با این مردم سخن بگویید!

محمدمهدی بهداروند، گروه سیاسی الف،   4050130025 ۳۹ نظر، ۱۴ در صف انتشار و ۱۹ تکراری یا غیرقابل انتشار
با این مردم سخن بگویید!

در آستانه مقطعی سرنوشت‌ساز از تاریخ سیاسی این سرزمین و در بحبوحه تحولاتی که آینده ملت را رقم خواهد زد، ضرورتی خطیر و انکارناپذیر بر عهده مسئولان عالی‌رتبه سیاسی کشور سنگینی می‌کند؛ ضرورتی که اهمال در آن، هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر از سکوت در برابر دشمنان خواهد داشت. این لحظه، نه لحظه‌ای برای محاسبات کوچک‌اندیشانه و نه مجالی برای ملاحظات بوروکراتیک است؛ بلکه لحظه‌ای است که تاریخ، قلم خود را بر زمین می‌ساید و از ما می‌خواهد که موضع خود را با وضوحی بی‌نقص و شجاعتی مثال‌زدنی بیان کنیم.

سرزمین ما در طول قرن‌ها، فراز و نشیب‌های بسیاری را از سر گذرانده و هر بار که فرزندانش در لحظات حساس، به جای ایستادگی و اعلام صادقانه حقیقت، به سکوت و انفعال روی آورده‌اند، بهایی سنگین‌تر از آنچه تصور می‌کردند، پرداخت کرده‌اند. اکنون نیز ما در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که انتخاب‌های امروز، ردپای خود را بر پیکره فردا حک خواهد کرد و مسئولیتی که بر دوش تک‌تک ما نهاده شده، فراتر از منافع جناحی و حتی فراتر از منافع یک دولت خاص است؛ این مسئولیت، متعلق به ملت است و متعلق به تاریخ.

 سکوت، چراغ خاموش دشمن
در شرایطی که مذاکرات به مرحله‌ای حساس و تعیین‌کننده رسیده و پیام‌های منتشرشده در فضای مجازی از سوی مقامات خارجی، بدون آنکه پاسخی درخور دریافت کنند، در اذهان عمومی طنین‌انداز شده‌اند، سکوت و خودداری از بیان صریح حقایق، چیزی جز واگذاری عرصه روایت‌سازی به دشمنان نیست. این حقیقتی است که نمی‌توان و نباید از کنار آن به سادگی گذشت. دشمنانی که سال‌هاست چشم طمع به این ملک دوخته‌اند، از هیچ تلاشی برای تسلط بر ذهن‌ها فروگذار نخواهند کرد و مهم‌ترین ابزار آنها در این جنگ نرم، خلاء اطلاعاتی است. هرگاه ما در بیان حقیقت کوتاهی کنیم، دشمن با شیوه‌های پیچیده و حساب‌شده، ذهن‌ها را از آنچه می‌خواهیم دور و به آنچه خود می‌طلبند نزدیک خواهد ساخت. این تنها یک فرضیه نیست؛ این یک واقعیت اثبات‌شده در تاریخ معاصر ملت‌هاست که سکوت در برابر فشارهای تبلیغاتی، نه تنها دردی را دوا نمی‌کند، بلکه زخم‌ها را عمیق‌تر و التیام‌ناپذیرتر می‌سازد.

