گاف ترامپ در فتنه انگیزی
روزنامه همشهری نوشت:
دونالد ترامپ با انتشار ویدئویی به زعم خود تلاش کرد رابطه میان سپاه پاسداران و وزیر امور خارجه را شکرآب کند، اما همچون بومرنگی علیه خود عمل کرد. رئیسجمهور آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس در اقدامی عجیب تلاش کرد صدای ضبط شده یک رزمنده نیروی دریایی سپاه را مصادره به مطلوب کند، اما تیرش به خطا رفت.
در حالیکه بر خلاف رجرخوانیهای روز گذشته دونالد ترامپ، تنگه هرمز بار دیگر از سوی سپاه پاسداران بسته اعلام شد، ترامپ با انتشار ویدئویی نوشت: همین الان: نیروی دریایی سپاه پاسداران در رادیوی آزاد دریایی، وزیر امور خارجه خود ایران را «احمق» خطاب کرد. اما واقعیت به زودی آشکار میشود. در این فایل صوتی، یک رزمنده نیروی دریایی سپاه پاسداران خطاب به کشتیهای مستقر در نزدیکی تنگه هرمز میگوید: «این نیروی دریایی سپاه ایران است که روی کانال ۱۶ با شما تماس میگیرد»
«تنگه هرمز هنوز بسته است»
«تنگه هرمز هنوز بسته است،»
«ما آن را به دستور رهبرمان امام خامنهای باز میکنیم، نه به خاطر توییتهای یک احمق.»
«اگر میخواید از تنگه عبور کنید، باید از نیروی دریایی سپاه ایران اجازه بگیرید.»
«تمام شناورهایی که ارتباطی با دشمنان ما داشته باشن، در صورت تلاش برای عبور از تنگه هرمز، هدف قرار خواهند گرفت».
همانطور که بسیاری از کاربران در ذیل این پست، به ترامپ گوشزد کرده و او را به سخره گرفتهاند، منظور این رزمنده نیروی دریایی، از عبارت «احمق» نه وزیر خارجه ایران، بلکه اتفاقا شخص خود دونالد ترامپ است!
یکی از کاربران در ذیل پست ترامپ نوشت: «نه. اونا ترامپ رو «احمق» خطاب کردن، ولی تو داری دروغ پخش میکنی تا احمقهای حامی تو راضی بشن»
کاربر دیگری نوشت: این باید سختترین و خندهدارترین توجیهی باشد که تا حالا دیدهام، داداش کوچولو دارن به ترامپ میگن احمق
کاربر دیگری نیز با تمسخر دونالد ترامپ نوشت: «تلاش خوبی بود».
آن «احمق» که به آن اشاره میکردند، منظورشان ترامپ همان دروغگوی تمام حروف بزرگ «توییتری ارشد» بود».
کاربر دیگری نوشت: ههه تصور کن نفهمی که داشتن در مورد احمق بودن ترامپ حرف میزدن
صدها کامنت دیگر با همین مضامین در ذیل پست ترامپ نوشته شده و کاربران خارجی به او گوشزد کردهاند که منظور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از واژه «احمق» دقیقا خودت هستی، خود خود تو!
*****
بی استفاده ماندن تنگه هرمز کفران نعمت است!
روزنامه کیهان در یادداشتی به قلم حسین شریعتمداری نوشت:
... فرید زکریا کارشناس شبکه آمریکایی CNN میگوید: «این جنگ به ایران یک سلاح مهمتر از سلاح هستهای داد و آن سلاح، تنگه هرمز است». نشریه آمریکایی تایم به بررسی جایگاه تنگه هرمز پرداخته و تاکید میکند: «کنترل تنگه هرمز سلاح اتمی واقعی ایران است». روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت مینویسد: «اهرم فشار ایران در تنگه هرمز بهاندازه موشکها و برنامه هستهای آن مهم است». نیکلاس پِلهام، کارشناس مجله اکونومیست مینویسد: «چیزی که ایران در اختیار دارد و شاید حتی از یک سلاح هستهای هم برتر باشد، کنترلش بر تنگه هرمز است. این ابزار میتواند برای ایران بهعنوان یک عامل بازدارنده که بسیار قدرتمندتر از یک برنامه هستهای است، عمل کند» و صدها نمونه دیگر که شرح آن به درازا میکشد و سؤال این است که کدامیک از این نقشهای برجسته تنگه هرمز منحصر به دوران جنگ است و در پیش از جنگ و پسا جنگ نباید از آن بهره گرفت؟!
