مقاومت، تنها راه پاسداری از تمدن ایرانی

دکتر محمدجعفر محمدزاده،   4050118109
مقاومت، تنها راه پاسداری از تمدن ایرانی

 

در پهنه تاریخ، همواره رویارویی‌هایی شکل گرفته که فراتر از مرزها بوده‌اند؛ جنگی نه میان دولت‌ها، که میان دو شیوه زیستن و دو نگرش به انسان و جهان.

تمدن کهن ایران ــ سرزمینی که از دوره هخامنشیان تا ساسانیان تنیده در ریشه‌های فرهنگ، آیین و خرد بوده است ــ همچنان در قامت یک جغرافیای معنوی ایستاده است؛ جغرافیایی که از تیسفون و مدائن تا سرزمین‌های جنوب و سواحل مدیترانه، ردّ روشن فرهنگ و ایمان را بر خود دارد و با فرهنگ الهی و اسلامی تقویت و در دوره‌ی پرشکوه اسلامی پایه‌گذار  اصلی این تمدن شد. 

این پهنه فرهنگی، حامل روح مردمانی است که نخستین خانه‌ها را ساختند و نخستین آبادانی‌ها را آفریدند به رام کردن دد و دام روی آوردند، آبیاری، کشاورزی و کشتی‌رانی کردند. آنگونه که در اسطوره‌ها، کیومرث نخستین شهریار را آغازگر تشکیل دولت و تمدن دانسته‌اند؛ شهریاری که بن‌مایه‌‌ی کشورش بر آبادانی و ساختن نهاده بود:

چنین گفت کایین و تخت و کلاه
کیومرث آورد و او بود شاه

در چنین بستری، مفهوم «ایستادگی» تنها یک رفتار سیاسی نیست، بلکه ریشه در تاریخ و جان جمعی یک ملت دارد؛ ملتی که تاکنون دانسته و آگاهانه در مسیر ماندن و بودن قدم گذاشته است.

این فرهنگ تمدنی از هزاران سال پیش، به گواه اسطوره، همیشه بوده و در برابر مهاجمان ایستاده است؛ ایستادگی‌ای که شاعران، آن را در سخت‌ترین تصویرها روایت کرده‌اند. ملک‌الشعرای بهار می‌گوید:


دو رویه زیر نیش مار خفتن
سه پشته روی شاخ مور رفتن

و تا بدانجا پیش می‌رود که همه سختی‌ها را به جان می‌خرد و اندکی  زیر بار زور سر خم نمی‌کند:

برهنه زخم‌های سخت خوردن
پیاده راه‌های دور رفتن
و بالاخره: 
به نزد من هزاران بار بهتر
که یک جو زیر بار زور رفتن

این بدان معنی است که در نگاه تمدنی و فرهنگی ما تحمل همه‌ی رنجها و سختی‌ها بهتر از آن است که ذره ای از کرامت خود بگذریم و یا در برابر ستم بیدادگران سر خم کنیم.

در این نگاه، ایستادگی نه جنگیدن، که پاسداری از چراغی است که هزاران سال روشن مانده؛ چراغی که نامش «تمدن» است.