تاریخ سیاسی معاصر به کرات ثابت کرده است که هرگاه نهادهای رسمی از بیان شفاف واقعیات طفره رفته‌اند، فضای خالی اطلاع‌رسانی، سریعاً از سوی بازیگران مغرض و معاند پر شده و ذهن‌های عمومی با شایعات، تحریف‌ها و تحلیل‌های جهت‌دار آلوده گردیده است. این قانون تغییرناپذیر علوم ارتباطات و مدیریت افکار عمومی است که آنچه بیان نشود، به دست دیگران ساخته خواهد شد و آنچه ساخته شود، هرچند از حقیقت به دور، اما در ذهن‌ها جای حقایق را خواهد گرفت. تجربه ده‌ها کشور در طول قرن بیستم و بیست‌ویکم نشان داده است که دموکراسی‌های ناکامل و نظام‌های سیاسی ضعیف، مهم‌ترین آسیب‌پذیری خود را در حوزه اطلاع‌رسانی تجربه می‌کنند. وقتی دولت‌ها از بیان حقیقت طفره می‌روند، شهروندان به منابع جایگزین روی می‌آورند و این منابع جایگزین، لزوماً معتبر و قابل اتکا نیستند. این پدیده که در ادبیات علوم سیاسی به آن «بحران مشروعیت اطلاعاتی» گفته می‌شود، زمانی رخ می‌دهد که مردم احساس کنند نهادهای رسمی صادق نیستند یا اطلاعات کافی در اختیار آنها قرار نمی‌دهند. در چنین شرایطی، شایعات و تئوری‌های توطئه به سرعت جایگزین واقعیت‌ها می‌شوند و این آغاز یک فروپاشی اطلاعاتی است که مهار آن به مراتب دشوارتر از پیشگیری از آن است.
نمونه‌های تاریخی این پدیده بسیارند و عبرت‌آموز. در جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی با وجود برخورداری از ابزارهای تبلیغاتی گسترده، در نهایت در برابر جنگ اطلاعاتی غرب تسلیم شد، نه به دلیل ضعف نظامی، بلکه به دلیل ناتوانی در ارائه روایتی قابل باور و صادقانه به شهروندان خود. در بحران‌های متعدد خاورمیانه نیز شاهد بوده‌ایم که چگونه کشورهایی با وجود توان نظامی و اقتصادی قابل توجه، به دلیل مشکلات اطلاع‌رسانی و روایت‌سازی، میدان را به رقبا واگذار کرده‌اند. این تجربیات نشان می‌دهد که در عصر اطلاعات، قدرت واقعی نه در سلاح‌ها، بلکه در توانایی ساختن روایت‌های معتبر و قابل اتکا نهفته است. سکوت، در چنین عصری، نه تنها فضیلت نیست، بلکه خطرناک‌ترین گزینه پیش روی هر نظام سیاسی محسوب می‌شود. وقتی ما سکوت می‌کنیم، در واقع به دیگران اجازه می‌دهیم که واقعیت را به شکل دلخواه خود بازنویسی کنند و این بازنویسی، چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، بر افکار عمومی جامعه ما تأثیر خواهد گذاشت.

 فریاد بزنید پیش از آنکه فریادهای کاذب طنین بیندازد
مسئولان محترم سیاسی کشور، اعضای هیئت مذاکره‌کننده، آقای قالیباف و وزیر امور خارجه، شما تنها کسانی هستید که حقایق را در اختیار دارید و این حقایق باید از زبان شما و پیش از هرگونه تفسیر بیگانگان، به گوش مردم برسد. کوتاهی در این امر، میدان را برای رادیوها و خبرگزاری‌های بیگانه و معاند باز می‌کند تا با بهره‌گیری از خلاء اطلاعاتی، دهان‌های مردم را با تحلیل‌های کج‌تاب و مغرضانه پر کنند. این مسئولیت تنها بر دوش یک فرد یا یک نهاد نیست؛ این مسئولیتی جمعی و ملی است و همه دست‌اندرکاران عرصه سیاسی و دیپلماتیک کشور باید در کنار یکدیگر و با هماهنگی کامل، برای تحقق آن تلاش کنند. مردم ما شایسته آن هستند که حقایق را از زبان مسئولان خود بشنوند، نه اینکه ناگزیر از تکیه بر منابع غیرمطمئن و گاه متخاصم باشند. اعتماد عمومی، این سرمایه گران‌قیمت اجتماعی، تنها زمانی تقویت می‌شود که مسئولان با مردم خود صادق باشند و اطلاعات لازم را در زمان مناسب در اختیار آنها قرار دهند.

