پارادوکس تنوع و تضاد
جهان امروز عرصه تضادهایی شگفتانگیز است؛ مرزهای جغرافیایی ملتها را از یکدیگر جدا میکنند، زبانها متعددند و فرهنگها هر یک هویتی منحصربه فرد دارند. این تنوع، در عین زیبایی، ارتباط عمیق و پایدار میان جوامع را دشوار میسازد. با این حال، در میان همه تفاوتها، عنصری پابرجاست که همچون پلی میان ملتها عمل میکند: "میراث مشترک بشری"؛ حافظهای جمعی و جهانی که از مرز و قومیت فراتر میرود.
موزهها؛ جایی که مرزها رنگ میبازند
موزهها در جهان معاصر فراتر از بناهایی برای نمایش تاریخاند؛ آنها نهادهایی اجتماعی، فرهنگی و آموزشی هستند که در اسناد ایکوم، بهعنوان فضاهایی "فراگیر" ،" چندصدایی" ، "مشارکتی" و "مردممحور" تعریف میشوند.
وقتی به تالارهای یک موزه قدم میگذاریم، "زبان مشترک تمدن" جایگزین "زبانهای پراکنده" میشود. تاریخ، هنر و علم بشر سخن میگویند؛ سخنی که مردم با فرهنگها و زبانهای گوناگون را ، در تجربهای مشترک و همدلانه گرد هم میآورد.
در رویکردهای نوین، موزه ، تنها روایتکننده گذشته نیست، بلکه با مشارکت فعال جوامع، به فضایی برای همآفرینی دانش و حافظه جمعی تبدیل میشود.
پروتکلهای جهانی و گذار از انحصار دانش به مشارکت علمی
یکی از برجستهترین ویژگیهای جهان موزهها، همگرایی دانش و همکاری بینالمللی است. برخلاف حوزههایی که اغلب با رقابت یا انحصار همراه اند ، "در مرمت ، باستانشناسی و حفاظت از میراث فرهنگی رویکردی کاملاً انسانی و اشتراکی جریان دارد."
امروزه با توسعه فناوری، مستندسازی سهبعدی، بازسازی دیجیتال و شبکههای علمی، دانش حفاظت از میراث، از حالت "ملی و محدود" به "جهانی و مشارکتی" تغییر یافته است.
این رویکرد در چارچوب کنوانسیونهای یونسکو از جمله کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت میراث در جنگ و کنوانسیون ۱۹۷۰ برای جلوگیری از قاچاق آثار و همچنین شبکههای تخصصی ایکوم تقویت میشود.
"حفاظت از یک شیء تاریخی، حفاظت از بخشی از حافظه بشریت و وظیفهای فراملی و مشترک" است.
رؤیای تمدنی و توسعه پایدار
موزهها پلی میان گذشته و آیندهاند؛ فضاهایی که به نسلها میآموزند میراث خود را نه ابزار رقابت، که سرمایهای برای توسعه پایدار و همزیستی ببینند.در دهههای اخیر، نقش موزهها در تحقق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل از آموزش و کاهش نابرابری تا حمایت از محیطزیست و تابآوری اجتماعی ، بیش از پیش مورد تأکید قرار گرفته است.
این نگاه نشان میدهد که حفاظت از میراث فرهنگی، بخش جداییناپذیر از ساختن آیندهای پایدار، آگاهانه و صلحمحور است.
میراث در خطر؛ موزهها بهمثابه سنگرهای صلح فرهنگی
در جهانی که بحرانها، بیثباتیها و مخاصمات در حال گسترشاند، میراث فرهنگی بیش از هر زمان آسیبپذیر شده است؛ از تهدیدهای ناشی از جنگها و قاچاق آثار تا چالش های بزرگ تغییرات اقلیمی.در چنین شرایطی، موزهها تنها نمایشدهنده آثار نیستند؛ آنها به "پاسبانان حافظه جمعی" تبدیل میشوند: مراکزی برای مستندسازی و حفاظت اضطراری،پایگاههایی برای آموزش جوامع و افزایش آگاهی ،بازیگران اصلی در مقابله با قاچاق و نابودی میراث ،حلقههای اتصال همکاری جهانی در زمان بحران ،فراتر از نقش علمی، آنها "سنگرهایی برای صلح فرهنگیاند" ؛ جایی که ارزش زندگی، فرهنگ و تاریخ بشر پاس داشته میشود.
موزهها؛ نگهبانان پیوندهای انسانی در جهانی چندپاره
در جهانی که مرزهای سیاسی، اجتماعی و ذهنی پیوسته در حال فاصلهسازیاند، موزهها همچنان پلی میان ملتها و میان گذشتهها و آیندهها هستند.
شعار امسال ایکوم ، “Museums Uniting a Divided World”، یادآور حقیقتی ساده اما ژرف است:
"آنچه ما را به هم پیوند میدهد، بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما را از هم جدا میکند."
موزهها به ما میآموزند که تمدن، زبان مشترک انسانهاست؛ و هر موزه در هر نقطه از جهان نوری است که میتواند بخشی از تاریکی جداییها را روشن کند.
تفاوتها آغازگر گفتوگو هستند، نه عامل فاصله.
