تناقض‌گویی ترامپ و مه آلودسازی جنگ

محمد حسین آزادی،   4050104062 ۳ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
تناقض‌گویی ترامپ و مه آلودسازی جنگ

 

دونالد ترامپ با بیش از ۹۰ پیام متناقض در تروث سوشال، استراتژی مه‌آلودسازی جنگ با ایران را در پیش گرفته است؛ روایت‌های متناقض او -از نابودی ۱۰۰ درصدی توان نظامی ایران تا ادعای مذاکره‌ای که هرگز رخ نداده- نه‌تنها اعتبار واشنگتن را بیش از پیش تضعیف کرده، بلکه «حقیقت» را به نخستین قربانی این نبرد بدل ساخته است.


در عصری که مرزهای میدان نبرد از خاکریزهای فیزیکی فراتر رفته و به فضای دیجیتال گسترش یافته است، رسانه‌های اجتماعی به سلاحی استراتژیک در زرادخانه قدرت‌های جهانی تبدیل شده‌اند. جنگ کنونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، نمونه‌ای بارز از این تحول است؛ جایی که توییت‌ها، پست‌های تروث سوشال و محتوای وایرال‌شده، هم‌پای موشک‌های بالستیک، سرنوشت تحولات را رقم می‌زنند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با انتشار بیش از ۹۰ پست از ابتدای این جنگ (۹ اسفند)، در پلتفرم اختصاصی خود، تروث سوشال، روند بی‌سابقه‌ای از عملیات رسانه‌ای را به نمایش گذاشته است، روندی که با تناقضات آشکار در پیام‌رسانی همراه بوده و ابهامات استراتژیک جدی را در سطح بین‌المللی ایجاد کرده است.او از این تریبون نه به عنوان یک ابزار اطلاع‌رسانی فرعی، بلکه به مثابه سکوی اصلی فرماندهی جنگ و عملیات روانی استفاده کرده است. کارشناسان معتقدند این استراتژی بخشی از یک الگوی بزرگ‌تر در جنگ‌های مدرن است. پروفسور دیوالت ونتر می‌گوید: «امروز هر جنگ بزرگی با کشمکشی موازی برای شکل‌دهی به روایت‌ها، کنترل ادراک و تأثیرگذاری بر افکار عمومی همراه است. رسانه‌های اجتماعی به یکی از میدان‌های اصلی نبرد تبدیل شده‌اند».


در چنین فضایی، کنترل روایت‌ها به اندازه کنترل قلمرو جغرافیایی اهمیت یافته و رهبران سیاسی از رسانه‌های اجتماعی نه صرفاً برای اطلاع‌رسانی، بلکه برای شکل‌دهی به ادراک عمومی استفاده می‌کنند. این شیوه یعنی استفاده از رسانه‌های اجتماعی به عنوان ابزار نظامی، مورد انتقاد برخی پژوهشگران قرار گرفته است.

دکتر تاین مونک، پژوهشگر دانشگاه ناتینگهام ترنت، هشدار می‌دهد که این شیوه ارتباطی، وضوح دیپلماتیک را تضعیف می‌کند: «دیپلماسی سنتی بر مذاکره، سیگنال‌دهی محتاطانه و ارتباط دقیق استوار بود... اما رسانه‌های اجتماعی به سرعت، تحریک و شدت عاطفی پاداش می‌دهند. زمانی که رهبران سیاسی از این مسیر برای ارتباطات رسمی استفاده می‌کنند، تأکید از «توضیح» به «تأثیرگذاری» تغییر می‌یابد و این امر می‌تواند خطر سوءتفاهم و تشدید درگیری‌ها را افزایش دهد.»دونالد ترامپ در دوران دوم ریاست‌جمهوری خود، پلتفرم «تروث سوشال» را به کانال اصلی اعلام مواضع استراتژیک تبدیل کرده است.

در جریان درگیری با ایران، او بارها از این فضا برای انتشار پیام‌هایی با ادبیات تهاجمی و ادعاهای قاطع بهره برده است. برای نمونه، ترامپ در پستی در ۱۲ اسفند ادعا کرد که ذخایر مهمات آمریکا «عملاً نامحدود» است. این در حالی است که گزارش‌های میدانی و تحلیل‌های اطلاعاتی، تصویری پیچیده‌تر از توانایی‌های نظامی ایران و محدودیت‌های لجستیکی آمریکا و اسرائیل ارائه می‌دهند.


اما مسئله فراتر از لحن تهاجمی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که پیام‌های ترامپ درباره ایران مملو از تناقضات آشکار است. در یک نمونه برجسته، ترامپ حمله اسرائیل به میدان گازی «پارس جنوبی» ایران را محکوم کرد و ادعا نمود که «ایالات متحده از این حمله خاص هیچ اطلاعی نداشت»، در حالی که گزارش وال‌استریت ژورنال به نقل از مقامات آمریکایی تأیید می‌کند که ترامپ از این حمله مطلع بوده و از آن حمایت کرده است.