در جهان امروز، مالکیت روایت برابر است با مالکیت اذهان عمومی. جنگ روایت‌ها گاه بسیار ویرانگرتر از جنگ‌های نظامی است؛ چرا که ابزارها تنها جسم را تهدید می‌کنند، اما روایت‌ها ذهن‌ها را تسخیر می‌نمایند. اگر شما پیش‌دستی نکنید، دیگران شکل واقعیت را تعیین خواهند کرد و آنگاه بازپس‌گیری میدانی که از دست رفته، به مراتب دشوارتر خواهد بود. جنگ‌های نظامی پایان می‌یابند، سرزمین‌ها بازپس گرفته می‌شوند، اما جنگ روایت‌ها پایانی ندارد و ذهن‌های تسخیر شده، حتی پس از پایان درگیری‌ها، همچنان اسیر بازسازی‌شده و تسلیم‌شده باقی می‌مانند. تاریخ بشر سرشار از نمونه‌هایی است که در آنها ملت‌ها پس از پیروزی‌های نظامی، به دلیل شکست در عرصه روایت‌سازی، نتوانسته‌اند دستاوردهای خود را حفظ کنند و در نهایت، ذهن‌های شکست‌خورده، سرنوشت ملت‌ها را رقم زده‌اند. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که چنین سرنوشتی در انتظار ملت ما باشد. ما باید با تمام توان، برای مالکیت روایت خود بجنگیم و این جنگ، از جنس قلم و بیان صادقانه است، نه از جنس سرکوب و سانسور.
بیایید نگاهی دقیق‌تر به ماهیت این جنگ روایت‌ها بیندازیم. در دنیایی که هر فردی با تلفن همراه خود یک رسانه است و شبکه‌های اجتماعی، مرزهای اطلاعاتی را درهم شکسته‌اند، مخاطب امروز در معرض سیل عظیمی از اطلاعات قرار دارد که بسیاری از آنها نادرست، تحریف‌شده یا به طور عامدانه گمراه‌کننده هستند. در چنین فضایی، نهادهای رسمی تنها زمانی می‌توانند اعتماد عمومی را حفظ کنند که با صداقت و شفافیت کامل عمل کنند. هرگونه ابهام، هرگونه کتمان، هرگونه ارائه اطلاعات ناقص، به سرعت به ابزاری در دست منتقدان و دشمنان تبدیل می‌شود و بر اعتبار نهادهای رسمی خواهد افزود. این حقیقت تلخ را باید پذیرفت که در عصر اطلاعات، صداقت نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک ضرورت راهبردی است. کشورهایی که در این عرصه پیش‌دستی کرده‌اند، توانسته‌اند افکار عمومی خود و حتی افکار عمومی جهانی را به نفع خود شکل دهند و کشورهایی که از این عرصه غافل مانده‌اند، در موضع انفعال و دفاع قرار گرفته‌اند.

پس پیش از آنکه شبکه‌های معاند، ذهن‌های مردم را با اطلاعات ناقص و تحریف‌شده تسخیر کنند، شما حقایق را بر میز افکار عمومی بگذارید. این نه انتخاب، بلکه الزامی حرفه‌ای و ملی است. وابستگی به بازتاب‌های رسانه‌های بیگانه برای شکل‌دهی به افکار عمومی داخلی، خطایی استراتژیک است که عواقب جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت. وقتی مردم ما برای فهمیدن حقایق، ناگزیر از مراجعه به رسانه‌های خارجی و بیگانه باشند، این به معنای شکست ما در مهم‌ترین عرصه جنگ نرم است. هیچ پیروزی نظامی، هیچ دستاورد دیپلماتیک، هیچ موفقیت اقتصادی نمی‌تواند این شکست را جبران کند، زیرا ذهن‌هایی که به رسانه‌های بیگانه عادت کنند، دیگر به نهادهای داخلی اعتماد نخواهند کرد و این بی‌اعتمادی، ریشه‌های هر پیشرفت و توسعه‌ای را می‌سوزاند. این زنگ خطری است که باید جدی گرفته شود و پاسخ به آن، تنها و تنها در گرو بیان صریح، صادقانه و به‌موقع حقایق توسط مسئولانی است که مردم به آنها اعتماد دارند و حق دارند که اعتماد داشته باشند.
در پایان باید تأکید کرد که این مطالب، نه از سر ضعف، بلکه از سر دلسوزی و احساس مسئولیت نسبت به آینده این سرزمین و فرزندان آن نوشته شده است. ما به عنوان شهروندانی که دل در گرو این آب و خاک داریم، از مسئولان خود می‌خواهیم که شجاعت بیان حقیقت را داشته باشند و با اتکا به توانایی‌ها و ظرفیت‌های عظیم این ملک، پرچم صداقت و شفافیت را برافراشته نگه دارند. ملت ما ملتی باشعور، آگاه و تاریخ‌ساز است و شایسته آن است که در جریان تحولات سرنوشت‌ساز، بی‌واسطه و بی‌هیچ فیلتری، حقایق را بشنود. این کمترین انتظاری است که یک ملت از مسئولان خود می‌تواند داشته باشد و این، بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که یک نظام سیاسی می‌تواند برای خود رقم بزند.

