ژن خاصی که فقط ایرانی‌ها دارند !

  4050129036 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

پس از گزافه‌گویی‌ تازۀ ترامپ، یک اسطوره‌شناس با اشاره به پیشینۀ چندهزارساله ایران تأکید می‌کند آنچه این سرزمین را متمایز کرده، توان مداوم در بازتولید فرهنگ و تمدن است؛ ظرفیتی که در مواجهه با فراز و فرودها، همواره خود را در قالبی تازه بازآفرینی کرده و نشان داده است ایرانی‌ها، در عمق تجربۀ تاریخی خود، «ژن تمدن‌سازی» را به‌عنوان یک ویژگی پایدار در خود حفظ کرده‌اند.

 ژن خاصی که فقط ایرانی‌ها دارند !

 بهمن نامور مطلق همزمان با تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، در گفت‌وگو با ایسنا، با نگاهی انتقادی به اظهارات اخیر دونالد، ترامپ که مدعی نابودی کامل تمدن ایرانی شده است، دربارۀ امکان نابودی تمدن‌ها، بر ناآگاهی گویندۀ چنین سخنانی تأکید کرد و گفت: وقتی کسی چنین حرفی می‌زند، مشخص است که اساسا مفهوم تمدن را نمی‌شناسد. اگر تاریخ خوانده بود، اگر با تمدن و فرهنگ آشنا بود، چنین سخنی را بر زبان نمی‌آورد؛ حتی اگر فردی خشن یا جنگ‌طلب باشد. تمدن چیزی نیست که با زدن پل یا تخریب ایستگاه‌های برق از بین برود. تمدن بیش از آنکه ماهیتی مادی داشته باشد، ماهیتی فرهنگی و معنوی دارد؛ به دانش، تجربه‌ها، آیین‌ها و رسوم یک ملت وابسته است. در واقع تمدن، پیش از هر چیز، حاصل انباشت تاریخی یک فرهنگ است و به همین دلیل، با این شیوه‌ها از میان نمی‌رود.

یاوه‌گویی‌هایی که نشانه نادانی است

او با اشاره به برخی تهدیدها علیه ایران افزود: این‌گونه یاوه‌گویی‌ها نشان‌دهنده فقدان شناخت و نوعی نادانی است؛ نادانی‌ که امروز در دستش تیغ قدرت قرار گرفته و مست آن شده و جهان، به‌ویژه ایران را تهدید می‌کند. در همین چارچوب باید گفت که تمدن‌شناسی، موضوع ساده‌ای نیست که افرادی مانند دونالد ترامپ بتوانند آن را درک کنند؛ به همین دلیل نیز چنین سخنان بی‌معنایی مطرح می‌شود. البته این سخنان می‌تواند خسارت و ویرانی به بار آورد، اما اینکه تصور شود می‌تواند تمدنی را از بین ببرد، قطعا چنین نخواهد بود.

نامور مطلق در ادامه، در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان در شرایط جنگی از فرهنگ و تمدن به‌عنوان یک عنصر راهبردی بهره برد؟ اظهار کرد: ایران دست‌کم هفت تا هشت‌هزار سال تاریخ ثبت‌شده دارد و در این جغرافیا، تمدن‌های متعددی شکل گرفته‌اند؛ از تمدن‌های سیلک، مارلیک، ایلام، شهر سوخته، جیرفت و بسیاری دیگر. ایران اساسا زادگاه تمدن‌های گوناگون بوده و یکی از قطب‌های مهم تمدن‌سازی در کنار میان‌رودان به شمار می‌آید. بخش بزرگی از این میراث نیز در گسترۀ ایران شکل گرفته است.

ایرانی‌ها «ژن تمدن‌سازی» دارند

او ادامه داد: ایرانی‌ها به‌نوعی «ژن تمدن‌سازی» دارند. در طول تاریخ، هر مهاجمی که قصد نابودی این تمدن را داشته؛ از اسکندر گرفته تا چنگیز مغول و... در نهایت خود تحت تأثیر این فرهنگ قرار گرفته و به نوعی در آن هضم شده است. حتی اسکندر در سال‌های پایانی عمر خود، چنان ایرانی شد که مورد انتقاد یونانیان قرار گرفت. یا مغولان، که با خشونت وارد شدند، بعدها، خود بانیِ بازسازی تمدن ایرانی شدند، چرا که در برابر عظمت آن سر فرود آوردند. امروز نیز تهدیدهایی از سوی افرادی نازل مانند ترامپ مطرح می‌شود، اما این روند تاریخی نشان داده که تمدن ایرانی نه‌تنها از بین نمی‌رود، بلکه توان احیای مداوم دارد.

