رژیم صهیونیستی سالهای سال به اتکای روابط خود با دولت های اروپایی، دستورکارهایش را در حوزه های مختلف به پیش برده و در عین حال از این رهگذر سعی داشته تا بر جنایاتش در منطقه غرب آسیا سرپوش بگذارد. حتی در بحبوحه جنگ غزه و کشتار بیش از ۷۰ هزار فلسطینی بیگناه نیز شاهد تداوم یافتن این روند بودیم و گویی اروپا خود یک پای ثابت جنایات رژیم اشغالگر قدس بود.
با این همه تنها اندکی پس از جنگ رمضان و اوج گیری مجدد جنایات صهیونیست ها در منطقه و البته سیلی خوردن این رژیم از جبهه مقاومت شاهد بوده ایم که واقعیت های تازه ای در حال آشکار شده هستند.
به عنوان مثال، دولت مجارستان به نخست وزیری ویکتور اوربان در سالهای گذشته همه نوع حمایتی را از صهیونیست ها انجام می داد، اما به تازگی شاهد شکست اوربان و حزب متبوعش در انتخابات مجارستان بوده ایم و جالب اینکه نخست وزیر جدید مجارستان، پتر مجار، تاکید کرده اگر نتانیاهو وارد خاک مجارستان شود متعهد به دستگیری اوست!
جدای از مجارستان، ایتالیا نیز تا حد زیادی روابط خود با اسراییل را محدود کرده است. شدیدتر از ایتالیا، اسپانیا نیز مواضع مشابهی را اتخاذ کرده و کار به جایی رسیده که حتی رژیم اشغالگر قدس از تیرگی قابل توجه روابط خود با دولت اسپانیا حرف زده است. ورای همه این ها، کمیسر دفاعی اتحادیه اروپا به تازگی تاکید کرده که ۲۷ کشور در اتحادیه اروپا قویا با خشونت های شهرک نشینان صهیونیست علیه ملت فلسطین مخالف هستند و خواستار اقدامات تقابلی هستند.
مجموع این مسایل یک واقعیت را فریاد می زنند و آن هم این است که در پشت پرده های و هوی های تبلیغاتی رژیم صهیونیستی و آمریکا مبنی بر به اصطلاح دستاوردسازی های آن ها در غرب آسیا و جهان، در واقعیت به طور خاص رژیم صهیونیستی روز به روز منزوی تر و منفورتر می شود. اساسا همین موضوع است که سبب شده بسیاری در غرب اذعان کنند که اگر اسراییل از شرایط جنگی خارج شود، هیچ بعید نیست که خیلی زود به سقوط و فروپاشی برسد. زیرا حتی متحدان سابق این رژیم نیز همکاری با آن را دیگر در راستای منافع خود نمی بینند و این امر را به شدت پرهزینه یافته اند.