 مردم، نه مخاطبان شما، بلکه همراهان شما هستند
مردم شریف ایران، شریف‌ترین و مهم‌ترین ذی‌نفعان و همراهان این مسیر پرفراز و نشیب بوده و هستند. آنان طی سال‌های متمادی، بار سنگین تحریم‌ها و فشارهای بی‌وقفه را بر دوش کشیده‌اند و با وجود تمامی سختی‌ها، همچنان ایستاده و امیدوار بوده‌اند. این مردم در طول دهه‌های گذشته، بلاها و مصائبی را به دوش کشیده‌اند که شاید هیچ ملتی در تاریخ معاصر، به تنهایی و بدون یاری‌خواهی از دیگران، با چنین عزمی و استقامتی از عهده آنها بر نیامده باشد. تحریم‌های ظالمانه‌ای که بر سر ملت ما فرود آمد، تنها محدود به اقتصاد و معیشت نبود؛ بلکه زندگی‌های بی‌شماری را متأثر ساخت، آرزوهای جوانان را به یأس تبدیل کرد، خانواده‌ها را از هم گسیخت و آینده‌ها را تاریک نمود. و با وجود تمامی این دشواری‌ها، این مردم بودند که هرگز زانوی تسلیم در برابر فشارهای بی‌وقفه غرب زدند و با اتکا به ایمان و عزم خود، راهی برای بقا و مقاومت گشودند. این مردم در پنجاه شبانه‌روزی که شما در پشت میز مذاکرات با قدرت و اقتدار ایستاده‌اید، بی‌سروصدا همراهی کرده‌اند و این همراهی، نه از سر ناچاری، بلکه از سر اعتماد و باور قلبی به این حقیقت بوده است که مسئولانشان، در نهایت، بهترین تصمیم را برای آینده این سرزمین اتخاذ خواهند کرد.

مردم شایستگی آن را دارند که از جزئیات مذاکرات آگاه شوند. آنان را نه به عنوان مخاطب صرف، بلکه به عنوان شریک و همراه ببینید. این حقیقت را باید پذیرفت که در یک نظام مردم‌سالار و در چارچوب ارزش‌های والایی که انقلاب اسلامی بر پایه آنها شکل گرفته است، مردم، مالکان واقعی قدرت و تصمیم‌گیری هستند و مسئولان، تنها امانت‌داران و نگهبانان این امانت بزرگ به شمار می‌آیند. وقتی ما مردم را مخاطب فرض می‌کنیم، در واقع ناخودآگاه، رابطه‌ای یک‌سویه و از بالا به پایین را رقم می‌زنیم که با روح نظام جمهوری اسلامی و آرمان‌های والای بنیان‌گذار آن سازگار نیست. مردم شریک‌اند، همراه‌اند و در تمامی تصمیمات بزرگ کشور، سهیم‌اند. این سهیم بودن، تنها در حد یک شعار نیست؛ بلکه حقیقتی است که باید در عمل نمود یابد و اطلاع‌رسانی صادقانه و شفاف، یکی از مهم‌ترین مصادیق آن است. صداقت و شفافیت در گفتار، احترام به این مردم است و ارائه گزارش‌های دقیق و مسئولانه، تضمین‌کننده استمرار اعتماد عمومی خواهد بود. اعتماد عمومی، این گوهر گران‌بهایی که طی دهه‌ها شکل گرفته و در سخت‌ترین شرایط، پشتوانه نظام اسلامی بوده است، نباید با بی‌توجهی به حقوق اطلاعاتی مردم، آسیب ببیند یا تحلیل رود.

