جای خالی سلمان‌خان در ضیافت ترامپ! / دنده مرده در بازار خودرو / جدال بر سر آموزش تلویزیونی

گروه سیاسی الف،   4050207017 ۸ نظر، ۰ در صف انتشار و ۶ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

جای خالی سلمان‌خان در ضیافت ترامپ! / دنده مرده در بازار خودرو / جدال بر سر آموزش تلویزیونی

جای خالی سلمان‌خان و آمیتاب باچان در ضیافت ترامپ!

فرهیختگان نوشت:

 جای سلمان‌خان و آمیتاب باچان در ضیافت خبرنگاران کاخ‌سفید خالی بود. این مراسم سالانه در سالن رقص هتل «هیلتون» در شهر واشنگتن‌دی‌سی آمریکا با میزبانی اعضای دولت و خانواده‌هایشان و حضور خبرنگاران رسانه‌های مختلف آمریکایی برگزار می‌شود. این ضیافت درکنار برنامه‌های مرسوم، فرصت‌هایی در اختیار لابیست‌ها قرار می‌دهد و از این جهت نیز اهمیت دارد. با این حال، مراسم امسال (بامداد یکشنبه 6 اردیبهشت 1405) با یک حاشیه بزرگ همراه بود. تنها دقایقی پس از آغاز مراسم، صدای تیراندازی اطراف سالن شنیده شد و بلافاصله تیم امنیتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا دور او حلقه زدند و در نهایت او به بیرون سالن منتقل شد. در همین حین، اتفاقاتی رخ ‌داد که سوژه طنز و تمسخر کاربران در فضای مجازی شد و این رویداد را هم بخشی از پروژه‌های تکراری و نمایشی ترامپ برای جلب توجه یا حتی شرط‌بندی دانستند. با این وجود، نمایش‌های اینچنینی هنوز برای بخشی از جامعه آمریکا کار می‌کند و همین برای پیشبرد طراحی‌های ترامپ جهت کنترل فضای سیاست داخلی پساجنگ کافی است. این به‌عنوان فرضیه اول درباره حادثه هتل هیلتون مطرح شده است. 

فرضیه دوم اما می‌گوید که تهدید ترامپ نمایشی نبوده و واقعاً شخصی قصد حمله به مقامات دولت را داشته است. این سناریو هم حاکی از فشار علیه دولت ترامپ است. نظرسنجی رسانه‌های آمریکایی حکایت از افول محبوبیت ترامپ حتی در میان جریان ماگا و پایگاه رأی او در نتیجه سیاست‌ورزی‌های غلط دارد. اعتراضات «نو کینگ»( نه به پادشاه )، سابقه تیراندازی‌های قبلی اطراف کاخ سفید و پنتاگون، شلیک گلوله به سمت محل اقامت ونس، ترور چارلی کرک و... دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ را به یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های ریاست‌جمهوری آمریکا بدل کرد.

********

قهرمان های ترسوی کاخ سفید !

کیهان هم درباره ماجرای سوقصد به ترامپ نوشت:

ماجرای تیراندازی در مراسم شام ترامپ در هتل هیلتون واشنگتن، علاوه بر آنکه هنوز با تردید و تشکیک بسیاری درباره پشت‌صحنه آن مواجه است، از ابعاد و‌ نماهای دیگری نیز محل توجه رسانه‌ها  قرار گرفته است. یکی از این ابعاد، ترس و وحشت و بزدلی عجیب مقامات آمریکایی است؛ در حالی که به‌گفته حاضران، چند گلوله در بیرون از سالن شلیک شده است، نحوه فرار «جی‌دی ونس» معاون ترامپ، پنهان شدن سراسیمه و عجیب و غریب «مارک روبیو»،‌ وزیر خارجه آمریکا زیر میز، فرار مضطرب وزیر خزانه‌داری و برخی دیگر از مقامات آمریکایی حاضر در صحنه، این ماجرا را به یک نمایش تراژدی- کمدی همزمان تبدیل کرده است. در چنین مواقعی- اگر واقعه ساختگی نباشد- قطعاً ملاحظات امنیتی و مراقبت، امری طبیعی است؛ اما مسئله، اصلِ مراقبت نیست؛ بلکه وحشت و ترسی است که در حین این مراقبت دیده می‌شود؛ هیئت حاکمه‌ای که با بمب‌های چندتنی زنان و کودکان را در غزه و ایران و لبنان و بسیاری دیگر از نقاط دنیا، بی‌رحمانه می‌کشد و تصویر هرکول و قهرمان شجاع از خود نشان می‌دهد، آنگاه که با چند صدای گلوله مواجه می‌شود این‌طور بزدلی خود را فاش‌شده می‌بیند!

