دیپلماسی یا دیکته؟!

رضاحمیدی، گروه سیاسی الف،   4050115045 ۱۲ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۳ تکراری یا غیرقابل انتشار
دیپلماسی یا دیکته؟!

در هنگامه‌ای که ترازوی قدرت در جهان بر مدار شتابی کم‌سابقه در نوسان است، هر سخن و هر سطر از سوی کارگزاران پیشین و کنونی، نه صرفاً اظهار نظری فردی، بلکه بازتابی از تصویری است که از یک ملت در آیینه جهان نقش می‌بندد. از این‌رو، طرح برخی پیشنهادها درباره نسبت ایران با ایالات متحده، آن‌هم در بزنگاهی چنین حساس، شایسته درنگی ژرف و واکاوی‌ای مسئولانه است.

چگونه می‌توان از «پیمان عدم تجاوز» سخن گفت، در حالی که کارنامه طرف مقابل، مشحون از نقض عهدها و خروج‌های یک‌جانبه از توافقات است؟ بر کدام مبنای عقلانی، محدودسازی ظرفیت‌های راهبردی یا واگذاری اهرم‌های فشار، آن هم در اوج نیاز و در متن تقابل، به‌عنوان راه‌حل پیشنهاد می‌شود؟ آیا این رویکرد، برآمده از واقع‌نگری است یا امتداد خوش‌بینی‌ای که پیش‌تر آزموده و بی‌حاصل مانده است؟

مسئله، فراتر از یک اختلاف سلیقه سیاسی است؛ اینجا سخن از نسبت «میدان» و «دیپلماسی» است، از پیوند میان واقعیت‌های سخت و روایت‌های نرم. ملتی که بهای ایستادگی را در عرصه‌های گوناگون پرداخته و در لحظات سرنوشت‌ساز، پشتوانه‌ای استوار برای کشور بوده است، سزاوار آن است که ثمره این پایداری در قالب تصمیماتی مبتنی بر عزت، حکمت و تجربه متجلی شود، نه در قالب نسخه‌هایی که بوی واگذاری می‌دهد.

افزون بر این، طرح چنین دیدگاه‌هایی در مجامع و رسانه‌های بین‌المللی، این پرسش بنیادین را برمی‌انگیزد که این صدا، ترجمان منافع ملی است یا پژواکی از انتظارات بیرونی؟ مرز میان «تعاملِ مقتدرانه» و «انفعالِ پرهزینه» کجاست و چه کسی آن را ترسیم می‌کند؟

تاریخ، بی‌تردید، درباره این بزنگاه داوری خواهد کرد؛ اما پیش از داوری تاریخ، این افکار عمومی است که حق دارد بداند مسیر پیش‌رو، بر کدام منطق استوار است. در چنین لحظاتی، شفافیت، صداقت و پاسخگویی، نه یک فضیلت، بلکه ضرورتی گریزناپذیر برای صیانت از اعتماد ملی است.