بگذارید مردم بدانند چه موانعی بر سر راه قرار گرفته، چه امتیازاتی داده شده و چه خطوط قرمزی حفظ گردیده است. این مطالبه، نه تنها حق مردم است، بلکه از منظر مدیریت بحران و مدیریت افکار عمومی نیز ضرورتی انکارناپذیر محسوب می‌شود. تجربه تاریخی ملت‌های مختلف نشان داده است که اطلاع‌رسانی صادقانه، حتی در شرایط دشوار و بحرانی، به مراتب بهتر از کتمان حقایق و ایجاد فضای ابهام عمل می‌کند. وقتی مردم در جریان حقایق قرار بگیرند، نه تنها دچار تشویش نمی‌شوند، بلکه تبدیل به سپری محکم در برابر تبلیغات دشمنان خواهند شد. این یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های یک ملت است: مردمی که از حقایق آگاه باشند و بدانند در چه مسیری گام برمی‌دارند. وقتی مردم بدانند که چه موانعی بر سر راه قرار گرفته، فشارهای بین‌المللی چگونه طراحی شده و دشمنان چه اهدافی را دنبال می‌کنند، در آن صورت، هرگونه شایعه یا تبلیغات مغرضانه، به‌راحتی شناسایی و خنثی خواهد شد. اما اگر مردم در تاریکی نگاه داشته شوند، ذهن‌های کنجکاو آنها به سمت منابع نامطمئن سوق پیدا می‌کند و در آنجا، دشمنان با بهره‌گیری از این خلاء اطلاعاتی، بهترین فرصت را برای تخریب افکار عمومی و تخریب اعتماد عمومی خواهند یافت. اطلاع‌رسانی به‌موقع و صادقانه، آرامش اجتماعی را تقویت می‌کند و راه را بر سوءاستفاده جریان‌های مغرضانه می‌بندد.

تاریخ معاصر ایران، نمونه‌های متعددی از این حقیقت را در خود نهفته دارد. در دوران دفاع مقدس، وقتی مسئولان با مردم صادق بودند و آنها را از واقعیات جبهه‌ها و وضعیت جنگ آگاه می‌کردند، ملت با جان و دل پشتیبان نظام بود و بسیج عمومی برای دفاع از میهن، عظیم‌ترین بسیج تاریخ معاصر را رقم زد. اما وقتی در دوره‌هایی، فاصله‌ای میان آنچه مردم می‌دانستند و آنچه در واقعیت رخ می‌داد ایجاد شد، این فاصله، به سرعت به ابزاری در دست دشمنان تبدیل گردید و آسیب‌هایی جدی به انسجام ملی وارد ساخت. این درس بزرگ تاریخی باید سرلوحه کار ما قرار گیرد: مردم ما، مردمی باشعور، آگاه و تاریخ‌ساز هستند و شایسته آنند که در جریان تمامی تصمیمات بزرگ که سرنوشت آنها را رقم می‌زند، قرار بگیرند. همراهی مردم، زمانی پایدار و معنادار است که بر پایه آگاهی و اعتماد متقابل استوار باشد، نه بر پایه سکوت و بی‌اطلاعی. مردمی که بدانند در مذاکرات چه می‌گذرد، بهتر می‌توانند از دستاوردهای ملی حمایت کنند و در برابر فشارها و تهدیدات خارجی، مقاوم‌تر و یکدست‌تر عمل نمایند.

