سردرگمی ژئوپلیتیک پاکستان در جنگ رمضان

احمد رشیدی نژاد، پژوهشگر ژئوپلیتیک، گروه سیاسی الف،   4050124062 ۱۸ نظر، ۱ در صف انتشار و ۱۳ تکراری یا غیرقابل انتشار
سردرگمی ژئوپلیتیک پاکستان در جنگ رمضان

استقرار 13000 نیروی زمینی و حداقل ده جت جنگنده پاکستانی در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز در استان شرقی ظهران عربستان سعودی، در بحبوحه میزبانی میانجیگری ایران و آمریکا، پرسش‌های جدی را در مورد سیاست خارجی اسلام‌آباد مطرح کرده است. این اقدام، در حالی رخ می‌دهد که پاکستان نقش میزبان را در مذاکرات حساس ایران و آمریکا ایفا کرده بود؛ این اقدام، در کنار استقبال نظامی از تیم ایرانی در مقابل استقبال دیپلماتیک از آمریکایی‌ها، پیامی دوگانه را ارسال می‌کند که حکایت از تلاقی منافع منطقه‌ای، دغدغه‌های امنیتی داخلی و محاسبات پیچیده ژئوپلیتیکی دارد. در حالی که این گام، خصوصا در سایه سخنان وزیر دفاع پاکستان مبنی بر "شانه به شانه قرار گرفتن با سعودی‌ها در تهدیدات احتمالی"، ظاهری از نزدیکی به ریاض را به نمایش می‌گذارد، اما در ورای آن، بستری از محدودیت‌ها و ملاحظات متعدد برای اسلام‌آباد نهفته است که سیاست خارجی این کشور را به مسیری پرمخاطره رهنمون می‌سازد:

وجود جمعیت شیعه حدود ۵۰ میلیون نفری در پاکستان، همواره عاملی مهم در سیاست خارجی این کشور محسوب می‌شود. هرگونه اقدام پاکستان که به صورت بالقوه در تقابل با منافع ایران یا کشورهای شیعه قرار گیرد، می‌تواند حساسیت‌های داخلی را برانگیزد. هرچند دولت پاکستان رسماً سیاست خارجی خود را بر پایه منافع ملی تعریف می‌کند، اما نادیده گرفتن این بخش قابل‌توجه از جامعه، در بلندمدت دشوار خواهد بود. این جمعیت، می‌تواند به عنوان یک عامل بازدارنده یا فشار داخلی بر دولت در خصوص اتخاذ سیاست‌های تنش‌زا عمل کند.
نکته دیگر، مسئله جدایی‌طلبان بلوچ است. ایران و پاکستان هر دو با چالش فعالیت گروه‌های تجزیه‌طلب در مناطق مرزی خود، به ویژه مواجه هستند. این دغدغه، همواره بستری مشترک برای همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی بین دو کشور بوده است. در چنین شرایطی، تهران و اسلام‌آباد می‌توانند با رویکردی سازنده‌تر، بر حل ریشه‌ای مشکلات و همکاری‌های دوجانبه برای مقابله با عوامل بی‌ثباتی تمرکز کنند. درک متقابل، احترام به حاکمیت یکدیگر و گفتگوی مستمر، کلید حرکت به سوی مناطق مرزی امن و باثبات است. 

نگرانی از جهت‌گیری احتمالی سیاست خارجی آتی ایران به سوی هند، در محاسبات پاکستان جایگاه ویژه‌ای دارد. نزدیکی تهران به دهلی نو، می‌تواند موازنه قدرت منطقه‌ای را به ضرر اسلام‌آباد تغییر دهد. در همین راستا، نزدیکی سیاست خارجی افغانستان و ایران در تقابل با پاکستان نیز، چالشی جدی برای اسلام‌آباد محسوب خواهد شد. در این راستا، باید به این پرسش پرداخت که آیا پاکستان در این اقدام، جهت‌گیری احتمالی سیاست خارجی آتی ایران به سوی هند را مد نظر قرار داده است؟ در سال‌های اخیر، روابط ایران و هند در حوزه‌های مختلف، از جمله انرژی و تجارت، رو به گسترش بوده است. نزدیکی بیشتر تهران به دهلی، می‌تواند موازنه قدرت در منطقه را تغییر داده و پاکستان را در موقعیت استراتژیک دشوارتری قرار دهد. از سوی دیگر، نزدیکی احتمالی افغانستان، ایران و هند نیز می‌تواند زمینه ساز مثلث قدرت منطقه‌ای جدیدی در جنوب آسیا گردد. لذا با توجه به تنش‌های مرزی اخیر افغانستان و پاکستان، هرگام نامناسب پاکستان، می‌تواند قدمی به سوی شکل‌گیری این مثلث گردد. 

