لطفاً دقیق تر باشید جناب عبدالحمید

محسن سلگی، گروه سیاسی الف،   4050111010 ۱۱۵ نظر، ۰ در صف انتشار و ۶۲ تکراری یا غیرقابل انتشار
لطفاً دقیق تر باشید جناب عبدالحمید

در روزهای اخیر، سخنان مولوی عبدالحمید، امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. ایشان با انتقاد از بی‌توجهی به مطالبات مردمی، توقف جنگ را در گرو تن‌دادن به خواسته‌های ملت دانسته‌اند. در این یادداشت، ضمن خلاصه‌ای از نکات کلیدی سخنان ایشان، به بررسی و نقد این دیدگاه‌ها با توجه به واقعیت‌های میدانی و تحولات منطقه‌ای می‌پردازیم.

مولوی عبدالحمید با نادیده‌گرفتن حضور شگفت مردم(حضوری که در تاریخ جهانی جنگ‌ها بی‌سابقه و بی‌مثال بوده است) تأکید کرده‌ که جنگ به‌سبب عدم رضایت مردم رخ داده است! در ادامه در موضعی عجیب‌تر، راهکار اساسی برای "توقف جنگ" و حل مشکلات کشور را تعدیل در سیاست‌های داخلی و خارجی، کاهش تنش‌ها، و توجه جدی به آزادی‌های سیاسی، بیان، عدالت اجتماعی و حقوق اقشار مختلف جامعه دانسته است. 

نقد و تحلیل

با وجود آنکه تأکید بر خواست مردم و اهمیت جلب رضایت عمومی، امری بنیادین و حیاتی در هر جامعه‌ای است، اما طرح این دیدگاه‌ها در بستر کنونی منطقه و جهان، نیازمند بررسی دقیق‌تر و پرهیز از ساده‌انگاری است.

نخست این پرسش مطرح می‌شود که آیا صرف "حضور مردم" یا "تن‌دادن به خواسته‌هایشان" (به شکلی که در سخنان ایشان تلویحاً بیان شده) می‌تواند تضمین‌کننده توقف جنگی باشد که ریشه‌ها و ابعاد پیچیده‌ای دارد؟ به عنوان مثال، در مورد جنگ اخیر یمن، شاهد بودیم که اکثریت قاطع مردم یمن (حامی انصارالله) مورد تهاجم قرار گرفتند. همچنین، مردم غزه که اکثریت قاطعشان حامی حماس هستند، همچنان پس از آتش‌بس نیز مورد تهاجم قرار می‌گیرند. این مثال‌ها نشان می‌دهند که صرف حمایت مردمی یا خواست عمومی، لزوماً مانع تجاوز خارجی نمی‌شود، خصوصاً زمانی که منافع قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی در میان باشد.

دوم، بحث "زمان‌شناسی" و "آناکرونیسم" در سخنان ایشان قابل تأمل است. اشاره به "کاهش تنش‌ها" و "تنش‌زدایی" در شرایطی که منطقه شاهد تنش‌های بی‌سابقه و جنگی گسترده بوده و مردم عزیز ایران در میانه‌ی جنگی تحمیلی و ظالمانه‌اند، و در فضایی که دیگر دوران "اوباما و توافق برجام" (سال ۹۲) سپری شده و معادلات قدرت منطقه‌ای تغییر کرده است، با واقعیت‌ و واقع‌بینی همخوانی ندارد. تمرکز بر راهکارهای دیپلماتیک در جای خود، امری مثبت است، اما نادیده گرفتن واقعیت‌های امنیتی و تغییر موازنه قدرت در منطقه، این راهکارهای دیپلماتیک را نیز ناکارآمد خواهد کرد.

سوم، مغالطه‌ای که در خصوص نقش مردم در توقف جنگ مطرح کردند. این پرسش که "چگونه با حضور مردم جنگ تمام می‌شود؟" پاسخی روشن در سخنان نیست. حتی اگر ۱۰۰ درصد مردم یک کشور، از جمله خود سخنران و یارانش، به طور مداوم در خیابان‌ها حضور یابند و از نظام یا موضعی خاص حمایت کنند، این لزوماً به معنای پایان جنگی نیست که ابعاد خارجی و منطقه‌ای دارد و منافع قدرت‌های دیگر در آن دخیل است. جنگ‌ها بازی‌های پیچیده‌ای هستند که صرفاً با اراده داخلی یک ملت، بدون در نظر گرفتن دینامیک‌های قدرت داخلی و خارجی، خاتمه نمی‌یابند.

فرجام

در حالی که شنیدن صدای مردم و توجه به مطالبات آن‌ها، ستون فقرات هر نظام مشروع و پایدار است، اما تحلیل و مواجهه با بحران‌های امنیتی و جنگ‌ها، نیازمند درک عمیق‌تر از پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی، موازنه قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، و واقعیت‌های میدانی است. صرف اتکا به "خواست مردم" بدون در نظر گرفتن این عوامل، ممکن است در عمل، راهگشای مشکلات نباشد و به تعبیری، دچار "زمان‌نشناسی" و "آناکرونیسم" گردد. بنابراین، در کنار پیگیری مطالبات داخلی، لازم است راهکارهای واقع‌بینانه‌تری برای مدیریت و پایان بحران‌های امنیتی، با در نظر گرفتن منافع ملی و اولویت‌های واقعی کشور، اتخاذ شود.

واقعیت و واقع‌گرایی آن است که اگر ایران بمب اتم داشت، مورد هجوم و ترور وسیع قرار نمی‌گرفت. و حتی اگر فرض کنیم ۱۰۰ درصد مردم ار نظام ناراضی بوده‌اند، رژیم آمریکا و رژیم صهیونی برای رضایت مردم یا ناراضی‌بودن آنها دست به تعرض نزده‌اند، بلکه آنها دشمن همین مردم و ایران قوی بوده و با تحریم و جنگ، سعی در نابودی این خاک داشته‌اند.

 از ایشان انتظار می‌رود همچون زمان‌هایی که به‌حق دشمنان را محکوم کرده‌اند، این‌بار نیز چنین کرده و چشم را بر همراهی قاطبه مردم با نظام نبندند. همچنین به‌عنوان شرط انصاف یا دیدن وسیع‌تر ماجرا اشاره کنند که توطئه موساد نقش تعیین‌کننده یا دست‌کم نقشی در ناآرامی‌های دی‌ماه به‌عنوان مقدمه تعرض نظامی به کشورش داشته است.