 صداقت، ستون استوار اعتماد
صداقت، شفافیت و صراحت، ارکان غیرقابل‌انکار ارتباط میان مسئولان و مردم است. بیان واقعیت‌ها آنگونه که هستند، نه بزرگ‌نمایی‌شده و نه کوچک‌شده، نه تنها خللی در روند امور ایجاد نمی‌کند، بلکه پشتوانه‌ای استوار برای تصمیمات ملی فراهم می‌آورد و زمینه سوءتفاهم‌ها و برداشت‌های نادرست را از میان برمی‌دارد. این حقیقت، ریشه در فلسفه عمیقی دارد که از ذات انسانی سرچشمه می‌گیرد: انسان‌ها، حتی در سخت‌ترین شرایط، اگر حقیقت را بدانند، می‌توانند با آن کنار بیایند و راه‌حل‌های مناسبی بیابند، اما اگر احساس کنند که حقیقت از آنها پنهان شده، دچار اضطراب، بی‌اعتمادی و سردرگمی می‌شوند و در آن شرایط است که شایعات و اطلاعات نادرست، به‌راحتی جای خود را در ذهن‌ها باز می‌کنند. صداقت، نه صرفاً یک ارزش اخلاقی، بلکه ابزاری کارآمد برای مدیریت بحران و حفظ انسجام ملی است و تجربه ملت‌های موفق در طول تاریخ نشان داده است که نظام‌های سیاسی‌ای که بر پایه صداقت و شفافیت با مردم خود عمل کرده‌اند، در مواقع بحرانی، بهترین واکنش‌ها را از سوی مردم خود دریافت کرده‌اند.

شما نماینده مردم هستید و صداقت، سرلوحه کار شماست. این جمله ساده، عمیق‌ترین معنا و گسترده‌ترین دامنه را در بر دارد. وقتی شما به مجلس راه یافتید و رأی مردم را همراه خود داشتید، با خود عهد بستید که امانت‌دار صدای مردم باشید و این امانت‌داری، تنها در گرو صداقت و شفافیت با همان مردمی است که به شما اعتماد کرده‌اند. صداقت نه ضعف است و نه به خطر انداختن منافع ملی؛ بلکه قوی‌ترین پل ارتباطی میان شما و ملتی است که به شما اعتماد کرده‌اند. تجربه تاریخی به ما آموخته است که مسئولانی که در لحظات حساس، به جای پنهان‌کاری و فرافکنی، شجاعت بیان حقیقت را داشته‌اند، در تاریخ، جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند و نظام‌های سیاسی‌ای که بر پایه صداقت با مردم بنا شده‌اند، عمر طولانی‌تر و مشروعیت پایدارتری داشته‌اند.

بگویید در کجای مسیر ایستاده‌ایم، چه گزینه‌هایی پیش رو داریم و چه تصمیماتی اتخاذ شده است. این سه پرسش، پرسش‌هایی هستند که ذهن هر شهروند آگاهی را به خود مشغول می‌کند و پاسخ به آنها، نه تنها حق مردم است، بلکه از منظر مدیریت راهبردی نیز ضرورتی حیاتی محسوب می‌شود. مردمی که از مسیر حرکت خود آگاه باشند، می‌توانند بهترین همراهان و پشتیبانان باشند، اما مردمی که در تاریکی نگاه داشته شوند، به‌تدریج دچار بی‌تفاوتی و بی‌اعتمادی می‌شوند و این بی‌اعتمادی، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ما آرزوی آن را در سر می‌پرورانند. پس بکوشید که با بیان صادقانه و شفاف حقایق، این اعتماد را تقویت کنید و بدانید که ملت ایران، در طول تاریخ پرافتخار خود، بارها ثابت کرده است که در برابر حقیقت، حتی حقیقت‌های تلخ، سر تسلیم فرود نمی‌آورد و اگر حقیقت به درستی بیان شود، این ملت، بهترین واکنش را نشان خواهد داد. اعتماد مردم، بزرگ‌ترین سرمایه شما و تضمین‌کننده پیروزی شما در این عرصه دشوار است. قدر این اعتماد را بدانید و با صداقت، آن را پاس بدارید.

