تا پیش از جنگ تحمیلی سوم (که اکنون در متن آن هستیم) گمان میکردم کسانی چون: شیرین عبادی، نرگس محمدی، جعفر پناهی، محسن مخملباف و ... فقط بردههای فکری آمریکا و غرب هستند و به دلیل همین بردهگی، مواضع ضد ایرانی میگیرند و از حملهی آمریکا به ایران، حمایت و خوشحالی میکنند.
ماهیت برده چیست؟ پیروی بیچون و چرا و بی مزد و مواجب از ارباب و صاحب اختیار. هرچه ارباب و صاحب اختیار فرمان میدهد، برده باید بگوید چشم.
برده در شرایط و وضعیتی ناگزیر و بدون رضایت و اختیار خود، به اسارت در میآید، خرید و فروش میشود و هر کس که برده را میخرد، همانند یک ابزار با او رفتار میکند. انسانیت و مقام انسانیاش را به هیچ میگیرد. در روزگار امروز، شاهد انواع برده هستیم. بردههای جنسی، بردههای اقتصادی، بردههای رسانهای و ... این بردهها، عموما قابل ترحماند. چون یا به ناگزیر در چنین وضعیتی گرفتار شدهاند، یا همچون بردههای رسانهای به خاطر نادانی، یا تعصب کور و یا تصلب جاهلانه نسبت به یک ایدهئولوژی سیاسی و یا غیر سیاسی، فکر و ارادهی خود را در اختیار رسانه میگذارند و به فرامین رسانه ( که نقش ارباب و مالک فکری و عاطفی آنها را دارد) چشم و گوش بسته ایمان میآورند و عمل میکنند. بنا بر این همانطور که نوشتم این گروه از بردهها ترحمانگیز و قابل دلسوزی هستند.
اما این روزها ( و در میانهی این جنگ تحمیلی و ناجوانمردانه که دو قدرت شیطانی آمریکا و اسرائیل بر ملت و کشور عزیز ایران تحمیل کردهاند) دریافتم که اشتباه میکردهام. امثال کسانی که در بالا نام بردم، تنها بردهی فکری آمریکا و غرب نیستند. آنها مزدور آمریکا نیز محسوب میشوند. چرا که رسما و بدون شرم و خجالت و بدون پنهانکاری، برای آمریکا مزدوری میکنند. البته با چاشنی خوشرقصیهای تهوعآور.
در فرهنگ عمومی همه کشورها و در طول تاریخ، مزدور به کسی میگویند که در ازای انجام کاری (هر کاری، غیر اخلاقی، غیر انسانی و ...) مزد میگیرد. چه مزد مادی و چه مزد معنوی. البته که برای یک مزدور، عموما مزد مادی اولویت دارد.
در فرهنگ جهانی، و در نزد ملتهای با شرافت، اگر بردهها قابل ترحماند و دلسوزی دیگران را برمیانگیزند، کسانی که (بویژه در زمان جنگ) علیه مردم وطن و برای دشمن مزدوری میکنند، به شدت منفور، مطرود، زشت رو، سیاه باطن و مستوجب سختترین مجازاتها هستند.