******

رازگشایی رسانه های آمریکایی از شگفتی سازی جنگنده اف-۵ ایرانی 

روزنامه جوان نوشته است:

رسانه‌های امریکایی از جمله ان‌بی‌سی به‌تازگی از یک شگفتی در روز‌های آغازین جنگ پرده برداشتند. به اعتراف این رسانه‌ها، دو فروند جنگنده اف-۵ نیروی هوایی ارتش ایران که هواپیمایی با قدمت نزدیک به ۷۰سال و کاملاً از رده خارج است، موفق شدند با عبور از سامانه‌های پاتریوت روشن، یک پایگاه نظامی امریکا را در کویت بمباران کرده و بدون کوچک‌ترین آسیبی به پایگاه ششم شکاری بوشهر بازگردند. این عملیات که خسارتی بیش از ۵میلیارد دلار طبق برآورد اندیشکده AEI به زیرساخت‌های امریکا وارد کرد، گواهی است بر این‌که می‌توان با دستان خالی به مدد دست خدا در برابر مدرن‌ترین جنگنده‌های دنیا یعنی اف-۳۵، اف-۱۸و اف-۱۶ به چنین پیروزی مطلقی دست یافت. 

به نوشته برخی رسانه‌های امریکایی کلید اصلی موفقیت، پرواز در ارتفاع بسیار پایین (زیر ۵۰ فوت) و نزدیک به سطح دریا بوده است، کاری که به اعتراف این رسانه گویا فقط از یک نفر برمی‌آمده و آن هم همان خلبان ایرانی بوده است! رادار‌های پدافند پاتریوت برای شناسایی اهداف در ارتفاع متوسط و بالا طراحی شده‌اند. پرواز در پایین‌تر از افق رادار موجب می‌شود که انحنای زمین و پوشش گیاهی/آب، هواپیما را پنهان کند. خلبانان ایرانی با مهارت تمام، از ناحیه کور رادار‌های دشمن استفاده کرده‌اند. 

امریکا با داشتن پیشرفته‌ترین ناوگان هوایی (اف-۳۵ رادارگریز، اف-۱۸ سوپر هورنت) هرگز انتظار نداشت که یک جنگنده که به کار نگهداری در موزه نظامی می‌آید مانند اف-۵ جرئت و توان چنین عملیاتی را داشته باشد. چه‌بسا سامانه‌های شناسایی و پدافند حمله اف-۵ را به عنوان نویز یا یک هدف غیرنظامی رد کرده باشند!

بر اساس گزارش‌ها، حضور همین اف-۵های ایرانی در ارتفاع پایین موجب سقوط سه فروند اف-۱۶ امریکایی در کویت شده است، زیرا پدافند زمینی امریکا در تشخیص هواپیمای خودی از دشمن دچار اشتباه شده و به جنگنده‌های خودی آتش گشوده است!

******

دنده مرده در بازار خودرو !

اگر در دور موتور پایین اقدام به تعویض به دنده های بالاتر کنید، خودرو توانایی و نیروی لازم برای ادامه حرکت را ندارد که در اصطلاح فنی خودرو به آن “دنده مرده” می‌گویند.