درنگ نکنید، فرصت‌ها برنمی‌گردند
با عنایت به مجموعه مطالب فوق و با توجه به اهمیت فوق‌العاده و حساسیت ویژه‌ای که لحظه کنونی در تاریخ سیاسی کشور ایفا می‌کند، تأکید قاطعانه و اکید می‌شود که مسئولان ذی‌ربط، هرچه زودتر و پیش از آنکه فرصت‌های طلایی از دست برود و پنجره‌های زمانی بسته شوند، اقدام به ارائه توضیحات رسمی، جامع، شفاف و قانع‌کننده به افکار عمومی نمایند. این مطالبه، نه از سر کنجکاوی بی‌مورد و نه از روی بی‌صبری، بلکه از سر دلسوزی عمیق نسبت به سرنوشت این ملک و احساس مسئولیتی که هر شهروند آگاهی در قبال سرزمین خود بر دوش می‌حسَد، نوشته و عرضه شده است. هرگونه تأخیر و درنگ، فضای بیشتر و خطرناک‌تری را برای گسترش شایعات، روایت‌های موهوم، تفسیرهای نادرست و تحلیل‌های گمراه‌کننده فراهم می‌سازد و فاصله‌ای ناخواسته، عمیق و دشوار‌التحلیل میان مردم و مسئولان ایجاد می‌کند. این فاصله، اگرچه ممکن است در نگاه اول کوچک و بی‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع ریشه‌هایی عمیق در اذهان عمومی دوانده و درختی تلخ خواهد رویاند که میوه‌هایش، بی‌اعتمادی، بدبینی و سرخوردگی است.

در تاریخ سیاسی ملت‌ها، بارها و بارها شاهد بوده‌ایم که چگونه تأخیرهای به ظاهر کوتاه در اطلاع‌رسانی، به بحران‌هایی بزرگ و جبران‌ناپذیر تبدیل شده‌اند. دیر اطلاع‌رسانی کردن، درست مانند آن است که آتشی را در زمینی پنهان نگه دارید و منتظر بمانید تا خودبه‌خود خاموش شود؛ آتشی که نه تنها خاموش نمی‌شود، بلکه با گذشت زمان، شعله‌ورتر شده و گستره بیشتری را در بر می‌گیرد. اطلاعات نادرست و شایعات، آتش‌هایی هستند که با هر لحظه تأخیر در ارائه حقیقت، شعله‌هایشان بلندتر می‌شود و مهار آنها، به مراتب دشوارتر خواهد شد. این قانون تغییرناپذیر ارتباطات جمعی است و نمی‌توان و نباید آن را نادیده گرفت. در عصری که شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و رسانه‌های دیجیتال، اطلاعات را در کسری از ثانیه به سراسر جهان پخش می‌کنند، سکوت حتی برای چند ساعت کوتاه نیز می‌تواند عواقبی جبران‌ناپذیر به همراه داشته باشد. فضای مجازی، میدانی بدون مرز است که در آن هر فردی می‌تواند بدون هیچ مسئولیتی، هر ادعایی را مطرح کند و این ادعاها، اگرچه کذب محض باشند، اما در غیاب حقیقتی شفاف و مستند، ممکن است در ذهن‌های بسیاری جایگزین واقعیت شوند.

مردم منتظر شنیدن صدایی راستین و صادقانه هستند؛ صدایی که از جنس اعتماد باشد، نه فریب. صدایی که نه با بزرگ‌نمایی‌های بی‌اساس و نه با کوچک‌نمایی‌های آسیب‌رسان همراه باشد، بلکه حقیقت را آنگونه که هست، با تمامی ابعاد و زوایایش، به گوش مردم برساند. ملت ایران، ملتی بالغ، آگاه، صبور و شکیبا بوده و هست و در طول دهه‌های گذشته، بارها ثابت کرده است که اگر حقیقت به درستی و با احترام به شعور و درکش بیان شود، می‌تواند بهترین واکنش‌ها را نشان دهد و در کنار مسئولان خود، یکدل و متحد باقی بماند. اما همین ملت، وقتی احساس کند که حقایق از آنها پنهان شده یا حقایق ناقص و تحریف‌شده‌ای در اختیارشان قرار گرفته، دچار نوعی سردرگمی و بی‌اعتمادی عمیقی می‌شود که ترمیم آن، به مراتب دشوارتر از پیشگیری از آن است. پس به جای آنکه منتظر بحران بمانیم و سپس به فکر چاره‌اندیشی باشیم، باید پیش از بروز بحران، با صداقت و شفافیت، پل‌های اعتماد را مستحکم‌تر سازیم.