... خوشبختانه مسئولان محترم کشورمان بر تغییر نظام نظارتی پیش از جنگ بر تنگه هرمز و ادامه نظارت و حاکمیت کنونی (درحال جنگ) ایران بر این تنگه استراتژیک تاکید دارند. با بهرهگیری از این نظام حقوقی که در کنوانسیونهای بینالمللی به رسمیت شناخته شده و سایر کشورها نیز پیش از این با استناد به قوانین و نظامهای شناخته شده بینالمللی و از طریق اعمال نظارت فعال بر آبراههای تحت حاکمیت خود، همه ساله درآمدهای کلانی کسب کرده و میکنند. تنگه هرمز هدیه خدای مهربان به ملت ایران است و رها کردن بلا استفاده از آن به یقین کفران نعمت است.
*****
تکثر روایتها شرط مرجعيت رسانه
روزنامه اعتماد نوشت:
قطع دوباره اينترنت همزمان با آغاز جنگ رمضان، كشور را بار ديگر در وضعيتي قرار داد كه مسير اصلي انتقال اطلاعات به شبكههاي اجتماعي داخلي و صدا و سيما محدود شد. چنين شرايطي در ظاهر اقدامي براي مديريت بحران است، اما در عمل به آزموني جدي براي نظام اطلاعرساني تبديل ميشود؛ آزموني كه نشان ميدهد مرجعيت رسانهاي بيش از هر چيز به دو مولفه وابسته است: زيرساخت پايدار ارتباطي و روايتهاي متكثر. اكنون كه با اعلام آتشبس از شدت التهابها كاسته شده، بيش از هر زمان ضرورت بازگرداندن كامل اينترنت بينالمللي و احياي چرخه طبيعي ارتباطات يادآوري ميشود.
تجربه جنگ رمضان بار ديگر يك واقعيت مهم را آشكار كرد: در روزهاي حساس، جامعه تنها به دنبال خبر نيست؛ بلكه پاسخ، توضيح، گفتوگو و شفافيت ميخواهد. در چنين شرايطي رسانهاي كه بتواند اين نيازها را پاسخ دهد، به مرجع تبديل ميشود. با اين حال، تجربه حوادث دي ماه ۱۴۰۴ نشان داد كه صدا و سيما در ايفاي چنين نقشي با چالش مواجه بوده است. روايت رسمي در آن مقطع نه جامع بود، نه چندسويه و نه متناسب با جامعهاي متكثر. رسانهاي كه بايد مرجع اطلاعرساني باشد، در عمل بيشتر به بازتابدهنده روايتي واحد تبديل شد؛ روايتي كه بيش از آنكه بازتابدهنده طيفهاي مختلف جامعه باشد، سليقه بخش محدودي را بازتوليد ميكرد. پيامد چنين وضعيتي روشن بود: بخشي از مخاطبان به سمت منابعي رفتند كه شايد الزاما به استانداردهاي حرفهاي پايبند نبودند، اما دستكم روايت متفاوتي ارايه ميكردند. در جريان جنگ رمضان كه با ترور رهبر انقلاب اسلامي و تعدادي از فرماندهان نظامي همراه بود، فضاي اطلاعرساني رنگ و بوي امنيتي به خود گرفت و تلاش شد روايتها نسبت به گذشته مديريتشدهتر و دقيقتر ارايه شود؛ رويكردي كه براي بخش قابل توجهي از جامعه در همان زمان قابل درك بود. با اين حال، ساختار تكروايتي در صدا و سيما همچنان پابرجا ماند.
اين رسانه با وجود برخورداري از گستردهترين امكانات ارتباطي، هنوز در تبديل شدن به پلتفرمي فراگير براي طرح پرسشها، بازتاب ديدگاههاي مختلف و ارايه اطلاعات چندجانبه با چالش روبهرو است. جامعهاي با دهها ميليون مخاطب طبيعي است كه به يك روايت واحد پاسخ نميدهد. رسانهاي كه تنها يك زاويه ديد را برجسته كند، ناخواسته ميليونها نفر را از دايره مخاطبان فعال خود خارج ميكند.