فرهیختگان به افزایش قیمت زودتر از موقع در بازار خودرو پرداخته و تاکید کرده است اخبار مربوط به کمبود فولاد و ... که بهانه این افزایش قیمت ها شده پایه ای در واقعیت ندارد و افزایش قیمت‌ها تا حدی تحت تأثیر همین فضای ذهنی است :

درحال‌حاضر با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که بیش از آن‌که ناشی از واقعیت‌های عینی باشد، تحت تأثیر فضای روانی ناشی از شرایط جنگی است. بازار انتظار کاهش تولید را دارد و جامعه به‌صورت طبیعی نگران است که در آینده ممکن است در عرضه کالا‌ها با مشکل مواجه شویم. هرچند خوشبختانه تا این لحظه اتفاق پیچیده‌ای رخ نداده؛ اما این ریسک در ذهن مردم شکل گرفته و همین نگرانی باعث شده رفتار‌های پیش‌دستانه در بازار شکل بگیرد و افزایش قیمت‌ها تا حدی تحت تأثیر همین فضای ذهنی باشد.

در این میان، چند نکته قابل توجه است. نخست این‌که در کشور ما تولیدکنندگان متعددی در حوزه فولاد فعالیت می‌کنند. اگرچه سهم اصلی تولید مربوط به فولاد مبارکه اصفهان است؛ اما این شرکت تنها تولیدکننده فولاد یا ورق در کشور نیست. نکته دوم این است که همه تولیدکنندگان فولاد الزاماً ورق تولید نمی‌کنند، اما بسیاری از آن‌ها توان و ظرفیت تولید ورق را دارند. دلیل این‌که تاکنون بیشتر تمرکز آن‌ها بر سایر محصولات فولادی بوده، تأمین نیاز داخلی توسط فولاد مبارکه بوده است. با این حال، در شرایط فعلی اگر بازگشت تولید به حالت عادی چند ماه یا حتی تا یک سال زمان ببرد، سایر تولیدکنندگان می‌توانند بخشی از این نیاز را پوشش دهند. تولید ورق‌های معمولی، به‌ویژه در ضخامت‌های متداول مورد استفاده در صنعت خودرو، از پیچیدگی فنی بالایی برخوردار نیست و امکان تطبیق خطوط تولید برای این منظور وجود دارد.

نکته دیگر این است که صنعت خودروسازی کشور همواره بخشی از نیاز خود به ورق را از طریق واردات تأمین کرده است. این موضوع محدود به شرایط فعلی نیست و در سال‌های گذشته نیز از کشور‌های مختلف، از جمله کشور‌های اروپایی و چین، واردات انجام می‌شده است. اگرچه در سال‌های اخیر روند داخلی‌سازی تقویت شده و سهم تولید داخل افزایش یافته، اما همچنان امکان واردات به‌عنوان یک راهکار مکمل وجود دارد. بنابراین، حتی در سناریو‌های بدبینانه که بازگشت تولید داخلی با تأخیر مواجه شود یا سایر تولیدکنندگان نتوانند به‌سرعت وارد این حوزه شوند، خودروسازان می‌توانند مانند گذشته بخشی از نیاز خود را از طریق واردات تأمین کنند و از بروز بحران جدی در این بخش جلوگیری نمایند.

در خصوص قیمت خودرو نیز باید تأکید کرد که انتظار کاهش اساسی قیمت‌ها در شرایط فعلی واقع‌بینانه نیست. قیمت خودرو، حتی در تولیدات داخلی، به‌شدت تابع نرخ ارز است و تا زمانی که نرخ ارز کاهش پیدا نکند، کاهش معنادار قیمت خودرو نیز رخ نخواهد داد. با این حال، آنچه می‌توان انتظار داشت، تخلیه حباب‌های قیمتی است. در دوره‌های اخیر، تحت تأثیر فضای روانی، شرایط سیاسی و انتظارات تورمی، در بازار‌هایی مانند خودرو و مسکن حباب‌هایی شکل گرفته است. در حال حاضر نشانه‌هایی از تخلیه این حباب‌ها دیده می‌شود.