شاید آسیب ببینیم اما نابود نمی‌شویم

این پژوهشگر فرهنگی تأکید کرد: ایران از کهن‌ترین تمدن‌های زنده جهان است؛ تمدنی پویا که همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد. حتی در مقاطعی که از نظر نظامی شکست خورده‌ایم یا آثار مادی‌مان تخریب شده، در ادامه توانسته‌ایم آن‌ها را بازسازی کنیم، گاه حتی به دست همان مهاجمان. نمونه‌هایی مانند دانشگاه گُندی‌شاپور یا نخستین منشورهای حقوقی، نشان‌دهندۀ عمق این پیشینه است. بنابراین، چنین تمدنی ممکن است آسیب ببیند، اما هرگز نابود نخواهد شد.

در معرفی ایران موفق بوده‌ایم؟

او همچنین دربارۀ چگونگی معرفی بهتر تاریخ و تمدن ایران به جهانیان، توضیح داد: متأسفانه در این زمینه کم‌کاری‌هایی صورت گرفته است. برخی نهادها، از جمله رایزنی‌های فرهنگی، نگاه صرفا ایدئولوژیک داشته‌اند و از معرفی ایرانِ واقعی و تمدنی غافل مانده‌اند. نهادهایی مانند بنیاد ایران‌شناسی یا حتی دستگاه دیپلماسی نیز آن‌گونه که باید نتوانسته‌اند تصویر دقیق و عمیقی از ایران ارائه دهند. در مواردی حتی افرادی مسئولِ معرفی ایران بوده‌اند که خود شناخت کافی از این کشور نداشته‌اند.

نامورمطلق افزود: ما نیازمند بازنگری جدی در این حوزه هستیم. باید از ظرفیت افرادی که شناخت عمیق‌تری از ایران دارند استفاده شود. امروز بیش از هر زمان دیگری به تولید محتوا درباره ایران نیاز داریم، اما دست بسیاری از متخصصان بسته است. در حالی که می‌توانستیم از سال‌های ابتدایی آموزش کودکان، ایران‌شناسی را به‌عنوان یک درس جدی دنبال کنیم تا هر ایرانی به نوعی سفیر فرهنگی کشورش باشد.

ضرورت یک بازنگری جدی در فعالیت رایزنان فرهنگی

این پژوهشگر فرهنگی در پاسخ به پرسشی دربارۀ راهکارهای بهبود عملکرد رایزنان فرهنگی و نحوه معرفی بهتر ایران در سطح بین‌الملل، اظهار کرد: به نظر من، ساختار رایزنی‌های فرهنگی و همچنین نهادهایی مانند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیازمند بازنگری‌های بنیادین هستند. افرادی که در این حوزه‌ها به خارج از کشور اعزام می‌شوند، باید شناخت عمیقی از ایران داشته باشند و صرفا به دانش دینی یا یک‌بعدی محدود نشوند. ایران‌شناسی باید در کنار سایر مهارت‌ها مورد توجه قرار گیرد.

تصویر ناقص ایران با نگاه تک‌بُعدی

نامور مطلق تأکید کرد: اسلام بخشی از هویت ایران است، همان‌طور که ایران نیز بستری برای شکل‌گیری و پذیرش اسلام بوده است، اما هیچ‌یک را نمی‌توان به دیگری تقلیل داد. ایران سابقه‌ای چندهزارساله دارد و اسلام حدود ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ سال است که در این سرزمین حضور دارد. همچنین باید در نظر داشت که همۀ ایرانیان مسلمان نیستند، بنابراین تمرکز صرف بر رویکردهای محدودکننده در معرفی ایران، می‌تواند تصویری ناقص ارائه دهد.

