت می کردند ولی دقیقا نمی دانیم کدامیک درست همزمان بودند.
منبع:
1- ناسخ التواریخ , جلد هبوط , چاپ رحلی , ص 88 , 91 , 95, 97, 99 و 101 .
2- همان ص110
دیدگاه تاریخی و باستانشناسی و همزمانی
بر اساس تحقیقات تاریخی مدرن و شواهد باستانشناسی، دیدگاه متفاوتی مطرح میشود که گاهشماری سنتی را به چالش میکشد.
زمانبندی تاریخی حضرت یوسف: بر اساس شواهد باستانشناسی مانند پاپیروسها و سنگنبشتههای مصری، زمان تقریبی زندگی حضرت یوسف به حدود ۱۷۰۰ تا ۱۶۰۰ قبل از میلاد نسبت داده میشود. این دوره با عصر دوم میانی مصر (حکومت هیکسوس) همخوانی دارد.
حکومتهای ایران در آن دوران: در قرن ۱۷ و ۱۶ قبل از میلاد، منطقهای که اکنون ایران نامیده میشود، هنوز یک واحد سیاسی یکپارچه نبود. تمدن اصلی حاکم در جنوب غربی ایران (خوزستان و فارس امروزی)، عیلامیها بودند.
عیلامیها تحت سلسلههایی مانند سوکالماه (۱۹۰۰ تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد) حکومت میکردند.
از پادشاهان کلیدی این دوره میتوان به کوتیر-ناهونته اول (حدود ۱۷۳۰ تا ۱۷۰۰ قبل از میلاد) و لیلا-ایر-تاش (حدود ۱۷۰۰ تا ۱۶۹۸ قبل از میلاد) اشاره کرد.
تمدنهای محلی دیگری مانند مانناییها در شمال غربی و کاسیها در غرب نیز وجود داشتند.
ادعای دیدگاه سنتی مبنی بر همزمانی حضرت یوسف با مادها، با شواهد باستانشناسی در تناقض است. مادها (اقوام آریایی) حدود ۱۰۰۰ سال بعد از دوره تخمینی زندگی حضرت یوسف، وارد صحنه سیاسی ایران شدند. سلسله مادها از حدود ۶۷۸ قبل از میلاد آغاز شد، در حالی که یوسف حدود ۱۶۰۰ قبل از میلاد زندگی میکرد.
بر اساس شواهد تاریخی و باستانشناسی، ایران در زمان حضرت یوسف تحت تسلط امپراتوری شناختهشدهای مانند هخامنشیان یا مادها نبوده، بلکه تحت فرمانروایی تمدنهای پیشآریایی مانند عیلامیها قرار داشت، که پایتخت آنها شهر شوش بود. هیچ پادشاه ایرانی متمرکز و واحدی در آن دوران شناسایی نشده است.
منابع:
ويل دورانت در تاريخ تمدن خود جلد ۱ صفحه ۳۵۲ می نويسد شايد رفتن بنی اسراييل به مصر پس از تسلط هيكسوسها بوده است و تصور می كرده اند چون اين قوم قومی سامی است در مصر تحت حمايت آنان قرار می گيرند.اين مورخ معتقدست حضور بنی اسراييل در مصر با دعوت يوسف(ع) از سال ۱۶۵۰ قبل از میلاد آغاز و با رهبری موسی(ع) در سال ۱۲۲۰ قبل از میلاد به پايان رسيد.
در كتاب تاريخ جهان لاروس جلد ۱ به صراحت به اين موضوع اشاره شده است .در اين كتاب اشاره شده است كه آپوفيس فرمانروای هيكسوس مصر يوسف عبرانی را پاس داشت و بدو مقام و جايگاه بخشيد.