******
 اگر يار شاطر نيستيم،  بارِ خاطر مردم نباشيم

امیرعباس میرزاخانی در اعتماد نوشته است:

چه در فروكش‌كردن آتش اين نبرد و چه در صورت گسترش بحران، اگر برخي بي‌خبران درون كشور همچنان به نغمه‌هاي يأس، خودكم‌بيني و شيفتگي به مظاهر تمدن غرب يا برج‌هاي شيشه‌اي همسايگان جنوبي ادامه دهند، شايسته آن است كه دست‌كم سكوت پيشه كنند و بيش از اين بر طبل ياوه‌گويي نكوبند؛ چراكه پرده از وابستگي و حرص سيري‌ناپذير به قدرت و ثروت، سال‌هاست از فراز خليج‌فارس فرو افتاده است.

در عين حال بايد هوشيار ماند تا مبادا با بازگشت آرامش، برخي محافل به نام صيانت و با عناويني از اين دست، بار ديگر تيغ سخت‌گيري بر چهره جامعه فرود آورند و حضور پيگير و فداكارانه همين مردم را در روزهاي دشوار به فراموشي بسپارند؛ چنان‌كه پس از جنگ دوازده‌ روزه نشانه‌هايي از آن پديدار شد. در جنگ شناختي و نبرد روايت‌ها نيز، اگر يار شاطر رزمندگان نيستيم، دست‌كم بارِ خاطر مردم رنج‌ديده نباشيم. اگر از پستوي بازار دستمال‌فروشان گله‌اي داريم، قيصريه را به آتش نكشيم و نگذاريم كژفهمي يا تنگ‌چشمي، تلاش‌ها و ايستادگي اين ملت رشيد را مخدوش سازد.

پيروزي در نبرد رمضان همچنين آشكار ساخت كه دانشمندان و متخصصان ايراني از ظرفيتي عظيم برخوردارند. همان مغزهاي توانمندي كه ايران را در برابر تهديدها مصون داشتند، مي‌توانند در مسير توسعه علمي و اقتصادي نيز نقش‌آفرين باشند؛ به‌شرط آنكه فضايي فراهم شود كه عقلانيت جايگزين رويكردهاي قهري شود و نخبگان در تصميم‌سازي و تصميم‌گيري مشاركت واقعي داشته باشند.

 بازگشت نخبگان خارج از كشور، تقويت دانشگاه‌ها به عنوان كانون‌هاي خلاقيت و ايجاد محيطي امن و آزاد براي پژوهش و نوآوري، مي‌تواند آينده‌اي روشن‌تر براي ايران رقم زند...

*******

تعارف را کنار بگذارید باید به معیشت مردم رسید

روزنامه اطلاعات در یادداشتی به قلم سید مسعود رضوی نوشته است:

حقیقت آن است که اقتصاد کشور به سرعت نیاز به مدیریت دارد و ممکن است برخی طبقات و خانوارها نتوانند تاب و طاقت فشارهای تورمی را داشته باشند. گرانی و افزایش چند صد درصدی کالاهای اساسی از یک سو، بیکاری و رکود بازار کار از سوی دیگر، همراه با از کار افتادن بخش بزرگی از زنجیره تولید و عرضه مواد خام و کالاهای اساسی به دلیل آسیب‌دیدگی و سرانجام قطع اینترنت که خود به تنهایی محل کسب و کارهای مجازی بسیار زیادی محسوب می‌شد، وضعیت بغرنجی ایجاد کرده است. نمی‌توان با تعارف یا کلی‌گویی از کنار این مسائل گذشت.

ممکن است به زودی دولت نیاز به برنامه‌های ویژه‌ای برای اقتصاد دوران جنگ پیدا کند و چون چشم‌انداز تداوم یا ختم جنگ، آتش‌بس، صلح و ... هیچ روشن نیست، باید برای هر شرایطی آماده بود. پروژه‌های دولت نمی‌تواند تنها روی کاغذ باشد و باید هرچه زودتر عملیاتی شود. نیروهای نظامی و میدان باید از پشتیبانی تمام مردم مطمئن باشند و این امر نیازمند دلگرمی همه مردم و ایجاد وحدت در میان تمام اقشار است. 