او با اشاره به برخی رویکردهای گذشته، گفت: محدود کردن فعالیت رایزنی‌های فرهنگی به یک نگاه صرفا ایدئولوژیک یا تقلیل آن به معرفی یک بُعد خاص، از جمله اشتباهاتی بوده که باید در آن بازنگری شود. حتی در سطح نام‌گذاری و مأموریت این نهادها نیز لازم است نگاه جامع‌تری اتخاذ شود تا ایران در تمام ابعاد تاریخی، فرهنگی و تمدنی خود معرفی شود. افرادی که در این جایگاه‌ها فعالیت می‌کنند، باید هم توانایی معرفی اسلام را داشته باشند و هم شناخت دقیق و عمیقی از ایران، تا بتوانند تصویر کامل‌تر و واقعی‌تری از این سرزمین ارائه دهند و در تعاملات بین‌المللی نقش مؤثرتری ایفا کنند.

این اسطوره‌شناس با انتقاد از نگاه تک‌بعدی در معرفی ایران در عرصه بین‌الملل اظهار کرد: تا امروز عمدتا رویکردی محدود و یک‌سویه بر فعالیت‌های رایزنی‌های فرهنگی حاکم بوده و سهم بخش ایرانی در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

او با اشاره به تجربه‌های میدانی خود در اروپا افزود: در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، انگلیس، ایتالیا و اسپانیا نمونه‌هایی دیده شده که برخی افراد مسئول معرفی ایران، شناخت کافی از ایران و ویژگی‌های تمدنی آن نداشته‌اند و حتی در سطحی حداقلی نیز با ایران‌شناسی آشنا نبوده‌اند. این در حالی است که برای معرفی دقیق ایران، لازم است فردی که در این جایگاه قرار می‌گیرد، خود شناخت عمیق و تجربه زیسته‌ای از ایران داشته باشد. انتظار می‌رود در آینده این وضعیت تغییر کند و نگاه جامع‌تری بر فعالیت‌های فرهنگی حاکم شود، به‌گونه‌ای که معرفی ایران صرفا به یک بعد خاص محدود نشده و همۀ ابعاد تاریخی، فرهنگی و تمدنی آن را در بر گیرد.

چرا برخی دیاسپورای ایرانی از جنگ خوشحال شدند؟

نامورمطلق در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جمعیت قابل توجه ایرانیان خارج از کشور ادامه داد: امروز میلیون‌ها ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند. اگر این افراد از کودکی با آموزش‌های عمیق ایران‌شناسی آشنا شده بودند، می‌توانستند در هر نقطه‌ای از جهان، تصویری دقیق و شایسته از ایران ارائه دهند. این ظرفیت بزرگ، اگر به‌درستی فعال شود، می‌تواند نقش مهمی در بازنمایی فرهنگ و تمدن ایرانی در سطح جهانی ایفا کند.

این اسطوره‌شناس در پاسخ به پرسشی دربارۀ واکنش خوشحالی بخشی از ایرانیان خارج از کشور به تحولات و جنگ، اظهار کرد: به‌طور طبیعی، هر انسانی به وطن و زادگاه خود تعلق خاطر دارد، همان‌طور که به خانواده‌اش وابسته است اما این پیوند می‌تواند در طول زمان و تحت تأثیر عوامل مختلف تقویت یا تضعیف شود. در این میان، ما نیز در حفظ این پیوندها و انتقال حس تعلق به نسل‌های مختلف و گروه‌های مختلف، از جمله دیاسپورای ایرانی، کاستی‌هایی داشته‌ایم.

او افزود: در مورد آثار تاریخی، ما بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی تلاش می‌کنیم از بناهایی مانند عالی‌قاپو یا مسجد شیخ لطف‌الله حفاظت کنیم، اما در مورد انسان‌ها و حفظ پیوند آن‌ها با فرهنگ و سرزمین، چنین سازوکار نظام‌مندی کمتر وجود داشته است. همین موضوع باعث شده برخی افراد برداشت‌های نادرستی داشته باشند یا حتی تحلیل‌های اشتباهی از شرایط ارائه دهند.