ترامپ پیش از این وقتی درباره مدرسه میناب از او پرسیده شد که توسط موشک کروز تاماهاک آمریکایی مورد اصابت قرار گرفته، ایران را مقصر دانست و گفت همانطور که می‌دانید، آنها در مهماتشان بسیار غیردقیق هستند! و آن‌ها از این موشک‌ها دارند. این در حالی است که او پیش از این گفته بود هیچکس جز آمریکا از این نوع موشک‌ها ندارد. گفته‌های او در این باره با حقیقت‌یابی رسانه‌ها که آمریکا را مسئول حمله می‌دانند تناقض آشکار دارد.از دیگر تناقض‌گویی‌ها، توصیف همزمان ایران به عنوان «کشوری کاملاً شکست‌خورده» و در عین حال «تهدیدی پایدار» است.

ترامپ در چندین پست متوالی ادعا کرده است: «ما ۱۰۰ درصد توانایی نظامی ایران را نابود کرده‌ایم» و «نیروی دریایی و هوایی ایران از بین رفته است». اما در همان توالی زمانی، او هشدار داده که ایران هنوز توانایی ارسال پهپاد یا موشک‌های کوتاه‌برد را دارد و هرگونه مداخله در تنگه هرمز با پاسخ فوری آمریکا مواجه خواهد شد!

علاوه بر این، عملکرد نظامی ایران در میدان جنگ از جمله حملات متعدد به مراکز نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه، رهگیری جنگنده اف ۳۵ برای نخستین بار در جهان و حمله شدید به شهر دیمونای اسرائیل، بی‌اساس بودن ادعای ترامپ در خصوص نابودی قدرت نظامی ایران را اثبات کرده است. موضوعی که بارها دستمایه تمسخر او از سوی کارشناسان و کاربران شده است. این دوگانگی، در گزارش شبکه ای‌بی‌سی نیوز نیز بازتاب یافته است: «پیام‌رسانی ترامپ ایران را هم نابودشده و هم تهدیدی مستمر نشان می‌دهد، اغلب در یک بازه زمانی واحد!».تناقض دیگر در مواضع ترامپ درباره نقش متحدان آمریکا مشاهده می‌شود.

ترامپ در یک پست با قاطعیت اعلام کرد: «ما به کمک هیچ‌کس نیاز نداریم!» اما ساعاتی بعد، از متحدان خواست تا «برای بازگشایی تنگه هرمز قدم بردارند» و حتی ادعا کرد که «بسیاری از کشورها ناوگان جنگی ارسال خواهند کرد». این در حالی است که سران این کشورها صراحتاً از پذیرش این درخواست امتناع کردند.دوشنبه سوم فروردین نیز بارزترین نمونه تناقض‌گویی ترامپ در ادعای مذاکره با ایران بروز کرد.

او که پیش از این گفته بود «کسی در ایران برای گفتگو باقی نمانده» و در پیام دیگری مدعی شده بود «هیچ توافقی با ایران وجود نخواهد داشت مگر تسلیم بی قید و شرط» در تروث سوشال نوشت که آمریکا و ایران «گفتگوهای بسیار خوب و پرباری» برای حل کامل خصومت‌ها داشته‌اند! بلافاصله پس از این ادعا، منابع مختلف سیاسی و رسانه‌ای ایران از جمله وزارت امور خارجه، رئیس مجلس و سپاه پاسداران آن را تکذیب و تأکید کردند که با این جنگ روانی، نه تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازخواهد گشت و نه صلحی در بازارهای انرژی برقرار خواهد شد.


این ناهماهنگی در پیام‌رسانی، بازتابی از شکاف‌های درونی در ائتلاف جمهوری‌خواهان نیز هست. چهره‌های تأثیرگذاری مانند تاکر کارلسون و مرجری تیلور گرین نیز به‌طور علنی با ادامه جنگ مخالفت کرده و ترامپ را به «خیانت به وعده‌های انتخاباتی» متهم نموده‌اند. جو کنت، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا نیز در اعتراض به این جنگ استعفا داد و در نامه خود نوشت ایران «هیچ تهدید قریب‌الوقوعی» برای آمریکا نداشته و جنگ «به دلیل فشار اسرائیل و لابی قدرتمند آن در آمریکا» آغاز شده است.

نیویورکر در یادداشتی با اشاره به تناقض‌های گسترده در بیان دلایل و اهداف جنگ می‌نویسد ترامپ و مشاوران چاپلوسش به بداهه‌گویی روی آورده‌اند و توجیهات متناقضی ارائه می‌دهند. همین موضوع باعث گسترش انتقاد رسانه‌ها شده، امری که خوشایند ترامپ و همراهانش نیست و تهدید رسانه‌ها را در پی داشته است. دیوید رمنیک در این یادداشت می‌نویسد «تلخ‌ترین طنز آن است که رئیس‌جمهوری که با زبان رهایی‌بخشی با مردم ایران سخن می‌گوید، آزادی مطبوعات را در کشور خودش تهدید می‌کند» و نتیجه‌گیری می‌کند که «حقیقت» نخستین قربانی جنگ ترامپ است.سی‌ان‌ان نیز در گزارشی به قلم دنیل دیل، با انتقاد از تیم رسانه‌ای کاخ سفید می‌نویسد آن‌ها افراد چاپلوسی هستند که هر اظهارنظری ولو گفته‌های کاملاً اشتباه از سوی ترامپ را با مضمون «ترامپ درست می‌گوید» تأیید می‌کنند چرا که او تعریف و تمجید را دوست دارد.


