از کدام علم دفاع می‌کنید؟ از علمی که غزه را خاکستر کرد!

  4050113030 ۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

مرکز بررسی مسائل فرهنگی هاتف خطاب به رئیس دانشگاه تهران نوشت: از کدام علم دفاع می‌کنید؟ از علمی که غزه را خاکستر کرد، یا از دانشگاه‌های تحت حمایت آل‌سعود و آل‌نهیان؟

 

به گزارش مهر به نقل از مرکز بررسی مسائل فرهنگی هاتف، این مرکز در بیانیه ای نوشته است:

نامهٔ رئیس دانشگاه تهران به وزیر علوم با امضای ۱۵ دانشگاه برتر کشور، حاوی درخواستی است: نیروهای مسلح از حمله به دانشگاه‌های منطقه خودداری کنند تا حرمت نهاد مقدس علم فرونهاده نشود.

در ظاهر، سخن از پاسداشت «علم» و «دانشگاه» است. اما پرسش اینجاست: از کدام علم؟ از کدام دانشگاه؟

علمِ غرب؛ پیوند ناگسستنی با استعمار و جنایت

آیا علم جدای از سیاست و اقتصاد بوده است؟ تاریخ می‌گوید هرگز. آنچه امروز به نام «علم مدرن» در دانشگاه‌های غرب تولید می‌شود، در بستر استعمار، برده‌داری، جنگ‌های جهانی و بعداً امپریالیسم آمریکایی رشد کرده است. آمریکا کشوری که ۳۰۰ سال از عمرش نمی‌گذرد، نزدیک به ۲۷۰ سال آن را در جنگ، کودتا و مداخله‌ی نظامی در سراسر جهان سپری کرده است. دانشگاه‌هایش –از MIT تا دانشگاه‌های آیوی لیگ– بودجه‌های کلانی از پنتاگون دریافت می‌کنند تا الگوریتم‌های جنگ، سلاح‌های دقیق‌زن و فناوری‌های نظارت جمعی را طراحی کنند.

همین علم، امروز در غزه به بمب‌های سنگرشکن بدل شده که دانشگاه‌های اسلامی غزه را با استادان و دانشجویانشان یک‌یک منهدم می‌کند. علمی که در ظاهر «جهان اول» و «توسعه‌یافته» خوانده می‌شود، در عمل دست‌گاهی برای بازتولید سلطه و نسل‌کشی است.

دانشگاه‌های منطقه؛ در خدمت کدام حرمت؟

اما بخش دوم نامه، ناظر به «دانشگاه‌های منطقه» است. سؤال اینجاست: این دانشگاه‌ها کدام‌اند؟ دانشگاه‌های تحت نظارت آل‌سعود در ریاض، دانشگاه‌های وابسته به آل‌خلیفه در منامه، یا دانشگاه‌های لوکس امارات زیر سایه آل‌نهیان؟

همان دانشگاه‌هایی که بودجه‌های هنگفتشان از محل فروش نفت و همکاری‌های امنیتی‑نظامی با غرب تأمین می‌شود. همان دانشگاه‌هایی که میزبان شعبه‌های دانشگاه‌های آمریکایی و اسرائیلی هستند و در آنها، نقدی بر صهیونیسم یا نقش غرب در جنایات منطقه راه ندارد. آیا حرمت این دانشگاه‌ها، حرمت علم است یا حرمت نظمی که سلطهٔ غرب و متحدان منطقه‌ای‌اش را تثبیت می‌کند؟

علم به‌مثابه متن مقدس؛ نقدی بر خودمان

و اما بخش سوم که کمتر به آن پرداخته می‌شود: ما خودمان در ایران، سال‌ها همین علمِ غربی را سطر به سطر، بی‌آنکه پیوندهای ساختاری آن با استعمار و سلطه را واکاوی کنیم، همچون متنی مقدس تدریس کردیم. «تمدن غرب» را الگوی پیشرفت نامیدیم، بدون آنکه بپرسیم این تمدن بر استخوان‌های کدام ملت‌ها بنا شده است. امروز که ناگهان به فکر «حرمت دانشگاه‌های منطقه» افتاده‌ایم، آیا پرسش از این علمِ مسلط را فراموش نکرده‌ایم؟

اگر راست می‌گوییم، باید میان علمِ آزادی‌بخش و علمی که در خدمت سلطه و جنایت است، مرز قائل شویم. باید از دانشگاه‌های غزه که نه تنها بمباران شدند، بلکه توسط سکوت نهادهای علمی جهان به فراموشی سپرده شدند، یاد کنیم. باید از دانشگاه‌هایی که در کشورهای همسایه، به جای تولید علم نقاد، به کارویژه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به رژیم‌های استبدادی منطقه تبدیل شده‌اند، انتقاد کنیم.

به جای نتیجه

نامهٔ اخیر روسای دانشگاه‌های ایران، اگر فرصتی برای بازاندیشی در معنای «علم» و «حرمت دانشگاه» باشد، مغتنم است. اما اگر تنها به درخواستی امنیتی خلاصه شود و از نقد ساختارهای علمی سلطه‌گر غافل بماند، نه تنها به عمق مسئله نپرداخته، بلکه پرسش‌های بزرگتری را بی‌پاسخ گذاشته است: چرا تا پیش از این، در برابر جنایت علمی‑نظامی غرب در فلسطین سکوت بود؟ چرا دانشگاه‌های منطقه، که خود بخشی از سازوکار سلطه‌اند، شایستهٔ حرمت شمرده می‌شوند، اما دانشجویان و استادان غزه در میان همان سکوت، جان باختند؟

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای نامه‌های شعاری، به بازتعریف نسبت خود با «علم» و «دانشگاه» بپردازیم؛ علمی که نه در خدمت سلطه، که در مسیر عدالت و آزادی حرکت کند.