شیر فلکه دنیا !
روزنامه فرهیختگان نوشت:
بنا به اعلام مقامات ایران، سازوکار عبور و مرور از تنگه هرمز دیگر شبیه به گذشته نخواهد بود و این تنگه به یک آبراه تحت نظارت و حاکمیت کامل تغییر شکل یافته است. طی روز گذشته، بخشی از این سازوکار موقت طی باز و بستهشدن تنگه هرمز مشاهده شد که کشتیها ناچار بودند برای عبور از این آبراهه، شرایط ویژه ایران را بپذیرند:
1- حرکت فقط از شمال و جنوب لارک
مهمترین اتفاق این است که جغرافیای حرکتی در تنگه عوض شده است. اگر در گذشته کشتیها از هر مسیری در آبهای بینالمللی تردد میکردند، حالا باید از یک مسیر مشخص و مهندسیشده عبور کنند که آنها را به آبهای ساحلی و سرزمینی ایران میآورد. طبق این قانون جدید، تمام کشتیهایی که قصد ورود به خلیجفارس را دارند باید از شمال جزیره لارک حرکت کنند و برای خروج نیز ملزم هستند از جنوب این جزیره بگذرند. این یعنی هر شناوری که بخواهد از این گلوگاه عبور کند، باید دقیقاً از کنار سواحل ایران رد شود.
2- نظارت و تشخیص هویت کشتیها
دیگر اینطور نیست که هر کشتی با هر هویتی اجازه تردد داشته باشد. اولویت عبور تنها با «کشتیهای تجاری» است؛ اما نکته اینجاست که تعریف «تجاری بودن» بر عهده ایران است. مقامات مسئول، مدارک کشتی را بررسی میکنند تا متوجه شوند مالک اصلی کیست، چه باری حمل میشود و ذینفع این کالا چه کسی است. اگر مشخص شود که محمولهای (حتی اگر نفت یا کالای عادی باشد) متعلق به دشمنان است یا سود نهایی آن به طرفهای درگیر در جنگ میرسد، آن کشتی دیگر تجاری محسوب نشده و اجازه عبور نخواهد داشت.
3- هماهنگی و کسب اجازه
هر نوع رفت و آمد در این منطقه باید با اطلاع، همکاری و هماهنگی کامل نیروهای متولی، یعنی نیروی دریایی سپاه و سازمان بنادر و دریانوردی ایران انجام شود. کشتیها موظف هستند پیش از ورود، تمام هماهنگیهای لازم را انجام دهند و ملاحظات امنیتی ایران را رعایت کنند. عبور و مرورهایی که برای امنیت منطقه خطرناک تشخیص داده شوند یا حامل سلاح و تجهیزات نظامی برای طرفهای خاص باشند، مطلقاً ممنوع خواهند بود.
4- پرداخت عوارض در ازای امنیت
از این پس، عبور از تنگه هرمز خدماتی رایگان نخواهد بود. از آنجایی که ایران مسئولیت تأمین امنیت این آبراه و کشتیهای عبوری را بر عهده دارد، کشتیها موظف هستند بابت این خدمات امنیتی و نظارتی، عوارض پرداخت کنند. در واقع تنگه هرمز به مسیری تبدیل شده که عبور از آن مستلزم پذیرش قواعد حاکمیتی ایران و پرداخت هزینههای مربوط به تأمین نظم و امنیت آن است.
در مجموع، این سازوکار جدید به معنای پایان دوره عبور و مرور بدون نظارت است؛ اکنون ایران به عنوان متولی اصلی، تعیین میکند که چه کسی، از چه مسیری و تحت چه شرایطی اجازه دارد از این شاهراه حیاتی استفاده کند. این تغییرات به سازمان بینالمللی دریانوردی نیز اعلام شده و به عنوان واقعیت جدید منطقه در حال اجراست.
تنگه هرمز مثل یک شیر فلکه بزرگ برای کل دنیاست که اگر فقط کمی سفت شود، زندگی مردم در دورترین نقاط زمین هم تحت تأثیر قرار میگیرد. برای درک عمق فاجعهای که ترامپ برای جهان رقمزده باید به عدد و رقمهایی نگاه کنیم که اندیشکده آتلانیتک به بررسی آن پرداخته و مستقیماً به زیست مردم جهان گره خورده است.