بازیگران بین‌المللی صرفا بر اساس منافع خود عمل می‌کنند

نامور مطلق با اشاره به برخی نگاه‌های نادرست دربارۀ جنگ تحمیلی سوم، گفت: بخشی از این افراد تصور می‌کنند حمایت از یک درگیری یا جنگ می‌تواند به تغییرات مطلوب منجر شود، در حالی که شناخت دقیقی از واقعیت‌های سیاسی ندارند. به باور من، این مسئله بیش از هر چیز ناشی از ضعف در ارتقای آگاهی و شعور سیاسی است؛ چراکه اگر این درک وجود داشت، روشن می‌شد که بازیگران بین‌المللی صرفا بر اساس منافع خود عمل می‌کنند و نه برای تحقق اهدافی مانند آزادی دیگر کشورها.

او تأکید کرد: از یک سو در گذشته کاستی‌هایی در انتقال مفاهیم فرهنگی و سیاسی وجود داشته و از سوی دیگر، بسیاری از افراد امروز به مرور به این واقعیت‌ها پی برده‌اند. اکنون باید تلاش کرد تا با بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود، به‌ویژه در میان کسانی که آمادگی پذیرش و بازنگری دارند، ارتباط مؤثرتری برقرار شود و تصویر دقیق‌تری از ایران و منافع ملی آن ارائه شود.

اهمیت معرفی بزرگان کشور

نامور مطلق همچنین با اشاره به چهره‌های برجستۀ تاریخ علم و فرهنگ ایران، بر ضرورت معرفی عمیق‌تر این میراث به جهان تأکید کرد و گفت: بزرگانی مانند ابوریحان بیرونی، رازی و ... که بنیان‌گذار بسیاری از سنت‌های علمی و نظامی بوده‌اند، یا افرادی چون خیام در حوزه نجوم، تقویم و علوم دقیق و نیز عرفای بزرگ و فردوسی، آن‌گونه که باید شناخته و معرفی نشده‌اند و اهتمام کافی برای معرفی آن‌ها وجود نداشته است. امروز بیش از هر زمان دیگری به این چهره‌ها نیاز داریم، اما به نظر می‌رسد نهادهایی که باید در این مسیر فعال باشند، خود شناخت کافی ندارند و در مواردی نیز ابزار و امکانات لازم در اختیارشان نیست.

او افزود: رسانه‌ها نقش مهمی در این زمینه دارند، اما محدودیت‌های رسانه‌ای و نبود دسترسی مؤثر به ابزارهای ارتباطی، از جمله در صداوسیما، باعث شده است که وظیفه معرفی ژرفای ایرانِ فرهنگی، آیین‌ها و سنت‌های ایرانی آن‌گونه که باید انجام نشود. ایران بیش از آنکه با جلوه‌های مادی شناخته شود، با تجلیات فرهنگی و معنوی شناخته می‌شود؛ آیین‌ها، اندیشه‌ها و رسوم ایرانی مانند نوروز، که امروز در سطح جهانی نیز شناخته شده و بسیاری از کشورها برای ثبت و مشارکت در آن تلاش کرده‌اند، نمونه‌ای از همین ظرفیت است. اگر روایت‌گری درست دربارۀ این آیین‌ها، اسطوره‌ها و تاریخ انجام می‌شد، امروز شاهد این نبودیم که برخی، ایران را با مناطق دیگر جهان اشتباه بگیرند یا شناخت دقیقی از آن نداشته باشند.

ماجرای یک فرصت و یک محدودیت

نامورمطلق با تأکید بر اینکه شرایط کنونی می‌تواند در عین حال فرصتی برای شناخت دوبارۀ ایران باشد، گفت: در صورتی که دست اساتید و متخصصان ایران‌شناسی باز باشد و امکان تولید و انتشار محتوا فراهم شود، می‌توان تصویر دقیق‌تری از ایران ارائه داد. اما در حال حاضر، محدودیت‌های رسانه‌ای و ارتباطی، از جمله در فضای قطعی اینترنت بین‌الملل، مانع از انتقال این تصویر به جهان شده است. حتی در حوزۀ میراث فرهنگی جهانی، برخی آثار از جمله کاخ گلستان، کاخ چهلستون و... که در فهرست‌های بین‌المللی ثبت شده‌اند، در معرض آسیب قرار دارند و این مسئله نه‌تنها به ایران، بلکه به هویت مشترک بشری آسیب می‌زند. اگر امکان واکنش علمی و فرهنگی گسترده‌تر وجود داشت، می‌شد از این میراث در شرایط جنگی به شکل مؤثرتری صیانت کرد، اما در شرایط فعلی این ظرفیت‌ها به‌طور کامل فعال نشده‌اند.