هرچند مردم ایران بزرگوارتر از آنند که وطن خود را تنها بگذارند، و این مسأله را آزمون‌های تاریخ ثابت کرده است، بارها و بارها...

******

احتمال آغاز مجدد جنگ ایران و آمریکا چقدر است؟
 
محمدجواد لاریجانی در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که احتمال شروع مجدد جنگ زیر ۶۰ درصد برآورد می‌شود.
 او همچنین گفت: با کشوری که این همه جنایت در حق ما کرده. حالا ما بنشینیم چی مذاکره کنیم؟ باید به او فحش بدهیم، باید کتکش بزنیم. مذاکره نداریم با آنها، مگر اینکه مرعوب باشیم. از بالاتر از آنها هم نمی‌ترسیم. بنابراین ما با آمریکا مذاکره نداریم.

*****

 پیروزی با مذاکره تثبیت می‌شود

 بیان چند جمله از علی خضریان نماینده مجلس و عضو کمیسیون مجلس باعث جنجال‌هایی در فضای رسانه‌ای شده بود. این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اخیرا در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که ایران همه راه‌های مذاکره با طرف آمریکایی را مسدود کرده و حتی پیام انتقال پیام از شبکه های اجتماعی یا با واسطه هم متوقف شده است.

 احمد بخشایش اردستانی  نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به خبرآنلاین در این باره و در پاسخ به این پرسش که  آیا  صحبت‌هایی مبنی بر اینکه ایران تصمیم گرفته هرگونه انتقال پیام یا مذاکره با طرف آمریکایی را قطع کند، تأیید می‌کنید؟ گفته است:

نه اصلا نمی شود. ما علی الحساب پیروز میدان بوده ایم. اما این پیروزی باید تثبیت شود. این پیروزی هم با مذاکره تثبیت می‌شود. درست است که ما پیروز میدان بودیم، اما بالاخره هیئت ما به پاکستان رفته است. درست است که آقای عراقچی وقتی به پاکستان می‌رود با آمریکایی‌ها صحبت نمی‌کند، اما پاکستان به‌سرعت به آمریکایی‌ها خبر داد که هیئتی از ایران دارد می‌آید. ایران هم اعلام کرد ما نقطه نظراتمان را به پاکستان می‌گوییم سپس به عمان و از آنجا به روسیه می‌رویم. بالاخره نمی‌شود که به دنیا پیامی نداد....

در مذاکرات پاکستان هیئت آمریکایی اول گفته بود که ۲۰ سال غنی‌سازی نکنید یا ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم را به ما دهید که ایران به آن جواب رد داد. اما وقتی هیئت مذاکره کنندگان برگشتند، افرادی در تجمعات شبانه یا بعضی اعضای جبهه پایداری گفتند وقتی رهبری گفتند راجع به هسته‌ای صحبت نکنید، چرا شما صحبت کردید؟ علت اختلاف هم همین‌جا بود. در واقع اینکه آقای خضریان گفتند «هیچ پیامی منتقل نشود»، منظورشان بیشتر پیام مربوط به موضوع هسته‌ای بود. چون ما در نهایت باید با آمریکا مذاکره کنیم.

البته تاب آوری ما بسیار مهم است. آمریکایی‌ها آمده‌اند دریای عمان را بسته‌اند تا ایران محاصره شود و نتوانیم نفت بفروشیم. در مقابل، ایران هم با بستن تنگه هرمز جهان را محاصره کرده که قیمت نفت بالا برود. در این صورت چون قیمت نفت هم جهانی است همه کشورها به ترامپ هجوم می‌آورند. لذا کشورهای اروپایی می‌گویند که می‌خواهیم عبورومرور کشتی‌ها از تنگه هرمز را بعد از توافق تضمین کنیم. در حالی که ایران می‌گوید ما در توافق هم تنگه را کنترل می‌کنیم و از آن عوارض می‌گیریم. شما هم که این همه درباره تنگه هرمز صحبت می‌کنید مقداری درباره رفع تحریم‌ها صحبت کنید.

