شناخت ایرانیان، سهلِ ممتنع!

اکبر نبوی، گروه سیاسی الف،   4050109052 ۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۴ تکراری یا غیرقابل انتشار
شناخت ایرانیان، سهلِ ممتنع!

۱ـ شناخت ملت ایران سهلِ ممتنع است. به ظاهر خیلی آسان می‌توان ایرانیان را شناخت، اما در بزنگاه‌ها و موقعیت‌های ویژه، مردم ایران رفتار و کنشی غیرقابل پیش‌بینی از خود نشان می‌دهند. تازه در چنین مواقعی‌ست که روشن می‌شود بسیاری از تصورات و تحلیل‌هایی که در باره‌ی این ملت نوشته و گفته شده، تا چه اندازه نادرست بوده و راه به خطا برده است. 

کسانی می‌توانند ایران و ایرانی را (تا اندازه‌ای) درست و واقعی بشناسند که ایران را با همه‌ی ابعادش زیسته باشند. مشاهده‌های میدانی، روایت‌ها، گزارش‌ها، تحلیل‌ها، گزارش‌ها، کتاب‌های تاریخی، فیلم‌های مستند و غیر مستند و ... و هر آنچه در باره‌ی این کشور و این ملت نوشته یا ساخته شده است، دست بالا می‌توانند بخش‌ها و گوشه‌های اندکی از ویژه‌گی‌ها و جان سیال و روح نهفته‌ی مردم ایران را بازتاب دهند.

۲ـ مولفه‌های شکل دهنده‌ی باطن و سرشت ملت ایران (روح ایرانی) متنوع و متکثر است. بخشی از این مولفه‌ها به تجربه‌های تاریخی ایرانیان مربوط می‌شود. تجربه‌های تلخ و مکرری از تجاوز و تعدی اقوام مهاجم، تجربه‌هایی از نیرنگ و تزویر قدرت‌های استعماری غرب برای استیلا بر ایران و غارت منابع ملی کشور. و... تراکم و پیوستگی این تجربه‌ها، مفهوم و باور برانگیزاننده‌ی «سرنوشت مشترک ملی» را در وجدان جمعی ایرانیان پدید آورده، در ناخودآگاه تاریخی، فرهنگی و هویتی ملت ایران ذخیره کرده و به ذخایر «ژن ملی» این ملت افزوده است.

۳ـ از میان مولفه‌های متکثر وشکل دهنده‌ی «روح ایران و ایرانی» به یک مولفه بسنده می‌کنم. و آن، ممزوج شدن ایران و ایرانیان، با طبیعت ایران است.

ایران کاملا با طبیعت‌ و جغرافیای طبیعی‌اش درآمیخته است. با کویرش، با البرز و زاگرس‌ش، با کاسپین و خلیج فارس‌ش، با جنگل‌های‌اش و با مزارع و باغ‌ها و بوستان‌های‌اش. این درآمیختگی محصول یک تاریخ و زیست چند هزار ساله است. هر بخش از جغرافیای طبیعی ایران، یک پاره از روح و جان میهن را جلوه‌گر می‌سازد. پاره‌هایی به ظاهر جدا از هم، اما در سرشت و باطن، در هم پیوسته که در یک فرآیند تاریخی و تکاملی، کاملا با هم ممزوج شده‌اند و این امتزاج را عقلانیتی انباشته از تجربه‌های زیسته، مدیریت و هدایت می‌کند.

ملت ایران همچون کویر، آرام، صبور، عاقل و دوراندیش است. 

همچون باغ‌ها و بوستان‌های‌ غنوده در جای جای این سرزمین، در رویش و بالنده‌گی پیوسته است. دستی بخشاینده و دلی نرم و مهربان دارد. 

همچون دماوند و دنا و سبلان و شیرکوه و تفتان، با صلابت و استوار است. طوفان سهمگین حوادث نمی‌تواند قامت‌اش را خمیده کند. مقاومت، خونی پیوسته جاری در رگ‌های اوست. 

همچون جنگل‌های دامنه‌ی البرز و دامنه‌ی زاگرس، رازآمیز، هزارتو، در دسترس و در عین حال، دیریاب است. 
همچون دریا، پاک و سیال است. آرام و در مواقع خوف و خطر، پرخروش و با امواج بلند و سهمگین.

کسانی که فارغ از سایر مولفه‌های هویتی و ملی ایرانیان، تنها به یک بخش از این ویژه‌گی‌های پنج گانه توجه می‌کنند، در تنظیم رفتارها و سیاست‌های‌شان در باره‌ی ملت و کشور ایران دچار سوءتفاهم می‌شوند و عمدتا برای خود گرفتاری پدید می‌آورند. جنگ تحمیلی فعلی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، یکی از نشانه‌های آشکار عدم شناخت ایرانیان، از سوی این دو قدرت شیطانی‌ست.