نکته قابل تأمل این است که آیا پاکستان متوجه است که با این اقدام، نه لزوماً در کنار عربستان، بلکه در کنار اسراییل و آمریکا قرار خواهد گرفت؟ این همسویی، به خصوص در اوضاع کنونی منطقه و مسائل مرتبط با غزه و لبنان می‌تواند واکنش‌های منفی شدیدی را از سوی جهان اسلام به دنبال داشته باشد. پاکستان، به عنوان کشوری با جمعیت مسلمان بالا و عضویت در سازمان همکاری اسلامی، ممکن است با انتقادات گسترده‌ای از سوی کشورهای اسلامی مواجه شود که خواستار حفظ بی‌طرفی و عدم تشدید تنش‌ها هستند. احساس وابستگی به بلوک قدرت غرب، می‌تواند به عنوان خیانت به آرمان‌های جهان اسلام تلقی شود.

 پاکستان در سال‌های اخیر، تلاش‌هایی برای نزدیکی به ترکیه انجام داده است. اما سیاست خارجی ترکیه، به خصوص در قبال مناقشات منطقه‌ای، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. و مضاف بر پیوندهای ژئوپلیتیکی گسترده- از جمله مسئله جدایی‌طلبان کرد- اردوغان اخیراً اعلام کرده است که «اگر جنگ طول بکشد و مذاکرات ایران و آمریکا به صلح نینجامد، ممکن است ترکیه وارد جنگ علیه اسرائیل شود». چرا که به گفته فیدان وزیر خارجه این کشور «اسرائیل پس از ایران نمی‌تواند بدون دشمن زندگی کند و نتانیاهو به دنبال این است که ترکیه را دشمن جدید معرفی کند». این موضع‌گیری ترکیه، خود نشان‌دهنده یک رویکرد متفاوت و تا حدی مستقل از عربستان و براساس دغدغه های امنیتی ترکیه در قبال تنش‌های منطقه‌ای است. حال باید دید که آیا اقدام پاکستان در همراهی با عربستان، با سیاست خارجی مستقل ترکیه همسو است یا خیر. این شکاف احتمالی در سیاست خارجی آنکارا و اسلام‌آباد، می‌تواند بر همگرایی‌های منطقه‌ای تأثیر بگذارد.

چین به عنوان یک شریک استراتژیک جامع برای پاکستان، نقشی محوری در تعیین مسیر سیاست خارجی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی اسلام‌آباد ایفا می‌کند. ابعاد گسترده همکاری‌های دوجانبه، به ویژه از طریق کریدور اقتصادی چین- پاکستان (CPEC)، منافع استراتژیک و اقتصادی عمیقی را برای پاکستان به ارمغان آورده است. در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، چین با اتخاذ رویکردی مبتنی بر منافع متقابل، منافع اقتصادی خود، مقابله با نفوذ قدرت‌های رقیب و حفظ ثبات منطقه‌ای، از تجاوز نظامی ائتلاف آمریکایی- اسرائیلی به ایران حمایت نمی‎کند. این همسویی استراتژیک چین و ایران، تأثیر قابل‌توجهی بر محدودیت‌های عملیاتی پاکستان در اتخاذ سیاست خارجی مستقل برجای می‌گذارد. اسلام‌آباد، برای حفظ روابط راهبردی با پکن و تضمین تداوم پروژه‌های اقتصادی حیاتی، ناگزیر به انطباق سیاست‌های خود با دیدگاه‌های چین است. هرگونه انحراف از این همسویی، می‌تواند منجر به پیامدهای نامطلوب بر روابط دوجانبه و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری‌های کلان گردد. 
جمع‌بندی

در نهایت، هرچند استقرار نیروهای پاکستانی در عربستان، نمایانگر تلاش اسلام‌آباد برای حفظ همسویی با ریاض و واشنگتن است، اما این اقدام، پاکستان را در پیچیده‌ترین توازن ژئوپلیتیکی منطقه قرار داده است. دغدغه‌های داخلی مرتبط با جمعیت شیعه و چالش جدایی‌طلبان بلوچ، در کنار نگرانی از گرایش احتمالی ایران به هند و افغانستان، ابعاد چالش‌های پیش روی پاکستان را گسترده‌تر می‌کند. همچنین، همسویی با بلوک غرب، خطر انزوای منطقه‌ای و رویارویی با واکنش‌های منفی جهان اسلام را به همراه دارد. در این میان، سیاست خارجی مستقل ترکیه و مهم‌تر از همه، وابستگی استراتژیک پاکستان به چین، که از منافع ایران در برابر تجاوز احتمالی حمایت می‌کند، لایه‌های جدیدی از پیچیدگی را به سیاست خارجی اسلام‌آباد افزوده است. بنابراین تلاش‌های پاکستان برای میانجیگری میان طرف‌های درگیر را، شاید بتوان به عنوان تلاشی برای گریز از این بن‌بست ژئوپلیتیک تفسیر کرد.