*****

شهید راه مذاکره!

سایت مشرق به یادداشت  اخیر روزنامه سازندگی واکنش نشان داده است که در آن لاریجانی شهید راه مذاکره خوانده شده بود. در این یادداشت آمده بود:
.. نقش لاریجانی در پیوند رجال نظامی و رجال سیاسی ترامپ را خشمگین کرد و به جنایتی دست زد که جبران ناپذیر بود. پرونده ترور علی لاریجانی به عنوان یک مورد امنیتی و جاسوسی باید مفتوح بماند و از آن رازگشایی شود تا دامن زدن به این توهم که مذاکره مخالف مبارزه است روشن شود. گاهی مذاکره بهترین نوع مبارزه است و این مهم‌ترین میراث علی لاریجانی است که می‌شود در راه مذاکره شهید شد...

 مشرق در پاسخ نوشته است:‌

این نوشته حتی در خوشبینانه‌ترین حالت نیز اما اینطور به ذهن متبادر می‌کند که لاریجانی صرفا مذاکره‌خواه بود و در مسیر مذاکره به شهادت رسید! بدتر اینکه نویسنده ادعا می‌کند مهمترین میراث لاریجانی شهادت در راه مذاکره است!

اما در واقعیت اینطور نیست و نگاهی به زیست و زمانه شهید دکتر لاریجانی نشان می‌دهد که او با چراغ "عقلانیت اصیل انقلابی" صرفا به دنبال تحصیل منافع ایران بود. منافعی که یک روز حمایت لاریجانی از محور مقاومت و سپاهیان مقتدر ایرانی را تکلیف می‌کرد و روز دیگر حضورش در پشت میز مذاکره را.

******

جدال روزنامه شرق و تلویزیون بر سر آموزش تلویزیونی

روابط عمومــی شــبکه آموزش ســیما در واکنش به گزارشــی با تیتر «صدا وســیما آنتــن نمی دهد» پاســخی مفصل به روزنامه شرق داد و در آن تأکید کرد منابــع این ســازمان نامحدود نیســت و ادعا نمی کند همــه چیز ایدئال اســت. در متن توضیح روابط عمومی این بخش از صداوسیما آمده است:

گزارش منتشر شــده، در ظاهر دربــاره «وضعیت وخیم آمــوزش، تعطیلی های مکــرر، جنگ، آلودگی هــوا، ناترازی انرژی، نقص ســامانه شــاد، کمبود بودجه، کمبــود نیرو، و سیاســت گذاری آموزشــی» اســت؛ اما تیتر یک آن، به شکل کامــال جهــت دار، انگشــت اتهــام را روی «صداوســیما» می گذارد: «صداوســیما آنتن نمی دهد». ایــن تکنیک، برای اهل رســانه روشن است؛ یک مسئله چندعاملی، چندوزارتخانه ای و ســاختاری را که بخش اصلی آن مربوط به سیاست گذاری آموزشی، بودجه عمومی، زیرســاخت ارتباطی و تصمیمات حاکمیتی اســت، با یک تیتر احساســی به یک ســازمان تقلیل می دهید؛ سازمانی که در متن گزارش، ســهم محدودی از روایــت را دارد اما در تیتر، نقش اصلــی «مقصر» را بازی می کند.

این نه «تحلیل»، که یک قالب بندی مغرضانه و مبتنی بر پیش داوری اســت. صداوســیما مسئول همه مشکلات آموزش کشور، زیرساخت فناوری، بودجه آموزش وپرورش، کیفیت سامانه شاد، ناترازی انرژی، آلودگی هوا و تصمیمات تعطیلی مدارس نیست. رســانه ملی در این زنجیره، یک حلقه است؛ آن هم حلقه ای که اتفاقا برخالف تصویر ساخته شــده در گزارش شــما، در همه ســال های اخیر در ســخت ترین شــرایط (کرونا، تعطیلی های سراسری، بحران های منطقه ای) بار آموزش تلویزیونی را تا حد امکان به دوش کشیده است.