اکثریت ایرانیان ایران‌دوست هستند

او همچنین با تأکید بر ضرورت گفت‌وگو با طیف‌های مختلف و تفکیک میان گروه‌های مختلف فکری گفت: باید تلاش کرد با زبان خود افراد با آن‌ها سخن گفت و زمینه جلب و اقناع را فراهم کرد تا از آسیب‌های بیشتر جلوگیری شود. در عین حال، بخشی از افرادی که نگاه‌های مغرضانه دارند و حتی حاضرند به بهای آسیب دیدن کشور به اهداف خود برسند، حسابشان جداست. اما به باور من، اکثریت ایرانیان ایران‌دوست هستند و اگر در برخی موارد دچار خطا در تحلیل یا محاسبه شده‌اند، این موضوع نیز قابل بازگشت و اصلاح است؛ هرچند بخشی از این خطاها ریشه در عملکرد نظام‌های رسانه‌ای، آموزشی و برخی نهادهای سیاسی دارد.

اختلافاتی که موقتا کنار می‌روند

نامورمطلق همچنین در پاسخ به پرسشی دربارۀ تحولات اجتماعی و سیاسی پیش از جنگ و واکنش اقشار مختلف جامعه به وقوع جنگ، اظهار کرد: تجربه نشان داده است که در بزنگاه‌های تاریخی، بسیاری از اختلافات و دیدگاه‌های متفاوت در برابر یک عامل مشترک به حاشیه می‌رود و نوعی همگرایی شکل می‌گیرد. در این میان، حتی بخشی از قشر خاکستری جامعه که نه نگاه تند دارد و نه همراهی کامل، در مواجهه با تهدیدات بیرونی، موضعی در حمایت از ایران اتخاذ می‌کند.

او افزود: آنچه این انسجام را شکل می‌دهد، تجربۀ مشترک تاریخی، زبان مشترک و احساس تعلق عاطفی به ایران است؛ عناصری که فراتر از دسته‌بندی‌های سیاسی و اجتماعی عمل می‌کنند. به باور من، حتی منتقدان نیز در شرایطی که کیان کشور در معرض تهدید قرار می‌گیرد، اختلافات را موقتا کنار می‌گذارند و در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا از تمامیت سرزمینی دفاع کنند.

یک قابلیت خاص تمدن ایرانی

این پژوهشگر فرهنگی با اشاره به لزوم عبور از تهدیدها از طریق گفت‌وگو تصریح کرد: پس از عبور از شرایط بحرانی، باید زمینه‌ای فراهم شود تا جامعه بتواند در یک گفت‌وگوی جمعی، درباره آینده، رفاه، آرامش و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی تصمیم‌گیری کند و اهدافی مانند استقلال و آزادی را در مسیر درست خود دنبال کند.

او در ادامه با نگاهی تاریخی به پیشینه کشور گفت: هر زمان که اختلافات داخلی شدت گرفته، زمینه برای غلبه دشمنان نیز فراهم شده است. نمونه‌های تاریخی متعددی از این وضعیت وجود دارد؛ از اواخر دوره هخامنشی و ضعف داریوش سوم گرفته تا اختلافات گسترده در اواخر دوره ساسانی و نیز دوره حمله مغول. این تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که انسجام داخلی نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ و تداوم یک تمدن دارد.

نامور مطلق در پایان تأکید کرد: آنچه تمدن ایرانی را متمایز می‌کند، نه صرفا ساختارهای مادی، بلکه حضور آن در دل مردم است. تا زمانی که یک ایرانی زنده است، این تمدن نیز زنده خواهد بود. تجربۀ تاریخی ایران نشان داده که این تمدن همواره توانسته خود را بازآفرینی و احیا کند و شاید هیچ جامعه‌ای به اندازه جامعه ایرانی چنین ظرفیتی برای بازتولید تمدنی نداشته باشد.