*****
میدان داری تفرقه افکنانه!
روزنامه اطلاعات نوشت:
اخیراً در تجمعات و اجتماعات شبانهای که برای پشتیبانی از رزمندگان دلاور وطن و سربازان و افسران و پاسداران در مقابل دشمنان جنایتکار و بی معیار برگزار میشود، شعارهای تند و غریبی شنیده میشود که خلاف وحدت و موجب تزلزل ارکان وحدت و یکپارچگی مردم و حتی میدانی در این لحظات تاریخی و بحرانی است. مردم البته غالباً هشیارند و با نیات نیک از خانه به خیابان و اجتماع آمدهاند، اما برخی افراد و عناصر تندرو که قبلاً هم در کار دولت و مجلس و امور معمول و متعارف جامعه، دخالت نابجا میکردند و موجب تنش و هزینه برای نظام و جامعه میشدند، دوباره میداندار شده و فریادهای ظاهراً دلسوزانه سر میدهند و میخواهند باور کنیم از پاپ کاتولیکتر هستند.
بدبختانه مثل همیشه از رهبری هزینه کرده و دوشبانه روز فریاد میزدند و در فضای مجازی مردم را تحریک میکردند که باری جماعتی در کشور خلاف منویات رهبری عمل کردهاند وگرنه نص و صوتی از ایشان ارائه میکردند! واقعاً به این جماعت چه باید گفت و چه لقبی باید داد؟ من برای حفظ اتحاد در این لحظات حساس تاریخی، که زمان جنگ و در واقع صلح مسلح است، بیش از این نمیگویم و از توییت وحدتشکنان رئیس این فرقه که بلافاصله محو کرد و دست مایه مخالفان وحدت مردم شد درمیگذرم تا وقتی دیگر که ایران عزیز از این شرایط سخت عبور کرده و به آرامش رسیده باشد: انالله یدافع عن الذین آمنوا...
ما در این لحظه از تاریخ باید بدانیم که نیروهای مذاکرهکننده، از دکتر قالیباف و وزیرخارجه و دیگران، جملگی سربازان خط اول دیپلماسی محسوب میشوند و برای دفاع از دستاوردهای مقاومت و میهن به این مذاکرات دشوار پای نهادهاند. مذاکره کننده نمیتواند شعار بدهد و در خیابان فریاد بزند. او باید با داناترین و فریبکارترین دشمنان وارد چانهزنی و بده بستان شود. حکیم فردوسی صفت چنین فردی را اینگونه بیان میکند:
فرستاد باید فرستادهای
درون پر ز مکر و برون سادهای
دشمن و طرف مذاکره هم همینطور است. مکار و دورو و پلید است. مگر دوبار حین مذاکره حمله نکرد و باز هم ممکن است غافلگیرمان کند.
*****
تیپ شناسی مخالفان مذاکره
محمد مهاجری درباره تیپ شناسی مخالفان مذاکره به روزنامه شرق گفت: در کل عمرشان اسلحه دست نگرفته و حتی یک گلوله هم شلیک نکردهاند. به همین دلیل، ارزیابی دقیقی از هزینهها و پیامدهای تصمیمات در مقطع فعلی جنگ ندارند. حملات و هجمههای تندروها علیه تیم مذاکرهکننده پدیدهای نه صرفا ناشی از اختلافنظر سیاسی، بلکه حاصل ترکیبی از الگوهای رفتاری ریشهدار در بخشی از جریانهای داخلی است.
*بخشی از این افراد اساسا بهطور ساختاری با هر پدیدهای مخالفت میکنند و مهم نیست چه کسی سخن میگوید یا چه تصمیمی اتخاذ میشود، اینها همواره در موضع مخالفت قرار دارند. این نوع مواجهه بیش از آنکه سیاسی باشد، به نوعی رفتار تثبیتشده و همیشگی شباهت دارد که در طول زمان تغییر چندانی نمیکند.