دانیل کورتزلبن، خبرنگار ان.پی.آر در کاخ سفید نیز در گفتگویی به این تناقض‌گویی‌ها اشاره کرده و گفته ترامپ بارها دلیل حمله به ایران را تغییر داده و اخیراً گفته هدفش حفاظت از کشورهای منطقه در برابر ایران و همینطور بازگشایی تنگه هرمز است! در حالی که پیش از این جنگ اصلاً چنین تهدیدهایی وجود نداشت! این خبرنگار می‌گوید، ترامپ از سویی می‌نویسد در حال بررسی «کاهش» حملات به ایران است، زیرا به گفته او آمریکا به اهداف خود در این جنگ نزدیک شده است و از سوی دیگر، به ایران ضرب العجل می‌دهد، تفگنداران دریایی بیشتری به منطقه اعزام می‌کند و از کنگره‌ای که در جریان این جنگ نبوده، درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه می‌کند! او ادامه می‌دهد از دیگر تناقضات ترامپ، برداشتن تحریم نفتی کشوری است که با آن در حال جنگ است.

کورتزلبن دلیل این تناقضات را فشار افکار عمومی آمریکا بر ترامپ می‌داند چرا که بسیاری از آمریکایی‌ها با این جنگ موافق نیستند و فشارهای اقتصادی نیز رفته رفته به این نارضایتی عمومی دامن زده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که این سبک حکمرانی مبتنی بر نمایش رسانه‌ای، به‌ویژه در شرایط درگیری فعال، می‌تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد.

پائولو فون شیراخ، رئیس مؤسسه سیاست جهانی، در گفت‌وگو با الجزیره تأکید می‌کند: «ترامپ بسیار سریع نظر خود را تغییر می‌دهد و پیش‌بینی گام بعدی او در جنگ علیه ایران دشوار است».

به نظر می‌رسد ترامپ در رابطه با جنگ ایران در باتلاقی گرفتار شده که هر چه روزهای جنگ بیشتر می‌شود پیامدهای گسترده‌تری برای او در ابعاد نظامی، اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی دارد. به همین دلیل، او برای حفظ و تقویت موقعیت سیاسی خود، فریب دیگران و کنترل بازارهای اقتصادی اقدام به انتشار «دروغ‌های بزرگ» می‌کند. دروغی آن‌قدر بزرگ و وقیحانه که باورکردنِ اینکه کسی جرأت ساختن آن را داشته باشد، دشوار است. دروغ‌هایی که در این روزها بارها از او شنیده شد.

این دروغ‌ها شامل ادعاهایی است که فاقد شواهد معتبرند، اما با عناصر توطئه‌آمیز و احساسی تقویت می‌شوند؛ قریب الوقوع بودن تهدید ایران و دستیابی‌اش به سلاح اتمی، تلاش ایران برای ارسال موشک به خاک آمریکا، حمله ایران به مدرسه میناب، محو شدن ایران از روی نقشه، چندین بار اعلان پیروزی بر ایران و درخواست ایران برای مذاکره پس از ضرب العجل ۴۸ ساعته، بخشی از دروغ‌های بزرگ ترامپ بوده‌اند.


گر چه به نظر می‌رسد پیام‌های متناقض ترامپ بازتابی از نبود برنامه منسجم و تغییر مواضع لحظه‌ای است اما می‌توان در روی دیگر سکه، پیام‌های او را بخشی از کارزار عملیات روانی آمریکا دانست، او در پی «مه آلود ساختن» فضای جنگ است. مه جنگ فقط دید و تفکر برنامه‌ریزان نظامی را مبهم نمی‌سازد، بلکه بر ادراک سیاستمداران و عموم مردم نیز تأثیر می‌گذارد. دروغ‌های بزرگ او تلاشی برای مه آلود ساختن فضا در داخل و خارج آمریکاست.

به طور کلی، این پیام‌رسانی متناقض ممکن است در کوتاه‌مدت توجه رسانه‌ها را جلب کند، اما در بلندمدت اعتبار آمریکا و شخص ترامپ را بیش از گذشته تضعیف می‌کند. دونالد ترامپ با بهره‌گیری گسترده اما پرتناقض از رسانه‌های اجتماعی نشان داده است که چگونه می‌توان روایت‌ها را در مقیاس جهانی مدیریت کرد؛ اما همزمان آشکار ساخته که فقدان هماهنگی میان پیام‌رسانی عمومی و واقعیت‌های میدانی، می‌تواند به هزینه‌های استراتژیک جدی منجر شود. چیزی که این روزها به وضوح شاهد آن هستیم