صادق باشیم با مردم؛ نه از سر ناچاری، بلکه از سر عشق و احترام. صداقت، زیباترین و درخشنده‌ترین گوهری است که هر مسئولی می‌تواند در تاج خدمتگزاری خود بیاراید و کسانی که با صداقت با مردم سخن گفته‌اند، در تاریخ، جاودانه شده‌اند و کسانی که از صداقت فرار کرده‌اند، نه تنها اعتماد مردم را از دست داده‌اند، بلکه در آیینه تاریخ، جایگاهی ناخوشایند یافته‌اند. بیایید از تجربیات گذشته درس بگیریم و بدانیم که صداقت، بهترین سیاست است و شفافیت، بزرگ‌ترین تضمین‌کننده اعتماد عمومی. مردم ما لایق آن هستند که حقایق را بدانند و مسئولان ما، موظف و مکلف‌اند که این حقایق را در اختیار آنها قرار دهند.

پس امروز، همین امروز، قلم به دست گیرید و با مردم سخن بگویید. فردا دیر است و پس‌فردا، دیرتر. فرصت‌های از دست رفته، بازنمی‌گردند و هر لحظه‌ای که سکوت می‌کنیم، دیگران از این سکوت بهره‌برداری خواهند کرد. شایعات، هرگز منتظر نمی‌مانند؛ آنها با سرعتی باورنکردنی حرکت می‌کنند و در هر گوشه و کناری، ریشه می‌دوانند. اما حقایق، گاهی به قدری کُند حرکت می‌کنند که مردم گمان می‌کنند حقیقتی در کار نیست یا حقایق، به اندازه کافی قوی نیستند که بتوانند در برابر سیل شایعات ایستادگی کنند. این تصور نادرست، نتیجه مستقیم تأخیر در اطلاع‌رسانی و واگذاری عرصه به دست کسانی است که منافع خود را در گسترش ابهام و ایجاد ناآرامی جستجو می‌کنند.

آگاهی‌بخشی دقیق و صادقانه، نه انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است و انتظار می‌رود در اسرع وقت و بدون هیچ‌گونه تأخیر و فوت وقتی محقق گردد. این مطالبه، نه یک توصیه صرف، بلکه یک الزام حرفه‌ای، اخلاقی و ملی است. مسئولانی که در این مقطع حساس، شجاعت بیان حقیقت را داشته باشند، در تاریخ، به عنوان مسئولانی شجاع، صادق و مردم‌دار به یاد خواهند ماند و نظام سیاسی‌ای که بر پایه صداقت و شفافیت با مردم خود بنا شود، در برابر هیچ توفانی لرزان نخواهد بود. ملت ایران، با تمامی فراز و نشیب‌هایی که تجربه کرده، همچنان سرپا ایستاده و این ایستادگی، مرهون اعتمادی است که میان مردم و مسئولان، در بهترین دوران‌ها، شکل گرفته و تقویت شده است. این اعتماد را باید حفظ کرد و تقویت نمود و تنها راه حفظ و تقویت این اعتماد، صداقت و شفافیت است.

در پایان ، باید تأکید شود که این مطالب، از سر دلسوزی و نه دشمنی نوشته شده است. ما همه در یک کشتی نشسته‌ایم و سرنوشت همه‌مان به یکدیگر گره خورده است. اگر امروز، حقایق به درستی بیان بیان شود و مردم در جریان روند مذاکرات و تصمیمات قرار بگیرند، فردا، ملتی متحد، آگاه و مصمم خواهیم داشت که می‌تواند از هرگونه توطئه و فشار خارجی عبور کند. اما اگر امروز در اطلاع‌رسانی کوتاهی شود و فاصله‌ای میان مردم و مسئولان ایجاد گردد، فردا، با ملتی دچار شکاف و بی‌اعتماد مواجه خواهیم شد که در برابر کوچک‌ترین فشار، آسیب‌پذیر خواهد بود. پس تصمیم با شماست؛ تصمیمی که عواقب آن، نه تنها امروز، بلکه سال‌ها و دهه‌ها بعد نیز مشخص خواهد شد و تاریخ، قضاوت خود را درباره این تصمیم، بدون هیچ ملاحظه‌ای، ثبت و ضبط خواهد کرد.
درخانه اگر کس است،  یک حرف بس است!