* گروه دیگری هستند که در چارچوبهای بسته جناحی میاندیشند و افق تحلیلشان محدود به دایرهای تنگ از پیشفرضهای ایدئولوژیک است. این گروه، بهرغم ادعای برخورداری از بصیرت، در عمل توانایی درک پیچیدگیهای شرایط کنونی را ندارند و به همین دلیل، واکنشهایشان اغلب با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
* طیف سومی هم هستند که رفتارشان مبتنی بر رقابتهای سیاسی است. برای این گروه، مهم نیست موضوع چیست؛ اگر فرد یا جریانی در سوی مقابل تعریف شود، بهصورت پیشفرض با آن مخالفت میکنند. تغییر موضع برخی از این افراد در قبال قالیباف نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ چهرهای که زمانی مورد حمایت آنان بود، اما اکنون بهدلیل تفاوت در رویکردها، هدف حملات قرار گرفته است.
*تصمیمات کلان نظام در حوزههایی مانند مذاکره یا آتشبس، ماهیتی فردی ندارند.مدیریت موضوعات مرتبط با منافع و امنیت ملی و تمامیت ارضی محصول یک فرایند جمعی در سطوح عالی نظام است و نسبتدادن آنها به یک فرد، سادهسازی واقعیت است و نادیدهگرفتن این واقعیت، تضعیف ساختار تصمیمگیری کلان کشور محسوب میشود.
*برخی از این منتقدان اساسا تجربهای از واقعیتهای میدانی و موضوعات جنگی ندارند و در کل عمرشان اسلحه دست نگرفته و حتی یک گلوله هم شلیک نکردهاند. به همین دلیل، ارزیابی دقیقی از هزینهها و پیامدهای تصمیمات در مقطع فعلی جنگ ندارند.
*طیفی از تندروها با مشی اخباریگری صرف، بهجای تحلیل شرایط متغیر، به برداشتهای ثابت و گزینشی از گذشته تکیه دارند.در مهمترین مقاطع تصمیمات راهبردی بر اساس مصلحتهای کلان اتخاذ شده است و نمیتوان با استناد گزینشی به برخی مواضع، کلیت این فرایند را نادیده گرفت.
*وقتی عدهای تصور میکنند بیش از ساختارهای رسمی و حتی شخص رهبری میفهمند یا برای آنها تعیینتکلیف میکنند، در واقع ناخواسته به تضعیف همان نهادهایی کمک میکنند که مدعی دفاع از آن هستند. در شرایطی که کشور نیازمند بیشترین سطح انسجام است، چنین رویکردهایی میتواند هزینههای مضاعفی بر فضای سیاسی و تصمیمگیری تحمیل کند.
*****
قبل از ترامپ روایت کنیم
عبدالله گنجی در روزنامه جوان به موضوع روایت جنگ و چالشهای آن پرداخته است:
ملت و کشوری که در جنگ با غولهای نظامی و فناوری دنیا دست برتر را داشته و رأس استکبار را با جنگ نظامی از اهداف اولیه «تسلیم» و «فروپاشی» به باز کردن تنگه هرمز سوق داده است نباید شکستخوردهی عرصهی رسانه شناخته شود. استفاده نامناسب از رسانه میتواند پیروزی را شکست جلوه دهد، چرا که رسانه بعد اصلی پیروزی است و مهمتر از موشک است. برای انجام درست و وحدتیافته خط خبری جمهوری اسلامی به نظر میرسد تدابیری لازم است:
۱- حاکمیت و تریبونهای آن باید عزت، حکمت و مصلحت را با هم به افکار عمومی تزریق کنند. آنچه آسیب است اینکه ممکن است آنچه «حق» جمهوری اسلامی است الزاماً به «وصول» منجر نشود، چرا که باید با کسانی مذاکره کنیم که نه به حقوق بینالملل اعتقاد دارند و نه به اخلاق انسانی پایبند هستند. ما با قانون جنگل (میزان زور) مذاکره میکنیم؛ بنابراین نباید در افکار عمومی آنچه حق ما است، به عنوان «امر محقق» اعلام و سپس افکار عمومی با عدم وصول آن دچار سرخوردگی شود.
۲- وقتی صحبت از جنگ، پایان جنگ، مذاکره و... میشود، تریبونها باید دست کسانی باشد که علاوه بر احساس عزتخواهی، از شرایط کشور، مقدورات، داراییها، ظرفیتها و امکانها مطلع باشند، تا توقعات اجتماعی و سقف مانور در میدان به عمل نزدیک باشد. ایجاد تعادل بین مطالبه- مقدورات ضروری است...
۳- سوءظن به مذاکرهکنندگان، شخصی کردن جهتگیریهای آنان، مرگ خواهی یا اسطوره کردن آنان، رهبری را منفعل و بیاطلاع و محل رجوع ندانستن، شاخص سطحیگرایی و غلبه احساسات است...
۴- ترامپ چنین القا میکند که همه چیز را میگیرد و هیچ قولی هم نمیدهد. این خاصیت استکبار است. ولی ما باید به مردم شفاف بگوییم چه میخواهیم بدهیم تا سوءظن برطرف شود و روایت دشمن کارگر نشود. مذاکره یعنی معامله و مذاکره گفتوگو نیست. گفتوگو برای نزدیکی دیدگاههاست، مذاکره بده و بستان است. خوشبختانه تسهیل خطوط قرمز اکنون و پس از جنگ ممکنتر از قبل است. ...
۵- مسئله آینده تنگه هرمز یک مسئله ایرانی است. چرا آن را قاطی امروز و جنگ کردیم؟ جنگ نقطه عزیمت تصمیمگیری و ایدهسازی بود، اما آنچه باید در آینده برای تنگه هرمز تدبیر کنیم چه ربطی به امریکا و جنگ امروز دارد؟ تنگه هرمز تا پایان مذاکره باز یا بسته باشد، نباید آیندهاش را در توافقات فعلی جستوجو کرد، چون یک مسئله مربوط به آبهای ایران است. در رسانه این تفکیک لازم است.
۶- مردم هوشیار ما که میدانها را پر کردند یک هدف اساسی داشتند که ناکامسازی بعد اجتماعی جنگ بود.... وحدت ملت و مسئولان اکنون باید در اوج باشد و متهمسازی یا سوءظن، موریانه این وحدت است.
۷- در روایت اول باید شورای امنیت ملی سازوکاری ایجاد کند که قبل از ترامپ روایت کنیم. او خود همه رسانه امریکاست و بقیه خلاف آن را عمل میکنند.
******
تک مضراب های مخالف
روزنامه قدس نوشت:
اگرچه پس از گذشت نزدیک به ۵۰ روز از جنگ تحمیلی سوم، همچنان عموم مردم در خیابانها، یکصدا پشت سر جمهوری اسلامی ایران و سربازانش چه در عرصه نظامی و چه در عرصه دیپلماتیک قرار دارند، اما همچنان شاهد شنیده شدن تکمضرابهایی در انتقاد از مذاکرهکنندگان هستیم. این تکمضرابها گاه در اتهامافکنی و حرفهای تند و غیراخلاقی به مذاکرهکنندگان و گاه حتی در حد تشکیک رخ میدهد. صدالبته نمیتوان انتظار نگاه واحد در عالم نظر داشت اما شرایط جنگی و تأکید بسیار ویژه امام شهید انقلاب و در حال حاضر رهبر معظم انقلاب بر وحدت و پرهیز از اختلاف نشان میدهد طرح نگاه متفاوت در این شرایط خاص اصلاً درست نیست و باید یک صدا از ایران به خارج از کشور و به دوست و دشمن منتقل شود....
باید سیاسیونی را که همواره در انتقاد و مطالبهگری ساعتی را از دست نمیدهند، به صبر بیشتر و اعتماد بیشتر به مذاکرهکنندگان دعوت کرد و فراتر از این باید از این افرادی که ظاهراً خود را از همه از جمله مسئولان کشور که ۵۰ روز است زیر سایه ترور و جنگ در حال اداره کشور و تدبیر امور میدان از جنگ تا دیپلماسی هستند، انقلابیتر میدانند، به صراحت انتقاد کرد و گفت دیدید که چگونه عجله کردید و با اتکا به دروغهای ترامپ، مسئولان مذاکرهکننده را مورد حمله قرار دادید! چگونه میتوان در جنگ این قدر زماننشناس، عجول و نقزن بود و تمرکز ملت و حاکمیت را از میدان به جای دیگری کشاند.
امید است این افراد مانند آحاد ملت که به مسئولان اعتماد دارند، عمل کنند و به جای اعتماد به دروغهای ترامپ و پنجه کشیدن به روی افرادی که فداکارانه در میدان ایستادهاند، تغییر رویه دهند و با اقیانوس بیکران ملت در حمایت از مسئولان و سرداران میدان و دیپلماسی همراه شوند.
******
کدام گرهها باز شد؟
روزنامه ایران با بررسی سیاستهای تجاری دولت در جنگ تحمیلی سوم نوشت:
تحولات ناشی از جنگ اخیر، سیاستگذاران را بر آن داشت تا برای تأمین کالاهای مورد نیاز کشور و جلوگیری از بروز کمبود در بازار، مجموعهای از تصمیمات فوری و حمایتی را در دستور کار قرار دهند. بخش مهمی از این اقدامات بر تسهیل واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه و اقلام ضروری متمرکز بود و بررسیها نشان میدهد این سیاستها توانست در مجموع، به حفظ جریان تأمین مایحتاج مردم و جلوگیری از اختلال گسترده در بازار کمک کند...
در پی شرایط خاص اقتصادی و اختلالات ناشی از چالش های اخیر، گمرک ایران مجموعهای از تسهیلات موقت را برای تسریع در انجام تشریفات گمرکی و حمایت از فعالان اقتصادی در دستورکار قرار داد. یکی از مهمترین اقدامات، امکان ترخیص سریع کالاها با اخذ تضامین ساده مانند چک و سفته بود...
از دیگر تصمیمات مهم، لغو موقت شرط تقدم ثبت سفارش بر تخلیه و قبض انبار بود. پیش از این، واردکنندگان ملزم بودند ثبت سفارش را قبل از ورود کالا انجام دهند، اما در شرایط فعلی این الزام برداشته شده تا از توقف کالاها در بنادر و گمرکات جلوگیری شود. همچنین اعلام شد کالاهایی که وارد کشور شدهاند یا در آینده وارد میشوند، تا اطلاع ثانوی از این قاعده مستثنی هستند.
در راستای کاهش مشکلات اداری نیز تمدید خودکار مجوزها و اسناد نیز در دستور کار قرار گرفت...
در حوزه ارزی، یکی از مهمترین تسهیلات، امکان ترخیص کالا بدون دریافت کد ساتا از بانک مرکزی بود. به عبارتی واردکنندگان تعهد میدادند که پس از ترخیص، هیچگونه درخواستی برای تأمین ارز نداشته باشند و بانک مرکزی نیز مسئولیتی در این خصوص ندارد. این اقدام نقش مهمی در تسریع ترخیص کالاها بویژه کالاهای ضروری داشت.
برای کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات پزشکی و اقلام حیاتی نیز ترخیص صددرصدی بدون وقفه در نظر گرفته شد. در مورد سایر کالاهای اولویتدار، امکان ترخیص ۹۰ درصدی فراهم شد و ۱۰ درصد باقیمانده نیز با تعهد یا ضمانتنامه قابل ترخیص بود. همچنین گمرک مجاز شد برای حقوق ورودی و مالیات ارزش افزوده، ضمانتنامههای بانکی با سررسید مشخص دریافت کند...
در حوزه ترانزیت و حملونقل، اختیارات مدیران گمرکات افزایش یافته و امکان تغییر گمرک مقصد یا مرز خروج در صورت ازدحام یا بسته شدن مرزها فراهم شد. همچنین در صورت تأخیر در حمل کالا به دلیل شرایط فورسماژور، تا سقف ۷۲ ساعت جریمهای اعمال شد. گمرک همچنین بر تسریع در ترانزیت داخلی کانتینرها و انتقال سریع آنها به مقصد نهایی تأکید کرد. در بخش صادرات نیز اقداماتی برای کاهش ازدحام مرزی انجام شد...
سازمان توسعه تجارت ایران، در شرایط اضطرار و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی آمریکایی -اسرائیلی، به منظور تسهیل فرآیند تجارت خارجی و پایداری جریان تولید و تجارت در کشور، اقدام به شناسایی نظام مسائل و مشکلات در شرایط اضطرار واخذ تدابیر خاص و ویژه کرد تا در سایه این راهحلها، تجارت خارجی بدون وقفه ادامه داشته باشد.
